وضعیت انتقاد در مطبوعات عنوان پژوهشی است که به سفارش دفتر مطالعات وتوسعه رسانهها و به وسیله مهدی محسنیان راد انجام شده است.
به گزارش ایسنا، سایت دفتر مطالعات و توسعه رسانهها در آدرس http://www.rasaneh.org آورده است: این پژوهش سومین پژوهش از یک تحقیق طولی است که نخستین دوره آن سال 1373 انجام شده است. پنج سال بعد (سال 1378) دومین دوره این تحقیق به پایان رسید و در اواخر سال 1384 نیز سومین دوره آن بر اساس همان کد بندیهای دو دوره پیشین و با تشکیل جامعه آماری جدید، منتشر شده است. به گزارش روابط عمومی دفتر یاد شده؛ محسنیانراد با توجه به سابقه 15 ساله این تحقیق نوشته است: اگر مطبوعات ایران را به دو دسته، مطبوعات روی میز روزنامهفروشها و مطبوعات عرضه شده در کتابفروشیهایی مانند فروشگاههای مقابل دانشگاه تهران یا کتابفروشیهای اختصاصی دیگر دانشگاهها و وزارتخانهها تقسیم کنیم.
نوع اول، مطبوعاتی است که میراث همان کاغذ اخبار میرزا صالح شیرازی و وقایع اتفاقیه امیرکبیر را دارند و آنها هستند که تحولات قانون مطبوعات و تغییرات نگاه دولتمردان بر ساخت و کارکرد مطبوعات، حیاتشان را تحت تأثیر قرار میدهد و خود بستر اصلی درج مطالب انتقادی، سیاسی، اجتماعی، ورزشی، هنری و... میباشند. همانگونه که در مقدمه اشاره شد در شهریور 1383، برای سومین بار طی 10 سال، مطبوعات روی میز روزنامهفروشها تحلیل محتوا شد، با این تفاوت که این بار به دلیل برخورداری از خدمات نرمافزاری کاملتر، سیمای مطبوعات مذکور با جزییات بیشتری روشن شد.
روابط عمومی مذکور افزود: این پژوهش در پنج فصل و دو بخش جداول و ضمایم (کدنامهها) ارایه شده است که به منظور آشنایی علاقمندان با چگونگی شکلگیری تحقیق یاد شده، مقدمه و فصل یک آن را منتشر میکنیم. شایان ذکر است که دانشوران و روزنامهنگاران محترم میتوانند با مراجعه به کتابخانه این دفتر، متن کامل گزارش پژوهش مزبور را مطالعه کنند.
مقدمه
گزارش حاضر پژوهشی است که برای سومین بار، در تاریخ تحقیقات ارتباطات و رسانهها در ایران انجام میشود. ریشه شکلگیری این طرح، به 15 سال پیش باز میگردد. زمانی که نخستین سمینار مطبوعات ایران [پس از انقلاب] با پیگیریهای جناب دکتر کاظم معتمدنژاد و من، با حمایت وزارت ارشاد برگزار شد. یکی از موضوعاتی که هیأت علمی پیشبینی کرده بود، موضوع خود سانسوری بود. اما وقتی در آخرین روزهای قبل از شروع سمینار، مقالهای در این باره دریافت نکردیم، این وظیفه به عهده من گذارده شد که حاصل آن، همان مقاله است که با عنوان سانسور و خود سانسوری در ایران علاوه بر انتشار در کتاب مجموعه مقالات سمینار، در شماره تابستان 1371 مجله رسانه نیز چاپ شد.
همان مقاله بود که مرا به دو نکته نزدیک کرد: 1) خود سانسوری از سانسور خطرناکتر است. زیرا خوانندگان نشریات زیر سلطه سانسور رسمی، از ابتدا میدانند که آنچه را میخوانند سانسور شده است. پس واقعیت میتواند چیزی غیر از این باشد، در حالیکه مخاطب نشریهای که روزنامهنگار آن خود سانسوری کرده، خواننده را به اشتباه میاندازد و این امکان وجود دارد که او باور کند که واقعیت همان است که میخواند. 2) اگر چه خود سانسوری بازتاب ظاهری اراده خود سانسور است ( مثل خودکشی مورد بحث دورکنیم که در ظاهر خصوصیترین عمل آدمی است) اما در واقع، بازتاب باید و نبایدهایی است که منابع قدرت، به طور غیر رسمی بر او تحمیل کردهاند.
حال اگر این باید و نبایدها نه به صورت پنهان و بخشنامههای محرمانه، بلکه به گونه انواع سخنرانیهای آشکار، مصاحبهها و اظهار نظرها باشد، کار خود سانسور را بسیار پیچیدهتر میکند. ادامه آن گفتوگوهای با خود، من را به این نتیجه رساند که بجای ارایه پرسشنامه در باب خود سانسوری آنگونه که در تحقیق 1369 انجام داده بودم باید سراغ حاصل کار رفت و وضعیت انتقاد در مطبوعات را بررسی کرد. اینگونه بود که طرح تحقیق سال 1373، با این سؤال ساده وضعیت انتقاد در مطبوعات چگونه است؟ آغاز شد. اما هنوز چند ماهی از عقد قرارداد و شروع کار نگذشته بود که سوال مهمتری به ذهن من رسید که در نتیجه آن، دستیارانم را سراغ روزنامههای22 بهمن1357 به بعد فرستادم که جستجو کنند و گزارههای باید و نباید برای مطبوعات و روزنامه نگاران را از گفتههای حکومتمردان ایران استخراج کنند.
حاصل استخراجهای اولیه، طرح مکملی بود که بدون تحمیل به سفارش دهنده، با بودجه شخصی و به موازات طرح اصلی، از طریق مطالعه ورق به ورق تمامی شمارههای روزنامه اطلاعات از 22 بهمن 1357 تا شهریور 1373 انجام و حاصل هر دو کارکه 14ماه مشغله من و 15 دستیارم را سبب شده بود، در 553 صفحه، بهمن 1374 در اختیار مرکز قرار گرفت. ( این همان تحقیق است که از رییس جمهور وقت، جایزه پژوهش نمونه سال را دریافت کرد و مقالهای 30 صفحهای از آن در شماره تابستان 1377 فصلنامه علوم اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه چاپ شد و..) هنگامیکه 5 سال از تحقیق اول گذشته بود، تکرار آن آغاز شد. اما این بار ادامه سرشماری گفتههای حکومتمردان در باره مطبوعات و روزنامهنگاران نیز پیشبینی شده بود.
14 ماه کار به کمک تیمی 19 نفره، منتج به یک گزارش 421 صفحهای شد که با عنوان انتقاد در مطبوعات 78 به آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها راه یافت. یکسال از اتمام کار دوم گذشته بود که با تیمی دیگر و به سفارش مرکز تحقیقات استراتژیک، درگیر تحقیق سنگینی با عنوان تبلیغات سیاسی رسانهها در انتخابات هشتم ریاست جمهوری شدم که یکی از مهمترین دستاوردهای آن، ارایه شواهد متعدد برای دفاع از این دیدگاه بود که آنچه در فضای سیاسی ایران میگذرد، جدل دو جناح سیاسی نیست، بلکه رودررویی دو ایدئولوژی است. (خلاصه گزارش این تحقیق به صورت یک مقاله 102 صفحهای در شماره زمستان سال 1381 فصلنامه راهبرد.
نشریه مرکز تحقیقات استراتژیک شماره 26 چاپ شد.) این نتایج سبب شد که برای نقش باید و نبایدهای حکومتمردان درباره مطبوعات و روزنامهنگاران اهمیت بیشتری قایل شده و تصمیم گرفتم قبل از فرا رسیدن سومین نوبت بررسی وضعیت انتقاد، موضوع باید و نبایدهای آنان را به صورت پروژهای مجزا و مستقل اما این بار از پشت پنجره آن دو ایدئولوژی دنبال کنم. نتیجه، گزارش مستقلی با عنوان جهتگیری و هنجارها نسبت به مطبوعات در گفتههای دولتمردان ایران مطالعه 25 ساله با تأکید بر 52 ماهه منتهی به تیرماه 1383 بود که درآستانه شروع طرح حاضر پایان پذیرفت (زمستان 1382 در سومین سمینار مطبوعات ایران، مقالهای از نتایج تحقیق مذکور ارایه شد.) اینگونه بود که شهریور 1383، اجرای سومین تحقیق بررسی وضعیت انتقاد در مطبوعات ایران با همان کدنامههای چهارگانه دو تحقیق قبل آغاز شد.