بخش اول: آغاز جنگ
در واپسین روزهای شهریور ماه 1359 در حالی که اکثریت مردم ایران در تکاپوی خرید لوازم مدرسه برای فرزندان خود بودند، در مرزهای ایران و عراق خبرهایی بود. درگیریهای پراکنده و رجزخوانی سیاسی طرف عراقی و... اما هنوز کسی در داخل ایران این اخبار و تهدیدها را جدی نمیگرفت. کمتر ایرانی به ذهنش خطور میکرد عراقی که در طول سالیان متمادی در برابر دولت ایران نمیتوانست قدرتنمایی کند و جرات چپ نگاه کردن به ایران را هم نداشت، به یکباره با گستاخی دچار توهم حمله به ایران گردد!
اما اینچنین شد، صدام دیکتاتور عراق با توجه به برداشتهای ذهنی خود و نیز تشویق قدرتهای خارجی سرانجام تاب مقاومت را از دست داد و با حمله به ایران با ادعای آزادی سرزمینهای عرب و نجات قوم عرب از دست فارسیان! خود را فرشته نجات اعراب و مظهر قدرت آنان نشان دهد.
به دنبال شلیک یک گلوله تانک تی 72 در پادگان بعقوبه، ساعت 11 صبح روز 31 شهریور 1359 به وسیله صدام و به دنبال آن حملات هوایی به شهرهای داخلی و مرزی جمهوری اسلامی، تلاش همه جانبه نیروهای زمینی عراق نیز آغاز گردید و مواضع و تاسیسات نظامی و غیرنظامی ایران در نزدیکی مرز زیر آتش سنگین نیروهای عراق قرار گرفت. فرودگاه مهرآباد هم توسط سه فروند میگ 23 عراقی حوالی ساعت 14:30 بمباران شد و لشکرهای عراقی در مناطق مهران و بستان حرکت خود را آغاز کردند.
تجاوزی دیگر به مملکت ایران صورت پذیرفت، اما تا سالها کسی در دنیا این موضوع (تجاوز به ایران) را نپذیرفت. زیرا با پذیرش این تجاوز ادعای حکومتی انقلابی پذیرفته میشد که در میان دولتها هنوز هیچ دوستی نداشت!
مرحله دوم: آغاز دفاع و مقاومت دلیرانه
حمله عراق با بهت مردم ایران همراه بود، غرور ملی شکسته شد و مردم هنوز باور نداشتند که عراق به این راحتی به ایران حمله کند و به پیشروی ادامه دهد. ارتش ساماندهی گذشته را نداشت، ژاندارمری نیز وضعی بهتر از ارتش نداشت؛ بیشتر پادگانها تقریبا خالی بودند، سپاه نیز نهاد نوپایی بود که هنوز نمیشد روی آنها حسابی باز کرد. علاوه بر این مشکلات و درگیریهای داخلی در کردستان و ترکمن صحرا نیز مزید بر علت گردیده بود.
در حالی که عراق با 9 لشکر از 12 لشکر خود به ایران حمله کرده بود و از لحاظ تبلیغاتی نیز یک فرستنده رادیویی به نام جبهه آزادیبخش خوزستان را به کار انداخته بود، استعداد نیروهای ایرانی مستقر در مرز در مجموع کمتر از یک تیپ عراقی بود!
با این وجود بسیاری از مردم و حتی مسؤلین میپنداشتند که همین مقدار نیرو نیز میتواند عراقیها را به عقب براند! در آن روزها در بیشتر پاسگاههای مرزی ایران حدود 10 نفر مستقر بودند که تنها مجهز به جنگافزارهای سبک بودند. با چنین برتری نسبی عراق در زمین باز و بدون موانع طبیعی و مصنوعی بایستی بتواند بیش از 5 کیلومتر در ساعت پیشروی کند. یعنی ظرف چند ساعت به حاشیه خرمشهر رسیده و چند روزه آن را اشغال نماید. ولی در عمل نیروهای عراقی تا 10 روز نتوانستند به حاشیه خارجی خرمشهر برسند و بیش از یک ماه نیز در پشت درهای خرمشهر ماندند.
از همان روزهای اول حمله عراق به ایران مقاومت آغاز گردید. به فاصله یک روز از حمله عراق به ایران، در اولین قدم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با بمباران گسترده مواضع و تاسیسات عراق به صدام نشان داد که در مورد قدرت ارتش ایران و مدیریت آن اشتباه قضاوت کرده است. سخنان امام خمینی(ره) نیز با ایجاد آرامش و وحدت میان اقشار مختلف مردم، بسیار کارآ و موثر بود.
بیتردید باید گفت که مقاومت دلیرانه جمعی از نیروهای لشکر 92، عدهای از تکاوران نیروی دریایی، اعضای نیروی انتظامی و نیروهای مردمی خرمشهر در طول ایام محاصره این شهر جزء غرورآفرینترین لحظات ایام دفاع مقدس میباشد.
اما به هر حال با وجود مقاومت رشیدانه نیروها و مردم، خرمشهر سقوط کرد اما این دفاع نشان داد که صدام برای رسیدن به پیروزی بر ایران راه سختی را در پیش رو دارد!
بخش سوم: آزادسازی خرمشهر، نقطه عطف جنگ
علیرغم سقوط خرمشهر و با وجود تمام مشکلات، رشادتهای کلیه رزمندگان ارتشی و نیروهای مردمی حرکت شتابان دشمن را کند کرده و با اینکه هزاران کیلومتر از خاک ایران به اشغال متجاوزین درآمده بود، درایت و اندیشمندی فرماندهان نظامی، توجیه مقامات مملکتی، هماهنگی بیشتر نیروهای مسلح، و درایت و رهبری امام خمینی(ره) و وحدت و همدلی مردم فرصت لازم برای تدارک و سازماندهی نیروها، آمادگی، طرحریزی و در نهایت اجرای عملیاتهای پدافندی و آفندی به منظور باز پسگیری مناطق اشغالی و درهم کوبیدن ماشین جنگی عراق فراهم نمود.
با شکست حصر آبادان و به خصوص پس از انتصاب شهید سرافراز امیر صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش این حرکت دو چندان شد. و به دنبال این پایان یافتن محاصره آبادان تلاشها برای آزادسازی خرمشهر نیز آغاز شد.
عملیات باز پسگیری خرمشهر با نام بیتالمقدس که از تاریخ 10 اردیبهشت 1361 به مدت 26 روز در جنوب غربی اهواز انجام گرفت. یکی از درخشانترین کارنامههای عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه ارتش عراق به شمار میرود که افزون بر پایان دادن به 19 ماه اشغال نظامی قسمتی از حساسترین نقاط خوزستان ضربهای قاطع به نیروهای عراق و توان و میل جنگجویی آنان وارد کرد. بیدلیل نبود که بیست روز از پایان این عملیات صدام تحت تاثیر ضربه کمرشکنی که این شکست بر ارتش وی وارد کرد و نیز به دلیل ترس از آسیبپذیری بیشتر در مقابل تهاجمات گستردهتر نیروهای ایرانی، در پوشش شعار صلحطلبی و لزوم آمادگی برای نبرد با اسراییل به بهانه اشغال جنوب لبنان، در آستانه تشکیل کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد، به صورت یک طرفه آتشبس اعلام کرد و شکست خفت بار خود را به ویژه از دست دادن خرمشهر را یک عقبنشینی تاکتیکی عنوان کرد و جالب اینجا است که صدام پس از آزادسازی خرمشهر از شدت ناراحتی بسیاری از افسران و فرماندهان عالیرتبه ارتش عراق را اعدام و یا مجازات نمود!
بخش چهارم: چرا پس از آزادسازی خرمشهر جنگ ادامه یافت؟
پس از آزادسازی خرمشهر این خوشبینی قوت گرفت که جنگ به زودی پایان میپذیرد، اما چنین نشد و جنگ شش سال دیگر هم ادامه یافت. امروزه برای بسیاری هنوز این سوال مطرح است که چرا به جنگی چنین هولناک و زیانبار زودتر پایان داده نشد؟
در این باره نظرات متفاوتی از سوی کارشناسان مسایل سیاسی و نظامی مطرح گردیده است. که در ادامه در مورد آنها بحث خواهیم کرد. صدام با چند برداشت غلط به ایران حمله کرد، اما اینکه قدرت ارتش ایران را، با توجه به شرایط پس از انقلاب، دست کم محاسبه کرده بود، دوم توان ملی ایجاد شده به وسیله انقلاب اسلامی را نادیده گرفته بود، سوم عرق ملی ـ مذهبی ایرانیان را فراموش کرده بود و آن را چیزی معادل سابقه کوتاه عمر کشور خود میدانست و دیگر اینکه توان خود را دست بالا گرفته بود.
اما پس از آزادسازی خرمشهر کمی به خود آمد! و طی اعلامیهای که در تاریخ ژوئن 1982 (20 خرداد 1361) برای دبیرکل وقت سازمان ملل متحد ارسال کرد، آمادگی عراق را برای اجرای آتشبس اعلام نمود تا با یک بازی سیاسی خود را صلحطلب و مقید به قوانین بینالمللی نشان دهد و از طرف دیگر به قول معروف توپ را به زمین ایران بیندازد. لیکن اینکه ایران چرا در آن موقع راضی به پذیرش آتشبس نشد دلایلی دارد که در اینجا به طور خلاصه به برخی از آنها میپردازیم. اول اینکه معلوم نبود که با پذیرش آتشبس از سوی ایران، صدام پس از تجهیز دوباره ارتش خود بار دیگر به ایران حملهور نشود، چنانچه پس از پایان جنگ با ایران، با اشغال کویت خوی تجاوزگرانه خود را نشان داد. شواهدی که نشان میدهد صدام از همان ابتدای جنگ خود را برای حمله شیمیایی به ایران آماده میکرده نیز موید این نظریه است. دیگر اینکه جامعه جهانی در آن روز (پس از آزادسازی خرمشهر) عراق را به عنوان آغازکننده جنگ نمیشناخت و این موضوع باعث از دست دادن امتیازاتی برای ایران میشد که طبعا قابل قبول برای دولت و ملت ایران نبود.
نکته دیگر اینکه در زمان آزادسازی خرمشهر هنوز مهران و بعضی قسمتهای دیگر از خاک ایران در دست عراق بود و شورای امنیت از طرفین خواسته بود که به مرزهای خود عقب بروند آن هم بدون هیچ اجبار و یا ضمانت اجرایی و حتی تقبیح و شناساندن متجاوز! در حالی که هنگام اشغال کویت دیدیم که جامعه بینالملل چگونه به سرعت قطعنامه محکومیت عراق را صادر میکند و برای آزادی آن اقدام نیز میکند. به طور حتم اگر در مورد ایران نیز جامعه بینالمللی چنین عمل میکرد و عدالت را در مورد برخورد با متجاوز و جبران خسارت و... برقرار میساخت جنگ زودتر به پایان میرسید؛ زیرا دولتمردان ایران نیز راضی به جنگ و درگیری و تنش در منطقه نبودند. علاوه بر این صدام و حامیانش هنوز و در آن زمان در افکار خام خود بودند و نمیخواستند بدون دریافت امتیازی کنار بکشند چنانچه که پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران شاهد حمایت همه جانبه عراق از مخالفان ایران بودیم.
بهر تقدیر جنگ ادامه یافت و روز به روز دنیا نظارهگر پیروزی رزمندگان اسلام بود. میدان جنگ و جبههها کانون برخورد و آشنایی جوانانی بود که با فرهنگ و قومیتهای مختلف از تمام نقاط ایران به جبهههای جنگ اعزام شده بودند. آنان در این جبههها به تواناییها و قدرت فرهنگی و استعداد خود پی بردند و بدینسان این نبرد هشت ساله عامل بیداری ملی ایرانیان گردید. جنگ با پیروزی ایرانیان ادامه داشت و ابرقدرتهای شرق و غرب و نیز حکومتهای عرب حاشیه خلیجفارس نگران سرنوشت صدام شدند و ترس از ایجاد حکومتی مانند حکومت انقلابی ایران باعث حمایت بیچون و چرا و کامل این دول از صدام گردید.
در حالی که ایران از لحاظ اقتصادی و نظامی در تحریم بود و برای تامین نیازهای جنگی خود در شرایط سختی به سر میبرد، انواع و اقسام ادوات جنگی ساخت غرب و شرق و هواپیماهای روسی و فرانسوی به عراق سرازیر شد. خیل کارشناسان غربی و کمکهای سخاوتمندانه کشورهای عربی، عراق را در ادامه جنگ کمک شایانی کرد. اگر نبود کمکهای اطلاعاتی غرب و تسلیحاتی روسیه و فرانسه و سایر کشورها و نیز سربازان اردنی و مصری و سودانی و... دلارهای نفتی شیخنشینهای خلیجفارس، عراق یارای مقاومت نداشت.
جنگ ادامه یافت چون غرب و شرق وحشت داشتند، از پیروزی تفکر استقلالطلب و پویا! ایران امیدوار بود بتواند خود مساله را حل کند و با توجه به پشتوانه مردمیاش به پیروزی هم نزدیک شد. اما جنگ روانی فزاینده تمام دنیا علیه ایران، تحریمهای نظامی و اقتصادی و نیز دخالت مستقیم آمریکا که با حمله به سکوهای نفتی ایران و سقوط هواپیماهای مسافربری ایرباس انجام گرفت، نشان داد که غرب به هیچوجه تاب تحمل پیروزی ایران را ندارد. از سوی دیگر تلفات نسبتا بالای انسانی جنگ، خسارات فراوان مالی و اقتصادی و نابسامانی اقتصادی، دولت ایران را به این نتیجه رساند که شرایط برای ادامه جنگ میسر نیست و بایستی آتشبس را قبول کرد.
اما به هر حال دلیل عمده توقف جنگ و پذیرش آتشبس از سوی ایران را، میتوان در آیندهنگری امام(ره) نسبت به مصالح کشور، دین و انقلاب خلاصه کرد. در 27 تیرماه 1376 دولت ایران نیز قطعنامه 598 را پذیرفت، اما این بار مهمترین خواسته ایران یعنی شناسایی متجاوز مدنظر قرار گرفت و میتوان گفت اعتراف سازمان ملل متحد و آقای خاویر پرزدکوئیار، دبیر کل وقت آن، مبنی بر اینکه عراق مقصر اصلی جنگ و آغازگر آن است، خود یک پیروزی بزرگ برای انقلاب اسلامی بود تا با وجود آن همه تبلیغات علیه جمهوری اسلامی مظلومیت و حقانیت ایران بر جهانیان ثابت شد.
امروز در حالی به سالگشت هفته دفاع مقدس رسیدهایم که صدام چند سالی در مسند قدرت عراق نیست تا بار دیگر در سالروز آغاز جنگ از آن نطقهای آتشینش بخواند و خود را پیروز جنگ و ایران را آغازگر جنگ بداند! و در حالی یاد شهدای گرانقدر دفاع مقدس را گرامی میداریم که صدام آن دیکتاتور خونآشام در پشت میز دادگاهی نشسته است که یکی از اتهاماتش تجاوز و جنایت علیه ملت ایران است، البته اگر اجل مهلتش دهد و یا عدالت دنیاداران امروز اجازه اجرای عدالت را برای او بدهند!
روابط عمومی نیروی زمینی ارتش