حسین احمدیسفیدان ـ پژوهشگر اندیشه سیاسی در اسلام
1 - حکومت و زمامداری: حکم راندن و حاکمیت در جامعه بشری، حقی است الهی که از ربوبیت و هدایت خداوندی ناشی میشود و جز او و کسانی که از جانب وی مجازند، کسی حق حکومت و زمامداری بر مردم را ندارد. خداوند این مسئولیت خطیر را بر عهده انبیا که از خصلت عصمت برخوردارند نهاده است. «زمامداری و حکومت کردن برای کسی جایز نیست جز برای خدا، فرمان داده که غیر از او را نپرستید.»
«حکم و فرمان، تنها از آن خداست.»
«حکم و فرمان تنها از آن خداست؛ حق را از باطل جدا میکند و او بهترین جداکننده (حق از باطل) است.»
خداوند متعال در جای دیگر به پیامبران خودش دستور میدهد بین مردم به حق و عدالت و طبق آیاتی که فرستاده شده است حکومت کنند.
«ای داوود! ما تو را خلیفه خود در زمین نمودیم تا بین مردم به حق حکومت کنی.»
«ما کتاب را بر تو فرستادیم تا طبق آنچه خدا به تو ارائه داده است بین مردم حکومت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی.»
2 - امامت و رهبری: خداوند متعال انسان را خلق کرده و برای هدایت آن رسولانی فرستاده است تا به سرمنزل مقصود هدایت نمایند. چرا که بدون راهبری و هدایت امکان رسیدن به تعالی و کمال وجود ندارد.
«ما پیامبران را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما، (مردم را) هدایت میکردند.»
«ما اراده کردیم تا بر مستضعفان زمین نعمت بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین دهیم.»
«در فرهنگ سیاسی قرآن، امامت به دوگونه آمده است: 1) امامت انسانهای پاک و متقی که بر عهده انبیا و برگزیدگان آنها و مستضعفان باایمان و عمل صالح است. 2) امامت بدکاران که از آنها به ائمه کفر تعبیر شده است.»
«روزی فرا میرسد که هر گروهی از انسانها را با امامشان فرا میخوانیم.»
امامت و رهبری از جمله مسائل مهم و اساسی در تعیین خطمشی به شمار میرود و اگر از رهنمودها و ارشادات آنها مردم بهره بگیرند در همان مسیری حرکت میکنند که خداوند متعال برای رسیدن به کمال ترسیم کرده است و بهوسیله رسولانش مردم را راهبری میکند.
امامت و رهبری انسان به دلیل پیچیدگی آفرینش انسان و مسائل مربوط به هدایت و سعادت او، جز از طریق گزینش الهی امکانپذیر نیست. در زمان انبیا و ائمه معصومین آنها سکاندار هدایت و راهبری مردم هستند. در زمان غیبت، شخصی میتواند راهبری مردم را بر عهده گیرد که ویژگیهایش را ائمه (علیهم السلام) ذکر کردهاند.
3 - امت واحد: قرآن انسانها را بهرغم عوامل اختلافانگیز و تمایزها و تفاوتهای گوناگونی که بین آنها حکمفرماست. مجموعهای همگرا، همگون، متشکل و چون کاروانی منسجم و در حال حرکت به سوی هدف واحد تلقی میکنند و او را به یک سازماندهی فراگیر دعوت میکند، و این حالت را کیفیت نخستین جامعه بشری و شکل مطلوب و معقول آینده بشر میداند. «مردم (در نخستین روزهای حیات اجتماعی) امت واحد بودند، از آن پس خداوند انبیا را برانگیخت.»
وَمَا کَانَ الناسُ إِلا أُمةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا...
«انسانها جز امت واحد نبودند، از آن پس اختلاف نمودند.»
«این است امتتان که امت واحده است و من نیز پروردگارتان، پس مرا عبادت کنید.»
«و این است امت شما که همگی امت واحدی هستید؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس از (مخالفت فرمان) من بپرهیزید.»
4 - شورا و مشورت در امور: شورا و همفکری با دیگران یکی از مفاهیم سیاسی قرآن است که خداوند متعال به پیامبرش دستور میدهد که در کارهای اجتماعی و عمومی با مردم مشورت کند.
در صدر اسلام نمونههای بارزی از مشورت پیامبر اسلام با اصحابش را داشتیم. در قرآن کریم دو آیه به این اصل اشاره میکنند:
«و مومنان امورشان را با مشورت با همدیگر انجام میدهند.»
«پیامبر! در کارها با آنان(مومنان) مشورت کن.»
5 - استقرار و گسترش عدالت: قرآن کریم یکی از اهداف مهم بعثت انبیا را برقراری عدالت معرفی میکند: «ما رسولان را با براهین روشن به سوی انسانها فرستادیم و به آنها کتاب و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) دادیم تا عدالت را برپا سازند.»
«خداوند به عدالتپیشگی فرمان میدهد.»
«من مامورم که عدالت را در میان شما برپا کنم.»
از آیات قرآن استفاده میشود که عدالت، انسان را به تقوا و پاکی نزدیکتر میکند. و یکی از نشانههای تقوا، عدالت است که اگر رعایت شود هم برای فرد و هم برای جامعه تاثیرگذار خواهد بود. «عدالت را پیشه خود سازید. زیرا که عدالت به تقوا و پاکی نزدیکتر است.»
در جای دیگر خداوند متعال به پیامبران و رهبران دستور میدهند که براساس عدالت در بین مردم حکم کنند.
«هرگاه در میان مردم حکم میکنید، باید براساس عدالت باشد.»
عدالت تنها چیزی است که با اجرای آن حکومت پابرجا میماند و اگر در جامعهای عدالت حکمفرما نباشد و ظلم و ستیز بیداد کند آن حکومت دوام چندانی نخواهد آورد.
6 - پایبندی به پیمانها و قراردادها: در قرآن وفای به عهد و مسئولیت در برابر قرارداد و پایبندی در مورد معاهدات، علامت صدق ایمان و نشانه تقوا شمرده شده است.
«آنها که به هنگام تعهد به عهدشان وفادارند، آنان مومنان واقعی و راستگو و متقیانند.»
«اگر از شما برای دینشان یاری طلبیدند، یاری کنید، مگر آنکه یاری شما اقدامی علیه گروهی باشد که میان شما و آنها پیمانی برقرار است.»
«مادام که آنها در پیمانشان ایستادهاند، شما نیز بایستید.»
7 - قبول پناهندگی: در این مفهوم، خداوند متعال به پیامبرش دستور میدهد که هروقت یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه بده و این نشاندهنده عظمت اسلام است، که حتی به دشمن خودش پناه میدهد.
«هرگاه یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او امان دهید تا کلام خدا را بشنود و آنگاه به جای امنش برسانید چرا که آنها گروهی ناآگاهند.»
8 - جهاد در راه خدا: جهاد یکی از مفاهیمی است که در قرآن آمده است و پیامبران به آن سفارش کردهاند البته جهاد دارای شرایطی است و هر جهادی مورد قبول و رضای خداوند نیست، جهادی اجر و ثواب دارد که در راه خدا و برای خدا باشد.
«مومنان آنانند که ایمان به خدا و رسول آوردهاند و تردیدی به دل راه ندادند و در راه خدا با مال و جان جهاد کردهاند.»
در آیه دیگر جهاد در راه خدا را به نفع خود فرد میداند زیرا خداوند بینیاز از همهچیز است. «کسی که جهاد میکند به نفع خود اوست، خداوند از جهانیان بینیاز است.»
9 - تشکیلات سیاسی و نظامی در جامعه: «دو واژه قرآنی «حزبالله» و «جندالله» با مفهوم سیاسی گستردهای که دارند، نشانگر تشکیلات سیاسی و نظامی در جامعه اسلامی است، که بدون آنکه به گروه و تفکر خاصی وابسته باشد، همه جامعه سیاسی اسلامی را میپوشاند. هر فرد مسلمان با هر نوع شاخص اجتماعی و جایگاهی که دارد، میتواند در نقش جندالله و حزبالله وظایف سیاسی و نظامی خود را عهدهدار باشد. حزبالله طیف گسترده اجتماعی، سیاسی است که تمامی نیروهای مسلمان و متعهد را شامل میشود و بدون احتیاج به هرم تشکیلاتی، وظایف اعضای آن بنا بر بینش و امکانات موجود مشخص میشود. همچنین جندالله نوعی تشکیلات آزاد نظامی است که در درون آن هر فرد مومن و متعهد، در موقع ضرورت، مسئولیت خود را در رابطه با جهاد انجام میدهد.»
«و هر که خدا و پیامبرش و مومنان را به دوستی و سرپرستی برگزیند. [از حزبالله است] و به راستی که حزبالله پیروزند.»
«لشکر ما هستند که پیروزند.»
10 - نفی سلطه بیگانه و استبداد: سلطه خارجی و استبداد داخلی را قرآن نفی میکند.
و میفرماید: «هرگز خداوند راهی برای سلطه کافران بر مومنان قرار نداده است.»
«شما دو نفر (موسی و هارون) به سوی فرعون بروید که او طغیان و سلطهجویی را پیشه کرده است.»
در قرآن علاوه بر اینها آمده است که سلطه را در حق کسی میتوان انجام داد که به مردم ظلم کرده است. «سلطه را تنها در مورد کسانی میتوان اعمال کرد که به مردم ظلم کنند.»
11 - امر به معروف و نهی از منکر: این مفهوم یکی از مفاهیم اصلی در دین اسلام به حساب میآید و جزو فروع دین شیعیان محسوب میشود. امر به معروف و نهی از منکر بیانگر مسئولیت همگانی افراد جامعه است که در برابر جامعه دارند. برای حفظ اصول و ارزشهای جامعه باید به افرادی که از این اصول تخطی میکنند تذکر دهند و راهنمایی کنند. در جامعه اسلامی افراد باید همدیگر را به کارهای پسندیده دعوت کنند. و از کارهای ناپسند باز دارند: «مردان و زنان مومن از یکدیگرند، دیگران را به عمل پسندیده و سودمند وامیدارند و از اعمال ناپسند باز میدارند.»
12 - باند و تشکیلات استکبار: قرآن از واژه ملأ برای ارائه جایگاه اجتماعی باند و تشکیلات استکبار و کسانی به کار میبرد که تاج و تخت مستکبرین را پاسداری میکنند، و به منظور حفظ منافع و موقعیت اجتماعی خود، حکومت استکباری را اداره و سیاست مستکبران را بنیان مینهند. «ملأ در لغت به گروه ممتازی گفته میشود که به خاطر ثروت و قدرت و شوکتشان چشم گیرند و چشم و دل مردم را با هیبتی که از زر و زور و تزویر بهدست آمده پرکردهاند.» آنها، طبقه اشراف و حاشیهنشینانی میباشند که همواره سخن و فرمان آنها حکمفرماست. مستکبران هرگاه خود نخواهند مستکبری کنند، این مقربان کاخنشین هرگز به نفع مردم رضا نمیدهند. اینان کارگزاران و دولتمردان اصلی سیاست و حکومت استکبارند که گاه مستکبران، خود آلت دست و دستنشانده و مجری مقاصد پلید این جماعتند. «ما موسی و هارون را به سوی فرعون و اشراف مملکتش فرستادیم، آنها استکبار ورزیدند و گروهی سلطهجو بودند.»
13 - جهانشمولی: از دیدگاه قرآن، آیین اسلام، جهانشمول و جاودانه است و رسالت گسترش آن بر عهده همه مسلمانهاست و هدف آرمانی همه فعالیتهای سیاسی جامعه اسلامی پیروزی نهایی اسلام بر همه ادیان است. تمامی خط مشیگذاریها باید همسو با این هدف و در جهت رسیدن به آن صورت گیرد. «اوست کسی که پیامبر خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند.»
«بگو، ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم.»
14 - صلح: یکی از اصول سیاسی که در قرآن به آن تاکیده شده صلح است. تا جایی که امکان داشته باشد برای رفع خصومت و اختلافات بینالمللی باید از توسل به خشونت جلوگیری کرد. ایجاد صلح و تلاش برای مصالحه و حکمیت، شیوه انساندوستانهای است که قرآن آن را به جای رفتارهای خشونتآمیز در حل اختلافات بنیان نهاده است:
«بر و تقوا پیشه کنید و میان مردم صلح برقرار کنید.»
اگر دو گروه به جنگ یکدیگر برخاستند، آن دو را صلح دهید و اگر یکی از آن دو بر دیگری شورید، با او بجنگید تا تن به امر خدا دهد و آنگاه که تن به حکم خدا داد، میان آنها به عدالت اصلاح کنید که خداوند عدالتپیشگان را دوست میدارد.»