بسماللهالرحمنالرحیم
با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری اکوادور ضربه جدیدی بر پیکره سیاست خارجی آمریکا وارد شد.
«رافائل کورهآ» نامزد ضدآمریکائی اکوادور با کسب 57 درصد آرا مردم این کشور به پیروزی چشمگیری دست یافت و در نخستین اظهارات پس از اعلام نتایج انتخابات به مردم وعده داد که با تمامی توان خود برای همپیمانی اکوادور با کشورهای مستقل و آزاد آمریکای لاتین تلاش خواهد کرد تا با یکجانبهگرائی آمریکا و سایر قدرتهای سلطهجو مقابله کند. وی که خواهان پیوستن مجدد به «اوپک» سازمان کشورهای صادرکننده نفت، است، از دوستان نزدیک «هوگو چاوز» رئیسجمهور انقلابی ونزوئلا محسوب میشود.
پیروزی وی در کشورهای آمریکای لاتین مورد استقبال قرار گرفته و باعث شادی مردم و برخی دولتهای ضدآمریکائی منطقه شده است لکن بطور همزمان خشم و نارضایتی آمریکا و برخی متحدین اروپائی واشنگتن را برانگیخته است. این نخستین بار نیست که یک نامزد ضدآمریکائی با تحرکات تبلیغاتی علیه سیاستهای واشنگتن از درون صندوقها سر بر میآورد. در روزهای گذشته نیکاراگوئه نیز شاهد پیروزی مجدد «دانیل اورتگا» بود که پس از سالها انزوا یکبار دیگر مورد استقبال عمومی قرار گرفت. بر این مجموعه بایستی نتایج انتخابات «بولیوی» را هم افزود. اگر سوابق ونزوئلا و کوبا را هم به این مجموعه بیفزائیم، ناکامی و سرافکندگی سیاسی ـ تبلیغاتی آمریکا آنهم در آمریکای لاتین بهتر قابل درک خواهد بود.
آنچه به این موقعیت جدید آمریکا ماهیت طنزآمیزی میبخشد اینست که مقامات «سیا» با انتشار پیشگوئیهای خود درباره سرنوشت «فیدل کاسترو» به مرگ وی چشم دوخته بودند و حتی در هفته گذشته اعلام کردند که در بهترین شرایط وی فقط چند ماه دیگر زنده خواهد بود. البته واشنگتن در انتظار روزی است که هیچکس از مخالفان سیاستهای آمریکا زنده نباشد و در حالیکه برای مرگ فیدل کاسترو لحظه شماری میکند شاهد مرگ امیدهای آمریکا در سراسر جهان و بویژه در آمریکای لاتین است.
اگرچه «کورهآ» رئیسجمهور جدید اکوادور خواستار اجرای برنامههای اقتصادی تازهای برای کشورش گردیده و مشخصاً با نگاهی منعطف به مسائل داخلی سعی دارد مردم کشورش را به رفاه و آسایش و پیشرفت بیشتری برساند ولی بخش اعظم محبوبیت و آراء وی مربوط به نگاه ضد آمریکائی وی و اعلام همبستگی آشکار با ««هوگو چاوز» رئیسجمهور انقلابی ونزوئلا بوده و هست. وی فقط 43 سال دارد و سکان اداره کشوری را در اختیار گرفته که با بدهی 16/1میلیارد دلاری در «فهرست کشورهای بدهکار» قرار دارد. با اینهمه بنظر میرسد که رئیسجمهور تازهنفس اکوادور با طرح یک استراتژی جدید سعی دارد کشورش را از بحران اقتصادی کنونی خارج سازد و راههای پیشرفت و توسعه را با سرعت و اطمینان بیشتری طی کند.
اگر اظهارات «کورهآ» در طول دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری را ملاک اظهارنظر قرار دهیم وی در آن واحد برروی چند نکته تاکید میکند.
1 ـ فاصله گرفتن از آمریکا و حتی ورود به فاز رویاروئی که جدیترین مورد آن عدم تمدید قرارداد فعالیت پایگاه نظامی آمریکا در اکوادور است . « کوره آ » صراحتاً اعلام کرد [ه] است که چنین قراردادی را در صورت پیروزی تمدید نخواهد کرد.
2 ـ چرخش به سمت کشورهای انقلابی ـ مردمی و ضدآمریکائی که در این مقوله رئیس جمهور جدید اکوادور در طول دوره تبلیغاتی سعی کرده است مراتب همبستگی و همراهی خود با کشورهای انقلابی و نظامهای مستقل و نوپای آمریکای لاتین را با صریحترین جملات خاطرنشان کند.
3 ـ اظهار گرایش به مذهب و تلاش برای تقویت هنجارهای مذهبی . « کوره آ » در روز قبل از برگزاری انتخابات به کلیسا رفت و مطابق روشی که مومنین کلیسا عمل میکنند زانو زد و از خداوند خواستار یاری رساندن به وی برای خدمت رسانی به مردم و تحقق آرمانهائی شد که محرومین جامعه در آرزوی اجرای آن هستند. البته شاید این روش اقدامی تبلیغاتی با اهداف نمایشی برای یک مقطع کوتاه تلقی شود اما این اقدام حتی از همین منظر هم نشان میدهد که رئیسجمهور جدید برای تامین اهدافش خود را موظف و متعهد ساخته است که نمودهای مذهبی در جامعه را تقویت و حمایت کند.
4 ـ تلاش برای تقویت و اعلام همبستگی با هنجارهای اقتصادی ـ نفتی موثر و از جمله « اوپک » . اهمیت این نکته بخاطر آنست که اکوادور عمدتاً بخاطر دستورالعملهای واشنگتن از « اوپک » فاصله گرفته بود و اکنون سعی دارد با پیوستن به سازمان کشورهای صادرکننده نفت این موقعیت شکننده را برای خود جبران کند.
5 ـ اجرای سیاستهای کمک به محرومان و طبقات کم درآمد جامعه که در چارچوب برنامههای اقتصادی متمرکز قرار است مشخصا « محرومیت زدائی » در جامعه اکوادور را هدف همت خود قرار دهد. «کورهآ» در طول روزهای گذشته وعده داده است که احداث دستکم یکصد هزار واحد مسکونی ارزان قیمت را در سرلوحه کارش قرار دهد و در سایر بخشها نیز به مهار مهاجرت روستائیان و تقویت بنیه اقتصادی خانوارهای روستائی کمک کند و به اصلاح چهره حکومت نیز بپردازد.
صرفنظر از مواردی که ابعاد داخلی سیاستهای اکوادور را در بر میگیرد و البته در جای خود از اهمیت خاصی برخوردار است بنظر میرسد که اصلیترین سرفصلهای سیاسی ـ اقتصادی برنامه رئیسجمهور جدید اکوادور در واقع از فضای سیاسی ـ تبلیغاتی حاکم بر آمریکای لاتین الهام و تاثیر گرفته و مشخصاً هویتی ضد آمریکائی و ضد سلطه دارد.
این یک شکست سیاسی ـ تبلیغاتی بزرگ برای آمریکا محسوب میشود که اعلام مخالفت با واشنگتن تدریجا بعنوان یک « ابزار کارآمد » برای جلب نظر رای دهندگان تلقی شده و کارآئی عملی خود را در ونزوئلا بولیوی نیکاراگوئه و اکوادور نشان داده است . این نتایج حیرتانگیز میتواند از علائم آشکار افول ستاره اقبال واشنگتن در آمریکای لاتین ارزیابی شود و شرایطی را بوجود آورد که حتی با کنارهگیری احتمالی چهرههای شاخصی همچون فیدل کاسترو هم روند برگشتناپذیری به خود گیرد. این بدان معنی است که روند ضدآمریکائی تحولات سیاسی در آمریکای لاتین به یک روال طبیعی تبدیل شده و یک «پدیده» است و دیگر ماهیت تصادفی و غیرمنتظره ندارد. البته شاید این خبرها برای هر دو جناح دمکرات و جمهوریخواه در آمریکا بسیار ناخوشایند و مایوسکننده باشد ولی واقعیت اینست که نومحافظهکاران آمریکا با تصمیمات و اقدامات شدیداً ضدانسانی خود شرایطی را ایجاد کردهاند که حتی متحدین آمریکا هم از اظهار دوستی با واشنگتن «احساس شرمساری کنند» اما آیا چنین نتایجی باعث تجدیدنظر واشنگتن در سیاستهای سلطه جویانهاش خواهد شد؟ این سئوالی است که بعید بنظر میرسد پاسخ آن مثبت باشد و تحولی در استراتژی آمریکا چه در سطح جهانی و چه در آمریکای لایتن را شاهد باشیم.