به گزارش فارس، "مارینا اتاوی " مدیر برنامه خاورمیانه بنیاد کارنگی است و روی موضوع تغییرات سیاسی در خاورمیانه و امنیت خلیجفارس کار میکند.
این محقق آمریکایی در گزارشی به بررسی نقش ایران در خاورمیانه پرداخته است. در ادامه بخش دیگری از گزارش "ایران، آمریکا و خلیج فارس " ارائه میشود.
در زمان هجوم آمریکا به عراق در مارس 2003، دولتهای عربی اشتیاق کمی به این جنگ نشان دادند و حتی احساسات عمومی به شدت علیه این اقدام آمریکا بوده است چون آنها میپنداشتند که عراق بخشی از جهان عرب است.
اساسا، تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس با جنگی که توسط سازمان ملل مجاز شمرده نشده بود ابراز مخالفت کرده و تلاش کردند تا صدام حسین را متقاعد کنند تا به بازرسان سازمان ملل این اجازه را بدهد تا از عراق بازرسی کنند.
بحرین و امارات متحده عربی صدام را تشویق کردند تا از سمت خود کنارهگیری کند و راه تبعید را برگزیند. البته این پیشنهاد با استقبال سرد دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مواجه شد و همچنین پیشنهاد کنارهگیری و پذیرش تبعید توسط صدام نیز نادیده گرفته شد.
در پایان، دولتهای خلیج فارس، هیچ اقدامی برای ممانعت از عملیات آمریکا علیه صدام انجام ندادند.
کویت به آمریکا این اجازه را داد تا از قلمروی این کشور به عنوان یک پایگاه نظامی و مقری برای حمایت از تهاجم به عراق استفاده شود. البته نیروهای نظامی به دقت در بیرون از شهرها و دور از دیدهها مستقر بودند.
کسانی که در آن زمان به کویت سفر میکردند در هیچ جای این کشور به جز فرودگاه نمیتوانستند نظامیان آمریکایی را ببینند.
بحرین و قطر نیز به آمریکا این اجازه را دادند تا از تاسیساتی که در این کشورها وجود دارند علیه عراق استفاده کند اما باز هم این اقدام خیلی بی سروصدا و آرام صورت پذیرفت.
با این وجود، برای کشورهای حوزه خلیج فارس، جنگ و عواقب پس از آن به عنوان یک چالش تلقی میشد.
در واقع کشورهای حوزه خلیج فارس از تضعیف عراق و امکان متلاشی شدن این کشور بیمناک بودند. آنها از این موضوع نگران بودند که روند انتخابات به شیعیان که اکثریت عراق را تشکیل میدهند، قدرت سیاسی دهد، این در حالی بود که تا آن زمان شیعیان هرگز قدرت را در عراق در دست نداشتند.
در این میان سعودیها به دقت حوادث عراق را دنبال میکردند. اگر چه سعودیها برخی گزارشها مبنی بر اینکه در صورتی که سنیهای عراق توسط شیعیان تهدید شوند حاضر به مداخله هستند را تکذیب کردهاند اما آنها به سازمانهای سیاسی کمکهای مالی ویژهای کردهاند و احتمالا برای انتخابات آتی عراق نیز این کمکها ادامه خواهد داشت.
تشکیلات دولتی که توسط اتحاد احزاب شیعی کنترل میشود از روابط خوب با تهران بهره میبرند و حتی احتمالا از برخی کمکهای مالی از ایران نیز استفاده میکنند. این موضوع باعث افزایش هراس کشورهای عربی شده است.
آنها از یک دولتی که توسط شیعیان اداره شود نگران هستند اما آنها از این موضوع نیز نگران هستند که دولت عراق بسیار ضعیف تر از آن است که بتواند یکپارچگی کشور را حفظ کند.
زمانی که "نوری المالکی " نخست وزیر عراق به تثبیت قدرت خود پرداخت و از یک رهبر ضعیفی که ممکن بود عراق را به تجزیه بکشاند به یک رهبر مصصم برای کنترل اوضاع تبدیل شد، کشورهای عربی باز هم ابراز نگرانی کردند که قاطعیت جدید مالکی به انزوای بیشتر سنیها منتهی شود.
در نتیجه آن، روابط بین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و عراق همچنان سرد و غیر صمیمی باقی مانده است.
با وجود تلاش و فشار آمریکا، کشورهای عربی همچنان از فرستادن سفرای خود به بغداد مخالفت میکنند و نگرانیهای امنیتی را دلیل این اقدام خود عنوان کردهاند.
اما واقعیت آن است که عدم اعزام سفیر به عراق به دلیل بدگمانی سیاسی آنها به المالکی است.
تنها امارات متحده عربی، بحرین و یمن برای بغداد سفیر معرفی کردهاند. همچنین کشورهای عربی آشکارا بی میلی مشابهی را به پیشنهاد آمریکا درباره بخشیدن بدهیهای عراق به دلیل غرامتهای جنگی و اقدامات صدام حسین نشان دادهاند.
در بین کشورهای عربی فقط امارات متحده عربی با پیشنهاد آمریکا برای بخشش بدهیها عراق موافقت کرده است.
البته در دسامبر 2008 نیز موضوع مشابهی پیش آمد که زیاد غیر منتظره نبوده است. در آن زمان "رابرت گیبس " وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس باید حضور بیشتری در عراق داشته باشند اما این درخواست آمریکا نیز با گوشهای ناشنوای اعراب درباره عراق روبرو شد. روابط بین عراق و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس همچنان سرد باقی مانده است و حتی سردی روابط در حاشیه نشست اتحادیه عرب که عراق صادقانه در آن حضور پیدا کرد، کاملا مشهود بود.