تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۸  ، 
کد خبر : ۱۳۷۹۱۸

سیاست‌ها و راهبردهای امپریالیزم (بخش دوم)

دکتر مهدی حسن‌زاده اشاره: مقاله پیش رو بدون ذکر مصادیق، در صدد تبیین تئوری و آموزه‌های امپریالیزم در سطوح منطقه‌ای و جهانی است. به رغم آنکه ممکن است این واژه‌ از دید خوانندگان، اصطلاحی کهنه در قاموس روابط بین‌الملل جلوه کند، اما نباید از این نکته غافل ماند که شیوه‌ها و شگردهای دولت‌هایی قدرتمند در تعامل با کشورهای مستقل برای دسترسی به اهداف مشروع و نامشروع خود، هیچگاه ما را از شناخت راهکارهای امپریالیستی در عرصه روابط جهانی بی‌نیاز نمی‌کند. با شما ادامه مقاله را مرور می‌کنیم.

در جهان سیاست نه باید به اندازه‌ای ساده‌اندیش و خوش بین و زودباور بود که تمامی تحرکات منطقه‌ای و بین‌المللی را سودمند و سازگار و دوستانه دانست و از دسیسه‌ها و توطئه‌ها غافل و ناآگاه ماند و نه به اندازه‌ای سخت اندیش و بدبین و دیرباور بود که یکایک تحرکات منطقه‌ای و بین‌المللی را زیانبار و ناسازگار و دشمنانه دانست و از فرصت‌ها و ظرفیت‌های همکاری و همگرایی منطقه‌ای و جهانی بی بهره و محروم ماند. البته آنچه مسلم است در رویارویی با دولت‌های استکباری و قدرت‌های امپریالیستی رعایت جانب احتیاط و ترجیح بدبینی و شکاکیت سیاسی بر خوش‌بینی و زودباوری ارجحیت و کارایی بیشتری خواهد داشت. گفتار کنونی در پی آن است که، بدون نام بردن از برخی دولت‌ها بعنوان مصادیق آشکار استکبار و امپریالیزم، بیشتر به تئوری امپریالیزم و آموزه استکبار منطقه‌ای و جهانی پرداخته و بخشی از شیوه‌ها و شگردهای دولت‌های امپریالیستی در توسعه و تثبیت قدرت استکباری خود را واکاوی و آشکارسازی کند تا دولت‌ها و ملت‌های مستقل، پیشاپیش این سیاست‌های استکباری و راهبردهای امپریالیستی را شناخته و تلاش کنند در دام چنین توطئه‌ها و دسیسه‌هایی گرفتار نشوند. دولت‌های استکباری از طیف بسیار گسترده و انعطاف‌پذیری از شگردها و تاکتیک‌ها برای رسیدن به مقاصد استعماری خویش بهره‌گیری می‌کنند که دستگاه‌های سیاسی کشور باید آنها را تحلیل و به دیگر دستگاه‌های اجرایی کشور یادآوری و گوشزد کند تا هر دستگاهی در جایگاه خود با شگردهای استکبار آشنایی یافته و به گونه‌ای ریشه‌ای و نهادینه و سنجیده در جایگاه‌های لازم به رویارویی با ترفندهای استکبار بپردازد. یک سیاست یا یک راهبرد امپریالیستی ـ که در این گفتار به معانی نزدیک به هم بکار رفته‌اند ـ شیوه اجرایی معینی است که یک قدرت استعماری را برای رسیدن به خواست استعماری معین یاری می‌کند. حال چون اهداف و مقاصد دولت‌های استعماری بسیار گوناگون و بسیار پرشمارند، سیاست‌ها و راهبردهای استعماری نیز بسیار گوناگون و بسیار پیچیده‌اند که در این جستار رسانه‌ای، فقط به گوشه‌هایی از آنها می پردازیم و از ارائه دیگر زوایای بحث، چشم پوشی می‌کنیم. بازی سیاست همانند حل مسائل ریاضی نیست که حتی اگر فقط یک انسان روی زمین زنده باشد باز هم معنی‌دار باشد و روش‌ها و شگردهای حل آنها ارتباطی با تعداد و شمار انسان‌های پیرامون نداشته باشد. بازی سیاست بازی فوتبال هم نیست که فقط دو گروه بازیگر با دو هدف (‏Goal‏)‏‎ وجود داشته باشند و به سادگی قابل تحلیل و به آسانی قابل حل باشند بلکه بازی سیاست بازی چند بازیگر و چندآماج است که ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های بسیاری داشته و ساده انگاشتن آنها موجب ناکامی شخصی بازیگران سیاست در حل مسائل سیاسی و نیز موجب ناکامی و شکست ملی در بازی‌های سیاسی منطقه‌ای و جهانی خواهد شد و بازیگر ناکارآزموده‌ای که توان پیروزی در بازی‌های پیچیده سیاسی و پاسخ یابی بهینه بازی‌های منطقه‌ای و جهانی را ندارد، نمی‌تواند و نباید منافع ملی کشور خویش را فدای ناآزمودگی دیپلماتیک و ناکارایی سیاسی خویش کند.‏
چنانکه از ماهیت تاریخی انواع استعمارهای آزموده و شناخته شده بر می‌آید، استعمار و امپریالیزم به‌دنبال آماج و اهدافی مختلف است که هر یک از گونه‌های تجربه شده استعمار در پی یک یا چند مورد ویژه از آنها بوده و به یک یا چند مورد از آنها دست یافته و یا در پی دستیابی به آنها هستند:‏
آماج و اهداف امپریالیزم:‏
1- کشورگشایی و گرفتن سرزمین‌های همسایه و غیرهمسایه و الحاق آنها به سرزمین مادری
2- برانداختن حکومت‌ها و رژیم‌های سیاسی مستقل و برپاسازی رژیم‌های وابسته و سرسپرده
3- تصرف و چپاول منابع و نهاده‌ها و امکانات و ثروت‌های کشور‌ها، بدون تملک سرزمین
4- تحمیل فرهنگ کشور استعماری به کشور استعمارزده در راستای یکسان سازی فرهنگی
5- تحصیل جایگاه برتر، ممتاز، کانونی و ستادی جهانی برای کشور استعمارگر و تبدیل کشورهای دیگر به کشورهای پیرامونی و فرعی و اقماری
6- تصرف و تصاحب بازارهای کشورهای استعمارزده برای صدور مازاد تولید کشور استعمارگر
7- ایجاد پهنه‌ها، محدوده‌ها، مراکز و قطب‌های مطمئن، پایدار و بزرگ برای تامین نهاده‌های مورد نیاز اقتصاد کشور استعمارگر
8- جلوگیری از رشد و توسعه کشورها و بلوک‌های مستقل، یا برپایی دولت‌ها و بلوک‌های بزرگ و مستقل و هماورد
9- جلوگیری از افزایش چشمگیر تولید کشورهای مستقل و رقیب و در نتیجه تصرف و تصاحب سهم بالاتری از بازارهای صادراتی بین المللی از سوی کشورهای هماورد
10- جلوگیری از افزایش رابطه مبادله بازرگانی بین‌المللی به سود کشورهای رشدیابنده و گسترش یابنده و به زیان کشورهای صنعتی و رشدیافته و توسعه یافته
11- جلوگیری از دستیابی کشورهای رشدیابنده به فنون و فناوری‌ها و دانش‌های پیشرفته و کارآمد و پربازده در راستای کاهش شکاف توسعه یافتگی
12- انتقام گیری سیاسی از ملت و‏ مردم کشور مورد تهاجم و استعمار و زمینه سازی فروپاشی نژادی، فرهنگی، دینی، یا سرزمینی ملت مورد استعمار
