سرگه بارسقیان
پایهریزی حمله به عراق با تمسک به گزارشهای ارائه شده پیرامون تولید سلاحهای کشتار جمعی توسط رژیم بعث صورت گرفت. چه اینکه بزرگترین چالش دولتهای ایالات متحده و بریتانیا پس از خاتمه جنگ، تردید در صحت گزارشها و تشکیک در اعتماد به منابع اطلاعاتی بوده است. سرزنش دستگاههای اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و بریتانیا به علت ارائه گزارشهای نادرست به دولتمردان این دو کشور و شکست توجیه حمله نظامی به عراق را میتوان سرآغاز تحول عمده در پروسه تصمیمگیری کلان سیاست خارجی واشنگتن و لندن دانست. تفاضل کوتاه زمانی جنگ عراق و پرونده هستهای ایران، نحوه برخورد واشنگتن با فعالیتهای اتمی تهران را به نخستین آوردگاه این تحول در دستگاه تصمیمساز ایالات متحده تبدیل نمود. این امر- فقدان اطلاعات صحیح و کاربردی- درباره رویدادهای ایران منحصر به دوره جدید و بالاخص پس از انقلاب 57 نیست. چه اینکه پیش از آن نیز سیستم اطلاعاتی آمریکا همواره از نقصان عدم برآورد تحولات ایران که معلول عدم تلقی صحیح و گزارش درست از تهران میباشد رنج میبرده است. به عنوان نمونه سازمان ClA در اوت 1978 مطابق با مرداد 1357 طی گزارشی به کاخ سفید و کنگره آمریکا اعلام کرد که «ایران در وضع انقلابی یا حتی وضع ما قبل انقلابی قرار ندارد.» سازمان DlA (اداره ضداطلاعات) در ارزیابی خود در 21 دسامبر 1978 (6 مهرماه 1357) و در کوران تحولات انقلابی مردم در اقصی نقاط کشور طی گزارشی برای مقامهای طراز اول آمریکا اعلام کرد که انتظار میرود شاه تا 10 سال دیگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد.
هدف مشکل جامعه اطلاعاتی آمریکا
جنگ علیه عراق و سقوط رژیم صدام حسین که نخست با گزارش مقامات آمریکایی در فاز «هراس از تولید سلاحهای کشتار جمعی» طی طریق میکرد به علت عدم یافتن نشانههای دال بر آن به پرونده ناتمام و پروسه شکستخوردهای تبدیل شد که این نقص اطلاعات را در سطح کلان بیشتر جلوهگر نمود.
همزمان با تبدیل پرونده هستهای ایران به دوسیهای بینالمللی و تبدیل آمریکا به ضلع چهارم مربع ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اروپا، گمانهها در واشنگتن پیرامون چگونگی و آینده فعالیتهای ایران تقویت شد. رسانهای و فرامرزی شدن این پرونده و آگراندیسمان (بزرگنمایی) آن توسط آمریکا از آنجا نشأت گرفت که شورای ملی مقاومت -شاخه سیاسی سازمان مجاهدین خلق (منافقین)- برای نخستین بار اطلاعات و اخباری را منتشر نمود مبنی بر اینکه فعالیتهای هستهای ایران به سوی تولید سلاحهای کشتار جمعی سوق داده میشود و ماهیت آن کاملا نظامی و تسلیحاتی است. از آن پس برپایه همین اطلاعات پرونده هستهای ایران نزد مقامات واشنگتن اهمیتی وافر یافت و این پرونده را از حالتی عادی به وضعیتی اضطراری تبدیل کرد. همزمان با این فرآیند و تهدیدهای لفظی مکرر مقامات آمریکا به ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و احتمال حمله نظامی محدود علیه تاسیسات هستهای ایران، منابع دولتی در واشنگتن اعلام کردند که دولت بوش به منظور جلوگیری از تکرار اشتباهات مربوط به برنامه تسلیحاتی عراق قبل از یورش به آن کشور تلاش دارد گزارشی دقیق درباره برنامههای هستهای ایران در اختیار داشته باشد.
دیوید آلبرایت رئیس موسسه علوم و امنیت ملی و فیزیکدانی که برنامه هستهای ایران را مطالعه کرده است درباره اطلاعات واشنگتن در خصوص تهران معتقد است: مطالب بسیاری در مورد تلاشهایی که ایران در زمینه ساخت سلاحهای هستهای به خرج داده است، توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دست آمده، اما هیچ نوع اطلاعات مستقیمی که نشاندهنده تصمیمی قاطع برای ساخت سلاحهای هستهای باشد یافت نشده است.
روزنامه واشنگتنپست به نقل از افرادی که آنها را دیپلماتهای غربی و آمریکایی آگاه معرفی کرد، مدعی شد: بازرسان آژانس مدرک قطعی مبنی بر اینکه ایران برنامه تسلیحاتی هستهای پنهان در اختیار دارد کشف نکردهاند و قادر نبودهاند به برخی پرسشهای مربوط به فعالیتهای ایران را پاسخ دهند. روزنامه مذکور حتی اظهارات وزیر خارجه سابق آمریکا مبنی بر ماهیت نظامی داشتن برنامه هستهای ایران را مورد سوال قرار داد. سه روز پس از توافق پاریس میان ایران و تروییکای اروپایی (آلمان، فرانسه و بریتانیا) سازمان مجاهدین خلق (منافقین) با تشکیل نشستی خبری در پاریس ادعا کرد که در تاسیساتی در شمال شرق تهران که تحت نام مرکز توسعه فناوری پیشرفته نظامی فعالیت میکند، اقدامات مخفی برای غنیسازی اورانیوم جریان دارد. بلافاصله کالین پاول اعلام کرد که ایران در حال ساخت موشکهای قادر به حمل کلاهک هستهای است، اما روزنامه واشنگتنپست با اشاره به اظهارات وزیر امور خارجه سابق نوشت: اظهارات کالین پاول تنها بر پایه یک منبع تایید نشده است. این روزنامه افزود: این اطلاعاتی که دو مقام دولتی آمریکا آنها را تایید نشده دانستهاند اگر صحت داشته باشد میتوانند بسیار مهم و تاثیر گذار باشند. در غیر این صورت همانند اظهارات فوریه 2003 پاول در سازمان ملل در خصوص عراق خجالتآور خواهد بود.
این دو مقام دولت آمریکا به روزنامه واشنگتنپست گفتند: این اطلاعات بسیار محرمانه دانسته شدهاند و حتی در اختیار متحدان آمریکا نیز نباید گذاشته شود، اما جرج بوش رئیسجمهور آمریکا بخشی از آن را در اختیار تونی بلر نخستوزیر انگلیس قرار داد. اطلاعات یاد شده در اظهارات پاول از سوی یک منبع مستقل در قالب اسناد 1000 صفحهای در اختیار سازمان اطلاعات آمریکا قرار داده شد که شامل طرحها و برنامههای فنی ایران برای ساخت موشکهای بالستیک حمل کننده کلاهک هستهای میباشد.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در خصوص صحت این اسناد و اینکه چگونه به دست جمعآوری کنندگان آن رسیده تردید دارد و از همین رو اظهارنظر پاول در این خصوص را تعجبآور خواند. روزنامه لسآنجلس تایمز به نقل از مقامات اطلاعاتی واشنگتن مبنی بر اینکه ایران به دنبال سلاح هستهای است نوشت: سازمان سیا منابع اندکی از اطلاعاتی قابل اعتماد در این خصوص در اختیار دارد. در سال های اخیر بیشتر اطلاعات در خصوص ایران از طریق شورای مقاومت ملی (منافقین) به دست آمده است. به نوشته این روزنامه کمبود کیفیت اطلاعات، اقدامات آمریکا را برای متقاعد ساختن دیگر کشورها به اتخاذ موضعی سخت علیه ایران پیچیده کرده است. ترکیب موضع دیپلماتیک آمریکا و ماهیت ناقص اطلاعات جاسوسی زیربنایی، مقایسهای را میان این مورد و پرونده و حمله علیه عراق موجب میشود. روزنامه مذکور در گزارشی که در فوریه 2005 منتشر کرد اذعان نمود که بخشی از این ماهیت ناقص اطلاعاتی، ریشه در برخورد تهران با آنچه این روزنامه جاسوسان آمریکا در ایران خواند، دارد. لسآنجلس تایمز مدعی شد: بنابر اظهارات مقامات سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در یک جلسه استماع در کنگره آمریکا، دهها خبرچین سیا در ایران اواخر دهه 80 یا اوایل دهه 90 میلادی، پس از آنکه ارتباطات مخفیشان با این سازمان جاسوسی کشف شد، زندانی شدند. براساس این گزارش قریب به 50 ایرانی که در لیست پرداختی سیا بودند در این عملیات شکست خورده دستگیر شدند که این بزرگترین نمونه شکست جاسوسی از حکومتی است که هنوز از مشکلترین اهداف اطلاعاتی امریکاست. در ادامه این مطلب میخوانید: مانند عراق پیش از جنگ آمریکا در سال 2003 میلادی، ایران نزد خود جوامع اطلاعاتی آمریکا به عنوان قلمرویی «مردود» به حساب میآید، به این معنا که سیا هیچ دفتر رسمی در داخل این کشور ندارد و به گونهای وسیع، وابسته به منابعی بیرون از حوزههای جمهوری اسلامی است.
چهار ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2004، کمیته اطلاعاتی سنا گزارشی 511 صفحهای در انتقاد از اطلاعات جاسوسی که آمریکا را وارد جنگ عراق کرد منتشر نمود. براساس این گزارش ماهیت بیدقت اطلاعات مربوط به برنامه تسلیحات هستهای، بیولوژیکی و شیمیایی عراق مباحثات جدیدی را در خصوص سیاست پیشگیری، میان کشورهای که آمریکا باید آنها را در مبارزه علیه ایران و کره شمالی متقاعد سازد برانگیخته است. به دیگر سخن، دیگر کشورها به اطلاعات آمریکا درباره ایران با کرهشمالی باور ندارند. به نوشته روزنامه نیویورک تایمز این مسأله فشارها را بر آمریکا در خصوص اینکه راست می گوید افزایش داده است. در مورد ایران نیز بخشی مشابه مطرح میباشد، حتی اکنون ایرانیها ای بحث را مطرح میکنند که آمریکا این بار نیز سلسله فرضیاتی را برای نتیجهگیری به این مضمون که هدف واقعی ایران ساخت سلاح هستهای است ارائه می دهند.
نمونه چنین نقصان اطلاعاتی هماکنون نیز در فحوای کلام مقامات ایالات متحده مشهود است.
وزیر دفاع آمریکا اذعان میکند که به اطلاعات جاسوسی کنونی آمریکا مبنی بر این که ایران با دستیابی به سلاح هستهای دست کم پنج سال فاصله دارد، هیچ اعتمادی ندارد. دونالد رامسفلد میافزاید آژانسهای اطلاعاتی آمریکا برای نفوذ به ایران مشکلاتی داشتهاند و ایران را هدفی بسیار مشکل برای جامعه اطلاعاتی آمریکا می خواند: «آنها به خوبی کار میکنند و افراد خوبیاند، اما انجام این کار مشکل است. دامنه دیدما نسبت به موقعیت آنها ناقص است.»
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا با ابراز نگرانی از کم اطلاعی درباره ایران میگوید: ایران جامعهای بسیار بسته است! افزون بر آن برخی کمیتههای بررسی کننده در گزارشهای پراکندهای به مقامات کاخ سفید اعلام کردهاند اطلاعات محرمانه ایالات متحده برای قضاوت نهایی درباره برنامه هستهای ایران کافی نیست.
رئیس کمیته اطلاعاتی سنا بر این باور است که باید در راستای جمعآوری اطلاعاتی که مورد نیاز است از تمامی قابلیتها استفاده کرد. وی که خواستار بررسی اطلاعات مربوط به ایران به منظور ممانعت از تکرار اشتباهات عراق شده است، گفت: این امر شکست اطلاعاتی جامعه جهانی بود و ما نمیتوانیم اجازه دهیم چنین اشتباهی تکرار شود. پیتر هوکسترا رئیس جمهوریخواه کمیته اطلاعاتی سنا میافزاید: «ما اطلاعات درستی درباره تواناییهای هستهای ایران نداریم و هنوز نمیدانیم آیا ایران درآینده نزدیک توانایی ساخت بمب اتمی دارد یا خیر. ما برای بازنگری در ساختار دستگاههای اطلاعاتی خود راه درازی را در پیش داریم. ما اطلاعاتی را که به دنبال آن هستیم در اختیار نداریم.»
یک عضو کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان آمریکا نیز تصریح میکند: جاسوسان آمریکایی در دستیابی به اطلاعات موثق سرآسیمه شدهاند. اطلاعات جاسوسی واشنگتن درباره ایران ناکافی است و ممکن است حاوی اطلاعات غلط باشد. به گفته خانم جینهارمن: «اگر من جای ایران بودم و میخواستم به عمد اطلاعات جاسوسی نادرست در اختیار دیگران قرار دهم از موارد مشابه با آن چه استفاده میکردم که آمریکا امروزه آن را اطلاعات جاسوسی میخواند. من نمیتوانم بگویم این اطلاعات صحیح است اما نمیتوانم بگویم درست هم نیست.»
با این وجود به ادعای رئیس اطلاعات جاسوسی آمریکا، تهران 4 تا 9 سال از ساخت بمب هستهای دور است.
جان نگروپونته درباره اطلاعات جاسوسی پیرامون قابلیتهای هستهای ایران میگوید: اطلاعات جاسوسی خوب و معتبر است. وی حتی تاریخ دستیابی ایران به سلاحهای هستهای را تخمین میزند: «ارزیابی میشود این زمان در آغاز دهه بعدی بین سال 2010 و 2015 باشد! این یک ارزیابی است؛ اطلاعات جاسوسی که از ایران به دست آمده نشان داد که احتمالا آنها در حال تلاش برای مجسم کردن چگونگی متناسب کردن یکی از موشکهایشان با یک سلاح هستهای بودهاند، این عامل نگرانی است. مطمئنا ما میدانیم که تجهیزات آنها کجاست، تجهیزاتی که تحت نظارت آژاس بینالمللی انرژی اتمی نطنز و اصفهان قرار گرفتهاند.» نگروپونته در حالی که برای اولین بار فعالیت 100 هزار جاسوس آمریکایی در سراسر جهان را آشکارا اعلام کرد اما با اذعان به اشتباهات آمریکا در عراق درباره تسلیحات کشتار جمعی خاطرنشان کرد که همه میدانند که ما درصدد آن هستیم تا چنین اشتباهاتی درباره ایران تکرار نشود. وی همچنین در مقایسه ایران با عراق اعتراف کرد که ایران هدف سختی برای آمریکاست.
یک مجهول و چند معادله
تقویت این باور در خانههای تصمیمگیر و سیاستگذار کاخ سفید مبنی بر ناکافی بودن اطلاعات از توان هستهای ایران آغازگر پروسهای بود که طی دو سال اخیر در چندین جبه جریان داشت. بدین معنا که برخی تحرکات آمریکا و اتخاذ برخی سیاستها در قبال ایران را میتوان در راستای اهتمام واشنگتن در جهت رفع نقیصه اطلاعاتی پیرامون ایران و بهرهگیری از تمامی قابلیتهای موجود و ممکن تفسیر کرد. مروری بر رویدادهای چند ماهه اخیر گویای این واقعیت است که واشنگتن از دو سال پیش سیاست تکمیل اطلاعات از ایران را آغاز کرده است. تابستان سال 83 ماجرای جاسوسی لری فرانکلین نگاهها را به سوی جدال اطلاعاتی در کاخ سفید بر سر ایران معطوف کرد. فرانکلین تحلیلگر اداره سوم پنتاگون متهم به جاسوسی و انتقال منابع و اسناد طبقهبندی شده درباره مذاکرات محرمانه کاخ سفید پیرامون ایران به تلآویو بود. وی در ادارهای که «داگلاس فیث» معاون وزیر دفاع در امر سیاستگذاری ریاست آن را بر عهده دارد مشغول به کار بود. فیث یکی از مشاوران کلیدی دونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکاست که سرگرم تعیین خط مشیهای آمریکا در قبال عراق و ایران میباشد. در گزارش اف.بی.آی تلاش میشود تا از نحوه انتقال اسناد محرمانه درباره سیاست دولت بوش در قبال ایران به کمیته امور مشترک اسرائیل – آمریکا (آیپک) که از جمله مهمترین گروههای لابی طرفدار اسرائیل است کسب اطلاع کند.
در تحولی دیگر در بهار 83 تلویزیون ایران از ظاهر شدن یک قرص سفید درخشنده در حال پرواز بر فراز آسمان ایران گزارش داد. فوریه 2005 (بهمن 83) بود که ماهیت این اشیای نورانی مورد پرسش جدی محافل سیاسی – امنیتی ایران و آمریکا قرار گرفت. اشیایی که در ابتدا تصور میشد بشقاب پرندههای سرگردان هستند که بعدها هواپیماهای جاسوسی تشخیص داده شدند. واشنگتن پست در اینباره به نقل از مقامات آمریکایی نوشت: دولت بوش به منظور یافتن شواهدی از برنامههای تسلیحاتی هستهای در ایران و بررسی ضعف دفاع هوایی این کشور نزدیک به یک سال است که هواپیمای تجسسی بدون سرنشین را بر فراز آسمان ایران به پرواز درمیآورد. به نوشته این روزنامه آژانس امنیت ملی آمریکا که عملیات فرادریایی را هدایت میکند اعلام کرد اطلاعاتی برای ارائه درباره عملیات شناسایی در ایران ندارد، مقامات آمریکایی هم بلافاصله گفتند: هواپیمای بدون سرنشین یکی از چندین ابزاری است که برای جمعآوری اطلاعات از برنامههای هستهای ایران و قابلیتهای نظامیاش مورد استفاده قرار میگیرد. براساس این گزاش انواع مختلف هواپیماهای بدون سرنشین با قابلیتهای مختلف در خصوص ایران به کار گرفته شدند. برخی در فاصله چند صدپایی از زمین حرکت میکردند ونسبت به ماهوارهها بررسی دقیقتری را از فعالیتهای زمینی ایران داشتند. این هواپیماها مجهز به فناوری فیلتر هوایی هستند که ذرات را میگیرند و آنها را به پایگاه برای تجزیه و تحلیل میفرستند، هرگونه وجود پلوتونیم، اورانیم یا ترتینیم میتواند. نشانه وجود کار هستهای در مکانی باشد که از آنجا نمونهها جمعآوری شده است. مقامات مسوول در آمریکا در قبال این گزارش واکنشهای ضد و نقیضی داشتند، چه اینکه برخی از اعضای کمیته اطلاعاتی سنا پرواز هواپیماهای بدون سرنشین در فضای ایران را تکذیب کردند و برخی دیگر آن را جزو روند تکمیل دادههای اطلاعاتی از ایران قلمداد کردند. در ایران، علی یونسی وزیر اطلاعات وقت برجستهترین شخصیتی بود که پرواز این هواپیماها به جهت مقاصد جاسوسی را تایید کرد. این در حالی است که بنابر برخی اخبار منتشره دولت ایران که به علت نداشتن روابط دیپلماتیک با واشنگتن از وساطت سوئیس استفاده میکند به طور رسمی نسبت به نقض حریم هواییاش اعتراض کرده و آن را غیرقانونی دانسته است.
داستان هواپیماهای بشقاب پرندهنما هنوز به نیمه نرسیده بود که گزارش سیموئرهرش برنده جایزه بهترین خبرنگار سال در مجله آمریکایی نیویورکر موجی از موضعگیریها و تحلیلها را موجب شد. هرش در گزارش خود مدعی شد که آمریکا مأموریتهای سری شناسایی در داخل خاک ایران برای شناسایی مراکز هستهای و موشکی انجام داده است. مأموریت سری آمریکا دست کم از تابستان سال 83 آغاز شده و هدف آن دستیابی به اطلاعات لازم درباره اهدافی مشتمل بر بیش از 36 مکان است. هرش با اشاره به اظهارات یکی از مشاوران دولت آمریکا که روابط نزدیکی با پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) دارد نوشت: اعضای پنتاگون تلاش دارند در لباس غیرنظامی با نفوذ به داخل ایران تا آنجا که ممکن است زیر ساختهای نظامی ایران را نابود کنند. به گزارش این مجله آمریکایی، نیروهای ضربت کماندویی آمریکا با کمک اطلاعاتی که از پاکستان جمعآوری کردهاند به شرق ایران نفوذ کردهاند تا اطلاعات تاسیسات زیرزمینی هستهای را آشکار کنند. وجود کماندوهای پنتاگون در ایران از سوی تهران – واشنگتن جدی گرفته نشد و چندین مقام دفاعی – امنیتی ایالات متحده با تکذیب آن گزارش، ادعای هرش را خیالبافی خواندند، چه اینکه اگر به خط سیر آمریکا توجه شود میتوان حتی این ادعا را در راستای پروژه واشنگتن دانست. به موازات این اقدامات تلاشهای گستردهای در جریان بود تا از طریق منابع منطقهای این پازل اطلاعاتی تکمیل شود. ژنرال جان ابی زید فرمانده نیروی نظامی آمریکا در عراق در دیدار با دبیر کل شورای امنیت ملی ترکیه خواهان دستیابی به اطلاعاتی در زمینه فعالیتهای هستهای ایران شد. لسآنجلس تایمز در اینباره نوشت: حضور آمریکا در عراق و افغانستان فرصتهای جدیدی را در اختیار آژانسهای اطلاعاتی آمریکا برای کسب اطلاعات علیه ایران از طریق استخدام افرادی که از مرزهای ایران عبور میکنند قرار داده است. در عین حال اطلاعات دریافتی از آفریقای جنوبی، بررسی برنامه هستهای لیبی و کمکهای احتمالی عبدالقدیرخان پاکستانی به ایرتن از دیگر گزینههای موجود برای پیبردن به ماهیت برنامه هستهای ایران بوده است.
فراخوان جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره ایران
بهرهگیری آمریکا از قابلیتهای فرامرزی و منطقهای خود نمیتواند فارغ از بازسازی ساختار اطلاعاتی پردازش دادههای جاسوسی باشد. رسانههای آمریکا به نقل از منابع دولتی در واشنگتن اعلام کردند: دولت بوش سرگرم تهیه یک گزارش جدید جامع و محرمانه درباره توانایی هستهای ایران است. بر این اساس سازمانهای اطلاعاتی و نظامی مأمور تهیه گزارشی جامع از برنامههای هستهای تسلیحاتی ایران شدهاند. این گزارش کاملا محرمانه در تصمیمگیری دولت بوش درباره چگونگی رویارویی با جمهوری اسلامی ایران نقش بسزایی خواهد داشت. به موازات آن شورای اطلاعات و جاسوسی آمریکا نیز کار خود را در مورد ارزیابیهای جدید از حکمرانان کشور ایران و برنامههای هستهای آن آغاز خواهد کرد. کمیته اطلاعاتی در پیتدوین برنامهای برای مرور اطلاعاتی که تا به حال درباره ایران به دست آمده است، خواهد پرداخت.
کمیته اطلاعاتی مزبور ارزیابیهای گذشته عراق، ایران و کرهشمالی را –که تحت کنترل کمیسیون ریاست جمهوری است – به کمک مأموران اطلاعاتی، تحت بررسی قرار داده و کمیته منتخب سنا به «پورتر.جی.گاس» مدیر سابق سیا هشدار داد که اطلاعات مربوط به ایران را بازبینی خواهد کرد. پترابرتز رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا درباره این کمیته اظهار داشت: هدف از این کار اطمینان یافتن از این مسأله است که هرگونه ضعف در اطلاعات آمریکا از ایران برای سیاستگذاران روشن شود و آژانسهای جاسوسی آمریکا منابع کافی برای پرکردن شکافها در جمعآوری اطلاعات از جمهوری اسلامی در اختیار داشته باشند. مشاوران عالی رتبه این کمیته تاکید کردهاند که این نهاد تحقیقات رسمی را آغاز نکرده است و بررسی اطلاعات مربوط به ایران بخشی از تغییری بزرگتر در روشی است که براساس آن، کمیته مسوولیتهای نظارتی را انجام میدهد. کمیته تحقیقات درباره توان نظامی کشورها که به دستور جرج بوش تشکیل شده است نیز سرگرم برآورد توان هستهای و نظامی ایران میباشد. این کمیته دارای 9 عضو و از هر دو حزب بوده که به وسیله لاورنس سیلبرمن، یک قاضی بازنشسته و چارلز اس راب، فرمانده سابق و سناتور ایالت ویرجینیا اداره میشود و به افراد بسیار عالی رتبه و اسناد بسیار حساس و آژانسهای اطلاعاتی دسترسی نامحدودی داشته است. این در حالی است که آخرین ارزیابی اطلاعات ملی درباره ایران در سال 2001 تکمیل شد و اکنون در حال ارزیابی مجدد است.
شهریور سال گذشته سازمان اطلاعات ملی آمریکا اعلام کرد ادارهای برای جاسوسی درباره ایران تاسیس میکند. جان نگروپونته رئیس سازمان اطلاعات ملی آمریکا در اینباره گفت: مدیران عملیات این سازمان در خصوص اطلاعات انسانی، ایران و کره شمالی به زودی معرفی میشوند.
در تازهترین تحول مجلس نمایندگان آمریکا لایحهای را تحت بررسی دارد که در آن نزدیک به یک میلیارد دلار تنها برای اداره تازه تاسیس نهاد اطلاعات ملی اختصاص داده شده و خواستار اطلاعات جاسوسی بهتر درباره ایران خواهد شد. انتظار میرود قانونگذاران آمریکایی در مباحث خود علاوه بر درخواست برای اطلاعات جاسوسی بهتر درباره ایران، نسبت به افشای اطلاعات محرمانه تدابیر لازم را اتحاذ کرده و همچنین از برنامه جاسوسی سازمان امنیت ملی این کشور بدون اعلام قبلی به شدت انتقاد کنند. جانهارمن، نماینده جمهوریخواه ایالت کالیفرنیا، لئونارد بوسل، نماینده دموکرات ایالت آیووا و یکی از دموکراتهای ارشد کمیته اطلاعاتی این مجلس همچنین خواستهاند الحاقیهای به این لایحه هستند که در آن از نگروپونته خواسته شده هر سه ماه یکبار درباره برنامه هستهای ایران گزارش اطلاعاتی محرمانه ارائه کنند.
اجتناب از یک اشتباه استراتژیک
مجموعه اقدامات آمریکا در بازبینی و بازسازی ساختار اطلاعاتی خود درباره فعالیتهای هستهای ایران چند هدف عمده را نشانه گرفته است:
1-ایفای نقشی فعالتر در جهت کسب اطلاع از توان هستهای ایران به علت غیرقابل اعتماد خواندن منابع اطلاعاتی پیشین این اقدامات میتواند مفهوم دیگری نیز داشته باشد، رهایی از وابستگی اطلاعاتی به سازمان مجاهدین خلق (منافقین). چرا که همچنان صحت گزارشهای آنان نزد مراکز اطلاعاتی آمریکا مورد تردید است، دیگر اینکه احتمال آلوده بودن کانالهای ارتباطی منافقین به اغراض سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران موجود است. سوم آنکه آمریکا بیش از این نمیتواند به اطلاعات ارائه شده یک سازمان که خود آن را در لیست سازمانهای تروریستی قرار داده اتکا کند.
2-اجتناب از تکرار اشتباهات آمریکا در عراق و بازسازی ساختار اطلاعاتی به منظور بازگرداندن اعتماد از دست رفته به این منابع.
3-تست کانالهای مختلف کسب اطلاع و سرمایهگیری بر موفقترین و کمهزینهترین مجرای ارائه دادههای اطلاعاتی.
4-ایفای نقش موثرتر در پرونده هستهای ایران با تکیه بر اطلاعات دقیق و آیندهنگرانه.
5-ایجاد هماهنگی بیشتر میان مجراهای کسب دادههای اطلاعاتی در خارج و پردازش آنها در داخل مرزهای ایالات متحده به منظور اتخاذ تصمیمی قاطع در عرصه سیاست خارجی.