تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۱۳۷۳۰۰

گزیده‌ای از کتاب «آرامش و چالش» (بخش دوم)


به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در سه بخش منتشر می‌شود. (بخش دوم)

مرداد 1362
شنبه 1 مرداد: برای عقد ازدواج فرزانه ]هاشمی بهرمانی[ برادر زاده‌ام با علیرضا پسر آقای ]ابوالفضل[ توکلی [بینا]، خدمت امام رفتم؛ عقد بسته شد. امام، باز بر غیرقانونی بودن دخالت سه قوه در اداره صداوسیما، تأکید کردند... دفترم اطلاع داد که آقای [محمدجواد] لاریجانی ـ که پریشب از طرف شورای سرپرستی [صداوسیما] به سرپرستی موقت [این سازمانر منصوب شده است ـ می‌خواهد با من مشورت کند. گفتم، چون امام وارد ماجرا شده‌اند، من دخالت نمی‌کنم. آقای [سیدرضا] زواره‌ای و آقای [حسن] روحانی [نمایندگان مجلس در شورای سرپرستی صداوسیما] تلفن کردند. ناراحت بودند. قرار شد، استعفایشان را به دفتر من بسپارند. وقت ملاقات با امام، برای شورا [ی سرپرستی صداوسیما] خواستند. به امام پیغام دادم، نپذیرفتند.(صص200ـ199)
سه‌شنبه 4 مرداد: ساعت هشت صبح، به خدمت امام رسیدم. درباره ملاقات کمیسیونهای مجلس با امام، مذاکره کردم؛ قبول کردند. قرار شد هر ماه، دو کمیسیون با ایشان ملاقات کنند. درباره مسائل اخیر صداوسیما هم، کمی صحبت شد... شورای سرپرستی [سازمان صداوسیما] هم نامه‌ای به امام نوشته است... نامه‌ای از امام به سران سه قوه، توسط آقای [محمدرضا] توسلی رسید که در آن، سران را مامور رسیدگی و قضاوت در آن اختلافات کرده و کسانی را که افرادی را در بیت امام ـ احمدآقا ـ متهم می‌کنند که خودسرانه عمل می‌کنند، یا امام را تحت تاثیر القائات قرار می‌دهند، امر به توبه فرموده بودند.(صص202ـ201)
چهارشنبه 5 مرداد: ساعت چهار بعدازظهر، مجدداً جلسه [مجلس] خبرگان [رهبری] داشتیم؛ چون بحث در محدوده وظایف گروه تحقیق بود، کمی داغ و همراه با موضع‌گیریهای سیاسی بود. در دفتر رئیس‌جمهور، با شورای عالی اقتصاد، درباره کنترل قیمتها و توزیع عادلانه کالا جلسه داشتیم. برای لیست کالاهایی که لازم است، کنترل قیمت شود، تصمیم‌گیری شد و کانال توزیع، معین گردید و مسئولیتهایی به چند نفر، برای تعیین قیمتها و کیفیت کنترل و مجازاتها داده شد... آخر شب، آقای خامنه‌ای اطلاع داد که آقای عسگراولادی [وزیربازرگانی] استعفاء کرده است.(صص204-202)
پنج‌شنبه 6 مرداد: در دفتر آقای رئیس‌جمهور با نخست‌وزیر جلسه داشتیم؛ درباره استعفای آقای عسکراولادی وزیر بازرگانی ـ که اخیراً تقدیم کرده ـ و ترمیم کابینه، مذاکره کردیم؛ قرار است، چند وزیر عوض و یا جابجا شوند.(ص206)
جمعه 7 مرداد: احمدآقا آمد؛ حالش خوب نیست، مبتلا به دل درد است. می‌گفت از بس، شدید و طولانی است، محتمل است که سرطان باشد؛ البته به شوخی گفت. تذکر داد که در مورد اختلافات واحدهای حزب [جمهوری اسلامی] در شهرستانها، با بعضی از ائمه جمعه، لازم است خدمت امام توضیحاتی داده شود؛ چون آنها، دائماً به امام شکایت می‌برند... دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] آمد و برنامه‌ سفرش به چند کشور آسیایی و آفریقایی را گفت. راجع به نامه هفت نفر از وزراء [آقایان علی‌اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] [حبیب‌الله] عسکر اولادی [وزیر بازرگانی] ـ ولایتی [وزیر امور خارجه] ـ [احمد] توکلی [وزیر کار و امور اجتماعی] ـ [محسن] رفیق‌دوست [وزیر سپاه پاسداران] ـ [علی‌اکبر] ناطق [نوری وزیر کشور] به امام بحث کردیم؛ اشتباه بوده است.(صص208ـ207)
شنبه 8 مرداد: عصر به مجلس رفتم. با حضور نمایندگان تهران و وزراء و مسئولان اجرایی مربوط به تهران، جلسه‌ای برای بحث بر سر کنترل گسترش تهران داشتیم. نخست‌وزیری هم از مدتی پیش، در این خصوص جلسه داشته و کار کرده است. قرار شد، دو جلسه با هم باشد. کلاً نظر بر این است که محدودیتهای جدی، برای مهاجرت به تهران، درست شود. سپس در دفتر رئیس‌جمهور، جلسه کنترل قیمتها و توزیع عادلانه کالا برقرار شد که درباره مجازاتها و کنترل قضایی، صحبت شد.(ص210)
یکشنبه 9 مرداد: ضمن بحثهای مجلس، با تندیهای آقای [فوأد] کریمی نماینده اهواز، عصبانی شدم و به او تندی کردم و هنگام بلند شدن برای رای دادن، صندلیم به عقب افتاد که این اتفاق، در حضور تماشاچیان پیش آمد. صحنه زننده‌ای بود؛ عصبانی‌تر شدم، اما خودم را کنترل کردم. بعد از تنفس، اداره جلسه را به آقای یزدی سپردم... عصر، شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] جلسه داشت؛ بیشتر وقت را رفع اختلافات گرفت؛ اختلافات به جای باریکی رسیده است. اول وقت، آقای [حسن] شاهچراغی [سرپرست روزنامه کیهان] اطلاع داد، آقای [احمد] توکلی وزیر کار و امور اجتماعی استعفاء کرده و خواسته است که در روزنامه [کیهان] منتشر شود؛ گفتم بهتر است صبر کند؛ قرار است، کابینه ترمیم شود، خبر یکباره منتشر شود. ظهر به آقای [میرحسین] موسوی [نخست‌وزیر] و شب به آقای رئیس‌جمهور تاکید کردم که ترمیم کابینه را سریع‌تر اعلام کنید.(ص211)
دوشنبه 10 مرداد: سئوالی هم از شورای نگهبان کردم؛ راجع به تفسیر اصل 111 که آیا خبرگان می‌توانند در دوره‌های بعد، آیین‌نامه [داخلی] بنویسند، یا فقط در همین اجلاس ممکن است؟؛ تردید به وجود آمده است... [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای، اطلاع دادند که آقای عسکر اولادی، وزارت بهزیستی را نپذیرفته است. دیشب، قرار شد به ایشان تاکید کنند؛ حدس می‌زدم. چون آقای [اسدالله] بادامچیان در صحبتهایش، با این نظر و حتی با ادامه نخست‌وزیری آقای [میرحسین] موسوی مخالف بود؛ صحبت از نخست‌وزیری دکتر ولایتی می‌کرد.(ص212)
سه‌شنبه 11 مرداد: آقای [صادق] خلخالی به انجمن حجتیه و آقای [محمود] حلبی [مؤسس انجمن حجتیه] که همه فعالیتهایشان را تعطیل کرده‌اند، حمله نمود... عصر آقای دکتر بهرامی از لاهه آمد و گزارشی از کار دادگاه بین‌المللی داد و گفت، به خاطر استعفا دادن داور مرضی الطرفین و عدم توافق و نصب اتوماتیک داور از قضاوت هلند، خطر پیش می‌آید؛ به خاطر اینکه تصویب شده، ایرانیانی که تابعیت آمریکا گرفته‌اند، مشمول بیانیه الجزایر هستند، مطالعه می‌کنیم که از لاهه بیرون بیاییم؛ قرار شد سریع‌تر رسیدگی کنند تا تصمیم بگیریم... گروهی از وزرای رادیکال آمدند و از تصمیم عزل [آقای محمدسلامتی] وزیر کشاورزی و جابجایی آقای [محمدتقی] بانکی [وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه] و آقای [محسن] نوربخش [رئیس بانک مرکزی] ناراضی بودند.(صص216-214)
چهارشنبه 12 مرداد: در دفتر آقای رئیس‌جمهوری، جلسه سران سه قوه، برای رسیدگی به اختلاف شورای سرپرستی و مدیرعامل صداوسیما به دستور امام داشتیم. آقای [حسن] روحانی، تاریخچه اختلافات و نقاط ضعف کار مدیرعامل را گفت و مدیرعامل دفاع کرد... بالاخره، جلسه شورای اقتصاد، برای توزیع عادلانه کالا داشتیم. در این جلسه نرخ بعضی از کالاها مشخص شد. اول شب با مهندس [میرحسین] موسوی [نخست‌وزیر] و آقای رئیس‌جمهور بحثی درباره ترمیم کابینه داشتیم.(ص218)
جمعه 14 مرداد: صبح، احمدآقا آمد و راجع به [ترمیم] هیئت دولت، جنگ و گرانی صحبت کردیم و گفت به امام پیشنهاد شده که برای جلوگیری از نفوذ انجمنی‌ها و توده‌ایها نماینده‌ای در آموزش و پرورش بگذارند؛ گفتم نفوذ آنها قابل توجه نیست که نیاز به چنین کاری باشد. گفت امام مایلند به نحوی، رنجیدگی آقای [فضل‌الله] محلاتی را جبران کنند. آقای [فضل‌الله] محلاتی هم آمد و از اینکه اخیراً امام، همه مسئولیتها را به عهده آقای [حسن] طاهری خرم‌آبادی گذاشته‌اند، سخت گله‌مند بود و خواستش این بود که در همان سپاه بماند و با آقای [حسن] طاهری [خرم‌آبادی]، کارها را تقسیم کنند.(ص221)