13- جلوگیری از تولد، تولید، استقرار و توفیق الگوهای بومی، محلی، منطقه‌ای، مستقل و درونزای رشد و توسعه و پیشرفت و در نتیجه کاهش وابستگی بلندمدت به کشور استعمارگر
14- جبران هزینه‌های اقدامات و عملیات فرامرزی خود، از جمله هزینه‌های حملات و تجاوزهای برون‌مرزی خود از محل منابع ملی کشورهای مورد تهاجم و استعمار
15- توسعه پشتوانه‌ها و تقویت پشتیبانی‌های منطقه‌ای و برون‌مرزی از اقتصاد ملی کشور استعمارگر در راستای بهبودبخشی جایگاه جهانی اقتصاد کشور استعمارگر
16- چپاول و تاراج و دروکردن فرصت‌ها، بخت‌ها و زمینه‌های پرسود و پربازده و پرمنفعت اقتصادهای ملی، برای سرمایه گذاری‌های پربازده برونمرزی استعماری
17- انتقال جبری و تحمیلی تنش‌ها و چالش‌ها و ناکارایی‌ها و بحران‌های ذاتی کشورهای استعماری بویژه نوسانات ادواری اقتصادی و تجاری به کشورهای استعمارزده
18- بهره گیری از موقعیت‌های راهبردی و نظامی کشورهای تحت سلطه در راستای اهداف نظامی و راهبردی منطقه‌ای و جهانی کشور استعمارگر‏
19- محاصره، محدودسازی یا فروپاشی کشورها و بلوک‌های بزرگ هماورد و رقیب و تشکیل بلوک‌ها و کشورهای همبسته یا وابسته به کشور یا بلوک استعمارگر
20- تصاحب رهبری، مدیریت، اختیار و تدبیر جهان یا منطقه مورد استعمار، رسیدن به رهبری جهانی و برخورداری از امتیازات رهبری جهانی یا منطقه‌ای.
 سیاست‌ها و راهبردهای استعماری:‏
دولت‌های استعمارگر شناخته شده گذشته و کنونی برای رسیدن به آماج‌ و اهداف استعماری خود از شیوه‌ها و شگرد‌ها و سیاست‌ها و راهبردهایی بهره‌برداری کرده و می‌کنند که شماری از آنها در پی بررسی و برای رعایت فضای روزنامه و لحاظ زمان گرانبهای خوانندگان گرامی از ارائه مفصل‌تر موارد یا واکاوی تفصیلی آنها چشم پوشی می‌شود.‏
1- گسترش ابزاری مسیحیت:
بررسی‌های تاریخی تحولات بلندمدت پدیده استعمار و امپریالیزم نشان می‌دهد که هیچ دولت یهودی، زرتشتی، بودایی یا مانند آنها که توانسته باشد تمامی جهان یا منطقه بزرگی از جهان را زیر سلطه خویش درآورد و یک امپراتوری بزرگ دینی تشکیل دهد، برپا نشده است و دولت‌های بزرگ استعماری عمدتا غربی و عمدتاً مسیحی یا عمدتا زاییده‌های مسیحیت غربی بوده‌اند که از روم باستان تا دوران کنونی امتداد یافته‌اند .
تاخت و تاز‌های گذرا و ناپایدار بزرگی همچون تهاجمات بربرها، اسلاوها، مغول‌ها و مانند آنها را استعمار و امپریالیزم نمی‌خوانیم زیرا تحولاتی کور و ویرانگر و تمدن سوز بوده‌اند و به پیدایش یا گسترش یک تمدن بزرگ و پایدار نینجامیده‌اند، در حالی که امپراتوری‌های مسیحی غربی به برپایی دولت‌ها و تمدن‌های نسبتا گسترده و پایدار انجامیده و در کنار جنگ‌ها و تهاجمات و ویرانگری‌ها، به پیشرفت‌هایی نیز رسیده‌اند .             ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات