گروه سیاسی: موسوی، کاندیدای بازنده انتخابات ریاستجمهوری دهم که این روزها بشدت منفور ملت ایران است، روز گذشته و 5روز پس از هتکحرمت حامیانش به اباعبداللهالحسین(ع)، ابوالفضلالعباس(ع) و امام زمان(عج) در روز عاشورا، بیانیهای صادر کرد که اندکی تأمل در آن، غایت درماندگی این عامل فتنههای پس از انتخابات را نشان میدهد.
در حالی که دهها میلیون ایرانی در روزهای گذشته خشم خود را از رفتار هتاکانه حامیان موسوی به نمایش گذاشتند و در شرایطی که عصر چهارشنبه 9 دیماه، تهران حماسهای میلیونی به خود دید که فریاد غالب آن «اشد مجازات» برای موسوی و دیگر عوامل حوادث پس از انتخابات بود، این کاندیدای عصبی انتخابات، هفدهمین بیانیه خود را صادر کرد و در آن مواردی گفت که از یک سو عدم فهم وی را از واقعیات این روزهای ایران و از سوی دیگر اوج نفاق پیشگی وی درباره موضوعات مختلف را نشان میدهد. در ادامه مواردی از این قبیل میآید.
1- موسوی 5 روز پس از فاجعه حامیانش در ظهر عاشورا که نشاندهنده ضدیت تفکر آنها با شعائر و آموزههای دینی بود، این بیانیه را صادر کرد. هتکحرمت عاشورا و توهین به اباعبدالله (ع)، ابوالفضلالعباس (ع)، امام زمان(عج) و ولایتفقیه آنچنان برای وی فاقد اهمیت بود که 5 روز پس از این اتفاق، وی اقدام به صدور بیانیه کرده است. در بیانیه موسوی به اعتراض تاریخی میلیونها ایرانی به رفتار حامیانش اشارهای نشده ولی قطعا حضور میلیونی مردم باعث شد تا وی به فکر صدور بیانیه بیفتد. اگرچه در این بیانیه نفاق موسوی مجددا آشکار شد اما با این حال وی باز هم نتوانست ارادت و وابستگی خود به آشوبگران را پنهان کند.
2- موسوی در این بیانیه، مسؤولیت اهانت روز عاشورا را پذیرفت و گفت که تجمع حامیانش در روز عاشورا مورد پسند وی بوده است: «برای مراسم عاشورای حسینی بهرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجتالاسلام والمسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجتالاسلام والمسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم، اما با این وصف یکبار دیگر «مردم خداجوی»(!) به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکههای وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خودجوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمیمانند».
با این شرایط دیگر تردیدی نمیماند که وی خواهان حضور حامیانش در روز عاشورا بوده و از این حضور نیز مسرور است. البته وی در این بخش از بیانیه عجیب خود، با نام بردن از کروبی و خاتمی، این 2 را نیز در کنار خود قرار داده و عملا حوادث پس از انتخابات را حاصل اقدامات این جبهه 3نفره تعریف کرد. موسوی اما در ادامه و پس از ابراز مسرت از این تجمع غیرقانونی حامیانش، از رفتار هتاکانه آنها نهتنها انتقاد نکرد که به نوعی سعی در توجیه رفتار آنان کرد. موسوی در این راه بدون اشاره به سوت و کف حامیانش در روز عاشورا و به آتش کشیدن تمثال حضرت ابوالفضلالعباس(ع)، به دروغ متوسل و مدعی شد: «اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیرقابل قبول کشانده میشود، ناشی از به زیر انداختن افراد بیگناه از روی پلها و بلندیها، تیراندازیها و آدم زیرکردنها و ترورهاست». ملاحظه میشود موسوی در حالی که کوچکترین مدرکی در اینباره وجود ندارد و اسناد و مدارک از حضور منافقین در این تجمع و اقدامات آنها حکایت دارد؛ برای توجیه رفتار حامیانش اقدام به «دروغگویی آشکار» میکند. نمونه این دروغگوییها در ادامه میآید اما ذکر این نکته مهم است که وی از رفتار حامیانش در روز عاشورا نهتنها انتقاد نکرده که به حمایت از آنها نیز پرداخته است.
3- موسوی در ادامه بیانیهاش و پس از حمایت اهانتهای حامیانش به ائمه(ع)، روند مظلومنمایی در پیش گرفت. در این مسیر، وی باز هم دروغپردازی کرده و همچنین ادعاهایی نیز مطرح کرد: «بنده به صراحت و روشنی میگویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد». وی با به کار بردن این ادبیات در پی مظلومنمایی است و بلافاصله با توسل به دروغ در صدد تقویت این روند است: «گوساله و بزغاله نامیدن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعهای است که هماکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است». اشاره موسوی به اظهارات آیتالله علمالهدی در جمع جمعیت چندمیلیونی معترضان به هتاکیهای موسوی و حامیانش است؛ آنجا که علمالهدی صریحا تأکید میکند، «4 تا بزغاله و گوساله روز عاشورا به اهلبیت اهانت میکنند» و ملت معترض نیز واکنشی درخور نشان دادند. آیا این اظهارنظر آیتالله علمالهدی توهین به «بخش عظیمی» از جامعه است؟ آیا موسوی به دنبال آن است که هتاکان به امام حسین(ع) را بخش عظیمی از جامعه معرفی کند؟! ماجرای خس و خاشاک نیز یک دروغ از کار افتاده است که موسوی فقیر از ادله و استدلال و منطق بار دیگر به آن پناه برده است. موسوی البته به صورت غیرمستقیم تلاش کرد ترور خواهرزادهاش را نیز متوجه نظام کند در حالی که شنیدهها از برخی دیدارها با خانواده مرحوم سیدعلی موسوی، واقعیات دیگری را حکایت میکند. البته اگر این موضوع که ترور خواهرزاده موسوی به سود چه کسانی تمام میشود را مورد توجه قرار دهیم، مشخص میشود که خاستگاه این ترور کجا بوده است. این مظلومنمایی موسوی در ادامه، تلاش برای دستگیر شدن را نمودار میکند. او از هتاکان به اهل بیت حمایت میکند و در ادامه همان ادعاهای رسانههای بیگانه علیه نظام را به دروغ مطرح میکند و نظام را تهدید میکند که «شبکههای اجتماعی» در هر شرایطی که هستند، میدانند که چکار کنند و نیازی به بیانیه ندارند. مشخص است که موسوی پس از مشاهده میلیونها معترض که خواهان برخورد قانونی شدید با وی هستند، «دست و پا زدن» را به شیوههای ممکن دنبال میکند. و البته در این مسیر آنچه در رفتار وی مشاهده نمیشود منطق و خرد است.
4- در این بیانیه پس از تهدید نظام به ادامه اغتشاشات تحت هر شرایطی، سخن از بحران آمده است: «بنده به صراحت میگویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد». موسوی با بیان این مطلب باز هم نظام را تهدید به ادامه آشوبگری کرده و البته به این موضوع اشاره نکرد که «ملت» اکنون بحران را چه مواردی و عامل بحران را چه کسی میدانند. اگر بحرانی در کشور باشد قطعا سلب امنیت مقطعی از پارهای از خیابانهای تهران توسط موسوی و حامیانش است. مردم نیز در تجمعات میلیونی خود به صراحت اعلام کردهاند که بحران چیست و عامل بحران چه کسی است.
5- وی در این بیانیه پس از آنکه سخن از بحران مطلوب خود به میان آورده و پس از آنکه تهدید به ادامه اغتشاشات کرده، به خیال خود پیشنهاد ارائه داد. البته این پیشنهادات وی تعبیر به عقبنشینی میشود آن هم پس از مشاهده میلیونها معترض در ایران و میلیونها تن از مردم تهران که خواستار محاکمه وی هستند.
در همان بند نخست بیانیه، موسوی عقبنشینی آشکار و بسیار مهمی نسبت به گذشته دارد. وی علنا دولت احمدینژاد را که پیش از این، آنرا نامشروع میدانست، یک دولت رسمی و قانونی دانسته و در نخستین پیشنهاد خود میآورد: «اعلام مسؤولیتپذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایتهای غیرمعمول در مقابل کاستیها و ضعفهایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بیکفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد». بدون شک دروغ نخستین «تقلب» میباید چنین فرجامی داشته باشد که امروز پس از گذشت 6 ماه مدعی تلویحا بدان معترف شود. موسوی در بندهای دیگر بیانیهاش حرف جدیدی نداشته و عملا سابقهاش در دوران نخستوزیری، وقتی در مقابل این بندها قرار میگیرد، «عدم صداقت» وی را به نمایش میگذارد. بهطور کلی این بیانیه موسوی در عین حال که در اقدامی دور از انتظار، از هتاکی حامیانش به مقدسات دینی حمایت میکند و مسؤولیت این هتاکی را میپذیرد، اما در ادامه نشاندهنده عقبنشینی وی از مواضع گذشته است. به نظر میرسد حضور گسترده مردم در اعتراض به هتاکی حامیان موسوی، عامل این اتفاق باشد.