شنبه 15 مرداد: در جلسه شورای عالی اقتصادی شرکت کردم؛ درباره قیمت برنج و وضع چای و ایجاد بندر آزاد در جزیره کیش، بحث کردیم... شب با آقای خامنه‌ای درباره وزرای جدید، حزب [جمهوری اسلامی] و چیزهای دیگر، مذاکره کردیم.(ص222)
یکشنبه 16 مرداد: ظهر در دفترم با رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر، تلفنی صحبت کردم و خطر طولانی شدن انتظار را در توسعه اختلافها و پخش شایعه اختلاف بین رئیس جمهور و نخست‌وزیر در انتخاب وزراء گفتم. به توافق رسیدند؛ قرار شد [لیست] وزرای جدید را به مجلس بدهند... دکتر [محمود رضایی] هنجنی نماینده کرج هم آمد و از وضع بد کارمندان و فشار زیاد بر هواداران و اعضای سابق انجمن حجتیه گفت. آقای مرتضی نبوی [وزیر پست و تلگراف و تلفن] هم آمد و راجع به اختلافات جاری و راه‌های چاره حرفهایی زد؛ شخص سالم و دلسوزی است.(ص224)
دوشنبه 17 مرداد: عصر، گروهی از مسئولان مدرسه نیکان آمدند و نگران سیاست وزارت آموزش و پرورش، در محدود کردن فعالیت این‌گونه مدارس و نیز ضربه خوردن از ناحیه وضع سیاسی بد انجمن حجتیه، به خاطر همکاریشان با مدرسه بودند.(ص225)
سه‌شنبه 18 مرداد: به دفتر آقای خامنه‌ای رفتم. ساعت شش صبح با ایشان و آقایان صیاد شیرازی و محسن رضایی، برای رسیدگی به نتیجه عملیات و برنامه‌ریزی برای آینده، جلسه داشتیم. از نتیجه عملیات والفجر 2 و 3 راضی بودند... آقای [اسدالله] بادامچیان آمد. از عقب رفتن آقای [حبیب‌الله] عسکراولادی و [احمد] توکلی، ناراحت بود و پیشنهاد تعویض آقای [میرحسین موسوی] نخست‌وزیر را داشت؛ رد کردم. آقای غیوران آمد و انتقاد داشت؛ آقای موسوی [نخست‌وزیر] ایشان را هم جواب کرده است؛ وی بازرس ویژه نخست‌وزیر در توزیع کالا بود.(ص227)
چهارشنبه 19 مرداد: تلفنی به نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور، درباره دادن پیشنهاد وزرای جدید به مجلس، تأکید کردم.(ص228)
پنج‌شنبه 20 مرداد: سخنران پیش از دستور، مهندس [مهدی] بازرگان بود. چون آزادی انتخابات را زیر سئوال برد، مورد اعتراض بعضی از نمایندگان قرار گرفت. اکثر نمایندگان صبر کردند. می‌خواهند انتخابات را مخدوش کنند.(ص229)
جمعه 21 مرداد: عصر احمدآقا آمد. مریض است. در مورد پیشنهادی که به امام در خصوص ریاست ستاد انقلاب فرهنگی ـ توام با وزارت آموزش عالی ـ برای آقای مهدوی‌کنی به امام شده و صداوسیما و جنگ، صحبت شد.(ص232)
شنبه 22 مراد: اخوی محمد هم آمد. نگران حرکتهای جدید مخالفانش است. احمدآقا تلفن کرد و گفت، نظر امام این است که من، نمایندگی مجلس در شورای [سرپرستی] صداوسیما را بپذیرم.(ص233)
یکشنبه 23 مرداد: به مجلس رفتم. با آقای [محمد مهدی] ربانی‌املشی،‌قبل از جلسه، ملاقات داشتیم. در حاشیه وزارت اطلاعات و نظر امام درباره وزیر و موارد دیگر، مطالبی داشت... عده‌ای، من را کاندیدای شورای سرپرستی صداوسیما کرده‌اند؛ پذیرش را به بعد موکول کردم.(ص233)
دوشنبه 24 مرداد: حاج‌آقا کمال فقیه ایمانی اصفهانی به ملاقاتم آمد و جریان ملاقاتشان با امام را شرح داد. امام دو سه نفر از آن جناح و آقای [جلال‌الدین] طاهری امام جمعه [اصفهان] را احضار کرده‌اند؛ به خاطر اختلافاتشان نصیحتشان فرموده‌اند. گفت حرفهای خودشان را گفته‌اند و آقای طاهری جوابی نداشته است... حسینیه زندان اوین، پر است از زندانی تائب ـ به صورت ظاهر ـ صدها زندانی، از جمله طاهر احمدزاده و افراد نیرومند دیگر، از حرکت منافقین شدیداً انتقاد می‌کنند. چنین چیزی در تاریخ مبارزات و انقلابها، سابقه ندارد... راجع به معرفی وزرای جدید که با تبلیغ علیه آقای [عباسعلی] زالی در مجلس و مخالفت انجمنهای اسلامی با تعویض آقای موسویانی به مشکل برخورده است،‌صحبت شد. گویا هواداران [سازمان] مجاهدین انقلاب اسلامی، چنین می‌کنند.(ص234)
سه‌شنبه 25 مرداد: در جلسه علنی،‌انتخابات، برای تعیین نمایندگان مجلس درشورای سرپرستی صداوسیما برگزار شد. به امر امام، من پیشنهاد کاندیداتوری را پذیرفتم؛ خودم مخالف بودم، ولی می‌دانم به خاطر مشکلاتی که پیش آمده، راه‌حل همین است و نظر امام صائب است. قرار است از دولت و شورای عالی قضایی هم، سران انتخاب شوند... شب در خانه، عفت هم که از این انتخاب من، ناراضی بود، اعتراض کرد؛ که به اوقات تلخی کشید. شام نخورده، خوابیدم.(ص235)
چهارشنبه 26 مرداد: محسن، سحر با والده‌اش به فرودگاه رفتند و ما را بیدار نکردند. ساعت هشت صبح، از فرودگاه تلفن کرد که هواپیما تاخیر داشته و حالا می‌گویند، پنجاه بلیط، اضافه فروخته‌اند و عده‌ای را سوار نمی‌کنند و ناراحتی در فرودگاه پیش آمده است. با [آقای هادی‌نژاد حسینیان] وزیر راه [و ترابری] صحبت کردم که تعقیب کند. دوباره محسن تلفن کرد و گفت،‌ می‌گویند دانشجویان اضافه پولشان را بدهند ـ تخفیف 40 درصد دانشجویی ـ و با هواپیمای ایتالیایی بروند... ظهر، محسن به خانه برگشت و معلوم شد، گزارشهایی که به من هم داده‌اند،‌ دروغ بوده است. به نظر می‌رسد افراد مخالف انقلاب، در این گونه مراکز،‌ عمداً ناراضی درست می‌کنند؛ باید اقدام جدی شود... ساعت پنج هم در دفتر رئیس‌جمهور جلسه شورای اقتصاد برگزار شد. در مورد کانالهای توزیع کالاهای خانگی و کمی هم درباره ایجاد بندر آزاد تجاری ـ که بنا است در کیش بوجود آید ـ بحث کردیم. بعد از جلسه با رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر، راجع به وزرای جدید کشاورزی و مسکن [و شهرسازی] به ترتیب آقایان دکتر [عیسی] کلانتری و مهندس [محمد] مروت یا [سراج‌الدین] کازرونی بحث شد.(ص238)
شنبه 29 مرداد: به زیارت امام رفتم... در خدمت امام،‌ راجع به گلایه‌های آقایان مهدوی [کنی] و آذری [قمی] به خدمتشان و عدم توجه به نظرات آنها، صحبت شد. امام خودشان جواب لازم را به آنها داده‌اند. از امام در مورد گفتن نظرشان به نمایندگان، در خصوص نظارت سه قوه بر صداوسیما، اجازه گرفتم. موافقت داشتند... به ایشان، پیشنهاد کردم که برای تغییر آب و هوا، گاهی به بیرون شهر بروند؛ خندیدند، به علامت مخالفت.(ص241)
یکشنبه 30 مرداد: در جلسه علنی، طرح اساسنامه صداوسیما در دستور بود. با اینکه نظر امام را در خصوص مخالفت بعضی از مواد آن ـ که به شورای سرپرستی، اختیارات زیادی داده بودـ نقل کردم؛ ولی قسمت مورد مخالفت من و امام تصویب شد. اکثریت مجلس از وضع جاری صداوسیما، راضی نیست.(ص242)
دوشنبه 31 مرداد: در کمیسیون دفاع مجلس، برای مشورت در طرح نوین شرکت کردم؛ مدتها است، روی این طرح کار کرده‌اند. تکمیل شده و تغییرات عمده‌ای داده‌اند. دو سه اعتراضی که از دفتر مشاورت امام به من گفته بودند، مطرح کردم. تفاوت درجه‌دار و افسر و مشکل افسر شدن همافران و عدم ورود دفتر مشاورت امام درسازمان ارتش.(ص244)

شهریور 1362
سه‌شنبه 1 شهریور: طرح اساس‌نامه صداوسیما، تمام شد؛ بعضی مطالب برخلاف نظر امام و من بود. مخالفت من هم، اثری نکرد. جو حاکم بر مجلس، چنین اقتضا دارد. به خاطر اهمیتی که به آزادی عمل و رأی نمایندگان می‌دهیم،‌ تحمل آن سخت نیست؛‌حتی نمایندگان عضو حزب جمهوری اسلامی ـ که به کمک حزب، انتخاب شده‌اندـ هم، در بسیاری از موارد، برخلاف نظر حزب، رأی می‌دهند... عصر، دو نفر از کارکنان اطلاعات نخست‌وزیری، با آقای هادی خامنه‌ای آمدند که در [اداره] ضدجاسوسی با اداره هشتمی‌ها همکاری داشته و اخیراً کنار گذاشته شده‌اند. از گروه گرایی و استخدام‌های عجولانه، در آستانه شروع کار وزارت اطلاعات، مطالبی می‌گفتند؛ قرار شد، رسیدگی کنم. در جلسه سه‌شنبه حزب‌اللهی‌های مجلس ـ که آقای ناطق‌نوری [وزیر کشور] برای مذاکره با نمایندگان استیضاح کننده، دعوت شده بود ـ شرکت کردم. آقای [ابوالقاسم] خزعلی،‌آمده بود که پیام امام را مبنی بر اینکه اجازه استیضاح از طرف شخص امام بوده و احمدآقا دخالتی نداشته است، به مجلس بگویند؛ گفتم صلاح نیست. چنین فکری در مجلس نیست؛ خود این پیام، چنین فکری را القا می‌کند. با احمدآقا تماس گرفتم، با اجازه امام، آقای خزعلی را از ابلاغ پیام، معاف کردند. دو سه نفر از نمایندگان، صحبت کردند؛‌من هم ضررهای این استیضاح را گفتم... تلفنی با آقای خامنه‌ای ـ که از سفر پنج روزه برگشته‌اند ـ احوالپرسی کردم و راجع به معرفی وزرای جدید،‌صحبت شد. قرار شد،‌پنج‌شنبه [لیست وزرای جدید را] به مجلس بدهند.(صص249-247)
پنج‌شنبه 3 شهریور: عصر، روحانیون شاغل در جهادسازندگی آمدند و از اینکه در اساس‌نامه جدید، رسمیت نماینده امام به خاطر مخالفت شورای نگهبان، حذف شده و منجر به خلّو از روحانیت و در نتیجه محروم شدن جهاد از اعتماد مردم خواهد شد، چاره‌جویی می‌کردند... آقای [خسرو] تهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری آمد. از آقای [میرحسین] موسوی به خاطر نصب سرهنگ [سیدابراهیم] حجازی به [ریاست] حراست [کل کشور] و بی‌اعتنایی به نظر ایشان گله داشت.(ص251)
جمعه 4 شهریور: شب، آقای دکتر وحید [دستجردی] آمد؛ از وضع زندانها انتقاد کرد. تنگی‌جا، نگه داشتن غیر لازم افراد مسن و قدیمی و یا نوجوانان فریب‌خورده و یا تائبین واقعی، سوءظن‌ آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] به تائبان.(ص253)
شنبه 5 شهریور: حاج احمدآقا آمد، راجع به [خسرو] تهرانی مسئول اطلاعات نخست وزیری گفت که چون اتهام، دلیلی ندارد، خوب نیست خادمان جمهوری را برنجانند... عصر، در دفتر رئیس‌جمهوری،‌ شورای عالی اقتصاد، جلسه داشت. درباره مبارزه با گرانی تصمیماتی اتخاذ شد. سپس با ایشان، جلسه خصوصی داشتیم. مذاکرات سودمندی درباره [راههای رفع] اختلافات جناحهای موجود در جامعه اسلامی و کیفیت موضع‌گیریها انجام دادیم.(ص253)
یکشنبه 6 شهریور: ترمیم کابینه، در دستور [مجلس] بود. نخست‌وزیر در جلسه سری، خواست زمینه‌سازی کند اما اثر خوبی نداشت. پس از بحث، سه وزیر پیشنهادی کشاورزی، مسکن [و شهرسازی] و معادن و فلزات رأی اعتماد نیاوردند، ولی دو وزیر بازرگانی و کار [و امور اجتماعی] رأی اعتماد گرفتند... شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] جلسه داشت. وضع امروز مجلس، مورد بررسی قرار گرفت؛ تحلیلی ارائه دادم. از جواب دفتر آقای منتظری به نخست‌وزیر،‌ گله و انتقاد شد... در دفتر آقای رئیس‌جمهور، جلسه‌ای برای تصمیم درباره کیفیت برخورد با هواپیما ربایان داشتیم. فرمانده سپاه، گزارشها را داد... آقای [محسن] رضایی، از برخورد تند و انتقاد‌آمیز آیت‌الله منتظری با شورای سپاه گله داشت. دیر وقت به مجلس رفتم.(ص254)
دوشنبه 7 شهریور: کانون حزبی نمایندگان [مجلس شورای اسلامی]، جلسه داشت. نظمی به کانون دادیم. هیئت رئیسه انتخاب کردیم و من ریاست را به عهده گرفتم؛ درباره استیضاح آقای ناطق (نوری) بحث شد. قرار شد حزبی‌ها به عنوان موافق استیضاح، صحبت نکنند.(ص255)
سه‌شنبه 8 شهریور: آقای طاهری خرم‌آبادی آمد. از ابهام حاکم بر واحد سیاسی سپاه و روحیه مسئول آن حرف داشت. در صدد تغییر است و مایل به رفتن به پاکستان ولی پاکستان نپذیرفته است. از مشاور [ژنرال] ضیاءالحق [رئیس دولت نظامی پاکستان] نقل می‌کرد که عدم اظهار ناراحتی مقامات ایران، در قبال نپذیرفتن ایشان، خوب نبوده و اگر اظهاری می شد، تاثیر داشت.(ص256)
چهارشنبه 9 شهریور: مجلس از امروز تا دهم مهر، تعطیل است. بسیاری از نمایندگان به مکه می‌روند؛ کار خوبی نیست. تبعیض است و بدنامی دارد. آقای [شیخ‌فضل‌الله] محلاتی آمد... پیشنهاد می‌کرد با آقای [محمدرضا] مهدوی‌کنی، بیشتر صحبت کنیم؛ رنجیده است... در دفتر رئیس‌جمهور، جلسه شورای عالی اقتصاد داشتیم؛‌ درباره کیفر متخلفان از مقررات توزیع کالا بحث شد... با تلاش مسئولان ایرانی و مدیریت خوب، هواپیمای ربوده شده [ایرفرانس] امروز آزاد شد. هواپیما ربایان تسلیم شدند.(ص257)
پنج‌شنبه 10 شهریور: بخشی از کتاب جدیدی را که شخصی به نام پرند نوشته و ظاهراً به کمک آمریکا، با چاپ بسیار زیبا، منتشر شده و برای شخصیتها فرستاده‌اند، خواندم. نویسنده سخت ضدانقلاب و نوکر اجانب و بی‌پروا است. تقریباً تمام مطالب کتاب، دروغ و جعلی است. از قول آقای [مرتضی] پسندیده برادر امام، نقل می‌کند؛ همه مقدسات انقلاب و اسلام و رهبر و فامیل رهبر و همه فرازهای مقدس تاریخ نهضتهای صدساله اخیر اسلامی ایران را متهم به فساد و محصول و مخلوق انگلیسی و ...کرده است. تا به حال، من کتابی که سرتاپا مثل این دروغ و ... باشد، ندیده‌ام... تلفنی به آقای ناطق‌نوری [وزیر کشور] اطلاع دادم که آیت‌الله منتظری، آماده ملاقات و جبران کم‌لطفی اطلاعیه دفترشان هستند.(ص258)
شنبه 12 شهریور: احمدآقا آمد، از ناراحتی خسرو تهرانی [مسئول اطلاعات نخست‌وزیری] گفت و اینکه نباید کسانی را که خدمت می‌کنند، ناراضیشان کرد. از اینکه بعضیها خود ایشان را متهم می‌کنند که در بیت امام، اعمال نظر شخصی و نفوذ می‌کند و دوستان از ایشان حمایت نمی‌کنند، ناراحت بود... در دفتر رئیس‌جمهور... با حضور جمعی از جامعه مدرسین [حوزه علمیه قم] و [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] جلسه داشتیم؛ مذاکره درباره اسلامی و مطاع بودن قوانین و مصوبات مجلس پس از تصویب شورای نگهبان بود؛‌ آقای خامنه‌ای و من گله‌ای داشتند. از مباحث اقتصادی که من در خطبه‌های نماز جمعه مطرح می‌کنم، انتقاد داشتند. اما نتوانستند مورد خاصی را ثابت کنند.(ص259)
یکشنبه 13 شهریور: آقای خسرو تهرانی [مسئول اطلاعات نخست‌وزیری] آمد. از برخوردها گله داشت. استعفا داده است؛‌ گفتم استعفا نکند... امروز صبح، فیلم مصاحبه دکتر [سرگون] بیت اوشانا [گوک تپه] نماینده اقلیت [مسیحیان] آشوری [و کلدانی] در مجلس را ـ که به جرم توده‌ای بودن، بازداشت شده ـ دیدیم؛ اعتراف کرده و تقاضای عفو نموده است. بنا بود رهبران آشوری‌ها به ملاقات بیایند که لغو شد.(ص260)
دوشنبه 14 شهریور: ساعت،‌ نه صبح با آقایان خامنه‌ای و موسوی اردبیلی به زیارت امام رفتیم. تصمیم‌های شورای اقتصاد را برای مبارزه با گرانی، با اعلان نرخ و مجازات متخلف و توزیع عادلانه کالا با ایشان در میان گذاشتیم و از ایشان کسب اجازه کردیم. احتمالاً مواجه با مخالفت [جامعه] مدرسین [حوزه علمیه] قم خواهد شد.(ص260 )
شنبه 19 شهریور: آقای منیر شفیق فلسطینی آمد. می‌گفت، امید محرومان و مجاهدان منطقه از همه به جز انقلاب اسلامی، قطع شده و تاکید می‌کرد به حرفهایمان در مورد کمک به نهضتهای آزادی‌بخش عمل کنیم. پیشنهاد تاسیس سازمان غیردولتی، برای تماس با نهضتهای آزادی‌بخش داشت... عصر، در دفتر آقای خامنه‌ای با حضور مسئولان سه قوه و سفیرمان در سوریه و وزیر [امور] خارجه برای مسائل لبنان، جلسه داشتیم. مومنین وارد جنگ با ارتش فالانژ لبنان شده‌اند. درباره انسجام نیروها و رفع اختلاف آقای [علی‌اکبر] محتشمی با حزب‌الدعوه لبنان، بحث و اتخاذ تصمیم شد. مسئولان سپاه را هم احضار کردیم؛ برای رفع شکایت آقای [علی‌اکبر] محتشمی در خصوص تماس و کمک به حزب‌الدعوه که باعث تجری آنها و عدم تمکین از شورا شده است. گزارشی از کیفیت تصرف پادگان شیخ عبدالله دادند.(ص266)
یکشنبه 20 شهریور: آقای صبحی طفیلی از اعضای شورای لبنان آمد و از آقای [علی‌اکبر] محتشمی و مشکلات کارشان در لبنان، شکایت داشت. تصمیمات دیروز عصر را به ایشان ابلاغ کردم و خواستم تفاهم و همکاری داشته باشند. مرد شجاع و تندی است؛ خواهان انقلابی عمل کردن در لبنان است و معتقد است آقای [علی‌اکبر] محتشمی تحت تأثیر سوریه، محافظه کاری می‌کند... سپس شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] و شب در دفتر آقای خامنه‌ای جلسه شورای داوری حزب برگزار شد.(صص267ـ266)
چهارشنبه 23 شهریور: آقای دکتر [محسن] نوربخش [رئیس بانک مرکزی] آمد و برای کیفیت عمل نسبت به وام‌های قبل از قانون حذف ربا، مشورت می‌کرد؛ اگر بخواهند آنها را بی‌ربا اجرا کنند. مدعی بود یکصدوپنجاه میلیارد تومان، ضرر بانکها می‌شود؛ قرار شد از امام، کسب تکلیف شود. عصر جلسه شورای [عالی] اقتصاد و سپس جلسه سران قوه‌ها داشتیم.(ص269)
پنج‌شنبه 24 شهریور: صبح زود، برای مسافرت به استانهای سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان به فرودگاه رفتیم.(ص269)
جمعه 25 شهریور: قرار بود، با هواپیما به زابل برویم؛‌ چون رادیو خبر را اعلان کرده بود، دفتر مشاورت [ارتش از لحاظ امنیتی] ـ به خاطر خطر از داخل افغانستان ـ نگران شدند و تصمیم گرفتند که من از راه زمین بروم.(ص271)
شنبه 26 شهریور: شب، به مهمان سرای استانداری [هرمزگان] رفتیم. برق بندرعباس، خاموش بود. نیروگاه عظیم یکهزار و سیصد مگاواتی، به خاطر ترکیدن لوله گاز، از کار افتاده بود. احتمال خرابکاری، به خاطر سفر ما می‌رود؛ خیلی گرما شدید شد.(ص280)
یکشنبه 27 شهریور: از تخلیه بار کشتیها بازدید به عمل آوردیم. یک حوضچه از سه حوضچه تکمیل شده که حدود 13 کشتی، می‌تواند پهلو بگیرد. معلوم شد 89 کشتی در انتظار است که از ما دموراژ می‌گیرند. هر کشتی به طور متوسط، روزانه پنج هزار دلار می‌گیرد که خسارت عمده‌ای است. بعضیها مدعی بودند 135 کشتی معطل است.(ص285)
دوشنبه 28 شهریور: سپس با پدر [شهید] دکتر [محمدجواد] باهنر [و جمعی از اعضای خانواده شهید باهنر] ملاقات کردم؛ پیرمرد، هنوز در مغازه‌ای کار می‌کند. این را از افتخارات جمهوری اسلامی به حساب آوردم... با اتومبیل به رفسنجان رفتیم. وارد فرمانداری شدیم. با مسئولان اجرایی و قضایی و روحانیون به مذاکره و مشورت نشستیم. سپس به مسجد جامع رفتیم؛‌ برای مردم، سخنرانی کردم. اجتماع خوبی بود. مغرب، نماز جماعت خوانده شد و به طرف نوق ـ مسقط‌الرأسم ـ حرکت کردیم. در فردوسیه، مردم وسط جاده اجتماع کرده بودند؛ ناچار پیاده شدیم و در مسجد، در اجتماعشان صحبت کردم. به طرف بهرمان ـ ده خودمان ـ حرکت کردیم.(صص294-290)
پنج‌شنبه 31 شهریور: عصر آقای [محمدمهدی] ربانی‌املشی آمد. درباره اوضاع کلی صحبت کردیم و بیشتر راجع به خود ایشان که شغلی ندارد. درباره مسئولیت آینده ایشان، قرار شد از رفتن به قم منصرف شوند. پیشنهاد شد، نماینده امام در شورای عالی دفاع شود یا چیز دیگری که انتساب به امام را داشته باشد.(ص303)

مهر 1362
جمعه 1 مهر: گزارشهای مربوط به جریان دادگاه بین‌المللی لاهه و بیانیه الجزایر را مطالعه نمودم. متأسفانه، دادگاه بیشتر به نفع آمریکا عمل کرده و بی‌طرفی را مراعات نمی‌کند. احتمال بیرون آمدن ما از لاهه مطرح است، ولی آقای بهزاد نبوی ـ که خود مسئول بیانیه الجزایر است ـ نظر داده که خطر بیرون آمدن، بیشتر از ماندن است.(ص307)
شنبه 2 مهر: ساعت یازده خدمت امام رسیدم. امام به نقل جمله‌ای از چرچیل [نخست‌وزیر معروف انگلستان] که گفته «هواپیما، پس از اینکه انسان از آن پیاده شود، مرکب خوبی است» فرمود پس از مراجعت شماها از سفر، من می‌گویم سفر خوبی بود. ضمن سفر، زیاد دلهره دارم... درباره احاله شغلی رسمی از طرف امام به آقای ربانی [املشی] هم صحبت شد. [سمت] نماینده امام در شورای عالی دفاع را آقای ربانی [املشی] پیشنهاد کرده؛ فعلاً نظر [امام] این است که فرد دوم، نظامی باشد.(ص309)
یکشنبه 3 مهر: آقای [خسرو] تهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری و همکارانش آمدند؛ راجع به آینده [وزارت] اطلاعات، توضیح می‌خواستند. از کم اعتمادی نخست‌وزیر به خودشان، گله داشتند... علی ـ همشیرزاده ـ از لیبی آمده بود؛ با بورس لیبی در آنجا درس می‌خواند. از سفیرمان، انتقادات بی‌پایه‌ای داشت؛ باید تحقیق کرد.(صص310ـ309)
دوشنبه 4 مهر: با آقای خامنه‌ای، درباره شغل آقایان [محمدرضا] مهدوی [کنی]، [محمدمهدی] ربانی [املشی] و [جلال‌الدین] فارسی صحبت کردم؛‌ خوب نیست که از استعداد و تجربه و ظرفیت خوب آنان بهره‌گیری نشود و این گونه آقایان، بیکار باشند.(صص313ـ312)
چهارشنبه 6 مهر: آقای محمد [مجتهد] شبستری آمد. راجع به انتخابات آینده مجلس و شرکت خودش در انتخابات و شغل آینده‌اش مشورت کرد و ابراز وفاداری به وطن می‌نمود.(ص314)
پنج‌شنبه 7 مهر: صبح، احمدآقا آمد. از گرانی اظهار نگرانی داشت و جای نگرانی هم هست. از هجوم تبلیغاتی رسانه‌های جمعی دشمنان بیگانه در خصوص نقض حقوق بشر در ایران و نشر اسناد جعلی و جعل اخبار دروغ از قبیل گرفتن خون زندانیان و ... گفت.(ص315)
جمعه 8 مهر: نماز جمعه را به عهده آقای ربانی املشی قرار دادم... عصر برای دیدن آقای [محمد] موسوی خوئینی‌ها¬ ـ که از مکه برگشته ـ به منزلشان رفتم. گزارش مفصلی راجع به مسائل و حوادث حج داد و راجع به طرح مسائل آنجا مشورت کرد.(صص316ـ315)
شنبه 9 مهر: با [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای، تلفنی درباره اختلافات آقایان [علی اکبر] پرورش [وزیر آموزش و پرورش] و [محسن] دعاگو [معاون آموزش و پرورش] صحبت کردم. قرار شد، جلسه‌ای داشته باشیم و راجع به لزوم تسریع در دادن پاسخ به صدام، در مورد موشک باران اندیمشک و دزفول تصمیم بگیریم... عصر، آقای [حمید] زیارتی [روحانی] آمد و راجع به کتاب [حسنین] هیکل [روزنامه نگار مشهور مصری] که در آن به جمهوری اسلامی ایران، نسبتهای خلاف واقع داده و به فارسی ترجمه شده و ایشان در پاورقی، به خلافهای او جواب داده است، مشورت کرد و هم درباره تحویل مرکز اسناد [انقلاب] اسلامی به اطلاعات نخست‌وزیری ـ که نخست‌وزیر خواسته و امام فرموده‌اند که با من مشورت کند ـ من گفتم تا تعیین وزیر اطلاعات، صبر شود و به همین حال بماند.(ص318)
یکشنبه 10 مهر: شب، جلسه شورای داوری حزب بود. اختلاف بازاری‌ها با نخست‌وزیر و مسئله محاکمه هیئت مدیره شرکت فرش مورد بحث قرار گرفت. راه اصلاح این است که دو طرف، دست از تهاجم بردارند. شام را در دفتر [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای خوردیم.(ص320)
دوشنبه 11 مهر: [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای، تلفنی درباره متنی که برای شورای عالی قضایی به امضای من و ایشان و آقای [موسوی] اردبیلی تهیه شده، مبنی بر اجازه امام در مورد مجازات محتکران و گران فروشان، صحبت کرد. وزیر دفاع به ملاقات آمد و از من خواست که به نخست‌وزیر بگویم، در مورد نیازهای ارتش، مثبت برخورد کنند. خبر ملاقات با امام و اعلان استعفای رسمی خود از انجمن حجتیه را گفت و از [آقای قاسمعلی ظهیرنژاد] رئیس ستاد [مشترک ارتش] و هم از عدم اطلاع از تصمیمات جبهه گله داشت.(ص321)
سه‌شنبه 12 مهر: آقای [علی] موحدی ساوجی آمد،‌ گزارشی از جبهه داد و من راجع به اظهارات ایشان در نماز جمعه ساوه علیه مسئولان اجرایی، انتقاد کردم... شب با مسئولان قضایی و امنیتی و اجرایی در دفتر آقای خامنه‌ای، برای مشخص کردن سیاست محاکمه و کیفر توده‌ایها جلسه داشتیم. قرار شد، محاکمه علنی باشد و قرار شد [سرگون] بیت اوشانا نماینده [مسیحیان] آشوری در مجلس را با قید ضمانت آزاد کنند.(ص322)
چهارشنبه 13 مهر: خانواده دو نفر اسیر جوانی که در مصاحبه با تلویزیون فرانسه در اردوگاه عراقیها، افتخار آفریده بودند،‌به نامهای [مهدی] طهانیان و [علیرضا] رحیمی، آمدند. با آنها گرم گرفتیم. هدایایی دادم و نواری از وصیت نامه یکی از آنها را دادند.(ص326)
پنج‌شنبه 14 مهر: آقای دکتر کی‌نژاد نامزد وزارت کشاورزی آمد. او را تشویق کردم که بپذیرد. از گذشته در ارتباط با بدرفتاری که در دوران استانداری همدان علیه او شده،‌ رنجیده و بیشتر مایل است در دانشگاه کاری بدون مسئولیت اجرایی انجام دهد... ظهر آقای فهری از سوریه به ملاقات آمد و نامه آقای منتظری را مبنی بر لزوم ابقای آقای کنعانی در مسئولیت سپاهیان ما در لبنان آورد. آقای محتشمی، ایشان را برای این منظور شفیع کرده است... رئیس حزب [جمهوری اسلامی] دماوند آمد و از عملکرد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی انتقاد داشت و برای کیفیت برخورد، مشورت نمود؛ توصیه به اتحاد کردم.(صص328ـ327)
شنبه 16 مهر: عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و شرحی از سفرش به لندن و مکه داد. گفت در لندن از طرف بنی‌صدریها و سلطنت‌طلبان برای جذب ایشان مراجعه شده و با بن‌بلا هم ملاقاتی داشته است. بن‌بلا نگران قدرت گرفتن دولت در ایران و کنار رفتن نهادهای انقلابی از صحنه بوده که توضیح قانع کننده گرفته است. سپس راجع به شغل آینده ایشان مذاکره شد.(ص329)
یکشنبه 17 مهر: عصر، جلسه شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] داشتیم و سپس شورای داوری حزب که در شورای داوری بیشتر بحث روی خط سوم و لزوم جذب چهره‌های آن بود.(ص331)
دوشنبه 18 مهر: جلسه کانون نمایندگان [مجلس] عضو حزب جمهوری اسلامی داشتیم. طبق معمول اخبار را گفتند و سپس درباره حدود ولایت حزبی و آزادیهای فردی در موضع‌گیریهای نمایندگان در مجلس و در مسائل سیاسی، بحث آغاز شد. تاکنون افراد حزبی در مجلس، هیچ‌گونه قیدی از جانب حزب در موضع‌گیریهای خود نداشتند. استیضاح آقای ناطق [نوری] را که عضو شورای مرکزی حزب است، گروهی از نمایندگان حزبی هم امضا کرده بودند. سپس این مطلب پیش آمد که آیا تا این حد، اعضای حزب می‌توانند مستقل از حزب عمل بکنند. قرار شد در این باره بحث کنیم و تصمیمی اتخاذ نماییم. دو سه نظریه وجود دارد... شورای عالی دفاع در مجلس تشکیل شد. بیشتر درباره تحویل [هواپیماهای] سوپراتاندار فرانسوی به عراق و کیفیت برخورد تبلیغی و عملی با آن و درباره اسرا و آینده عراق و ... بحث شد. تقریباً واضح است که اردوگاه شرق و غرب و ارتجاع نگران پیروزی ایرانند و با بذل پول و تبلیغات و سلاحهای مدرن و چشم‌پوشی از جنایات جنگی ارتش عراق علیه ایران و به نفع عراق عمل می‌کنند.(صص332ـ331)
سه‌شنبه 19 مهر: شب در دفتر رئیس‌جمهور دو جلسه داشتیم، اولی با آقایان [محسن] دعاگو و [علی‌اکبر] پرورش که اختلاف شدید دارند؛‌ معلوم شد نمی‌توانند همکاری کنند. قرار شد آقای [محسن] دعاگو به عنوان نماینده قوه مجریه در شورای سرپرستی صداوسیما انتخاب شود. سپس جلسه سران قوه‌ها بود. درباره گرانی، دفاع، تبلیغات و دانشگاه‌ها و ...بحث شد.(ص333)
جمعه 22 مهر: آقای نخست‌وزیر تلفنی از من خواست که در نماز جمعه، لغو دستور دولت شهید رجایی را در مورد اقامه نماز جماعت، هنگام ظهر در دستگاه‌های دولتی را که اخیراً در بانکها و کارخانه‌ها مورد سوءاستفاده قرار گرفته،‌ تایید نمایم؛ تایید کردم.(ص335)
شنبه 23 مهر: قرار بود عصر، جلسه شورای عالی اقتصاد برای بحث درباره علل تورم داشته باشیم که قرار را لغو کرده بودند. تلفنی از رئیس جمهور علت را پرسیدم. گفتند به خاطر عزاداری لغو شده است. آقای نخست‌وزیر تلفن کرد و درباره وزیر جدید معادن و فلزات مشورت کرد. کمیسیون صنایع با دادن چند اسم و اولویت هر یک نظر داده است. گفتم روی یکی از همانها با رئیس‌جمهوری توافق کنید... شب از دفتر نخست‌وزیر اطلاع دادند که آیت‌الله العظمی نجفی [مرعشی] در قم به شهربانی گفته‌اند که اجازه بدهند، قمه‌زنی انجام شود. از من نظر خواستند و من از بیت امام کسب تکلیف کردم. احمدآقا گفت، امام سال گذشته منع کرده‌اند اما امسال دخالت نمی‌کنند. صلاح نمی‌دانند در مقابل آقای نجفی [مرعشی] موضع بگیرند. من خودم با توجه به منع سال گذشته با مسئولیت خودم به نخست‌وزیری گفتم،‌جلوگیری شود.(صص338ـ337)
دوشنبه 25مهر: عصر با نخست‌وزیر در مورد تعقیب شکایات مردم و تسریع در معرفی وزرای جدید صحبت کردم... رئیس‌جمهور با نخست‌وزیر در مورد نماینده در [شورای سرپرستی] صداوسیما و بعضی از وزرای جدید اتفاق نظر ندارند... امروز عملیات وسیعی در سردشت، علیه مراکز اصلی ضدانقلاب داشته‌ایم که ضربه‌های کاری بر آنها وارد آمده است.(ص339)
چهارشنبه 27 مهر: آقای آل‌احمد از دادستانی آمد و مدعی بود که شخص فاسدی به نام عبداللهی خود را به من و آقای منتظری منتسب می‌کند. گفتم رسیدگی کنند.(ص339)
پنج‌شنبه 28 مهر: آقای [صادق] طباطبایی آمد و پیشنهاد یک شرکت ایتالیایی مبنی بر فروش گلوله [توپ] 155 را آورد. به وزارت دفاع ارجاع دادم... مسئولان اطلاعات سپاه آمدند و از توقیف یکی از مهره‌های منافقان و کشف توطئه جدید آنها مبنی بر ایجاد بحران نظامی با همکاری خارجیها و عوامل داخلی و قیام در حال بحران و... و تصمیمات اتخاذ شده را گفتند و مشورت کردند.(صص342ـ341)

آبان 1362
یکشنبه 1 آبان: آقای هادی آمد و راجع به نشان دادن عکس‌العمل در مقابل شورویها ـ که این موشکها را در اختیار عراق گذاشته‌اندـ بحث شد. تظاهرات آرام دانشجویان دزفولی در مقابل سفارت شوروی را مطرح کرد؛‌ وزارت کشور هم کسب تکلیف کرد... ظهر در اخبار گفتند که دو مقر فرماندهی آمریکاییها و فرانسویها در بیروت منفجر شده و تعداد زیادی از تفنگداران آمریکا و فرانسه کشته و مجروح شده‌اند. آمریکاییها، ایران را متهم به دست داشتن در این انفجار کرده‌اند و تهدید به انتقام نموده‌اند. قرار شد وزارت امورخارجه تکذیب کند.(ص347)
چهارشنبه 4 آبان: شب با آقایان خامنه‌ای و [موسوی] اردبیلی مهمان احمدآقا بودیم؛ تقاضا کردیم، امام هم آمدند. در خدمت امام، راجع به زدن مناطق مسکونی عراق، بحث کردیم؛ قبول نکردند. گفتند اشکال شرعی و سیاسی دارد. با وضعی که عراق پیش گرفته است،‌ بدون زدن شهرهای آن، مشکل است،‌ که خیلی به جنگ ادامه داد. درباره پذیرش آتش‌بس در خلیج‌فارس، این‌گونه که می‌گویند، سازمان ملل می‌خواهد قطعنامه بدهد؛ بحث شد. نظر همه ما این بود که ارجح است بپذیریم. مطمئن نیستیم که امام بپذیرند.(صص353ـ352)
پنج‌شنبه 5 آبان: آقای یونس محمدی [نماینده خرمشهر] آمد و امضای خود را از استیضاح آقای ناطق [نوری] پس گرفت؛ نامزد استانداری خوزستان است... آقای دشتی از دبیرخانه شورای [سیاستگزاری] ائمه جمعه آمد و از دو خطر معارض روحانیت گفت که در دبیرخانه هم هست و راجع به کنگره ائمه جمعه مشورت کرد.(ص354)
یکشنبه 8 آبان: ظهر آشیخ مصطفی رهنما آمد. کار عمده‌اش درگیری با بهایی‌ها شده است. پیشنهاد وکیل مجلس شدن دارد. خیلی‌ها این روزها برای این منظور ملاقات می‌گیرند. وکالت مجلس برخلاف روزهای اول، شغل بسیار مطلوبی شده است؛‌ پر قدرت، ‌بی‌مسئولیت و راحت به نظر خیلی‌ها، ولی سرنوشت‌ساز و حساس و پرمسئولیت به نظر ماها... شورای مرکزی حزب جلسه داشت. بیشتر بحث درباره استیضاح آقای ناطق [نوری] و همچنین تأمین منبع درآمد برای مخارج فراوان حزب بود. شب،‌ جلسه شورای داوری داشتیم. دو سه شکایت از روزنامه [جمهوری اسلامی] مطرح شد که مهم نبود.(ص357)
دوشنبه 9 آبان: پیش از ظهر، احمدآقا آمد و درباره جواب امام به پیام شفاهی ملک فهد، مشورت کرد. اصلاحاتی در متن پیشنهادی به عمل آمد. روی چند نکته تکیه شد: 1ـ عدم خطر ایران برای همسایگان 2ـ تمایل به وحدت و انسجام نیروهای اسلامی 3ـ لزوم همکاری در مسئله نفت و عدم اقدام در جهت خدمت به غرب 4ـ قطع کمک عربستان به عراق 5ـ همکاری در مبارزه با اسرائیل 6ـ عدم تمایل ما به بستن تنگه هرمز؛ فقط در صورت اجبار، اقدام به بستن می‌کنیم. 7ـ اگر شما به عراق کمک نکنید، نمی‌تواند منافع ما را در خلیج‌فارس تهدید کند تا ما مجبور به بستن تنگه هرمز شویم... عصر با اعضای کانون حزبیهای مجلس، برای بحث پیرامون استیضاح آقای ناطق [نوری] جلسه داشتیم. می‌خواستم از کانون رأی بگیریم که حزبیها حق مخالفت با آقای ناطق‌نوری را ندارند اما در عمل ممکن نشد و رأی نگرفتیم.(ص357)
سه‌شنبه 10 آبان: در جلسه علنی،‌ آقای [هاشم] صباغیان [نماینده تهران] در نطق پیش از دستور، با مظلوم‌نمایی، جریان برخورد روز جمعه را گفت و آخر صحبت او آقای قره‌باغ دخالت کرد و دعوایشان شد. به کتک کاری رسید... عصر آقای بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین آمد و از عدم پشتیبانی در ادامه کار در بیانیه الجزایر گله کرد. توضیح دادم که ما تا آخر اعتماد کردیم و هیچگونه تضعیفی نکردیم. از گماردگان خودتان مخالفت شروع شد. به کار آقای [گودرز] افتخار جهرمی که به جای آقای محمدی آمده، اعتراضاتی داشت و نگران انتخابات آینده بود و از نخست‌وزیر هم گله‌مند بود که به ایشان اعتماد کامل ندارد.(ص358)
چهارشنبه 11 آبان: در دفتر [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای با سران قوا جلسه داشتیم. قسمت عمده بحثها، درباره جنگ بود. بررسی قطعنامه شورای امنیت مبنی بر آتش‌بس در خلیج فارس و نزدن مراکز غیرنظامی مضمون این قطعنامه مورد بررسی قرار گرفت. در مورد حرکات جدید نهضت آزادی، زدن مراکز صنعتی بصره و مطالب دیگر بحث شد.(ص360)
پنج‌شنبه 12 آبان: سرهنگ [سیدابراهیم] حجازی رئیس حراست کل کشور هم آمد و از آقای خسرو تهرانی مسئول اطلاعات نخست‌وزیری انتقاد داشت.(ص361)
شنبه 14 آبان: نامه مفصلی در جواب نهضت آزادی نوشتم و در آن اشتباهات و کارهای بد و مواضع غلط آنها را یادآور شدم. نصیحت کردم که دست از توطئه و تفرقه‌افکنی بردارند. احمدآقا آمد. با ایشان برای مضامین نامه مشورت کردم؛ چیزهایی اضافه شد... در جلسه شورای اقتصاد،‌شرکت کردم، گزارش کارهای انجام شده در بخش توزیع کالا داده شد و اعتراضات آقای منتظری به امر توزیع را منعکس کردم. بحث اصلی در عوامل تورم بود. راه‌های علاج مطرح شد. حدود چهارده رشته اقدامات مشخص شده بود که قرار شد کمیسیونهای تخصصی در هر رشته، نظر و پیشنهاد بدهند و در شورا مطرح گردد... بعد از جلسه، نامه‌ای که به مهندس بازرگان در جواب نامه ایشان و تذکر اشتباهات نهضت آزادی نوشته بودم، با رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر و احمدآقا به مشورت گذاشتم. اصل نامه تأیید شد و اصلاحات به عمل آمد.(ص364)
یکشنبه 15 آبان: آقای [ناطق نوری] وزیر کشور پیش از شروع بحث استیضاح، ساعت هفت و نیم آمد و درباره کیفیت برخورد مشورت کرد.(ص365)
دوشنبه 16 آبان: احمدآقا آمد و از امام پیغام آورد که به اختلافات بین عقیدتی سیاسی و فرماندهان نظامی رسیدگی کنم و بر پرونده آقای صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب ارتش در مورد خریدهای اسلحه در گذشته نظارت نمایم.(ص366)
سه‌شنبه 17 آبان: پریشب فرانسویها در بیروت، قصد انفجار سفارت ما را داشته‌اند که موفق نشده‌اند و قبل از دستور مجلس، این اقدام تروریستی فرانسه را محکوم کردم. تمام وقت مجلس را بقیه استیضاح آقای ناطق [نوری] گرفت. ایشان خوب دفاع کرد و من هم از ایشان دفاع کردم. از مجموعه 231 نماینده، 146 رأی موافق و 72 رأی مخالف و 13 رأی ممتنع آورد... اول شب با آقای رئیس‌جمهور، جلسه خصوصی راجع به فرماندهی نیروی هوایی داشتیم؛ تصمیم گرفتیم و قرار شد برای حل اختلافات عقیدتی سیاسی با نیروی زمینی و مشکلات آموزش و پرورش و ضعفها رسیدگی و اقدام کنیم. آقای [موسوی] اردبیلی هم به جلسه رسیدند؛ درباره شورای سرپرستی صداوسیما و دادگاه رفسنجان و وضع آقای علوی در سبزوار ـ که تبعید شده است ـ بحث کردیم.(صص368-366)
چهارشنبه 18 آبان: با نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور و وزیر امورخارجه و مدیرعامل صداوسیما درباره امور مملکتی، تلفنی مذاکره کردم. احمدآقا هم آمدند و راجع به مسائل گوناگون مشاوره شد؛ از جمله [سیدحسین موسوی‌تبریزی] دادستان کل انقلاب و [عبدالله نوری] نماینده امام در جهاد [سازندگی]... شب، جلسه سران قوا در منزل ما بود. درباره جنگ، احتمال رسیدن به بستن تنگه هرمز و عواقب و چراغ سبز نشان دادن به شوروی برای ارعاب غرب و راه باز شدن جهت همکاری با شوروی در صورت بسته شدن تنگه هرمز بحث شد.(ص368)
پنج‌شنبه 19 آبان: ساعت هفت صبح در دفتر [آیت‌الله] آقای خامنه‌ای با حضور آقایان محسن رضایی و رحیم صفوی جلسه داشتیم و درباره آینده جنگ بحث بود. طرحی تصویب شد و کیفیت همکاری ارتش و سپاه ـ که اخیراً دچار مشکلی شده ـ مشخص گردید. متأسفانه اختلافات فرماندهان ارتش و سپاه در شیوه جنگیدن، وقت زیادی از ما می‌گیرد... ظهر آقای نمازی قائم‌مقام نماینده امام در سپاه آمد و راجع به انحلال سپاه قهدریجان ـ که مورد مخالفت آقای منتظری و خط اصفهان قرار گرفته ـ کمک می‌خواست... [ آقای اتابکی] دادستان انقلاب ارتش آمد و توضیحاتی راجع به پرونده آقای صادق طباطبایی داد؛ مطلب مهمی ندارد.(ص369)
شنبه 21 آبان: ساعت یازده خدمت امام رسیدم. راجع به جنگ و مسائل دیگر مذاکره و مشورت کردم. موافقت کردند که به خاطر ترساندن غرب از ماجراجویی در خلیج فارس و به خاطر داشتن امکانات در صورت درگیر شدن در تنگه هرمز و بسته شدن راه‌های ورود و خروج نیازمندیها اقدام به ایجاد روابط خوب با شوروی کنیم. در ارتباط با مدرسه حقانی قم که متولی آن می‌خواهد از دست مدیران مدرسه بگیرد به خواست آقای جنتی، از ایشان خواستم که متولی را نصیحت کنند. در مورد آقای ربانی [املشی] و نماز جمعه هم صحبت شد... سرهنگ صیاد شیرازی آمد. راجع به اختلافی که با سپاه بر سر ادامه عملیات والفجر چهار دارند، گفت؛ قرار شد رسیدگی کنم. شب، جلسه شورای عالی دفاع داشتیم و در همین باره بحث شد. نظر ارتش تأیید گردید.(ص371)
دوشنبه 23 آبان: با آقای خامنه‌ای درباره کار [تأسیس بنیاد] تدوین تاریخ [انقلاب اسلامی] توسط آقای [عبدالمجید] معادیخواه مشاوره کردم... فائزه مایل است با شوهرش دکتر حمید که به انگلستان ـ برای شرکت در کنفرانس پزشکی می‌رود ـ سفر کند؛ موافقت ندارم. عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و برای شروع کار [بنیاد تدوین] تاریخ انقلاب مذاکره کردیم. به بنیاد مستضعفان گفتم که منزلی برای محل اداره در اختیار بنیاد بگذارد.(ص374)
سه‌شنبه 24 آبان: اول شب در دفتر آقای خامنه‌ای با فرمانده سپاه جلسه داشتیم. گزارشی از وضع لبنان و بازداشت [ارتشبد حسین] فردوست و عده‌ای از جنگلیهای منافق و فتح زندان دولتو در کردستان دادند.(ص375)
چهارشنبه 25 آبان: آقای سلمان غفاری از وزارت ارشاد [اسلامی] آمد و از آقای خاتمی وزیر ارشاد [اسلامی] گله‌مند بود که به نصایح ایشان توجه نمی‌کند و آقای [ابراهیم] اصغرزاده را بالای سر ایشان گذاشته و مجله «محجوبه» را تعطیل کرده؛ این مجله سی‌هزار تیراژ داشته است. آقای سیدمحمدتقی مدرسی آمد. از اروپا برگشته است. برای کنترل ذبح اسلامی رفته بود. می‌گفت آقای [احمد] بن‌بلا حاضر است، طرفدارانش را برای مبارزه با دشمنان ایران در اختیار بگذارد.(ص377)
پنج‌شنبه 26 آبان: با آقای خامنه‌ای مشورت کردم که راجع به بمباران مرکزی از ما در لبنان توسط اسرائیلیها ـ که چند شهید و چند مجروح داشته ـ صحبت کنیم. اما خودم صلاح ندانستم و قبل از دستور مجلس، چیزی نگفتم... در تنفس، خانم بهروزی مطالبی راجع به خط [سازمان] مجاهدین انقلاب [اسلامی] در اطلاعات نخست‌وزیری ـ از قول یکی از بستگانش ـ گفت... عصر معاونان وزیر آموزش و پرورش آمدند...(ص378)
جمعه 27 آبان: نخست‌وزیر هم تلفن کردند و راجع به مشکل انتخاب وزرای جدید کابینه مشورت کردند. قرار شد در جلسه فردا شب بحث شود؛ اختلاف مواضع اقتصادی،‌ توافق را کمی دشوار کرده است.(ص379)
شنبه 28 آبان : نزدیک ظهر، احمدآقا آمد و در مورد کنار رفتن آقای [سیدحسین موسوی‌تبریزی صحبت کرد و بازجویی از صادق طباطبایی در دادگاه انقلاب ارتش و مدرسه حقانی ـ که متولیش می‌خواهد پس بگیرد... عصر به دفتر رئیس‌جمهور رفتم. شورای اقتصاد جلسه داشت. تصمیماتی در جهت مبارزه با تورم اتخاذ شد. بعد از آن با حضور [آقای محتشمی] سفیرمان در سوریه، [محسن رضایی] فرمانده سپاه، نخست‌وزیر و [دکتر ولایتی] وزیر امور خارجه درباره وضع لبنان و مشکل جنگ داخلی فلسطینیها و کیفیت میانجی‌گری ما با حفظ توقعات سوریه، تصمیماتی اتخاذ شد. قرار شد از 13 شهیدمان در لبنان با مراسم رسمی استقبال کنیم...(صص380ـ379)
دوشنبه 30 آبان: کمیسیون اصلاح مواضع حزب جمهوری اسلامی از ساعت هفت و نیم صبح تا ساعت دو بعد از ظهر جلسه داشت؛‌ تمام نشد. ساعت چهار بعدازظهر آقای خامنه‌ای به دفترم آمدند و راجع به تعویض فرمانده نیروی هوایی بحث کردیم و تصمیم گرفتیم. سپس آقایان [اسدالله] لاجوردی و رئیس اطلاعات سپاه آمدند. اختلاف شدیدی دارند. اولاً آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] خط توبه گروهکها و ارشاد را قبول ندارد و آن را توطئه آنها می‌داند ولی سپاه روی آن حساب و عمل می‌کند. ثانیاً عده‌ای از متهمان توبه کرده در دست سپاه را که از آنها استفاده می‌شود، می‌خواهد تحویل بگیرد و اینها نمی‌خواهند تحویل بدهند؛ به خاطر ترس از به هم خوردن این روش؛‌ بالاخره قرار شد تحویل بدهند. آقای جنتی آمدند و راجع به کنار گذاشتن آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی از شورای [عالی] تبلیغات [اسلامی] و هماهنگی مطالبی گفتند. توقع داشتند که از دادستانی [کل انقلاب] هم عزل شود... دادستان انقلاب ارتش و آقای صادق طباطبایی آمدند. از نظرات امام هم تأکید بر رسیدگی سریع‌تر،‌ پیغام رسید. یک قلم 950 هزار دلار گم است. دادستان و ثیقه 15 میلیون تومانی خواسته است. قرار شد تا فردا جوابی از آلمان بگیرد و بدهد. شب به خانه آمدم. به احمدآقا جریان را گفتم که خدمت امام بگوید.(ص384)

آذر 1362
سه‌شنبه 1 آذر: ظهر، جلسه مشترک هیئت رئیسه کانون [نمایندگان مجلس عضو حزب جمهوری اسلامی] و رؤسای حوزه‌های حزب در دفترم تشکیل شد. عضویت چند نفر از نمایندگان تصویب شد... فردی از اطلاعات نخست‌وزیری‌ آمد و مطالبی راجع به گروه گرایی در آنجا گفت... اول شب با رئیس‌جمهور، جلسه‌ای راجع به نیروی هوایی و وزرای جدید داشتیم؛‌مشورت کردیم. توافق و تفاهم برای انتخاب وزرای جدید با نخست‌وزیر مشکل شده است.(ص387)
چهارشنبه 2 آذر: شورای دفاع جلسه داشت. قرار شد برای فرماندهی نیروی هوایی به جای سرهنگ معین‌پور، سرهنگ [هوشنگ] صدیق نصب شود. کسی در جلسه مخالفت نکرد. سرهنگ معین‌پور مریض است و اطرافیان او، مانع تحرک نیرو هستند... در منزل آقای [موسوی] اردبیلی با سران قوا و احمدآقا و دکتر ولایتی جلسه داشتیم. در مورد تحسین روابط با شوروی و هم اعزام هیئتی به دمشق برای میانجی‌گری در طرابلس، در نزاع فلسطینیها ـ که قبلاً توافق سوریه جلب شده بود ـ تصمیم گرفتیم. احمدآقا اطلاع داد که امام با اکراه با عزل آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی [دادستان کل انقلاب اسلامی] موافقت کرده‌اند؛‌ به شرط اینکه او را راضی کنیم.(ص388)
پنج‌شنبه 3 آذر: در جلسه علنی، ‌لایحه وزارت جهاد مطرح بود و استعفای آقای [عباس] دوزدوزانی نماینده تبریز که در میان بحثها مشاجره لفظی و اهانت بین ایشان و آقای سیدحسن موسوی تبریزی [نماینده هشترود] پیش آمد. آقای هادی خامنه‌ای [نماینده فریمان] آمد و از عدم توجه من و رئیس جمهور به ایشان و مخالفت حزب [جمهوری اسلامی] با ایشان گله داشت. داماد خانم بهروزی آمد و از گروه گرایی و احتمال پرونده‌سازی در اطلاعات نخست‌وزیری، مطالبی گفت.(ص388)
جمعه 4 آذر: اکبر آقا صفریان، شرح سفر به اروپا برای راه‌اندازی پالایشگاه مس سرچشمه را داد و اینکه قرار شده به جای شرکت آمریکایی، شرکت کروپ آلمان راه‌اندازی کند و پنجاه میلیون دلار بگیرد. در این خصوص با نخست‌وزیر تلفنی صحبت کردم، که چه مانعی دارد آمریکاییها را بخواهیم به قراردادشان عمل کنند که اگر نکردند، ‌امتیازاتی که دارند از دستشان برود و نتوانند ادعا کنند و اگر [عمل] کردند، خرج اضافی تحمیل نشده است.(ص390)
شنبه 5 آذر: پیش از ظهر، احمدآقا آمد و از تردید امام در مورد اظهار تحسین و روابط با شوروی اطلاع داد. گفت امام فرموده‌اند که درباره محاکمه آقای صادق طباطبایی، نظارت کامل کنم که افراطیها بی‌جهت محکوم نکنند و ظلم نشود. حق اجرا شود. به دادستان کل کشور هم پیغام داده‌اند. اول شب آقای [ابوالفضل] توکلی [بینا] آمد و خبر از عزل خود توسط وزیر ارشاد [اسلامی] داد و سخت‌گله‌مند بود. سپس آقای خاتمی هم به دنبال اعتراض احمدآقا به عزل ایشان، ‌تلفن کرد تا دلیل عزل را بگوید.(ص391)
دوشنبه 7 آذر: آقای [شیخ یوسف صانعی] دادستان کل کشور در مورد پرونده آقای صادق طباطبایی تلفنی صحبت کرد. قرار شد، ‌تأکید شود با عدل و انصاف عمل شود.(ص393)
سه‌شنبه 8‌ آذر: آقای [علی] قائمی آمد و برای کهکیلویه قاضی می‌خواست. زمینی در قم از من برای آقای بهاءالدینی گرفت. قبل انقلاب، قطعات فراوان زمین در سالاریه قم داشتیم و قسمت اعظم آنها را به افراد نیازمند، به صورت مجانی داده‌ام... اول شب با آقای رئیس‌جمهور، جلسه خصوصی داشتیم. درباره جبهه و عملیات آینده و توافق سپاه و ارتش بحث کردیم. مطالب متفرقه و عقب مانده را هم مورد مشورت قرار دادیم. سپس جلسه شورای مرکزی [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] تشکیل شد و درباره کاندیداهای مجلس آینده بحث و تبادل نظر به عمل آمد.(ص395)
چهارشنبه 9 آذر: شب در دفتر امام، دو جلسه داشتیم؛ یکی با سران سه قوه و آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی، قرار شد دادستانی کل انقلاب منحل و در دادستانی کل کشور ادغام گردد؛‌ رفته رفته اعلام شود که شک اجتماعی به وجود نیاورد... شب، مهمان احمدآقا بودیم. امام هم تشریف آوردند. مبتلا به درد پا شده‌اند. در حضور ایشان، راجع به نحوه ارتباط با شوروی بحث کردیم. ایشان از نخست‌وزیر، درباره عدم تعادل در قیمت برنج پرسیدند.(ص397)
