یک ایران با تسلیحات هستهای ضمن بیثبات کردن منطقه و آغاز سابقه تسلیحاتی نه تنها منابع کمیاب منطقه را به هدر میدهد، بلکه با توجه به قدرت نظامی آمریکا و سیاست آن نسبت به اسرائیل سودی برای امنیت ایران نخواهد داشت.
علاوه بر موارد فوق دلایل اسلامی و ایدئولوژیکی و توسعهای هم وجود دارد که ایران به عنوان یک کشور اسلامی در حال توسعه، نباید در صدد تولید و یا استفاده از سلاحهای کشتار جمعی باشد.
سه سال بازرسی گسترده آژانس از تاسیسات هستهای و غیر هستهای ایران دکتر البرادعی را به این نتیجه رساند که تاکنون نشانهای از هیچ انحرافی در مواد و فعالیتهای هستهای ایران به سوی ساخت سلاح هستهای وجود ندارد. در عین حال البرادعی خاطر نشان کرده است آژانس نمیتواند کاملا صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران را را تایید کند، اما واقعیت امر این است تعداد کمی از کشورهایی که برنامههای هستهای دارند چنین تاییدی را از آژانس دریافت کردهاند. ارائه این گواهی از سوی آژانس به طور طبیعی زمانبر بوده و نیازمند کار فراوان است. ایران آمادگی و اراده سیاسی لازم برای صرف وقت و کوشش لازم جهت دریافت چنین تاییدی از آژانس را دارد. آژانس نیز آماده است بازرسیهای خود را از فعالیتهای هستهای ایران ادامه دهد. دولتهای دیگر نیز باید آمادگی چنین انتظاری را در خود به وجود آوردند. بنابراین علت عجله برای متشنج نمودن شرایط و به وجود آوردن بحران چیست؟
آیا این گونه نیست که افراطیون در همه جا تامین منافع هر چند گذرا و کوتهبینانه خود را در شرایط متشنج بحرانی میبینند؟
اگر این شرایط با آرامش و عقلانیت کنترل نشود و اشتباه محاسبات همچنان ادامه یابد این امر به سادگی به بحرانی تبدیل خواهد شد که آثار مخربی بر مقررات بینالمللی (NPT)، و منافع اقتصادی و امنیتی طرفهای درگیر در منطقه سراسر جهان خواهد داشت. وقت آن رسیده است که به جای تهدید و جنگطلبی با تامل بیشتر در مورد آینده این مسیر بیندیشیم.
ایران به داشتن بمب متهم نیست. نشانههایی هم مبنی بر پیگیری آن وجود ندارد. حتی افراطیون و جنگطلبان آمریکایی و اسرائیلی که مدعیاند ایران دارای برنامهای برای ساخت سلاح هستهای است، اذعان دارند که این کشور حداقل 7 تا 10 سال تا ساخت بمب فاصله دارد.
مقامات آمریکایی اغلب تکرار میکنند که ایران بیست سال برنامه هستهای مخفی داشته است، اما طبق نظر آژانس ایران قصوری به جز عدم اعلام به موقع برخی آزمایشات و دریافت بعضی مواد و تجهیزات را نداشته است. چنین قصوری بین اعضای N .P.T چندان غیر معقول نیست و به همین دلیل در قراردادهای پادمانی اقدامات جبرانی برای این قبیل قصورها پیشبینی شده است که ایران نیز همه آنها را انجام داده است. علاوه بر این برکسی پوشیده نیست که ما در اواخر دهه 80 و در دهه 90 میلادی به دنبال خرید تکنولوژی غنیسازی در بازارهای اروپا، روسیه و آسیا بودهایم. بنابراین «برنامه مخفی هستهای ایران» صرفا یک جنجال است. القای حالت اضطرار در پرونده هستهای ایران با اهداف سیاسی و مغرضانه صورت میگیرد. جهان نباید اجازه دهد که این منطقه بر مبنای ادعاهای دروغ به یک درگیری دیگر کشانده شود.
ایران با توجه به پیشینه تاریخی و سیاستهای بلندمدت اقتصادی خود مصمم است تا سوخت هستهای را خود تولید نماید. آمریکا و بعضی از کشورهای اروپایی میگویند نمیتوانند به نیت ایران اعتماد کنند و نمیتوانند قول تهران برای پایبندی به تعهداتش- زمانی که قابلیت غنیسازی را پیدا کرد- را بپذیرند ولی تهران باید به وعده ما برای تحویل سوخت به ایران، اعتماد نماید.
این منطقه که من به تو اعتماد نمی کنم، هرچند کاری که تو میکنی قانونی است و حتی قانونی ماندن آن قابل تایید میباشد. ولی تو باید به من اعتماد کنی وقتی که به تو وعدهای میدهد، هرچند برای انجام آن کار تعهدی ندارم و ضمانت اجرایی هم وجود ندارد، سختی غیر منطقی و خودخواهانه است.
آنها علاوه بر بیان سخنان غیر منطقی خود، ایران را به تحریمهای احتمالی و حتی کاربرد زور تهدید میکنند، در صورتی که همه باید به راه حلی صلح آمیز و منصفانه باشیم.
یافتن راه حل مناسب از طریق مذاکره، هنوز قابل دستیابی است. اگر ما میخواهیم رژیم عدم اشاعه را تقویت کرده و از بروز یک درگیری غیرعاقلانه و غیرضروری اجتناب کنیم باید چنین راه حلی را بیابیم. برای نیل به این هدف ما باید جسارت کنار گذاشتن احساسات را داشته باشیم و از آلوده نمودن فضا با مشکلات تاریخ روابط دور و نزدیک ایران و آمریکا پرهیز نماییم. روشن است که راه حل تحمیلی توسط شورای امنیت، متضمن اطمینانی که آمریکا به دنبال آن است، نخواهد بود.
به نظر ایجانب راه حل از طریق مذاکره، در چارچوب اقدامات ذیل قابل حصول است به شرط آنکه مذاکره با حسن نیت طرفهای مذاکره و با خلاقیت و ابتکار عمل همراه باشد:
- ایران در کنار سایر کشورهایی که برنامه تولید سوخت دارند اعلام آمادگی کند تا مشارکت فعالی در جهت تقویت رژیم عدم اشاعه و ایجاد اعتماد بیشتر بنماید.
- ایران تصویب پروتکل الحاقی را مورد بررسی قرار دهد.
- ایران شبهه خروج احتمالی از معاهده عدم اشاعه را برطرف نماید.
- ایران آمادگی خود را برای مذاکره در زمینه توسعه و زمانبندی غنیسازی صنعتی اعلام نماید.
- ایران سقف غنیسازی در حد نیاز برای نیروگاه و قابل راستی آزمایی برای آژانس را بپذیرد.
- ایران در دوران مذاکره برای توسعه و زمانبندی غنیسازی در سطح صنعتی، سقفی برای تولید UF6 بپذیرد.
- ایران و آژانس در مورد جزئیات مربوط به حضور مستمر بازرسان در ایران به منظور راستی آزمایی برای عدم انحراف برنامه هستهای ایران به توافق برسند.
و ایران با اعلام آمادگی جهت مشارکت با دیگر کشورها در چارچوب یک کنسرسیوم اطمینان بیشتری نسبت به صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود به وجود آورد.
ایران در پی نقض تصمیمات شورای امنیت نیست. راه برونرفت، تصمیم شورای امنیت به واگذار کردن موضوع هستهای ایران به آژانس برای ارائه فرمولی مناسب در چارچوب پیشنهادات فوق میباشد.
ایران آماده است با آژانس و کشورهای علاقمند نسبت به اعتمادسازی به برنامه چرخه سوخت خود همکاری کند ولی نباید از این کشور انتظار داشت که تسلیم زورگویی و استانداردهای دوگانه آمریکا در مورد عدم اشاعه گردد.