تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۱:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۳۷۸۱۸

بسته سربسته از هسته روزانه!


ابوالقاسم قاسم‌زاده
دیدار خاویر سولانا مدیر سیاسی اتحادیه اروپا به همراه نمایندگان سیاسی روسیه و چین با دکتر علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی و منوچهر متکی وزیر امور خارجه که در آن پیشنهادات مشترک از سوی گروه مشهور 1+5 درباره حل مناقشه هسته‌ای ایران، ارائه داده شد، اینبار بجای تشدید التهاب در صحنه خبری و رسانه‌ای جهان، با لبخند رضایت و امیدواری همراه بوده است. اگرچه هنوز از اجراء پیشنهادها در بسته سربسته از هسته روزانه! اطلاع عمومی داده نشده است، فعلاً به گفته آقای دکتر لاریجانی پس از دیدار با سولانا که بسته حاوی نکاتی مثبت و در خور مطالعه است. اکتفا باید کرد. دبیر شورای امنیت ملی، ترکیب بسته را مثبت خوانده تا برسیم به تجزیه آن! اکنون با ارائه بسته سربسته، دنیای سیاست و سیاستمداری را، از دو طرف چنین می‌توان نظاره و ارزیابی کرد.
1. فاصله گرفتن از رجزخوانی‌ها که بجای بسترسازی مناسب برای مذاکره، هیزم بیار میدان تخاصم و تشدید بحران می‌شود و در آن واژگان، تحریم، تهدید، تهاجم نظامی و صف‌بندی تقابل بجای تعامل و تفاهم خبرساز می‌گردد. این فاصله گرفتن از جنگ سرد تبلیغاتی، برای دو طرف ایران و اروپا و آمریکا کلید مطلوب و خوبی است. حال همه می‌گویند، مشکل و حل آن، راهی بجز مذاکره و تفاهم سیاسی ندارد. طریق گفتگو و مذاکره در بستر دیپلماسی معقول و فعال، تنها طریق و روش مورد قبول هر دو طرف شده است. بسته سربسته در اولین قدم که ترکیب آن را دبیر شورای امنیت ملی ما، مثبت خوانده است، چنین دست‌آوردی را باز آورد.
2. زمان عامل تعیین‌کننده و مورد توجه هر دو طرف شده است. اگرچه عجله‌ای در کار نیست و لابد اینبار قیچی هم در دست هیچکدام قرار ندارد. شروع کار با حسن‌نیت شده است که ضریب اعتماد و اعتمادسازی را افزایش خواهد داد. با افزایش اعتماد، فضای مجازی و بهتر بنویسیم، خیال‌پردازانه، اندک اندک محو می‌گردد و درک حقیقت از طریق پذیرش واقعیت امکان‌پذیر می‌گردد.
3. واقعیت در این مرحله چیست؟ حداقل در این مرحله می‌توان باور کرد که نه ایران، نه اتحادیه اروپا و روسیه و چین و ژاپن هم، جنگ نمی‌خواهند و کسی خواهان عبور سریع به مرحله تشدید تخاصم از اعمال تهدید و تحریم تا تخاصم نظامی نیست. همه باور دارند که جنگ یعنی معادله باخت، باخت برای هر دو طرف و برای هم در جهان. آنهم در جهانی که انرژی حرف اول را می‌زند و بند ناف انرژی هم به صلح و تفاهم و امنیت پایدار بسته شده است.
4. دیپلماسی برای هر دیپلمات عاقل در این مرحله به دو عنوان منافع ملی و مصلحت، متصل و عجین شده است. اگر می‌گویند دیپلماسی هم "هنر" است، همین است که مضراب‌ساز را دیپلمات‌ها چنان فرود آورند و بنوازند که بقول معروف نه خارج و گوش خراش نواخته شود و نه سیم‌ ساز را پاره کنند. چه بخواهیم چه نخواهیم اصل منافع مردم در وادی چنین هنرنمایی از دیپلماسی معقول نهفته است. اگر در این نوشته پایان هفته کنایه به دوستم دکتر علی لاریجانی نباشد، می‌نویسم که او فلسفه خوانده است و دکترای فلسفه دارد که فلسفه هم با عقل سروکار دارد و هم دستی و سری در هنر! می‌برد. بی‌خودی نیست که بلافاصله گفته است ترکیب بسته سربسته خوب و مثبت است!!
5. قرار است در چند روز آینده وزیر خارجه ژاپن به ایران بیاید، اندکی پس از دیدار سولانا از تهران، در تماس تلفنی وزیر خارجه ژاپن با وزیر خارجه ایران، امیدواری برای دستیابی به نتیجه قابل قبول دو طرف بیان شد. اغلب سیاستمداران در اروپا و آمریکا با نگاهی مثبت به دور جدید از گفتگو با ایران و پیدا کردن روش مسالمت‌آمیز برای اختلاف‌نظرها، اظهارنظر کرده‌اند. فضای عمومی در جهان گوش به نقد و ارزیابی معقول از سوی ایران دارد، اگرچه در همین فاصله برخی نیز دست از روش گذشته خود برنداشته‌اند و تلاش دارند تا چهره جمهوری اسلامی ایران را در فضای آلوده به عناد تصویر و ترسیم کنند.
اگر در چند روز آینده همچنان آرامش در تبادل نظر و گفتگو حاکم باشد، خیلی زود و فوری تأثیر مثبت آن بر روابط اقتصادی و بطلان منزوی‌سازی جمهوری اسلامی ایران در روابط بین‌المللی آشکار خواهد شد. آنچه مهم است درک واقعیت از ایرانی قدرتمند و صلح‌‌طلب در افکار عمومی جهان است که به چگونگی اعلام مواضع، بخصوص از سوی شخصیت‌های مسئول در دولت و از سوی دولتمردان بستگی دارد. شاید فرصت‌های زیادی برای چهره خبری شدن فراهم آید، اما این روزها، روزهای بسیار حساس و خطیر برای منافع ملی و تشخیص مصلحت ملی است. گواهی حساس بودن زمان فاصله‌ای از منافع فردی، حزبی و گروهی تا درک کیان ملی است.
6. و بالاخره با رسانه‌های خارجی در این نوشته کوتاه، کاری ندارم، اگرچه در جای خود نقد نوشته‌ها و گفته‌های آنها در این روزهای حساس، لازم و ضروری است. اما بر همان دو اصل منافع ملی و مصلحت پرسش این است، مسئولیت امروز ما در رسانه‌ و مطبوعات چیست؟ آیا باید فراتر از سقف یک دیپلماسی معقول و با تدبیر با چپ یا راست زدن افراطی خبرساز و عنوان آفرین باشیم؟ رجز بخوانیم؟ گزک به دست دشمنان بدهیم؟ و بجای آرام‌سازی فضای عمومی، التهاب‌آفرینی خبری کنیم؟
تردید نباید کرد که بهترین و مهمترین یاری و کمک به مدیران تصمیم‌ساز و دیپلمات‌های ما در این روزها، عاری‌سازی فضای عمومی از تنش‌ها از طریق رسانه‌های عمومی، از نوشتاری تا صوتی و تصویری است. اگر منافع ملی را باور داریم به بسترسازی آرامش و اجتناب‌ از التهاب و آشفته‌سازی میدان اقدام، همکاری کنیم. از هفته‌های گذشته و این روزها در برخی از محافل شیخ‌نشین‌های عرب خلیج‌ فارس گفته می‌شود که فضای تشدید التهاب جمهوری اسلامی ایران با غرب بهترین و بیشترین سود را برای آنها دارد. هم سود اقتصادی و مالی، هم بسترسازی مطلوب سیاسی را، گفته‌اند، اگر بتوانیم باید امتداد چنین حالت ملتهب را تشویق و ترغیب کنیم!! گمان برداشت دوست‌نمایان غیر ایرانی، رهنمودی برای روش کار مطبوعاتی ما است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات