سیدمجتبی حسینی
ماه مرداد، ماه مشروطیت است و مرداد امسال از آنجا که یکصدمین سال نهضت مشروطیت به شمار میرود وجهی نمادین به خود گرفته است.
نهضت مشروطیت و تاریخ معاصر کشور ما از آن رو اهمیتی فراوان یافته که نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردمی برای تحقق عدالت، آزادی و قانون به شمار میرود و به واقع سرآغاز متجلی شدن پارهای سمبلهای آزادیخواهی نظیر تشکیل پارلمان قلمداد میشود، اما شاید آنچه اکنون بیشتر نیاز زمانه به شمار میرود نه ریشهیابی علل و عوامل وقوع انقلاب مشروطیت، بلکه واکاوی دلایل انحراف این نهضت است.
چرا از درون نهضتی که جانمایه آن قانونمداری، عدالتطلبی و آزادیخواهی بود و حرکتی مردمی در جهت نفی مظاهر استبداد به شمار میرفت، استبداد مطلقه رضاخانی متولد شد که به جرات میتوان گفت مشابه آن در هیچ یک از حکومتهای حداقل چند قرن اخیر ایران سابقه نداشت؟ برای پاسخ به این سوال به شناخت عمیقی از پارامترهای مختلفی نظیر مبانی فرهنگی، اجتماعی نهضت مشروطیت، گرایشهای مختلف موثر بر نهضت، عملکرد نخبگان نهضت و... نیاز داریم و این امر بحث مفصلی را میطلبد که مجال آن در این مقال نمیگنجد، اما حداقل طرح موضوع نیز خالی از فایده نمیتواند باشد.
به واقع نهضت مشروطیت از آنجا بیشترین ضربه را پذیرا شد که پیوندهای خود را با مبانی فرهنگی جامعه گسست و خلائی نمودار شد که رخنه هر آفتی را ممکن ساخت. شاید امروز خوشایند عدهای نباشد که بگوییم نهضت مشروطیت در جامعهای شکل گرفت که تصویری صحیح از مشروطیت نداشت و نسبتی میان مظاهر مشروطیت با مبانی سنتی قدرتمند خود برقرار نکرده بود، اما این واقعیتی گریزناپذیر است که فرار از آن هم تغییری در اصل موضوع ایجاد نمیکند. از همین زاویه به آنجا میرسیم که در اطلاق عنوان «انقلاب» به حرکت یاد شده نیز دچار تردید جدی میشویم.
آنچه از آن تحت عنوان حرکت و خروش مردمی در نهضت مشروطیت نام برده میشود به واقع چیزی جز شورش احساسی تحت تاثیر نخبگان جامعه و خصوصا نخبگان مذهبی که بیشترین تاثیر را در جامعه ایرانی داشتند، نبود و نهضت یاد شده دقیقا از زمانی رو به افول نهاد که پارهای مظاهر و تبعات آن در تقابل با باورهای عمیقا مذهبی مردم قرار گرفت. در واقع هنگامی که شخصی مانند شیخ فضلالله نوری فریاد مشروطه مشروعه سر داد و بر تطبیق مشروطیت با قوانین و سمبلهای مذهبی تاکید کرد، با آگاهی از همین تقابل بود. رسوخ مفاهیم و آموزههای روشنفکری که عمدتا با بهرهگیری از مبانی و فرهنگ اومانیستی و سکولار شکل گرفته بودند در نهضت مشروطیت خصوصا پس از پیروزی ابتدایی نهضت، جامعه مذهبی و به شدت محتاط ایرانی را با نگرانی روبه رو کرد، جامعهای که در تقابل باورهای مذهبی خود با پدیدههایی که شبهه غیرمذهبی و حتی ضد مذهبی را به همراه دارند، مسلما دومی را انتخاب نمی کرد و از همین رو آن شد که دیدیم.
گسست پیوند یاد شده به اضافه عوامل دیگری نظیر اختلافات شدید نخبگان نهضت که ناشی از تفاوت نگرشهای آنان بود، نفوذ عوامل بیگانه و خودفروخته و نیز هرج و مرج ناشی از نوعی آنارشیسم منتج از نهضت که به حس ناامنی در جامعه دامن میزد، افکار عمومی را به اولویتبندی سریع نیازهای اجتماعی خود سوق داد که امنیت در سرلوحه اولویتهای یاد شده قرار میگرفت و در چنین فضایی است که حتی فاشیسم و استبداد به آنارشیسم ترجیح داده می شود.