1 ـ ساده زیستن و بیاعتنایی به مظاهر دنیا
آیت الله مدرس نسبت به مظاهر زندگی دنیا بسیار بی آلایش بود و ساده زیستنش را سرلوحه امور زندگی خویش قرار داده بود.
اصولا او هیچگاه جز در حد رفع معیشت زندگی روزمره از مال دنیا چیزی نیندوخت جز یک خانه مخروبهای که پس از مدتها اجارهنشینی، خود خشت آن را زده بود و یک پیراهن کرباسی و یک عبا و یک عصای ساده چیز دیگر که نشانه وابستگیاش به دنیا باشد در بساطش نبود.
2ـ تقوی ـ پاکدامنی، هوش و فراست بالای علمی
سابقه درخشان و موفق مبارزات و فعالیتهای سیاسی مدرس (ره ) که مقتضای شرایط خاص عصر او بوده باعث شده است که متفکران و محققین تاریخ معاصر را از توجه به دیگر ابعاد عمیق و گسترده این شخصیت غافل کند حال آنکه مدرس در وهله اول یک مجتهد طراز اول و یک روحانی آگاه و یک فقیه برجسته بوده است.
میرزای شیرازی رهبر جنبش ضداستعماری تنباکو در مورد مدرس میگوید : این اولاد رسولالله پاکدامنی اجدادش را دارا است . و گاهی من را در هوش و فراست متعجب میکند.
در مدتی بسیار کوتاه از تمام هم درسهایش درگذشته و در منطق فقه و اصول سرآمد یارانش میباشد و قوه قضاوت او در حد کمال و نهایت درستکاری و تقوی است.
سفیر انگلیس چکی را توسط شخصی برای مدرس فرستاد وی پرسید این چیست؟ آورنده چک گفت : این «چک » نامیده میشود. چک را میبرند بانک و تبدیل به پول میکنند.
مدرس با صدای بلند خندید و گفت : « به آقای سفیر بگویید من جز سکه زر آن هم بار شتر در روز روشن چیزی را نمیپذیرم ! » پیغام را به سفیر رساندند و وی خندید و گفت : « این سید میخواهد آبروی ما را در جهان ببرد.»
3- شجاعت و بیباکی
یکی از ویژگیهای بارز مدرس شجاعت اخلاقی و جسمانی ایشان بود. داستان مقابله مدرس با گرک خواندنی است:
وقتی عازم تهران بودند، در بین راه، میان برف و بوران گرگی به ایشان حمله میکند. آقا صاف و بیحرکت روبروی گرگ میایستد و هنگامی که گرگ حمله میکند عصایش را مقابل دهان حیوان میگیرد و وارد حلق گرگ میکند گرگ عقب میرود او جلو میرود و با خونسردی آنقدر مقاومت میکند تا گرگ خفه میشود.
4- اعتقاد به کار و علاقه به آبادانی
مدرس انسانی وارسته و متکی به خود و کار خود بوده، و به هیچ عنوان حاضر نبود زیر بار منت دیگران برود. او به اشخاص تنها به عنوان یک انسان توجه داشته و هرگز تحت تاثیر موقعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دیگران قرار نمیگرفته و به مال و ثروت و مکنت نه نزد خود و نه نزد دیگران اعتنایی نداشت . یکی از بستگان مدرس داستان دختر شوهردادن مدرس را چنین تعریف میکرد : مدرس وقتی از نجف به قمشه میآید روزی بالای منبر میگوید : من دختری دارم که اکنون وقت شوهر کردن اوست . هر کس خواستار دختر من است بلند شود و پیشنهاد بدهد. مرتضی نامی بلند میشود و میگوید : من هم زن ندارم آقا و خواستگار دختر شما هستم.
آقا قبول میکند و دخترش را به او میدهد. دیگران اعتراض میکنند که آقا مرتضی کارگر سادهای است چرا دخترتان را به او میدهید میگوید برای من فرقی نمیکند. او مرد جوانی است و می تواند کار کند و زندگی خود و زنش را بچرخاند.
مدرس خودش نیز هر جا و هر وقت که لازم بوده از انجام سنگینترین کارها برای امرار معاش ابایی نداشته است.
5ـ خستگیناپذیری در مبارزه
مدرس کسی نبود که به خاطر مشقتها و ناگواریها و ناملایمات و... هدف را فراموش کند و لذا همچنان بر اندیشههای اسلامی خود پای میفشرد. از این رو نقل شده است که در یکی از نامه هایشان که از زندان خواف برای دوستان خود فرستاد به آنها نوشت که به زودی دوران محکومیتش پایان میپذیرد و آنگاه که آزاد شود مبارزات خود را دنبال خواهد کرد و این بار آنچنان وارد میدان مبارزه خواهد شد که یا کار رضاشاه را یکسره کند یا خود به شهادت برسد.
6ـ نفوذ کلام
وقتی که دولت روسیه به ایران اولتیماتوم داده بود و از طرفی قوای او به طرف تهران نزدیک میشدند و همه نمایندگان به نحوی ترسیده بودند که عنقریب به درخواست روسیه تن میدادند شهید مدرس نطق مختصر و به موقعی نموده گفت : « شاید مشیت خداوند بر این امر قرار گرفته باشد که آزادی و استقلال ما به زور از ما سلب شود ولی سزاوار نیست که ما خودمان آن را به امضای خود از دست داده، ترک کنیم.
الفاظ و عبارات او بسیار ساده و مختصر بوده ولی مثل اینکه پروبال داشت و پرمعنی بود و در عمق جان نمایندگان اثر گذاشت بنابراین نمایندگان متحول شده، در مقابل این اولتیماتوم ایستادند.
7ـ دقت در حفظ بیتالمال
او اعتقاد داشت که مال عموم باید خرج عموم شود و مفتخواری از بیت المال ممنوع گردد. پول در قبال انجام کار پرداخت شود و هرکس که برای کشور کار میکند از بیتالمال سهم ببرد. البته محرومان و افراد مستمند حساب دیگری دارند. این بخش از سخنان مدرس طولانی آموزنده، ارزشمند و بسیار حکیمانه است و نکات مهمی در آن نهفته است که میتواند برای مسئولان کشور مفید باشد. او بر این باور است که کسانی که اموال بیتالمال را هدر دهند و مالیات خود را نپردازند خائنین ملت و وطنفروشان غیرمستقیم هستند و باید مجازات شوند.
8ـ اعتقاد به دخالت دو عنصر مکان و زمان در اجرای احکام فقهی
وی در مجلس چهارم تاکید نمود که ماهیت مسایل حقوقی و جزایی، اسلامی است و امکان ندارد ذرهای از آن کم یا زیاد گردد اما در نحوه اجرای آن باید مقتضیات عصر و تجربیات جوامع را به کار گرفت.
او در کمیسیون عدلیه مجلس اینگونه توضیح میدهد : « قاضی باید عالم بر حقوق مملکت و مجتهد باشد. قانون اداری را هم بداند آشنایی به وضع دین داشته باشد ولی جاهل که شد نمی تواند قضاوت کند.»
وی از استقلال قاضی دفاع و شرایط احراز آن را علم و عمل قاضی میدانست.