پنج‌شنبه 10 آذر: مسئولان اطلاعات سپاه آمدند؛ برایشان صحبت کردم. به سئوالاتشان درباره آینده اطلاعات جواب دادم و تکیه بر روی تمرکز اطلاعات نمودم... آیت‌الله [حسین] خادمی [رئیس حوزه علمیه] از اصفهان تلفن کردند و از تعویض فرماندهی سپاه اصفهان، به خواست آقای طاهری [امام جمعه اصفهان] شکایت داشتند.(ص398)
شنبه 12 آذر: پیش از ظهر، حاج‌احمدآقا آمد و درباره عکس‌العمل اظهارات من در نماز جمعه دیروز، مبنی بر استفاده از زور برای حفظ ارزش نفت، در صورت ادامه توطئه ارتجاع و استعمار در پایین آوردن قیمت نفت گفت که رادیوهای آمریکا و اسرائیل روی آن تکیه کرده‌اند... عصر، آقای رئیس‌جمهور تلفن کرد که به جلسه شورای اقتصاد و جلسه با نظامیان بروم. به خاطر مشکل رفت و آمد، عذرخواستم. جلسه دوم را به فردا شب موکول کردیم. عصر مسئولان حفاظت بیت امام آمدند و راجع به کیفیت کنترل ماشینها و افراد و عبور و مرور مشورت کردند. توصیه کردم، حتی‌الامکان از کارهایی که مردم را معطل و ناراحت می‌کند، خودداری کند؛ مگر در موارد ضروری.(صص400ـ399)
یکشنبه 13 آذر: خبر دادند که یک هواپیما ربا خواسته، هواپیمایی که از بوشهر به شیراز می‌رفته، به عربستان ببرد. یک دختر مهماندار هواپیما به او حمله کرده تا او را خلع سلاح کند،‌ نارنجک منفجر شده و هر دو مجروح شده‌اند و هواپیما سالم به شیراز رفته است. هواپیما‌ربا پاسپورت عراقی داشته و خودش ایرانی بوده است.(ص400)
دوشنبه 14 آذر: اولین جلسه شورای سرپرستی صداوسیما را تشکیل دادیم. آقای [محسن] دعاگو [نماینده قوه مجریه در شورا] را به عنوان دبیر انتخاب نمودیم.(ص401)
سه‌شنبه 15 آذر: آقای [علی] شمخانی قائم‌مقام سپاه آمد و گزارشی راجع به ترکیب و تاریخ و حرکات جریان موسوم به خط سه آورد و در مورد اختلاف اطلاعات سپاه با [آقای اسدالله لاجوردی] دادستان انقلاب تهران و رفع مشکلات استمداد نمود... عصر دکتر [محمدتقی] بانکی [وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه] با معاونانش آمدند و برای دفاع از برنامه پنج‌ساله کمک می‌خواستند. کمیسیون برنامه [و بودجه مجلس] اعتراضات زیادی به برنامه دارد... اول شب با آقای خامنه‌ای، جلسه خصوصی مشورتی داشتیم. سپس شورای مرکزی [جامعه] روحانیت مبارز [تهران] برای تصمیم‌گیری درباره کاندیداهای مجلس آینده، جلسه داشت.(صص404ـ403)
چهارشنبه 16 آذر: جلسه علنی داشتیم... وزرای جدید مطرح بودند. مخالفتها زیاد بود من هم از آنها دفاع کردم. آقایان [عباسعلی] زالی و [حسین] نیلی برای وزارتخانه‌های کشاورزی و معادن و فلزات رأی آوردند، اما آقای [محمد] مروت برای وزارت مسکن [و شهرسازی] رأی نیاورد.(ص404)
پنج‌شنبه 17 آذر: آقای خسرو تهرانی آمد و راجع به [تأسیس وزارت] اطلاعات مطالبی داشت و در مورد سایتهای مهم باقی مانده از آمریکاییها در بهشهر و کبکان ـ که برای خبرگیری از شوروی درست شده ـ اطلاعاتی داد و پیشنهاد بازدید از آنجا و تعیین سیاست کار را داشت.(ص405)
شنبه 19 آذر: شب، دو نفر از اطلاعات سپاه آمدند و راجع به مأموریتی که برای خارج از کشور، بنا است به آنها محول شود، مذاکره کردیم.(ص407)
یکشنبه 20 آذر: عصر شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] در دفترم جلسه داشت. معمولاً جلسات شورا در مرکز ریاست جمهوری است؛ چون آقای خامنه‌ای به سفر شیراز رفته بودند، جلسه در مجلس تشکیل شد. به خاطر حفظ امنیت، پس از انفجار دفتر مرکزی حزب، جلسات در منطقه محافظت شده تشکیل می‌شود. بیشتر وقت را صرف انتخاب کاندیداهای حزب در مجلس آینده کردیم.(ص408)
چهارشنبه 23 آذر: صبح زود برای شرکت در سمینار شوراهای ائمه جمعه استانها عازم قم شدیم. ساعت هشت و نیم به قم رسیدیم. اول به منزل آیت‌الله منتظری رفتم و مقداری صحبت کردم و همراه ایشان در جلسه شرکت کردم. من مفصلاً صحبت نمودم و نظراتی برای کیفیت برخورد ائمه جمعه با انتخابات مطرح کردم... دوباره به منزل آقای منتظری رفتم. مذاکرات مفصلی داشتیم. ایشان از اینکه بیت و اطرافیانش مورد انتقاد و سوءظن قرار گرفته‌اند،‌ ناراحت است... از فشاری که سپاه علیه روحانیون بیدار وارد کرده انتقاد نمودند. از مخالفت سپاه با بیت خودشان، ناراحت بودند. پیامهایی توسط من، برای امام و رئیس‌جمهوری در مورد بیت خودشان دادند.(ص410)
پنج‌شنبه 24 آذر: نزدیک ظهر،‌ آقای نمازی و رئیس سپاه نجف‌آباد آمدند؛ از دفتر آقای منتظری و خود ایشان به خاطر حمایت بی‌جهت از روحانیون بیدار و بدنام کردن سپاه گله داشتند... سرهنگ محمدی از اداره دوم ارتش آمد و از سرهنگ کتیبه رئیس اطلاعات شکایت داشت.(ص413)
جمعه 25 آذر: احمدآقا پیش از ظهر آمد و در مورد گرانی و صفهای مقابل نانوایی‌ها نگران بود. درباره فشارهایی که از طرف بازاریها و [جامعه] مدرسین [حوزه علمیه] قم و بخشی از نیروهای متعهد انقلابی و همفکرانشان به دولت وارد می‌شود، مذاکره شد.(ص414)
شنبه 26 آذر: احمدآقا پیش از ظهر آمد و اطلاع داد که امام، امروز در ملاقات با کمیسیونهای مجلس از دولت حمایت کرده‌اند... جلسه شورای سرپرستی صداوسیما داشتیم. راجع به کارها و برنامه‌ها تصمیماتی گرفتیم. از جمله حذف فیلم‌های مبارزات کمونیستها و جنگهای مسلحانه آنها؛‌ به خاطر بدآموزیهایی که دارد. کارهای فراوان مربوط به شورای سرپرستی صداوسیما، بر مسئولیتهای زیاد گذشته‌ام، اضافه شده است...(ص415)
یکشنبه 27 آذر: به جلسه علنی مجلس رفتم. سخنان دیروز امام، همه چیز را تحت‌الشعاع قرار داده بود. عده‌ای از نمایندگان، سئوالات خود از وزرا را پس می‌گرفتند. جمعی برای نامه‌ای با عنوان «لبیک به اظهارات» امام امضاء می‌گرفتند. در آن نامه اظهارات آقای منتظری هم در کنار اظهارات امام آمده بود. بعضیها مخالفت می‌کردند و می‌گفتند انتقادات اخیر آقای منتظری، خود مشمول انتقادات امام است و درست نیست که ما این‌گونه محتوای حرفهای امام را مسخ کنیم. گرچه حق با اینها بود ولی حفظ اعتبار آقای منتظری هم لازم است... شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] برای [بحث درباره] انتخابات آینده جلسه داشت. اکثریت آرای شورای مرکزی از آن ـ به اصطلاح ـ محافظه‌کاران است و تندروها در اقلیت‌اند. شب، شورای داوری حزب هم جلسه داشت. بحثهای متفرقه‌ای در اطراف وضع بیت آقای منتظری و لزوم تفاهم بیشتر بین ایشان و حزب و جلوگیری از تأثیر سمپاشی‌ها ـ که برای تفرقه می‌شود ـ و ملاقات آقای ربانی [املشی] با امام و چیزهای دیگر داشتیم.(صص 416ـ415)
دوشنبه 28 آذر: احمداقا آمد و اطلاع داد که بیت آقای منتظری تماس گرفته‌اند و از امام تقاضا کرده‌اند که ایشان توضیح بدهند که در اظهارات روز شنبه، نظری به آقای منتظری نبوده و اگر بوده، ایشان خودشان را کنار می‌کشند. از اینکه من تصریح کرده‌ام که ایشان هم مشمول است، ناراحت‌اند... تلفنی با آقای منتظری تماس گرفتم؛ ایشان ناراحت بودند. توضیحاتی دادم که راضی و قانع شدند.(ص416)
سه‌شنبه 29 آذر: جلسه علنی داشتیم. سخنرانیهای قبل از دستور، بیشتر درباره اظهارات امام و دفاع از آیت‌الله منتظری است. مخصوصاً یک خط فکری مجلس، بیشتر روی اظهارات آقای منتظری در خصوص محکوم کردن حذف نیروهای لایق تکیه می‌کند. چون احساس کرده‌اند و در انتخابات آینده از طرف نهادهای معتبر، نامزد نمی‌شوند... ظهر آقای [حسین] محلوجی آمد و از ضعف وزیر معادن و فلزات گفت و از من می‌خواست که این همه از وزرای ضعیف ـ به عقیده او ـ حمایت نکنم و از خودم مایه نگذارم. بالاخره از سوءظن آقای نخست‌وزیر، نسبت به خودشان شاکی بودند و دفاع کردند.(ص419)          ادامه دارد ...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات