به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در دو بخش منتشر میشود. (بخش دوم)
مــهــــــــــــــــر 1361
به ملاقات امام رفتم. راجع به مشکل حذف بیمقدمه بهره از عملکرد بانکها و اختلاف دو جریان فکری تند و سنتی در جامعه، مجلس، دولت و حزب توضیحاتی به امام دادم. ... احمدآقا آمد و راجع به کارهای صادق طباطبایی در خارج گفت و در موفقیت او در خریدهای نظامی اظهار تردید کرد.(ص259)
احمدآقا عصر آمد و متن نامههای آقای [سیدکاظم] شریعتمداری را به دادگاه انقلاب ارتش آورد که علیه ضدانقلاب است و تقاضای عفو برای [احمد] عباسی دامادش داشت که قرار شده پخش شود. راجع به مطالب دیگر هم بحث شد.(ص260)
آقای حاج معینی نجفآبادی از بازداشت دامادش شکایت داشت. از آقای[ محمدمحمدی] ریشهری پرسیدم که اطلاع داد؛ او گفت در خصوص کلاهبرداری در معامله اسلحه متهم است و قرار شد رسیدگی کنند. اخیراً گروهی به این اتهام بازداشت شدهاند.(ص261)
آقای [میرحسین] موسوی اطلاع داد که مجمع بانکها و شورای عالی اقتصاد با حذف بهره موافق است. (ص262)
عصر مهندس جواد [مادرشاهی] و حبیب [ ] که برای گرفتن اطلاعات از فردی مطلع به پاکستان رفته بودند، آمدند و مطالب جالب و مفیدی که از او گرفتهاند – درباره عملکرد کا.گ.ب و حزب توده و سیاست آینده شوروی در ایران – گزارش دادند… عصر دکتر [عبدالله] جاسبی آمد و برای شروع کار دانشگاه آزاد مشاوره کردیم.از نخست وزیرخواستم که پولی به حساب بریزد و از بنیاد مستضعفان خواستم که محلی بدهد و قرار شد که سریعاً شروع کنیم… احمدآقا آمد و راجع به مصاحبه افرادی مثل آقایان [طاهر] احمدزاده و خسرو قشقایی و [احمد] مفتیزاده مذاکره کردیم... از ایشان خواستم که از امام بخواهد، مبلغی برای بودجه دانشگاه آزاد بدهند.(ص263)
شب احمدآقا آمد و راجع به مسایل متعددی مشورت داشت. (ص265)
ظهر با آقای رئیسجمهور مهمان احمدآقا بودیم. امام هم تشریف آوردند و با ایشان نماز خواندیم و ناهار خوردیم... قبل از غذا و ضمن غذا، درباره مسائل متعددی با امام صحبت کردیم. قبل از آمدن امام و بعد از آن، خودمان درباره وضع حزب توده و خطرهای آن، ضعف سیاسی ایدئولوژیک ارتش و نیروی هوایی، ضرورت شرکت آقای خامنهای در جلسات [هیئت] دولت برای جلوگیری از بروز اختلاف بین ورزا، ... بحث کردیم.(ص267)
به دفتر رئیسجمهوری رفتم. در جلسهای با اعضای ستاد انقلاب فرهنگی، نخستوزیر و وزیر علوم در خصوص اختلافات آنها شرکت کردم. قرار شد که ضوابط را ستاد معین و وزارت علوم اجرا کند… از اداره دوم ارتش آمدند و از نفوذ انجمن حجتیه شکایت داشتند.(ص268)
احمدآقا آمد و اطلاع داد که امام یک میلیون تومان برای دانشگاه آزاد دادهاند. اعتراضاتی را که علیه آقای محمدعلی صدوقی از سوی بعضی از یزدیها شده بود، رسیدگی کرده بود و گفت که خیلی درست نیست و رفع شده است.(ص270)
شب احمدآقا آمد و خبر از برداشتن مخالفت امام با استیضاح وزیر مسکن به شرط این که مسری نباشد، داد.(ص272)
اول شب در شورای مرکزی حزب جمهوری [اسلامی] شرکت کردم. بحث درباره جایگاه روزنامه حزب بود که تحت اشراف کدام واحد حزب باشد: تبلیغات، هیئت اجرایی، شورای مرکزی یا مستقل. بحث پخته شد، اما تمام نشد.(ص273و274)
ظهر احمدآقا آمد؛ مطلب مهمی نداشت.(ص274)
آقای رئیسجمهوری آمدند و راجع به تعقیب پرونده و اطلاعات عوامل روسیه و کیفیت برخورد با قانون حفاظت کارخانهها که اخیراً متوقف شده و خبرهای دیگر بحث کردیم.(ص275)
با آقای [محمد محمدی] ریشهری در مورد پرداخت پول گرفته شده از آقای [سیدکاظم] شریعتمداری که به دستور امام، قرار بود به حزب جمهوری [اسلامی] داده شود، تلفنی صحبت کردم. معلوم شد که در مصارف دیگر منجمله دفتر تبلیغات [اسلامی] قم و خانوادههای اعدام شدگان صرف شده است. (ص276)
امروز بیشتر وقتم به مطالعه گزارشهایی که از یک منبع روسی پناهنده به غرب در مورد فعالیتهای جاسوسی روسها در ایران از طریق سفارت، کا.گ.ب و حزب توده و... رسیده است، گذشت.(ص277)
احمدآقا تلفنی خبر داد که خبرگزاریها از ازدواج مسعود رجوی با [فیروزه] دختر بنیصدر خبر دادهاند که تفسیرهای گوناگونی دارد. (ص281)
رئیسجمهور آمـدند؛ در جلسه سهشنبه نمایندگان با نخستوزیر شرکت کرده بودند، و گفتند که جو تنـدی علیه دولت بوده.(ص283)
…سپس به دفتر امام رفتم. با آقای [محمدمحمدی] ریشهری و آقای[سیدحسین] موسوی تبریزی و احمدآقا برای رسیدگی به اموالی که از بیتالمال در اختیار آقای [سیدکاظم] شریعتمداری بوده، جلسه داشتیم. قرار شد که اموال غیر منقول در اختیار شورای تبلیغات قرار گیرد و بخشی از اموال نقد (حدود سیزده میلیون ریال) با اجازه امام به حزب جمهوری [اسلامی] داده شود….آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] تلفن کرد و گفت که دادستان کل کشور پرونده انفجار نخستوزیری را به ایشان محول کرده، احتمالاً باید بعضی از افراد سطح بالای دولت به بازجویی احضار شوند. گفتم، بدون اطلاع مسئولان اصلی اقدام نکنند. این یک اقدام مهم سیاسی - قضایی است که بیاطلاع مسئولان مملکت نباید انجام شود. (ص284)
آقای [محمود] کریمی نوری سرپرست بنیاد که از طرف نخستوزیر عوض شده، آمد و گله داشت، کمی ناراحتیش را تخفیف دادم و با نخستوزیر صحبت کردم. قرار شد که فردا در مراسم تحویل و تحول مطالبی گفته شود که حیثیت و خدمات ایشان محفوظ باشد. (ص285)
آبـــــــــــان 61
احمدآقا آمد و موافقت امام را با ملاقات نمایندگان گروههای اسلامی لبنان خبر داد و راجع به شرایط صلح با عراق مذاکره کردیم. امام گفتهاند که با صدام صلح نمیکنیم ولی با شرایطی آتشبس و متارکه جنگ را میپذیریم. (ص289)
… آقای خامنهای نتیجه مذاکرات با میانجیهای کنفرانس اسلامی را درباره جنگ گفتند. معلوم شد که پیشنهاد تازهای نداشتهاند… گروهی از مجله امید انقلاب آمدند و از این که به خاطر تخلف از دستور نماینده امام تنبیه و به دایره پرسنلی معرفی شدهاند، گله داشتند؛ مقالهای علیه آیتالله [سیدابوالقاسم] خوئی و انجمن حجتیه چاپ و با وجود منع آقای [محمدرضا] فاکر جداگانه منتشر کردهاند و نزد مسئولان از آقای فاکر و آقای [محمدحسن] طاهری خرمآبادی و آقای [علی] احمدی انتقاد کردهاند. قرار شد که رسیدگی کنم.(ص290)
ضمناً امروز ناهار را مهمان آقای [محمدمهدی] ربانیاملشی همسایه مجلس بودم و درباره مدیریت بیت آیتالله منتظری بحث شد… صبح زود آقای [محمدرضا] فاکر آمد و درباره تنبیه متخلفان مجله امید انقلاب توضیحاتی داد. برای انتقال آقای [عباس] شیرازی از بازرسی کل کشور به سپاه مشورت کرد. (ص291)
… شب در دفتر امام با فرماندهان سپاه جلسه داشتیم. امام فرمودهاند که سپاه سازمان و نظم نظامی بگیرد و انضباط آهنین برقرار شود و سلسله مراتب به وجود آید. در این باره بحث کردیم و قرار شد که ابتدا زمینهسازی و سپس اقدام شود؛ لابد مخالفانی هم دارد. … احمدآقا آمد و با ایشان راجع به لزوم همکاری با مسلمانان مخلص فلسطینی و پذیرش مؤمنین آنها در ایران و دادن پایگاه تبلیغاتی به آنان صحبت کردم و قرار شد که با امام در میان بگذاریم. درباره انتخابات و جنگ هم مشاوره شد.(ص292)
احمدآقا اطلاع داد که امام وصیتنامهای در پاکت دربسته برای"من فرستادهاند؛ پشت پاکت نوشتهاند، بعد از مرگ معظمله باز شود. هم خیلی متأثر شدم و هم از اعتماد امام ممنون. آقای خامنهای گفتند که برای ایشان هم چنین پاکتی دادهاند. احمدآقا گفت که برای آقای [حسینعلی] منتظری هم نوشتهاند. لابد مطلب مهمی در آن است. (ص294و 295)
به زیارت امام رفتم. مدرسین قم و روحانیت مبارز تهران احضار شده بودند. امام نگران پایین آمدن سطح مجلس خبرگان بودند و توصیه کردند که افراد عالم عنوان دار را هم کاندیدا کنیم. سپس جلسهای تشکیل دادیم و تغییراتی در لیست کاندیداها داده شد.(ص298)
از بیت امام با نگرانی خبر دادند که فشار خون امام بالا رفته، با ناراحتی به آنجا رفتم. دکتر [حسن] عارفی حاضر بود و گفت که امام به حال عادی برگشتهاند و نگرانی رفع شده است. امام خوابیده بودند و گفتند که در سینهام احساس گرفتگی و فشار کردم و نشستم.
… به زیارت امام رفتم. از محتوای وصیتی که امانت نزد من گذاشتهاند، پرسیدم که فرمودند،کارهای شخصی ایشان است و خبر دادند که وصیت سیاسیشان را در نزدیک به سیصفحه تهیه کردهاند که هنوز امضا نشده. (ص301)
احمدآقا آمد و راجع به نظر اخیر امام که همه و دارندگان هر شغل موظفند که برای رفتن به جبهه مراجعه کنند. تا این که مٍنْ بِه الکفایه تأمین شود، صحبت شد. قرار شد که این نظریه کمی تعدیل شود تا مسئولان مشاغل حساس نروند. )ص302)
وزرای به اصطلاح تندرو آمدند و درباره حرکتهایی که علیه آنها و بند “ج” قانون حفاظت صنایع و کشاورزی میشود، حرف داشتند: آقایان بهزاد نبوی، [حسین]نمازی، [شهابالدین پروین] گنابادی، [محمد] سلامتی، [محسن] نوربخش و … (ص303)
احمدآقا آمد و راجع به این که علیه چهرههایی مثل آقایان [سیدمحمد] موسوی خویینیها و [سیدمحمد] خاتمی و ... تلاش میشود نگران بود. دیشب آقای [سیدمحمد] موسوی خویینیها هم همین مطلب را به من گفت.(ص306)
[آقای جلالالدین طاهری] امام جمعه اصفهان تلفن کرد و از عدم نیاز به خبرگان، به خاطر مشخص بودن رهبری آیتالله [حسینعلی] منتظری گفت.(ص307)
شب مسئولان سازمان حج آمدند و آقای [ابوالفضل] توکلیبینا گزارشی داد و از عملکردهای نادرست در اداره تبلیغات حج که منجر به اخراج آقای [سیدمحمد] موسوی خوئینیها شده گفت.
ظهر مهمان احمدآقا بودیم. آقای رئیسجمهور و آقای [سیدعبدالکریم] موسوی اردبیلی و آقای [محمدمهدی] ربانی املشی هم بودند. مسائل مربوط به دادگاه مبارزه با منکرات و احتمال فساد مطرح بود. (ص308)
آقای مجید انصاری آمد و اظهارات امام در مورد مسافرت هیئتی از طرف رئیسجمهوری به شوروی را برای تشییع جنازه برژنف گفت که مورد اعتراض عدهای از نمایندگان و مردم قرار گرفته است. امام فرمودهاند که اشکالی نداشته و قبل از اعزام با امام مشورت شده بود.(ص309و310 )
آقای صامت فرماندار تهران آمد. گفت وزیر کشور آقای [علیاکبر] ناطق[نوری] به خاطر حجتیهای بودن عزلش کرده است.(ص310)
احمدآقا آمد و گفت که امام جمعی از ماها را برای موضوعی احضار کردهاند. عصر به دفتر امام رفتم. آقایان خامنهای، [محمد مهدی] ربانی املشی و [سیدحسین] موسوی تبریزی و [سیدعبدالکریم] موسوی اردبیلی هم آمدند. راجع به آن موضوع مذاکره کردیم و شب احمدآقا نتیجه را خدمت امام برد و امام اظهار نظر کردند که به بحث خاتمه داده شود و قرار شد که به وقت دیگری موکول کنیم.(ص310و311)
بعدازظهر آقای [سیدجلالالدین] طاهری امام جمعه اصفهان به منزل ما آمد و راجع به استاندار جدید برای اصفهان و مجلس خبرگان مذاکره کردیم. اول شب احمدآقا آمد و درباره شورای عالی قضایی و... مذاکره کردیم.(ص312)
شب جلسه شورای مرکزی حزب بود و بحث در نامزدهای مجلس شورا و خبرگان بود و هم درباره قانون کار و اعتراض به این که روزنامهها قبل از تصویب این قانون جوسازی کردهاند و جامعه مدرسین قم نیز به جوسازی روزنامهها و به ویژه روزنامه جمهوری اسلامی اعتراض کرده بودند. در پیشنویس قانون کار بیمه کارگران نیامده و اخراج کارگر تسهیل شده و محافل کارگری آن را ضد حقوق کارگر میدانند و خانه کارگر هم علیه وزیر کار وارد معرکه شده . (ص314)
آذر 1361
قرار بود که شب جلسه شورای عالی دفاع در مجلس باشد، اما به خاطر خوابی که در مشهد دیده بودند، [آقای خامنهای] رئیسجمهوری، محل [جلسه] را به دفتر خودشان تغییر دادند.(ص318)
آقای محمدی گیلانی تلفن کرد و راجع به کیفر محاربانی که توبه کرده، مصاحبه کردهاند و در زندان خدمت میکنند و قبلاً دادستانی را از اجرای حکم منع کردهایم، پرسید. قرار شد که از امام بپرسیم. تلفنی از احمد آقا خواستم که نظر امام را بپرسد. او هم پرسید و امام گفته بودند که تابع نظر مسئولان درجه یک باشند و قرار شد که تصمیم نهایی در جلسهای اتخاذ شود... اول شب در دفتر رئیسجمهور با شورای عالی قضایی و احمدآقا درباره تبعات مسائل دادگاه منکرات قم و تائبان مصاحبه کرده، جلسه داشتیم و تصمیم گرفتیم که اعدام نشوند. برای خواب به مجلس رفتم. (ص321)
آخر شب جلسه سران بود؛ درباره تعقیب حزب توده و میثمیها بحث شد و در حد گرفتن سران حزب توده موافقت شد. مسئولان امنیتی پیشنهاد گرفتن عده زیادی را دادند که نپذیرفتم. میثمیها را هم قرار شد به شرط تحویل اسلحه آزاد کنند. (ص322)
آقای [محمدی] ریشهری آمد و خبر از کشف شبکه وسیعی از [حزب] کومله در تهران و کشف شبکه ضدانقلاب در اداره دوم و گروهی دیگر داد… آخر شب آقای نخستوزیر تلفنی از ضرورت تسریع در حل مشکل قانون حفاظت صنایع و دنبال کردن اقدامات آقای [عبدالکریم] موسوی اردبیلی با امام و ارائه راه حل ایشان را خواست و چون آقای رئیسجمهور در مورد این قانون ملاحظاتی دارند، نمیخواست مستقیماً وارد عمل شود و از من خواست که اقدام کنم.(ص325)
آقای خامنهای [رئیسجمهوری] هم تلفنی از من خواستند برای رفع مشکل آقای محمد خامنهای که از طرف شورای نگهبان به خاطر نقص مدارک، اسمش در خبرگان اعلام نشده، کمک کنم.(ص326)
آقای فیاض مسئول مرکز اسناد اسلامی آمد و گزارشی از وضع آن سازمان داد؛ جالب است. مدعی بود که بر همه رموز آن سازمان مسلط شده است.(ص327)
با رئیسجمهور تلفنی صحبت کردم؛ راجع به اختلاف فرماندهان نیروی زمینی [ارتش] با سیاسی – ایدئولوژی و مطالبی که در نیروی هوایی گفته میشود؛ قرار شد در اینباره جلساتی داشته باشیم.(ص328)
احمدآقا آمد از مذاکراتش با آقای محمدگیلانی در خصوص مسائل دادگاه منکرات و مخالفت دادستان گفت. گفتم که وقت ملاقاتی به ستاد انقلاب فرهنگی بدهند که خدمت امام برسند و در خصوص بازگشایی دانشکدههای علوم انسانی صحبت کنند. جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم به منظور تهیه مواد درسی جدید دقت بیشتری میخواهد. به این زودی هم نمیشود کتب مورد نظر را تهیه کرد. باید تدریجاً و ضمن کار انجام شود. (ص328و329)
آقایان [اسدالله] بیات و [رسول] منتجبنیا هم راجع به پیشنهاد آیتالله منتظری در خصوص قرار گرفتن واحد نهضتها [ی سپاه پاسداران] تحت اداره روحانیت صحبت کردند و من مخالفت کردم. قرار شد با آقای منتظری صحبت کنیم… آقای فیاض مسئول مرکز اسناد اسلامی آمد و گزارشی از وضع فراماسون داد. به نظر آنها خیلی جریان وسیع،عمیق، خطرناک و جهانی است.(ص330)
… سپس به زیارت امام رفتم. امام از کیفیت برگزاری انتخابات و اوضاع مملکت راضی بودند و فرمودند انقلاب تثبیت شده و میتوانم راحت بمیرم و از آینده مطمئن باشم.(ص330و 332)
احمدآقا تلفن کرد و از اینکه در بسیاری از جاها انتخابات احتیاج به مرحله دوم دارد و این کار مشکلی است نگران بود؛ ولی با قانون فعلی چارهای نداریم. (ص332)
در انتخابات خبرگان تهران آقای خامنهای اول و من دوم هستم و دیگران عقبتر. (ص333)
اول شب احمد آقا آمد و راجع به چند مسئله مذاکره کردیم... چهل نفر از نمایندگان به امام نامه نوشتهاند و از تصویب طرح اصلاحات ارضی شکایت کردهاند و در امام مؤثر واقع شده و به فکر چاره افتادهاند.(ص338)
دی 1361
احمدآقا [خمینی] آمد و شام را با ما خورد و شام همان غذایی بود که از خانه اخوی برای من آورده بودند. پیشنهادی در مورد ایجاد کانال راه آبی بین [دریای] خزر و خلیج[فارس] مطرح شد. قرار شد وقتی برای ملاقات نمایندگان مجلس با امام تعیین شود… تمام وقت در خانه بودم. پیش از ظهر مسئولان پاسداران و حفاظت بیت آمدند و اشکالاتی که در کارشان است از لحاظ معلوم نبودن شخصیتهای معاف از تفتیش و عدم کنترل بر محافظان احمدآقا و عدم اجازه به تفتیش اجناس و بستههائی که برای مصرف بیت امام میرود. من هم تذکراتی دادم… تلفنی با آقای خامنهای راجع به مذاکره با فرمانده نیروی زمینی [ارتش] و مسئول سیاسی ایدئولوژی که اختلاف دارند مذاکره کردیم و راجع به ملاقات پسفردای دبیران حزب جمهوری اسلامی با امام و چیزهای دیگر صحبت کردیم. (ص344)
آقای [اسدالله] لاجوردی نماینده دادستانی انقلاب در فرودگاه آمد و راجع به چمدانهایی که از طرف مسئولان امنیتی به خارج میروند – صحبت کرد.(ص345)
با [اعضای] شورای مرکزی و دبیران استانهای حزب جمهوری اسلامی به خدمت امام رسیدیم. امام مطالب کلی فرمودند. از حزب جمهوری [اسلامی] اسم نبردند. مثل اینکه امام صلاح نمیدانند که حزب خیلی بزرگ و قوی بشود و نمیخواهند که ضعیف باشد یا ضربه بخورد.(ص346 )
احمدآقا ظهر آمد و راجع به ترمیم شورای عالی قضایی و آمدن آقایان مهدوی[کنی] و افراد دیگری از شورای نگهبان به جای آقایان ربانی [املشی] و مؤمن و جوادی [آملی] بحث شد. امام اصرار به ترمیم دارند... توسط ایشان پیغام دادم که عجله نکنند تا اطراف قضّیه خوب رسیدگی شود. درباره اصرار بر تنبیه معاون وزیر کار خواستم کوتاه بیایند. بیتقصیر است… با رئیس جمهور تلفنی صحبت کردم و درباره تغییراتی که بنا است در شورای عالی قضایی و شواری نگهبان داده شود، مشاوره شد... نزدیک غروب آقای خامنهای به منزل آمدند و قبل از جلسه شورای عالی دفاع راجع به مطالبی که داشتیم، مذاکره کردیم. مخصوصاً درباره ترمیم شورای عالی قضائی و وضع شورای نگهبان. احمدآقا هم در جلسه بودند. (ص351)
آقای موسوی [اردبیلی] گفت که ستاد [پیگیری فرمان هشت مادهای امام] نظرش این است که به خاطر مسائل اخیر رفسنجان، رئیسدادگاه باید معزول شود.(ص352)
تلفنی با آقای [موسوی] اردبیلی و آقای خامنهای و آقای [میرحسین موسوی] نخستوزیر درباره مسائل جاری و ستاد پیگیری فرمان امام مذاکره کردیم… آقای فاضل هرندی هم از آلمان آمده و از اخلال نماینده یکی از نهادها در روابط حزب جمهوری [اسلامی] و دانشجویان میگفتند. (ص353)
عصر ملاقاتی با سفیر سوئد داشتم که میخواست موافقت ما را برای آمدن آقای اولاف پالمه نخستوزیر سوئد برای میانجیگری در جنگ جلب کند و نظرات ما را بفهمد و تلاش داشت که اجازه آمدن سفیر انگلیس به ایران را بگیرد. (ص353و354)
بیانیه امام درباره انحلال گزینشها و انتقاد از عملکرد تند و افراطی حذفی آنان و سئوالهای بیموردشان منتشر شد... احمدآقا ظهر آمد و درباره این گونه پیامهای امام و لزوم توجه به آثار آن بحث شد؛ ضمن تحسین اصل اقدام بجای امام که پیام مهمی است برای دلگرم کردن مردم و استعدادها که به آینده خود مطمئن نیستند و جذب نیروها و پاک کردن چهره اسلام از لکّه تنگ نظری. احمدآقا از روزنامه جمهوری اسلامی انتظار داشت که در این گونه موارد همکاری بیشتر کنند و در کارها، با نظر مسئولان حزب [جمهوری اسلامی] عمل نماید. (ص354)
شب در جلسهای با حضور رئیسجمهور و آقای [محمد مهدی] ربانی املشی شرکت کردم. درباره تصمیم امام درخصوص شورای [عالی] قضایی و تعویض دادستان کل مذاکره کردیم. آقای ربانی ناراحت است. (پاورقی: آقای محمدمهدی ربانیاملشی در تاریخ 27/10/61 در پی عضویت آقای شیخ یوسف صانعی در شورای عالی قضایی، به جای ایشان به عضویت شورای نگهبان منصوب شد و در تاریخ 29/4/62 با انجام مراسم استقراء (قرعهکشی) از جمع فقهای شورای نگهبان خارج گردید.) (ص355)
صبح به زیارت امام رفتم. از آقای ربانی [املشی] دفاع کردم و گفتم مظلوم واقع شده، پیشنهاد تقویت ایشان را در ملاقات کردم. آقای امامی کاشانی هم گفت میخواهد در اینباره صحبت کند. ایشان راجع به طرح واگذاری اراضی مزروعی معترض بودند و فرمودند ضرورتی در گرفتن اراضی دایر نمیبینند و اگر شورای نگهبان هم رد نکنند، خودشان رد میکنند و اصرار داشتند که موارد تشخیص ضرورت در مجلس به آراء بیشتری نیاز دارد. دو سوم آراء حضار و به اضافه نظر کارشناسان لازم است .. آقای [محمدی] ریشهری پیش از آن به منزل ما آمد و ... نگران آثار تصمیمات فوق قانونی امام در بیانیههای اخیر بود. (ص356)
اول شب در دفتر آقای خامنهای در شورای حزب شرکت کردم... راجع به برخوردهای روزنامه [جمهوری اسلامی] در خصوص جریان فکری مقابل گروه تندرو بحث شد و به جایی نرسید؛ قرار شد تعقیب شود.(ص357)
آقای مهندس [میرحسین]موسوی تلفن کرد که خبرگزاری [جمهوری اسلامی] اطلاع داده است که صادق طباطبایی در آلمان به اتهام قاچاق تریاک بازداشت و با سپردن ودیعه آزاد شده [است]. احمد آقا تلفن کرد و گفت صادق خودش تکذیب کرد و معتقد است که در ساکش گذاشتهاند؛ توطئهای است … تعویض دادستان کل کشور مواجه با علامت سئوال شده و جواب قانعکنندهای نداریم به مردم بگوییم. (پاورقی: طبق روال قانونی دادستان کل کشور توسط رئیس دیوان عالی کشور –رئیسقوه قضائیه فعلی – تعیین میشود. امام (ره) با استفاده از حق حکومتی آیتالله شیخ یوسف صانعی را مستقیماً به دادستان کل کشور و عضویت در شورای عالی قضایی – به جای آیتالله محمد مهدی ربانیاملشی – منصوب کرده بودند.)… ستاد پیگیری فرمان امام احاله پرونده آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی به دادگاه را به خاطر بازداشت غیر قانونی چند نفر در فرودگاه اعلام کرده است. (ص359 )
… عصر احمدآقا آمد و گفت فردا میخواهد به ملاقات آقای [محمد مهدی] ربانی [املشی] برود، برای مذاکره در خصوص سمت جدیدی که ممکن است عضویت شورای نگهبان باشد.(ص360)
… با آقای ربانی [املشی] تماس گرفتم. ایشان سخت رنجیده است و از طرف اطرافیان تحت فشار است که سمتی نپذیرد. ایشان را نصیحت کردم و گفتم این مقابله به حساب میآید و خسارت دارد. قرار شد قبول کند. احمد آقا هم قضیه را تعقیب میکرد که بشود. بالاخره پیش از ظهر اطلاع داد که پذیرفته است. به احمد آقا اطلاع دادم. اگر حکم ایشان اعلام شود، به خیلی از بحثها خاتمه خواهد داد.(ص361)
فیلم محاکمه اتحادیه کمونیستها را تماشا کردم؛ بد محاکمه کردهاند؛ ضرر دارد. .. احمدآقا تلفن کرد و به فیلم محاکمه که دیشب پخش شده، سخت معترض بود و قابل توبیخ میدانست. به قائممقام مدیرعامل صدا وسیما تذکر دادم؛ قرار شد رسیدگی کنند . (ص362و363)
آقای [علیاکبر] ناطق نوری که خدمت امام رسیده بود تلفنی گفت که از امام خواسته به آقای [جلالالدین] طاهری در اصفهان پیغام بدهند که با استاندار مخالفت نکند، احمدآقا گفت امام توسط ایشان چنین پیغامی دادهاند.(ص 363)
بهـــــــــمن 61
عصر احمدآقا آمد و از بهتر شدن وضع صادق طباطبایی در زندان آلمان به خاطر کمک وزارت خارجه - به طور غیر رسمی - گفت و آخر شب هم تلفن کرد و گفت امام خطبههای نماز جمعه را گوش میفرمایند و گفتند تأکید کنم که بر روی تقوی بیشتر باید تکیه شود. این تذکر را امام مکرراً دادهاند.(ص367)
امام در مقدمه صحبت حرفهای من را تأیید کردند، ولی در نصیحت مطالبی گفتند که باعث کدورت خاطر اکثریت نمایندگان شد. امام درباره اسلامی بودن قوانین طوری صحبت کردند که آراء نمایندگان مجلس را تحتالشعاع نظرات شورای نگهبان قرار دادند؛ تقویت شورای نگهبان بود و تضعیف مجلس. البته اقلیت نمایندگان که از تندروی مجلس ناراضیند، خوشحال شدند... بعداً با احمدآقا صحبت کردم و با اجازه امام حمله به دولت و یک جمله از اظهاراتشان راجع به نمایندگان حذف شد. من خواستار نقل به معنای سخنان امام شدم که امام نپذیرفتند. معتقدند چیز بدی نگفتهاند. آقای دکتر [حسن] روحانی هم تلاش کرد ولی به نتیجه نرسید.(ص369و370)
آقای آصفی و جمعی از علمای افغانستان در حزب «حرکت اسلامی» افعانستان آمدند و گزارشی از وضع مبارزات شیعه و اختلاف با دیگران دادند و از واحد نهضتهای سپاه گله داشتند. (ص370)
شب احمدآقا تلفن کرد و نگران ملاقات فردای امام با اصناف بود که مبادا بر روال مطالب گذشته در ملاقات نمایندگان مطلبی بیاید و از من خواست که فردا صبح به امام پیامی بدهم.(ص 374)
به زیارت امام رفتم…. من درباره لزوم تعدیل اظهارات امام در ملاقات با نمایندگان و اثر نامطلوب آن روی مستضعفان تذاکراتی دادم و درباره سران یکی از گروهکهای چپ، مطالبی مشورت شد. آقای دکتر ولایتی هم آمده بود؛ راجع به مشکل آقای صادق طباطبایی. چون احتمال توطئه را قوی میدانند، نظر امام این است که به طور رسمی اقدام بشود و جلوی توطئه احتمالی را بگیریم.(ص376)
… دیشب از دفتر آیتالله منتظری از طریق واحد نهضتهای اسلامی [سپاه پاسداران] اطلاع دادند که گویا ضد انقلاب امروز در نماز جمعه توطئهای علیه من دارد و لذا مراقبتها شدیدتر شده بود.(ص380)
آقای [محمد] خاتمی وزیر ارشاد [اسلامی] گفت امام ایشان را خواستهاند و گفتهاند که بعضی از مدرسین [حوزه علمیه] قم میگویند کتابی از آقای مطهری در اقتصاد میخواهند چاپ کنند که نظر قطعی ایشان نیست. من گفتم بنا شده من هم کتاب را بخوانم و نظر بدهم. (ص381 و382)
صبح زود دکتر ولایتی آمد... از خودسری عوامل واحد نهضتهای [سپاه پاسداران] در کارهای خارج از کشور شکایت داشت.(ص388)
دو نفراز دفتر امام آمدند و از مخالفتهای بعضی از افراد جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم گفتند.(ص389)
شب جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] داشتیم. اختلافات دو بینش اقتصادی در حزب و دولت مطرح بود. (ص390)
گروهی از قضات شرع دادگاههای انقلاب آمدند و از عملکرد ستاد پیگیری [فرمان هشت مادهای] امام شکایت داشتند. از فرودگاه هم اعضای دادستانی، تلفنی همین شکایت را داشتند… احمد آقا آمد و اطلاع داد که امام پریشب صبح ساعت چهارونیم بعد از نماز شب دچار ناراحتی شدهاند و پس از یک ساعت مقاومت دیگران را خبر کردند. دکترها آمدند و قلب را زیر کنترل گرفتند و به همین جهت ملاقات هیئت دولت دیروز لغو شد. امام آنها را احضار کرده بودند که درباره اختلافاتشان نصیحتشان کنند. (ص392)
شب با رئیسجمهور در دفتر من جلسه خصوص طولانی داشتیم. درباره نیروهای زمینی، دریایی، هوائی، دفتر مشاورت [ارتش]، جنگ، انجمن حجتیه، دولت و مجلس و … مذاکراتی به عمل آورده و تصمیمات مفیدی اتخاذ کردیم. (ص394)
اســــفنـد 61
استاندار بوشهر و مقامات دیگر استان آمدند. نگران راه افتادن نیروگاه هستهای و عوارض جنبی آن بودند... آقای رئیسجمهور و احمدآقا آمدند، راجع به کسالت امام بحث شد. وضع جسمی امام با توجه به سکته قلبی ایشان سخت ما را نگران کرده است. دکتر [حسن] عارفی و دکتر رنجبر هم آمدند و توضیح دادند. خیلی مهم نمیبینند.(ص402)
از ستاد نماز جمعه آمدند و برای مخارج پول میخواستند. آقای مهدیان ماهی صدهزار تومان میدهد ولی اینها بیشتر لازم دارند. تأمین امنیت مراسم و تهیه تجهیزات و اصلاح شرایط محل نماز هزینه دارد. (ص403)
… سپس با آقای خامنهای به زیارت امام رفتم. امام چند روز است که کمی کسالت دارند و مراقبت بیشتری از ایشان میشود و استراحت دارند. حالشان بد نبود. درباره نطق آقای خامنهای در کنفرانس غیر متعهدها و کتاب اقتصاد آقای مطهری و چیزهای دیگر صحبت کردیم.(ص404)
پیش از ظهر احمدآقا آمد… و گفتم به امام اطلاع دهند که برای هفته آینده آقای [محمدرضا] مهدویکنی را برای نماز جمعه انتخاب کردهام. قبلاً احمدآقا از طرف امام پیام آورده بود که هر کس را به جای خودم انتخاب میکنم، قبلاً به امام اطلاع دهم. از دفتر امام اطلاع دادند که آقای خامنهای برای ملاقات امام آمدهاند، من هم رفتم. امام را زیارت کردیم. حالشان خوب بود. نگران امنیت سفر آقای خامنهای به هند بودند. توضیحاتی داده شد... از ایشان تقاضا کردیم کمک مالی به حزب [جمهوری اسلامی] کنند. موافقت کردند که ده میلیون تومان بدهند. از این همه خرج حزب تعجب داشتند.(ص411)
آقای [گودرز] افتخار جهرمی [عضو حقوقدان شورای نگهبان] آمد و راجع به تصدّی مذاکرات مصالحه در لاهه مشورت کرد، موافقت کردم.(ص418)
شب در دفتر آقای خامنهای با حضور جمعی از [اعضای جامعه] مدرسین [حوزه علمیه] قم و آقایان [احمد] جنتی، [یوسف] صانعی، احمدآقا، [عبدالکریم موسوی] اردبیلی و [محمدرضا] مهدویکنی جلسه داشتیم. درباره پیشامد اخیر و اظهارات آقای آذریقمی در نماز جمعه و اعتراضات مردم در جلسه بحث شد. تفاهم برقرار شد. ساعت دوازده شب به خانه آمدم.(ص 424و425 )
پیش از ظهر آقای طاهری اصفهانی با آقای [عبدالله] نوری [نماینده امام در] جهاد [سازندگی] به منزل آمدند. آقای طاهری نامهای به امام نوشته و به اعضای شورای مرکزی ائمه جمعه رسانده بود. در این نامه از مخالفتهای جمعی از شخصیتهای روحانی- بدون ذکر نام – شکایت شده و مخصوصاً از اظهارات آقای [احمد] آذری قمی.(ص427)
----------------------------------------------------------
نقد ونظر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران
«پس از بحران» عنوان کتابی است که فهرستوار به فعالیتهای روزمره جناب حجتالاسلاموالمسلمین هاشمی رفسنجانی در سال 61 اختصاص یافته است. این کتاب هرچند اشارهوار و حتی در مواردی هشیارانه با ایهام عملکردهای رسمی و غیررسمی جناب آقای هاشمی را در معرض قضاوت خوانندگان قرار میدهد، اما در مجموع از آنجا که منبعی مناسب و تا حدودی منحصر به فرد برای درک و تصور حجم مسائل و مشکلات متنوع دوران پس از بحرانهای اولیه و سالهای استقرار یافتن نظام است، میتواند برای نسلهای آینده و محققان بسیار ارزشمند باشد.
به طور کلی «پس از بحران» برای معرفی یکی از شخصیتهای برجسته انقلاب در سال 61، سه دسته فعالیت آقای هاشمیرفسنجانی را منعکس میسازد:
1- فعالیتهای خانوادگی و شخصی 2- امور مربوط به مسئولیتهای رسمی 3- فعالیتهای پشت صحنه سیاسی که اصطلاحاً امروز به آن «لابی» گفته میشود. هرچند برخی ناقدان معتقدند جناب آقای هاشمی در این کتاب به برخی مسائل ریز خانوادگی و غیرضروری پرداخته، اما باید اذعان داشت جماعت عظیمی شامل نیروهای غیرسیاسی جامعه، از این زاویه به مطالعه کتابهای تاریخی و خاطرات شخصیتهای برجسته می پردازند و این وجه از خاطرات برای آنها بسیار جذاب است. به عبارت دیگر، آنها مایلند با شخصیتهایی که به صورت رسمی از طریق رسانهها ارتباط برقرار کرده و از طریق این رابطه خشک رسمی، تصویری از آنها در ذهن خود ساختهاند، ارتباطی واقعیتر داشته باشند و به این ترتیب بتوانند به حوزههایی ناپیدا از زندگی خصوصی مسئولی که سالها برایشان نماد قدرت، مدیریت و ... بوده وارد و بدون واسطه با روابط خانوادگی و سلائق و ذوقیات او آشنا شوند.
فعالیتهای دولتی و رسمی آقای هاشمی را در این سال گرچه میتوان در قالب دو مسئولیت عمده ریاست مجلس و مدیریت کلان دفاع مقدس آورد، اما مسئولیتهای متعدد و متنوعی نیز به تبع این دو مسئولیت کلیدی متوجه ایشان بوده است که خوانندگان میتوانند با مرور خلاصه تقدیمی، به تنوع آنها پی برند. به عنوان نمونه مدیریت دفاع در برابر قوای مهاجم تحت حمایت بیگانگان که بخش اعظم امکانات و نیروهای انسانی کشور را به خود معطوف داشته بود، وظیفه خطیری را در ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی و بینالمللی متوجه این شخصیت میکرد. فهرست فعالیتهای روزمره آقای هاشمی تا حدودی روشن میسازد که ایشان هر روز میبایست به چه اموری به صورت تعیین کننده میپرداخت و برای آنها طرح و برنامه ارائه میداد.
برمبنای مندرجات این کتاب، فعالیتهای پشت صحنه در کنار فعالیتهای رسمی و تعریف شده نیز حجم قابل توجهی از وقت جناب آقای هاشمی را به خود اختصاص داده است. این نوع فعالیتها بعضاً به عنوان حلقه وصل بین رهبری و مدیریت میانی معنا مییابد، اما مواردی را نیز میتوان سراغ گرفت که به قصد تأثیرگذاری غیرملموس بر رهبری نظام پی گرفته میشد، هرچند عمدتاً نتیجه مورد نظر را به دنبال نداشته است. خوشبختانه جناب آقای هاشمی صادقانه به بیان مجمل پارهای از این گونه موارد میپردازد وبه خوبی امکان قضاوت را برای خوانندگان فراهم میآورد. همین صراحت موجب شده که ایشان یک سری روابط و فعالیتهای غیرتعریف شده را نیز بازگو کند. هرچند این بخش از فعالیتهای سیاسی ریاست محترم وقت مجلس برای نیروهای معمولی جامعه دارای جاذبه و معنای چندانی نیست، اما به طور قطع سرنخهای خوبی برای محققان و تاریخنگاران خواهد بود که با پیگیری آنها به کشف حقایق بیشتر و زوایای غیرمکتوب تاریخ معاصرکشورمان بپردازند.
این کتاب همچنین در کنار نقاط مثبت آن (که همان ترسیم خدمات شایسته آقای هاشمی به عنوان یکی از عناصر مورد اعتماد رهبر انقلاب است) و برخی عدم هماهنگیها و اختلاف بینشهای تأثیرگذار بر روند امور را نیز به تصویر میکشد. برای نمونه آنچه مربوط به مدیریت جنگ میشود خواننده را در مقابل این سئوال قرار میدهد که از دیدگاه نویسنده چه کسانی موضع تندروانه در مورد ادامه دفاع مقدس داشتهاند و چه کسانی نگاه واقعبینانه؟ اما به طور قطع این قضاوت را میتوان در میان خوانندگان به وفور یافت که در این مقطع تمرکز مدیریت سیاسی جنگ و فرماندهی نظامی آن در یک فرد، نگرانیهایی را در نیروهای دلسوز کشور به ویژه رزمندگان موجب میشده است، هرچند برای ریشهیابی این نگرانی، در«پس از بحران» دلائل خاصی را نخواهند یافت. بنابراین، به هر دلیلی همواره در واکنش به فعالیتهای غیرنظامی مدیریت جنگ، این نگرانی خودنمایی میکند که مبادا تلاشی برای رقم زدن سرنوشت جنگ با توسل به قواعد جاری در نظام بینالملل در شرف تکوین است. شرائط به نوعی است که حتی دقت و قاطعیت امام در کنترل برخی تمایلات و نظرات تضعیف کننده روحیه رزمندگان نیز نمیتواند رفع نگرانی و تشویش کند و این نگرانی توسط قشرهای مختلف (نمایندگان مجلس، فرماندهان نیروهای مسلح، رزمندگان و ...) به کرات به جناب آقای هاشمی گوشزد میشود. همچنین این کتاب برخی رگهها را به نمایش میگذارد که در آن ایام زمینههای کمرنگ کردن دقتنظرها و توصیههای رهبری نظام نسبت به رشد توجه مسئولان سیاسی به امور شخصیه را فراهم آورده است، هرچند در آن هنگام زاویه ایجاد شده ناچیز به نظر میرسد، اما گذشت ایام پدیده مخاطرهآمیزی از آن ساخت. بیتردید نگارش خاطرات حتی به صورت فهرستوار در آن شرائط بسیار سخت سیاسی که از هر سو مشکلات بر سر مسئولان سیاسی آوار شده بود، نشان از شخصیت قوی و منضبط نگارنده دارد، هرچند عدم پشتیبانیهای لازم از این همت والا در زمان چاپ، موجب بروز خطاهایی شد که البته از ارزش اثر نمیکاهد، اما آن زحمات را به صورت درخور به بار نمینشاند. دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، مطالعه این اثر را به محققان و مشتاقان اطلاع یافتن از وقایع بسیار فشرده و پیدرپی در دو دهه گذشته، توصیه میکند و معتقد است قشرهای مختلف قادر خواهند بود از این طریق درک خود را از انقلاب عمیقتر سازند که در نهایت گامی خواهد بود برای زدودن فاصلههای ایجاد شده، بویژه بین نسل جدید و نسل پدیدآورنده تحولات سالهای نخستین انقلاب.
با تشکر
دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران