حامد حسینی
* یالثارات: عاطفه، معرفت و شعور ارکان اساسی حادثه عاشورا هستند که در سخنان بزرگان و مراجع نیز به آنها تاکید شده است، شما به عنوان مداحی که سالهاست مشغول به این کار بوده و استخوان خرد کرده این کار هستید نظرتان را بفرمائید.
** مداحی ما در منطقه خودمان (خوزستان) و به خصوص آن جایی که من رشد و پرورش پیدا کردم یعنی شهر مقاوم دزفول، مداحی جنوبی بوده است. از همان ابتدای فعالیت بنده، اساتیدم- که یکی از آنها دکتر سنگری (شاعر و مداح عالیقدر) بوده است- اشاره داشتند که عاشورا و ماجرای آن در سه چیز نهفته است: حماسه، سوز و پیام. من این سه عنصر را همیشه در خواندن و اشعارم لحاظ کردهام؛ یعنی اعتقاد داشتیم که باید حتماً به حماسه پرداخته شود. در ضمن سوز و گداز مناسبی هم باشد چون به هر حال باید اشک در رثای این عزیزان ریخته شود و پیام عاشورا مهمترین مسأله باشد.
* یالثارات: همان معرفتی که میبایست نسبت به این حادثه بزرگ پیدا کرد...
** بله، دقیقاً. همیشه کار بنده بر این روال بوده است. پیشکسوتهای شهرهای دیگر مثل تهران و مشهد هم تقریباً اینگونه بودهاند. از قبل از انقلاب افراد مطرحی مثل سازگار، موید، مشفق و... این اصول را رعایت کردهاند. من این سه عزیز را به عنوان نمونههای بارز نام بردم والا دوستان دیگری هم بودهاند. ثمره و تجلی این امر در هشت سال دفاع مقدس دیده شد. ما طی آن دوران باشکوه ضعفی نداشتیم. درست است که شعرهای سادهای را بنده میخواندم که بیشتر به شعار نزدیک بود، منتها باید اشعاری میبود که عامه فهم باشد. خب مستمع من هم عمدتاً عامه مردم بودند. یکی بیل بر زمین گذاشته بود، یکی کرکره مغازهاش را پایین آورده بود، یکی در پی تحصیل بود و الی آخر... من نمیتوانستم برای آنها شعر حافظ بخوانم. آن سادگی و خلوص آنها باید در شعر هم تجلی مییافت. طی هشت سال دفاع مقدس روند، روند بسیار مطلوب و خوبی بود. متاسفانه بعد از هشت سال دفاع مقدس دشمن روی این نقطه دست گذاشت. این اعتقاد و احساس بنده است. دشمن دنبال تضعیف نقاط قوت ما بود و به همین جهت روی روحیه انقلابی ما دست گذاشت. به نظر من دشمن خیلی حساب شده روی این مساله کار کرده بود و فهمیده بود که یکی از جاهایی که جوانان جذب میشوند و شور میگیرند و عَلَم میشوند بر علیه استکبار همین فضاهاست. این را کاملا در جنگ لمس کرده بود. در زمان جنگ وقتی مداحی میکردیم استقبال همه رسانهها از جمله سازمان صدا و سیما و... خیلی عالی بود، لذا دشمن شروع به برنامهریزی کرد. محتوا، سبک و حتی سعی کرد شکل عزاداری را هم تغییر بدهد و به نظرم متاسفانه تا حد زیادی هم پیروز شد. البته به ساحت بعضی از دوستان برنخورد برخی هم بسیار اندیشمند و معتقد و بر اساس اصول کارشان را دنبال کردند. فرضاً عرض میکنم خود نام امام حسین(ع) ذکر است. گریه برای امام حسین(ع) ارزشمند است. من به اینها اعتقاد دارم. اما مجلسی که گاه یک ساعت، دو ساعت فقط حسین حسین میگویند مورد دارد و مطمئنم مورد تایید هیچ مرجعی نیست و ما در این زمینه راهنما و مرجعمان، شخص ولی فقیه و سایر مراجع هستند. ما تا به حال جلوی این عزیزان زانو زدیم و از آنها تلمذ کردیم و این راه را بحمدالله سالم طی کردیم و انشاءالله بتوانیم همین گونه ادامه دهیم.
هر مداحی که جلوی مراجع ایستاد، از علما فاصله گرفت، از رهنمود بزرگان خصوصاً مقام معظم رهبری دوری کرد، قطعاً به انحراف کشیده میشود. من در این مساله شکی ندارم. کسانی که همیشه رو در روی انحرافات ایستادهاند همین مراجع بودهاند متاسفانه با برنامهریزی دشمن محتوا تغییر کرد و مراسم به سمت صوفیگری رفت.
شعرها را از نظر محتوا به خال و ابرو و چشم و ظاهر بردند و متاسفانه بسیاری هم شدند مقلد. البته من بسیار ممنونم از کسانی که وفتی سفارش آقا را شنیدند رعایت کردند و دیگر به آن وادی نرفتند.
از آنها تشکر میکنم و عرض میکنم که منظور من این است که به هر حال ما بایستی از بزرگان بیاموزیم.
* یالثارات: طبیعتاً مراجع و بزرگان ما معرفت بیشتری نسبت به حضرت سید الشهدا (ع) و اتفاقات کربلا دارند و ما بایستی ازاین معرفت بهره ببریم.
** بله، گاهی انسان سلیقه شخصی را در نظر میگیرد و خوب مراجع ما مخالف این سلیقهها هستند. من عرض میکنم، بایستی نظر مراجع و خصوصاً مقام معظم رهبری را در نظر بگیریم.
* یالثارات: بحث جبهه و جنگ هم شد. صدای شما، نوای شما و نفس شما باعث تحریک و تهییج و ترغیب جوانان به حضور در جبهههای حق علیه باطل میشد. به نظرم رابطهای بین کربلای امام حسین(ع) در سال شصت هجری و کربلای خوزستان ما وجود داشت. یه هر حال شباهتهای فراوانی هم دیده شده است.
** من در خاطرات ندارم که در طول هشت سال دفاع مقدس بنده نوحهای خوانده باشم و نامی ار کربلا در آن نبوده باشد. اصلا نمیشد[،] انگار بینمک بود. انگیزه بچهها کربلا بود. عشق به امام حسین(ع) بود. وقتی ما میگفتیم کربلا نه مرقد شش گوشه، بلکه کل اهداف کربلا را در نظر داشتیم. الان بندهای نوحهها را نگاه کنید... همهاش راه امام حسین(ع) است. هیهات مناالذله است. کربلاست. «این قافله عزم کربلا دارد...»، «بانوای کاروان، باربندید همرهان...» این را من بعد از عملیات والفجر مفدماتی خواندم. آن عملیات هم عملیات سنگین و پر تلفاتی بود. ما شهید و مجروح خیلی دادیم. عملیاتی بود که در ظاهر پیروزی با ما نبود. وقتی ما برگشتیم آقا محسن برای ما در دوکوهه سخنرانی کرد و گفت: «مگر زیارت امام حسین (ع) شوخیه... همانطور که راه امام حسین راه پرخطری بود عزیزانش شهید شدند، ما هم اگر حرف حسین (ع) را میزنیم باید بیپروا باشیم... که من همان جا الگو گرفته و این شعر را آماده کردم که «چون کربلا دیدن بس ماجرا دارد». همه چیز ما کربلا بود. به فرمایش امام راحلمان؛ محرم و صفر این انقلاب را به وجود آورد در جنگ هم شور امام حسین (ع) و محرم و صفر در جبهه بود. والله شور حسین (ع) بود. نه موسیقی به جبهه آمد و نه آلاتش؛ یک دفتر نوحه بود و یک بلندگو و یک نوحهخوان... همهی انگیزه، امام حسین بود.
* یالثارات: خاطرهای از حضرت امام (ره) دارید؟
** دقت امام فوقالعاده بود. سیری که در حال طی شدن است، سیری پردقت و تامل است. مقام معظم رهبری هم درصحبتهایشان با مداحان همیشه به نکات موثر و ریزی اشاره داشتهاند. مداح چگونه شروع کند. چگونه تمام کند. این حساسیت چه بسا بیشترش در وجود حضرت امام (ره) هم بود. من نوحهای خواندم؛ «ای مادر قهرمان نوجوانت شد فدا...» که بوی حماسه نمیداد. خب چهلمین روز شهدای موشکباران شهر دزفول بود. آن روز شبکه سراسری چهار، پنج بار آن را پخش کرد و کلیپ آرشیوی خوبی هم ساخته بود: «ای عزیزان بار دیگر/ شد به پا غوغای محشر/ یک طرف افتاده طفلی / یک طرف افتاده مادر» فضای کار اینگونه بود. سیما هم از تصاویری با همین مفاهیم در مونتاژ کلیپ بهره برده بود. حضرت امام (ره) که خداوند درجاتشان را متعالی کند این صحنه را میبینند، از طرف آقای انصاری به من پیام دادند که شعرهای نوحههایتان را حماسی انتخاب کنید. من متوجه شدم منظور حضرت امام آن شعر خاص است. آن شعر هم از شاعر بزرگ مرحوم مردانی بود. من این مساله را رعایت کردم. چند هفته بعد من در نماز جمعه «خیزای رزمنده شیر، خانه از دشمن بگیر» را خواندم. قبل از این نوحه من متنی را خواندم که قبل از «بانوای کاروان» هم خوانده بودم که «هزاران سال پیش قافلهای به راه افتاده...»
این متن بوی حماسه نمیداد و همزمان با خواندن من امام (ره) با رادیوی کوچکشان گوش میدادند و وقتی میرسم به اینجا که «ای کسانی که خانههایتان ویران شد...» امام رادیو را روی زانوی خود گذاشتهاند و به حاج سید احمد آقا میگویند: «به ایشان بگویید مردم ما مردم حماسهاند، مرد جنگند.» و حاج سید احمد همان موقع تماس میگیرند با نماز جمعه و آقای مرتضایی فر که به مزاح معروف به وزیر شعار بودند- که خدا حفظشان کند- رویشان نمیشده به من بگویند چون تازه خوانده بودم گفته توی ذوق من میخورد تا اینکه شیراز در دفتر امام جمعه با من تماس گرفتند و قضیه را گفتند. من دیدم درنگ جایز نیست آمدم تهران در جماران خدمت آقای انصاری و قضیه را برای ایشان شرح دادم و ایشان گفتند: حضرت امام به مضمون مصرعی هم حساسیت نشان میدهند . تأیید آن را از حضرت امام گرفتم. امام به آقای انصاری گفته بودند: «حالا شد.»
* یالثارات: مقام معظم رهبری هم در دیداری با مداحان و اعضای هیات رزمندگان اسلام سخنانی داشتهاند. شما به عنوان یکی از موسسین هیات رزمندگان اسلام و یکی از اعضای آن چقدر در راستای رسیدن به صحبتهای آقا در هیات تلاش داشتهاید؟
** ما یکی از کارهای مهم درهیات رزمندگان اسلام را عمل به فرمایشات آقا قرار دادهایم. منتها کار بسیار سختی است. مداحان، یک گروه بزرگ و پراکنده در سطح کشور هستند و سازمان و تشکیلاتی هم نداریم. گروه گروه و پراکندهایم. از موقعی که رهبرمان این مسائل را گفتند، جلساتی را تشکیل دادهایم این نکات بازگو شده است. الحمدالله نتیجه هم داده است. مداحان مشهور و پیشکسوت هم در این قضیه دخیل بودهاند. آنهایی که شیوه کارشان با فرمایشات آقا همخوانی ندارد در حال منزوی شدن هستند و حذف میشوند. توصیه ما به مداحان جوان و کسانی که تازه وارد این وادی شدهاند این است که راه رفتن بدون استاد به ناکجا آباد میرسد. حتماً باید از علما و مراجع بیاموزند. به خصوص محور صحبتهای همه ما آقاست. ایشان رهنمودهای زیبایی دادهاند.
آقا گفتند:مستمعی که یکی دو ساعت پای منبر و مجلس شماست باید در پایان چیزی گرفته باشند و توشه|ی برداشته باشد. خالی نباید برود. باید معرفتی نسبت به ائمه پیدا کرده باشد.
* در سه دههای که شما ذکر اهلبیت بودهاید،چه چیزی به عنوان برکت این کار نصیبتان شده است؟براکت ذاکر بودن برای شما چه بوده است؟
** (خیلی محکم میگوید) تبعیت از مراجع. همنفس بودن با شهدا که با آنها محشور بودم. ولی جدا از آنها من احساس میکنم طی این سالها مطیع بودهام. یعنی وقتی عالم و مرجعی نصیحتی در این باره کرده است من شنیده و عمل کردهام. همیشه هم سعی کردهام مستند بخوانم.
* یالثارات: ادب خواندن چیست؟ ما در برابر هر بزرگ و بزرگتری با احترام رفتار میکنیم، پس وقتی از ائمه میخوانیم میبایستی با همین ادب و وقار توام باشد.
** به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. ظاهر مداح، شعرش، سبکش و محفلش باید در شان ائمه باشد. بهترین افراد تاریخ همین چهارده معصوم هستند. لذا نوع گریه و صدا و... باید کنترل شده باشد. حرکات باید در شأن عزاداری برای امام حسین (ع) نیست. وقتی حضرت امام (ره) می خواست گریه کند دستمال به دست میگرفت. مراجع هم در موقع گریستن عبا به سر میکشند. برای چه؟ من احتمال میدهم این به جهت ظاهری است. شکل گریه کردن، سینه زدن به خصوص در رسانه صدا و سیما باید طوری باشد که ظاهری توأم با ادب دیده شود. کل فعالیت ما برای جذب مردم است. ما تلاشمان این است که دنیا را نسبت به شیعه خوشبین کنیم.
یک نکته مهم هم حتماً باید گفته شود. همکاران و عزیزان من در رابطه بین شیعه و سنی دقت کنند. خدای ناکرده کلام توهینآمیز در خواندن ما نباشد. در بحث عقیدتی، شاید ساعتها صحبت شود. آن هم با کلام آرام و منطق اما وقتی توهین به میان میآید جواب فحش، فحش میشود. کاردی بزنی کاردی میزنند. در رفتارمان نسبت به یکدیگر خیلی دقت کنیم. همه برادر دینی هستیم. نگذاریم آمریکا کناری بنشیند و از اختلاف ا خوشحال شود. لذا حساسترین و خطیرترین مسأله همین احترام بین شیعه و سنی است. مبادا ذرهای ضعف در این زمینه به خرج دهیم. برادران مداح خیلی باید حواسشان جمع باشد.
* یالثارات: مداحی، یک هنر است. نواهای انتخابی، مویسقی موزون در خواندن، آشنا بودن با اصول موسیقی جزو پایههای کار است. این ترنمها از کجا و چگونه انتخاب میشوند؟
** من از سالهای قبل از پیروزی انقلاب که شروع کردم سبکم را، سبک محلی خودمان یعنی جنوبی انتخاب کردهام. بعضی از سبکها مثل «حر خطا کارم پشیمانم» یا «ابوالفضل با وفا، علمدار لشکرم» که سال 60 خواندم اکثراً از همان نغمههای جنوبی اصیل بود. این مثلاً متعلق به سال 40 و سبک دزفولی بوده است. این را گفتم که بگویم چقدر فرهنگ ما غنی است، یا سبکهای بوشهری که اینها سبکهای اصیل ایرانی هستند. دلیلی ندارد ما برویم سبک لسآنجلسی یا آرژانتینی! و مکزیکی! و ترکی! بگیریم. این قدر سبکهای بومی و نغمههای محلی دیگر موجود است میتوان همیشه از آنها بهره برد.
* یالثارات: ضمن اینکه گوشهها و نغمههای مویسقی سنتی خود ما بسیار در این مسیر کارساز و راهگشاست. مثلاً دستگاه شور یا دشتی از دستگاههای بسیار اصیل ایرانی و بسیار نزدیک به مراسم دینی دهه محرم ماست.
** متأسفانه ما تلاش نمیکنیم. بعد از جنگ این مسأله که به نغمههای اصیل توجه شود کمنگ شده است. در زمان جنگ شب تا صبح و صبح تا شب فکر ما به این مسأله معطوف بود که نغمههای مناسب و خوب را پیدا کرده و با اشعار هماهنگ کنیم. گاه شده بود پیرمردی از مداحان شهرستانهای مختلف جنوب را میآوردیم تا سبک او را برداریم و بر روی شعری بگذاریم. بهبهان، اهواز، عربهای خوزستان و... این طور نیست که من راحت از خودم سبکی اختراع کنم. خدا میداند که خیلی زحمت و مرارت دارد. الان هم خیلی از پیشکسوتهای ما سبکهای خوبی ارائه میکنند. برخی اما متأسفانه رفتند سراغ سبکهای غربی و اینگونه رنگ و بوی کارها را به سمت تباهی بردند و این خیلی خطرناک است.
من تقریباً همه سبکها را فراگرفتهام و با آنها آشنا شدهام و حالا راحتتر سبکها را تغییر میدهم و سبک جدید میسازم. آقای معلمی عزیز که هشت سال دفاع مقدس زحمت 99 درصد اشعار مرا کشیدند، خودشان با سبکها آشنا بودند و کمک مهمی بودند. مردم جنوب هم حساسیت خاصی نسبت به این موضوع دارند. اگر نوحهای در عاشورای پارسال دزفول خوانده شده است دیگر امسال نمیتوانم بخوانم اگر بخوانم مردم از من کلی ایراد میگیرند.
* یالثارات: حرف آخر...
** توصیهام به جوانان و تازهواردهای این حرفه این است که کار ما خیلی حساس است. مدال افتخاری به ما دادهاند که این را باید قدر دانست. همیشه به اساتید و مراجع بها بدهیم از آنها یاد بگیریم. استاد... استاد... استاد... مراجع و علما را برای موفقیت در این کار فراموش نکنیم. یا علی.