تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۳۸۰۴۶

سیاست‌ها و راهبردهای امپریالیزم (بخش پنجم)

دکتر مهدی حسن‌زاده اشاره: ایجاد موانع متعدد در مسیر کسب دانش و فنی‌آوری روز از سوی کشورهای مستقل و عموماً در حال توسعه، از حیاتی‌ترین ابزارهای کشورهای استعمارگر برای حفظ سلطه خود بر جهان است. عینی‌ترین مورد آن را می‌‌توان در نحوه برخورد غرب با فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان مشاهده کرد. نگارنده، بخشی از قسمت پنجم مقاله را به بررسی گذرای این موضوع اختصاص داده است که در پی از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذشت.

12ـ بازدارندگی دانشی و فنی:
با آنکه بخش بزرگی از پیشرفت‌های گذشته و کنونی تاریخ و جهان مدیون و مرهون ایران و اسلام است، ولی دولت‌های استعماری، به جای حق‌شناسی و ادای دین خود به فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی، هرجا بتوانند از انتقال دانش‌ها و فناوری‌های نوین و پیشرفته به دیگر کشورها و ملت‌ها از جمله کشور و ملت ایران جلوگیری می‌کنند که تاریخ دهه‌ها و سده‌های اخیر، گواه نمونه‌های فراوان و بسیار است. از آنجا که علوم و فنون پیشرفته و کارآمد سرچشمه‌ها و نهاده‌های اصلی رشد و پیشرفت‌اند، هیچ دولت و ملت مستقلی نباید از تولید درون‌زای منابع و سرچشمه‌های علمی مورد نیاز خود غفلت و برای همیشه نیازهای دانشی و فن‌شناختی خویش را از دولت‌ها و ملت‌های دیگر، بویژه دولت‌ها و ملت‌های استعمارگر درخواست کند.
همچنین مقابله به مثل در منع صدور دانش‌ها و فنون بومی به کشورهای استعماری، می‌تواند یک ابزار استعمارستیزی باشد. هرکشور مستقلی باید نخست برنامه‌های بلندمدت رشد و توسعه خویش را تدوین، سپس نیازهای دانشی و فن‌شناختی چنین برنامه‌هایی را تصریح و تدوین کند و در نهایت در قالب برنامه‌های اثربخش و کارآمد تولید، توسعه و دریافت دانش و فناوری، به تامین دانش‌ها و فناوری‌های مورد نیاز برنامه‌های توسعه خویش بپردازد. نقش دستگاه‌هایی چون وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نباید منحصر به دانشجو پروری باشد، بلکه باید به اقتضای نام و رسالت خود، دانش‌ها و فناوری‌های مورد نیاز کنونی و آینده کشور را شناسایی و برای تولید و تامین بهنگام و بهینه آنها، برنامه‌ریزی و برنامه‌های یاد شده را پیاده کند.
13ـ تاراج نهاده‌های طبیعی:
هر نقطه از جهان که نفت، گاز، الماس، اورانیوم، زغال‌سنگ، جنگل، بازار، موقعیت راهبردی و مانند آنها وجود داشته باشد، حضور چپاولگران، تاراجگران و استعمارگران نیز انبوه‌تر، فشرده‌تر، سنگین‌تر و پررنگ‌تر خواهد بود. هم اکنون نیز بیشترین حضور استعمارگران در خاورمیانه برای نفت و گاز، در بخش‌هایی از قاره آفریقا و بویژه در آفریقای جنوبی برای الماس و اورانیوم، در خلیج فارس و شاخ آفریقا برای موقعیت راهبردی، در هند، چین، برزیل و ژاپن برای بازارهای بزرگ و مانند آنهاست و امروزه، کمتر در نیوزلند، مغولستان، گرینلند، آفریقای مرکزی و مانند این کشورها حضور دارند.
بسیاری از کشورهای جهان به دلیل آنکه صنعت پیشرفته و اقتصاد توسعه یافته‌ای ندارند، هم نمی‌توانند نهاده‌های طبیعی خود را برداشت و فرآوری و بهره‌برداری کنند و هم به اندازه‌ای درمانده و نیازمند هستند که نمی‌توانند برداشت و فرآوری نهاده‌های طبیعی خود را به آینده‌ای دورتر و پس از دوران تحصیل و تکمیل فناوری‌های داخلی موکول کنند و به همین دلیل بخش‌های بزرگی از اندوخته‌های زمینی و نهاده‌های طبیعی کشور خود را با کمترین قیمت و پایین‌ترین بازدهی و نازل‌ترین بهره‌وری به دولت‌ها و شرکت‌های استعماری فروخته یا حتی امتیازات بهره‌برداری از منابع و معادن و کانسارها و نهاده‌های طبیعی خود را به‌گونه‌ای دربست و کلید به‌دست، در دستان تاراجگر چپاولگران قرار می‌دهند. قراردادهای اقتصادی و امتیازات واگذار شده در دوران قاجاریه و دوران پهلوی به بیگانگان که نمونه‌های داخلی و ایرانی قضیه‌اند، تا قراردادهای استعماری همانند آنها در آفریقا، آسیا، آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی و مانند آنها که بررسی آنها در این گفتار نمی‌گنجد، نمونه‌هایی از تاراج استعماری نهاده‌های طبیعی کشورهای استعمارزده است.
دولت‌ها و شرکت‌های استعماری با انواع ترفندهای اهریمنی چون خریدن نیروهای داخلی، تدلیس در معاملات بین‌المللی، ناگزیرسازی کشورها به عقد قراردادهای ننگین و مانند آنها، هنوز هم از این شگرد استعماری بهره‌گیری کرده و خواهند کرد و دولت‌ها و ملت‌های مستقل به هنگام عقد قراردادهای اقتصادی، باید افراد کاردان و امین را به میدان فرستاده و در عین حال از طریق مجاری نظارتی پارلمانی، اجرایی و قضایی نیز بر چنین قراردادهایی نظارت کنند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات