برای چندمین بار تعدادی از نظامیان صهیونیست از فرامین افسران مافوق در برچیدن شهرکهای کانکسی از برخی از مناطق کرانه باختری سرپیچیدند.
شهرکهای کانکسی در واقع به شهرکهایی گفته میشود که در مناطق پراکنده ایجاد شده و صهیونیستهای کوچ کرده از کشورهای دیگر در آن اسکان گرفتهاند. رژیم صهیونیستی نه به دلیل مخالفت با گسترش شهرکها بلکه به دلیل عدم امکان برقراری امنیت برای صهیونیستهای ساکن در این شهرکها با اسکان آنان مخالف است. رژیم صهیونیستی شهرکسازی را به صورت متمرکز و با ایجاد شرایط امنیتی لازم گسترش میدهد. بر این اساس برچیدن شهرکهای کانکسی به لحاظ امنیتی برای این رژیم بسیار ضروری است.
در آخرین بار که تعدادی از سربازان از فرمان افسران سرپیچی کرده بودند به 20 روز زندان محکوم شدند. نافرمانی در ارتش به پدیدهای عادی در رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. وجود و گسترش این پدیده سؤالهایی را مطرح کرده، بویژه آن که ساختار نظامی اساساً بر فرمانبرداری استوار است. اما سؤال اساسی این است: علت این نافرمانیها و پیامدهای آن در ساختار نظامی رژیم صهیونیستی چیست؟ در اسرائیل، منشأ احزاب سیاسی، ارتش و نظامیان آن است و در واقع نظامیان و افسران ارتش با تشکیل جریانهای سیاسی در امور این رژیم حضور دارند و از این طریق بر ساختار دولت، تأثیرگذارند. روال بر این بوده که نظامیان ایدئولوژیک 6 دهه قبل توانسته بودند احزاب ایدئولوژیک و مذهبی تأسیس کنند اما رفته رفته با بروز فسادهای گوناگون مالی، اداری، اخلاقی و سیاسی در احزاب و دولتهای رژیم صهیونیستی حضور نظامیان ایدئولوژیک در ساختار دولت از کارآیی قبلی برخوردار نبود بدین سبب بیشترین مشکلات مذهبی در درون ارتش نمایان شد. در صورتی که صهیونیستها اساساً بر پایه تفکری سکولار رژیم صهیونیستی را شکل داده و از باورهای دینی به عنوان ابزار در این کار بهره گرفتهاند و با آشکار شدن بیلیاقتی سکولارها به مرور، گروههای دینی در مناطق اشغالی فلسطین به وجود آمده و آنها توانستند از پایگاه اجتماعی گستردهای برخوردار شوند. این گروهها تحت تأثیر تفاسیر غلط از آموزههای دینی بشدت نژادپرست و خشونتطلب هستند. بسیاری از کادرهای پائین و میانی ارتش از فرزندان کشاورزان کیبوتصهای (دهکده اشتراکی) صهیونیستیاندکه معمولاً گروههای ذکر شده حوزه کشاورزی را کاملاً در اختیار خود دارند. این گروه از صهیونیستها را که در مقابل صهیونیستهای حاکم و با تفکر سکولار قرار دارند، برخیها، متدینین میخوانند. این جریان اصرار دارند که یک صهیونیست با اشتغال درحوزه کشاورزی، با زمین ارتباط مستقیم پیدا میکند و برای حفظ آن به دلیل ارتباط و وابستگی به وجود آمده تلاش خواهد کرد.
باتوجه به ورود گسترده پیروان این جریان در ارتش، نافرمانیهای نظامی نشان میدهدکه فرمان دینی در حرمت جلوگیری از هرگونه اسکان صهیونیستها در سرزمین یهودا و سامره (از نگاه توراتی) یعنی کرانه باختری بر فرمان افسران ارتش از نگاه این افراد به اصطلاح متدین برتری دارد. به همین علت آنها قادر به انجام دستورات مافوق خود نیستند.
در سال 2005 وقتی رژیم صهیونیستی ناچار شد که در اثر فشار مقاومت پس از 38 سال از غزه خارج شود، چنین تمردهایی مشاهده شد. در آن زمان برخی از خاخامهای یهودی قاعده دینی را تحت عنوان «دین رودف» مطرح کردند، مطابق این فتوای دینی «هر شخصی که بخواهد به جان و مال یک یهودی تعدی کرده و آسیبی به آن وارد آورد، حتی اگر آن شخص خود یک یهودی باشد قتلش مباح است. » براین اساس خاخامها به سربازان و افسران جزء میگفتند که فتوای دینی آنها از فرمان افسران مافوقشان برتر است و آنها نباید دستورات فرماندهان خود را در اخراج اجباری صهیونیستهای ساکن در غزه اجرا کنند و مواردی از تمرد در آن زمان نیز گزارش شد ولی به دلیل جایگاه آریل شارون و شخصیت کاریزمای وی در میان صهیونیستها به هر صورت خروج از غزه انجام شد.
وجود این پدیده در واقع خود بیانگر شکافی بزرگ در رژیم صهیونیستی است چنانچه ضعف جریان سکولار را در سلطه بر ارتش نشان میدهد و جریان به اصطلاح متدین از این ضعف بهره برده و در حال سلطه بر ارتش هستند. انتقال این توانمندی (هر چند تدریجی) از یک جریان نژادپرست به یک جریان نژادپرست دیگر (از سکولارها به متدینین) تحولی اساسی به شمار میآید و به نظر میرسد در آینده باید شاهد پیگیری سیاستهای تجاوزگرانه و توسعه طلبانه به روش جدیدتر از سوی رژیم صهیونیستی بود. کما اینکه حضور جریانها و احزاب نژادپرستی چون شاس و اسرائیل خانه ما در عرصه سیاسی و دولت ائتلافی فعلی، موجب شده که ادبیات و رفتار صهیونیستها تهاجمیتر گردد که حمله برای تصرف مسجدالاقصی و تخریب آن نیز اخراج عملی و شتاب گرفته فلسطینیان از بیتالمقدس و زمزمههای اخراج 5/1 میلیون فلسطینی ساکن مناطق 1948 (عمدتاً در ناصره) که شناسنامه صهیونیستی دارند به عنوان شاخصهایی برای پیگیری سیاستهای آینده رژیم صهیونیستی مطرح است.