مطهره شفیعی
با وارد کردن نام بنیادهای خیریه در جستوجوگران اینترنتی هزاران نام که معنای نیکوکار میدهند بر صفحه مانیتور ظاهر میشود. نامهایی که یا برگرفته از نام و ویژگیهای بزرگان دینی و ملی ماست و یا بر اساس ویژگی این بنیادها که همان کمک به همنوع است، انتخاب شدهاند. راهاندازی بنیادهای خیریه در تمام کشورهای جهان امری مرسوم تلقی میشود به نحوی که در سالهای اخیر کشور آلمان با دارا بودن 16 هزار و 400 مرکز خیریه به سرزمین انجمنهای خیریه لقب گرفته است.
یکی از این انگیزهها معروفیت و شهرت است یعنی انسانهای معروف کشورهای مختلف با راهاندازی این بنیادها سعی میکنند بر محبوبیت خود بیفزایند یا بنیادهای گمنام که در تلاشند با دعوت از افراد مشهور برای عضویت افتخاری در آنها، خود را گمنامی خارج کنند. از آن نمونه میتوان به بنیاد خیریه بیل گیتس و همسرش اشاره کرد. در ایران هم مانند سایر کشورها انگیزههای متفاوتی برای راهاندازی بنیادهای خیریه وجود دارد که البته عمده آنها نیات خیرخواهانه دارند و بسیار محدود و انگشتشمار بنیادهایی نیز هستند که با نیات انساندوستانه به میدان آمدند اما در میانه راه استفاده از تسهیلات خیریه برای درآمدزایی، شهرتطلبی و... آنان را منحرف کرد اما در میان افرادی که به تاسیس نهادهای خیریه یا مشارکت در اینگونه اقدامها میکنند، همواره نام سیاسیون نیز دیده میشود، به گونهای که ورود سیاستمداران و افراد دارای وجه سیاسی به حوزه فعالیتهای خیریه امری رایج بوده، اقدامی که بهدنبال خود همواره حاشیههای مختلفی به همراه داشته است. پدیده حضور سیاسیون در حوزه تاسیس یا مشارکت در فعالیتهای خیریه در ایران نزد فعالان سیاسی قبل از انقلاب و چهرههای سیاسی سه دهه اخیر امری شایع و رایج بوده و بعضا حواشیای را به دنبال داشته است. در اینجا نگاهی مختصر به این فعالیت خواهیم داشت.
اولین نهاد حمایتی
اولین بنیاد خیریه بزرگ که قبل از انقلاب تاسیس شد و تا امروز فعال است را میتوان کمیته امداد امام خمینی(ره) دانست البته شاید گفته شود که این کمیته اکنون جزئی از دولت است و با ماهیت بنیادهای خیریه که خصوصی هستند، دارای تفاوتهایی است. این موضوع را با گذری به تاریخچه این کمیته میتوان به راحتی درک کرد. سرآغاز تشکیل کمیته امداد را نباید سال 57 تلقی کرد چرا که از اوایل دهه 40 که بسیاری از مبارزان به زندان افتادند، امام خمینی(ره) دستور تشکیل کمیتهای برای حمایت از خانواده زندانیان را صادر کردند که بعد از انقلاب این کمیته با هدفی دیگر به نام بنیانگذار آن نام گرفت و به فعالیت خود ادامه داد. حبیبالله عسگراولادی، مهدی کروبی و ابوالفضل حاجحیدری از اعضای اصلی کمیته امداد امام(ره) در سالهای نخستین بودند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کمیته امداد از حالت خصوصی خارج شد و تحت مدیریت دولت درآمد البته روزگار این نهاد تنها با کمکهای دولتی نمیگذرد و در بخش دیگر ماهیت این کمیته، کمکهای مردمی قرار دارد که از طریق صندوقهای صدقات و راههای دیگر جمعآوری میشود. وسعت کمکهای کمیته امداد در سالهای اخیر به میزانی افزایش یافته که آنها مستمندان دیگر کشورها و بهویژه کشورهای همسایه را هم تحت پوشش خود در آوردند. فارغ از کمیته امداد امام خمینی(ره) که سنگ بنای آن در دهه 40 گذاشته شد، بسیاری از مبارزان انقلابی هم به تأسی از این حرکت حضرت امام(ره) اقدام به راهاندازی بنیادهایی کردند که با گذر زمان به شکلگیری مجموعهای از نهادهای خیریهای منجر شد که به نام سیاسیون و جریانهای سیاسی گره خوردهاند.
بنیاد رفاه، از دیروز تا امروز
فارغ از کمیته امداد امام خمینی(ره)، شهید محمدعلی رجایی را باید موسس اولین بنیاد خیریه اسلامی در ایران دانست که با کمک و همیاری آیتالله هاشمیرفسنجانی، شهید دکتر باهنر، اعضای هیاتهای موتلفه و جمعی از تجار و متدینان توانست موسسه خیریه رفاه و تعاون را بنیان نهد. ظاهرا هدف این موسسه تلاش برای رفع محرومیت از فقرا و مستمندان جامعه بود ولی در کنار انجام امور فرهنگی و تربیت نسل جوان با پوشش موسسه که دو باب واحد آموزشی دبستان و دبیرستان را تحت پوشش خود داشت، به خانوادههای زندانیان سیاسی که دچار تنگناهای مالی بودند، رسیدگی میکرد.
هاشمی رفسنجانی در کتاب خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و نوشته است «آمدیم بنیاد مدرسه رفاه را تاسیس کردیم که آنجا پایگاه مبارزه ما هم بود، بازاریها و فرهنگیها و اینها آنجا به هم میرسیدیم. پولش را بازاریها میدادند، کارش را فرهنگیها میکردند و ضمنا یک بنیاد خیریه رفاه باز کردیم برای رسیدگی. پوششی باشد برای مردمی که آسیب میبینند بیشتر از مبارزه به خانودههایشان و اینها برای پول جمع کردن هم پوشش خوبی بود.»
این بنیاد را شاید بتوان قدیمیترین بنیاد خیریه انقلابیون عنوان کرد که فعالیت آن تا امروز ادامه دارد و تنها عضو قدیمی باقی مانده هم علی اکبر هاشمی رفسنجانی است. البته این بنیاد اکنون با نام بنیاد فرهنگی رفاه فعالیت میکند دیگر اعضای این بنیاد را سیدعلاءمیرمحمد صادقی، حبیبالله شفیق، عباس آسیم (تحریریان)، محمد جواد رفیق دوست، حسین مهدیان، ابوالفضل توکل بینا، یوسف زمردیان، عزیز الله علاء الدینی، محمود لولاچیان، مهدی غیوران، محمد درویش دماوندی، محسن رفیق دوست و ناصر باهنر تشکیل میدهند. این بنیاد هر چند فعالیت خود را بر امور آموزشی متمرکز کرده است، اما هیچگاه از امور خیریه غافل نمانده است.
موتلفه پیشتاز تاسیس جمعیتهای خیریه
قدیمیترین تشکلی که از قبل از انقلاب به تشکیل بنیادهای خیریه پرداخت، حزب موتلفه اسلامی است. در این مجموعه کارهای فراوانی از جمله رسیدگی و کمک به خانواده زندانیان سیاسی صورت میگرفت. البته حزب موتلفه اسلامی مشی خود را با دیگر بنیادها متفاوت کرد یعنی اعضای این حزب در کمتر زمانهایی به ارائه کمک بلاعوض به محرومان میپرداختند بلکه با ترغیب آنها به کار و تلاش، نیازهای محرومان را از طریق وامهای قرضالحسنه تامین میکردند. اعضای این حزب همچنین در برخی موارد اقدام به تشکیل بنیادهای خیریه مجاز از این حزب کردند که برخی به کاریابی و برخی هم به وامدهی میپرداختند. همانطور که ذکر شد، اعضای موتلفه در شکلگیری حزب رفاه و تعاون هم نقش عمدهای داشتند. در زمانی که موضوع کشف حجاب و کشیدن چادر از سر زنان پیش آمد، حزب موتلفه اسلامی که عموما از بازاریان بودند، پارچههای چادری به مقدار زیادی را تهیه و در سطح شهر میان بانوان پخش کردند.
عبدالکریم برمکی از جمله اعضای حزب موتلفه اسلامی است که علاوه بر تاسیس دارالشفای خیریه، اقدام به تاسیس یک مرکز خیریه در دیلم کرده است اما این اقدام برمکی موجب نارضایتی مخالفان شد و این اقدامات، تبلیغاتی سیاسی متصور شد. حبیبالله عسگراولادی از جمله خیرین قبل و بعد از انقلاب بوده است که اگر چه نشانی از او در بنیادهای خیریه دیده نمیشود اما کمکهای او به مستمندان و نیازمندان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی سبب شد نام او در فهرست سه نفره تشکیل کمیته امداد قرار گیرد و تا امروز هم اگر چه در ریاست این کمیته حضور ندارد، اما سایه معنوی او در این 30 سال بر سر کمیته امداد امام خمینی(ره) و بنیادهای خیریه شخصیاش سنگینی میکند.
به نظر میرسد بنیادهای خیریه اعضای این حزب همان آرمانهای ابتدایی خود در سال 57 را دنبال میکنند. البته ناگفته نماند اعضای ارشد این حزب را مسئولان ارشد کمیته امداد تشکیل میدهند که از آن جمله میتوان به حمیدرضا ترقی و انبارلویی و... اشاره کرد. یک نکته دیگر در فعالیت خیریه حزب موتلفه را میتوان در مقوله پیشتازی در تاسیس صندوقهای قرضالحسنه مساجد مهم شهرهای کل کشور دید که اغلب افراد معتمد بازاری نزدیک به موتلفه در راس آنها قرار داشته و با پرداخت وامهای کوچک و بدون سند، به نوعی در راستای فعالیتهای خیریه عمل کردهاند.
زنان همپای مردان در امور خیریه
زنان نیز در سالهای اخیر در امر تاسیس بنیادهای خیریه با مردان به رقابت پرداختند. معروفترین خیریهای که از سوی زنان تاسیس و اداره میشود، موسسه «بهآفرینان فردا» است که در سال 78 با محوریت زهره صادقی همسر سیدمحمد خاتمی تشکیل شد. این موسسه مبنای خود را ارتقای علمی محرومان قرار داد و عنوان داشت تنها به دانشآموزان محروم که معدل درسی بالایی دارند، کمک خواهد کرد. از دیگر زنان اصلاحطلب که در امور خیریه شرکت دارند میتوان به معصومه ابتکار اشاره کرد که در بنیاد خیریه خانوادگی به فعالیت میپردازد.
مریم بهروزی هم از جناح اصولگرایان همواره در امور خیریه حضور داشته اما هیچگاه بنیادی را به نام خود به ثبت نرسانیده است. بیشتر امور خیریه در میان زنان اصولگرا به صورت سنتی و هیاتی صورت میگیرد و کمتر بنیاد ثبت شدهای با حضور زنان اصولگرا فعال است. بر خلاف زنان اصلاحطلب که کمکهای خیریه خود را معطوف به امر خانوادههای زندانیان یا ارتقای تحصیلی محرومان میکنند، زنان اصولگرا در جهت تامین جهیزیه و اشتغال جوانان محروم فعال هستند.
خیریهای با مقصد زندان
موسسه خیریه گل یاس(هدایت) هم از جمله بنیادهایی است که سرانجامی جز زندان و انحلال نداشت. این بنیاد زیر مجموعه بنیاد نور است که محسن رفیقدوست آن را تاسیس کرده بود. ماهیت بنیاد نور به گفته رفیقدوست اقتصادی بوده و این بنیاد هم در زیرمجموعه آن به نگهداری دختران از سن هفت سال به بالا میپرداخته است. هر چند رفیقدوست در بنیاد رفاه کارنامه موفقی از خود به جا گذاشت اما این موسسه برای او خوش یمن نبود ودر کنار فعالیتهای مثبت فعالیتهای غیرقانونی یکی از نهادهای زیر مجموعه باعث جنجال رسانهای وسیعی در اوایل دهه 80 شد.
یک شکایت قضایی جنجال فراوانی را پیرامون این خیریه پدید آورد. آن طور که روزنامه ایران در 19 آذر 81 نوشت رئیس سابق دادگاه انقلاب کرج به عنوان متهم اصلی به هشت سال حبس، پرداخت جزای نقدی و انفصال از خدمات قضایی و دولتی محکوم شد. اتهام این فرد و 17 تن دیگر سوءاستفاده از دختران عنوان شده بود.
درآمدزایی با تاسیس موسسات خیریه
موسسات خیریه دیگری هم بودند که به نام سیاستمداران افتتاح شدند اما سرانجامی جز دادگاه نداشتند. از آن نمونه میتوان به «بهزیست بنیاد» اشاره کرد. اگر چه این بنیاد تحت نظر بهزیستی فعالیت میکرد اما چنان مشکلاتی به بار آورد که رئیس سازمان بهزیستی مجبور به توضیحات مکرر در این خصوص شود. بهزیست بنیاد در اوایل دولت نهم با حضور افرادی با وجهه سیاسی که معروفترین آنها آقاخان بود، فعالیتهای اقتصادی خود را تحت عنوان خیریه آغاز کردند و به واردات کالا اقدام نمودند. این کالاها صرف امور خیریه نشد و تنها سبب شد تا هیات مدیره این بنیاد به دادگاه کشانده شود. هنوز پرونده بهزیست بنیاد در دادگاه مفتوح است.
طمعورزی، عامل انحراف خیریهها
موسسه خیریه الزهرا هم در لیست خیریههایی قرار گرفته بود که برخی افراد در آنها نفوذ کرده و مشکلآفرین شده بودند. اگر چه این بنیاد در ابتدا با حضور افراد سرشناس و صاحبمنصبی کار خود را آغاز کرد و خانوادههای مستمند زیادی را تحت پوشش قرار داد اما آن طور که رسانهها در سال 81 گزارش دادند، نفوذ فردی به نام «ر- گ» تحت عنوان مشاور اقتصادی در این موسسه سبب شد انحرافاتی در عملکرد این موسسه خیریه پیدا شود. پس از تشکیل دادگاه رسیدگی به اتهامات این فرد، او به خارج از کشور پناهنده شد و هنوز از نتیجه این پرونده اطلاعی در دست نیست.
این فرد اکنون قسمت زیادی از بیناییاش را از دست داده و با ویلچر رفت وآمد می کند. همچنین دولت بخش عمدهای از دارایی هایش را ضبط کرده است. افشاگری رسانهها در آن مقطع تا جایی پیش رفت که «ر-گ» هرگونه آشنایی با بنیاد الزهرا را رد کرد و گفت که اصلا چنین بنیادی را نمیشناسد اما در همان زمان گفت که با بنیاد خیریه دیگری به نام فاطمیه در ارتباط است که صاحبان آن نزدیک به صاحبان بنیاد الزهرا هستند.
بنیادهایی برای کسب اعتبار
بنیادهای خیریه با اهداف دیگری هم در کشور تشکیل شدند که شاید خدمترسانی به محرومان و مستمندان در درجه دوم اهمیت آنان قرار داشت. نام این بنیادها را میتوان خیریههای موسمی عنوان کرد که در مقطعی مانند انتخابات ریاستجمهوری شکوفا میشوند و پس از آن دیگر نامی از آنها و فعالیتهایشان شنیده نمیشود. یکی از این بنیادها، بنیاد خیریه رحمان متعلق به مصطفی معین است. او در شهریورماه 83 در حالی که خود را برای حضور در انتخابات ریاستجمهوری سال 84 آماده میکرد خبری در حد یک خط به رسانهها ارسال نمود و اعلام کرد که میخواهد به امور خیریه بپردازد. پس از انتخابات ریاستجمهوری و شکست معین، دیگر خبری از این بنیاد خیریه نشد.
بنیاد باران نیز در سال 86 وعده تشکیل موسسه خیریه امید باران را داد که این خیریه قرار بود تا سال 87 فعالیت خود را آغاز کند اما اکنون با گذشت دو سال از وعده مسئولان این بنیاد، شاهد هیچ فعالیتی در این راستا نیستیم. در زمان انتخابات ریاستجمهوری نهم و دهم هم بنیادهای خیریه زیادی در کنار مساجد شکل گرفت که به صورت مقطعی به یاری نیازمندان همان محل پرداختند و در ضمن این کمکها از آنان درخواست میشد برای داشتن زندگی ایدهآل به کاندیدای مورد نظر آنها رای دهند. برخی مطبوعات در این برههها به ارائه گزارشی از این بنیادهای موسمی پرداختند.
بنیادی که کسی از آن خبر ندارد
در برخی موارد افراد تنها از لفظ بنیادهای خیریه استفاده میکنند و وجود خارجی این بنیادها مشخص نیست. یکی از وزرای دولت نهم و دهم هنگامی که از او در مورد ثروتش سوال شد، پاسخ داد که تمام ثروتش را برای خودش نگه نمیدارد بلکه با تعدادی از رزمندگان زمان جنگ، بنیاد خیریهای تاسیس کرده و به محرومان کمک میکند؛ بنیادی که خبری از آن نیست.
آنهایی که نیک ماندند
توصیف فوق نشان میدهد که گرایش به فعالیتهای خیریه در نزد سیاسیون ایرانی کم نبوده است. مواردی که درمورد برخی تخلفات آورده شد، در کنار فعالیت وسیع و سالم دیگر نهادها، انگشتشمارند و باید با اطمینان ادعا کرد، اکثر بنیادهای خیریه در کشور که مبدا تشکیل بیشتر آنها از سال 70 به بعد بوده است، نیتی غیر از کمک به همنوع و یاری رساندن به مستمندان و نیازمندان ندارند. موسسات خیریهای مانند محک و کهریزک از جمله معروفترین خیریههایی هستند که سالها به فعالیت پرداخته و تنها نامی خوش و درخشان به یادگار گذاشتهاند چرا که این موسسات و بنیادها نه برای سوءاستفادههای اقتصادی و نه برای کسب نام به میدان حمایتی وارد شدند بلکه همانند بیشمار بنیادهای خیریه که در کشور فعال هستند، کمک مالی و معنوی به محرومان را آینه فعالیت خود کردهاند.
در این میان طبیعی است که بسیاری از سیاسیون هم با انگیزههای مختلف وارد فعالیتهای خیریه میشوند؛ انگیزههایی که در بیشتر موارد معطوف به امر خیر و خداپسندانه است ولی به صورت طبیعی، این فعالیت هم حواشیای از ناحیه سیاست وارد فعالیت خیریه میکند و هم بالعکس.