تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۳۸۰۹۲

جهان سیاست در سالی که گذشت (بخش اول)

آرش میری‌خانی اشاره: جهان سیاست در سال 2009، فرار و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرد. این سال هم به مانند دیگر سال‌های قرن جدید، شادی‌ها، غم‌ها، موفقیت‌ها و ناکامی‌هایی را در خود گنجاند. باز هم تولد جنگ‌های جدید در کره خاکی یادآور این موضوع شد که تا رسیدن به صلح واقعی راهی بس طولانی باقی است. اگرچه نمی‌توان از برخی تلاش‌های صورت گرفته برای برقراری صلح چشم‌پوشی کرد، اما به واقع آتش جنگ همچنان در سال 2009 نیز روشن بود و باز هم شمار زیادی از زنان و کودکان بی‌دفاع در شعله‌های این آتش سوختند و تلف شدند. در کنار برخی جنگ‌ها، حوادث و بلایای طبیعی و همچنین ظهور بیماری‌هایی چون آنفلوانزای نوع A، نیز جان انسان‌های زیادی را در سال 2009 گرفت. مسیحیان جهان در حالی به استقبال سال 2010 رفتند که رهبر آنها یعنی پاپ بندیکت شانزدهم، به مانند رسم پیشین رهبران کاتولیک جهان، باز هم برای بشریت صلح و دوستی را آزرو کرد، اما آیا این آرزو در سال 2010 به حقیقت خواهد پیوست، یا مجدداً وقایع سال 2009 در سال جدید تکرار خواهد شد؟ این سؤالی است که گذشت زمان به آن پاسخ خواهد داد. در این مقاله برآنیم تا به بررسی اهم تحولات جهان در سالی که گذشت بپردازیم.

جنگ 22 روزه غزه
یکی از خونبار جنایاتی که در واپسین روزهای سال 2008 میلادی آغاز شد و تا دو هفته پس از شروع سال 2009 ادامه داشت، حمله تمام‌عیار ارتش رژیم صهیونیستی به غزه بود. در 27 دسامبر سال 2008 میلادی تجاوز وحشیانه ارتش صهیونیستی به نوار غزه در قالب عملیاتی با نام «سرب داغ» آغاز شد. در آغازین ساعات شروع حمله، صدها تن از زنان و مردان و کودکان بی‌دفاع غزه که مدت‌های طولانی را در تحریم و محاصره به سر برده بودند، به خاک و خون کشیده شدند. در این تجاوز آشکار، ارتش صهیونیستی از تمامی امکانات خود برای شکستن مقاومت مردم فلسطین استفاده کرد، اما مقاومت دلیرانه و سرسختانه شاخه‌های مختلف نظامی جنبش حماس موجب شد تا معادلات از پیش تعیین شده این تجاوز، رنگ ببازد.
دست آخر فرماندهان نظامی ارتش صهیونیستی که نتوانسته‌ بودند با استفاده از آتشباری سنگین توپخانه و بمباران‌های هوایی به مقاصد خود دست یابند، فرمان آغاز پیشروی زمینی را در تاریخ 3 ژانویه 2009 از چند محور صادرکردند که این حملات نیز با استفاده از قدرت جنگ‌های نامتقارن رزمندگان حماس ناکام ماند و ارتش اسرائیل در این مرحله نیز متحمل تلفات و خسارات سنگینی شد.
در تجاوز وحشیانه ارتش صهیونیستی به نوار غزه که 22 روز به طول انجامید، 1430 فلسطینی از جمله 446 کودک جان باختند. جنایت هولناکی که با سکوت کشورهای غربی نیز مواجه شد. در این حمله، 4500 خانه ویران شد و نبود امکانات اولیه از جمله غذا، آب و دارو نیز بر مشکلات فلسطینیان غزه افزود. اگرچه، جنگ 22روزه با هدف توقف حملات موشکی حماس به اراضی اشغالی صورت گرفت، اما تا آخرین روزهای این جنگ، حملات موشکی رزمندگان حماس همچنان ادامه داشت. ازاین‌رو می‌توان نتیجه گرفت که نه فقط اسرائیل موفق به نیل به اهداف خود نشد، بلکه نظامیان این رژیم ضمن تجربه شکستی فاحش، مرتکب جنایاتی بس‌ هولناک و وحشیانه در غزه شدند.
در همین رابطه، ریچارد گلدستون، نماینده ویژه شورای امنیت نیز در گزارشی، صراحتاً اعلام کرد که رژیم صهیونیستی در غزه، مرتکب جنایات جنگی شده است و دولت وقت و فرماندهان نظامی این رژیم، مسئول این کشتار بی‌رحمانه هستند. پس از پایان جنگ، مجدداً محاصره غزه با شدت بیشتری ادامه یافت و هر روز بر درد و آلام ساکنان این منطقه افزوده شد. اگرچه ساکنان نوار غزه برای تهیه مایحتاج خود توانسته بودند با حفر تونل‌هایی وارد خاک مصر شوند، اما در حال حاضر تصمیم دولت قاهره برای ساخت دیوار فولادی در مرز غزه، بر نگرانی مردم منطقه و فعالان حقوق بشر افزوده است. در همین راستا، هزاران فلسطینی و فعالان صلح در سراسر جهان، در اعتراض به این تصمیم دولت مصر دست به اعتراضی گسترده زدند. در صورت اجرایی‌شدن طرح ساخت دیوار فولادی، بار دیگر بشریت باید منتظر فاجعه انسانی در غزه باشد.
پاکستان
پس از انفجارهای خونین پاکستان، فرماندهان نظامی این کشور به دنبال تشکیل جلسات پیاپی با مقامات دولتی، از حمله قریب‌الوقوع ارتش پاکستان به مواضع طالبان در مناطق قبایلی خبر دادند. نهایتاً در روز 17اکتبر (25 مهر) ارتش پاکستان با یک لشکرکشی گسترده 30 هزار نفری، منطقه وزیرستان جنوبی را محاصره کرد و عملیات «راه نجات» آغاز شد. این حمله که با آتش‌ توپخانه و حملات مستمر جنگنده‌های ارتش پاکستان آغاز شد، تاکنون نیز ادامه دارد. در حقیقت دولت اسلام‌آباد که به شدت از سوی کشورهای غربی و مخصوصاً آمریکا برای مقابله با طالبان تحت فشار بود،‌ با آغاز این حمله موافقت کرد.
اگرچه در روزهای اول آغاز عملیات راه نجات، شبه‌نظامیان طالبان در مقاومتی سرسختانه، مانع پیشروی زمینی ارتش پاکستان شدند، اما درنهایت و پس از آتشباری سنگین توپخانه و حملات هوایی و موشکی، پیشروی زمینی نظامیان دولتی در مناطق تحت تصرف طالبان آغاز شد و تعداد شد و تعداد زیادی از شبه نظامیان کشته شدند یا به اسارت نیروهای ارتش پاکستان درآمدند. از سویی، سیل آوارگان که از مناطق درگیری فرار کرده بودند نیز بر مشکلات اداره این جنگ افزود. از سوی دیگر، همزمان با پاکسازی مناطق قبایلی پاکستان از وجود عناصر طالبان، حملات انتحاری و بمبگذاری‌های پیاپی افراط‌گرایان در شهرهای مختلف این کشور گسترش یافت و طی این مدت، صدها تن براثر این حملات کشته یا زخمی شدند که در تازه‌ترین این حملات یک عامل انتحاری با حمله به ورزشگاه منطقه «لکی‌مروت»، بی شاز 96 تن را کشت.
عملیات راه نجات با استقبال گسترده کشورهای غربی روبرو شد. در این میان واشنگتن که در حال نبرد با طالبان افغانستان است از هیچ کوششی برای حمایت از اسلام‌آباد در سرکوب افراط‌گرایان در نقاط مرزی دریغ نکرد. در همین رابطه می‌توان به کمک 7میلیارد و 500 میلیون دلاری واشنگتن به اسلام‌آباد اشاره کرد. در این میان، مقامات نظامی آمریکا از جمله مایک‌مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز از کمک‌های تجهیزاتی و لجستیکی به ارتش پاکستان خبر داد، اما هنوز با گذشت قریب به سه ماه از آغاز عملیات راه نجات، سرنوشت این جنگ در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.
یکی از مسائل مهم دیگری که در عرصه سیاسی پاکستان اتفاق افتاد، موضوع لغو فرمان آشتی ملی در این کشور از سوی دیوانعالی پاکستان بود. این فرمان که از سوی ژنرال پرویز مشرف، رئیس جمهوری سابق پاکستان صادر شده بود، موجب می‌شد دستگاه‌های قضایی این کشور نتوانند افراد دولتی و رؤسای احزاب پاکستانی را تحت پیگرد قانونی قرار دهند. این فرمان از بدو صدور، با مخالفت گسترده وکلای پاکستانی روبرو شد تا دست آخر، دیوانعالی پاکستان به کلی این فرمان را لغو کرد و بدین ترتیب تعداد زیادی از سران پاکستان از جمله تعدادی از وزرا و سران احزاب، تحت پیگرد دستگاه قضایی پاکستان قرار گرفتند. در همین رابطه می‌توان به طرح دعوا علیه وزرای کشور و دفاع پاکستان اشاره کرد. لغو این فرمان بازتاب بسیار گسترده‌ای در محافل سیاسی پاکستان داشت و کابینه یوسف‌رضا گیلانی نخست وزیر این کشور نیز دچار چالش‌هایی بس جدی برای ادامه حیات سیاسی خود شده است.
افغانستان
پس از اینکه آمریکا و دیگر متحدانش که در افغانستان حضور نظامی دارند، نتوانستند به اهداف خود دست پیدا کنند و به نوعی طالبان را تضعیف کنند یا از بین ببرند، بحث افزایش نیرو در سطوح عالی دولتی و نظامی آمریکا و دیگر کشورهای درگیر در جنگ آغاز شد. در همین رابطه ژنرال مک‌کریستال، فرمانده نظامیان آمریکایی مستقر در آمریکا در گزارش‌هایی از اوضاع نابسامان جنگ افغانستان حکایت کرده بود. این گزارش‌ها که پیشتر به صورت محرمانه‌ برای مقامات کنگره و سنا ارسال می‌شد، از شکست‌های پی در پی نظامی در جبهه جنوبی افغانستان حمایت داشت و از سویی، آمار بالای تلفات نظامیان نیز موجب سردرگمی فرماندهان این جنگ شده بود.
پس از اینکه برخی نشریات و رسانه‌های آمریکایی از گزارش‌های محرمانه مک‌کریستال پرده برداشتند، دولت آمریکا رسماً اعلام کرد که راهبرد جدیدی را برای اداره جنگ در افغانستان پیش‌بینی خواهد کرد. باراک اوباما، اعلام کرد که به زودی استراتژی جدید کاخ سفید در قبال واشنگتن را اعلام می‌کند. در آن زمان بسیاری از احزاب مخالف و مخصوصاً جمهوریخواهان، اوباما را به نداشتن شجاعت و درایت کافی به منظور تصمیم‌گیری سریع برای ادامه جنگ افغانستان متهم کردند تا اینکه رئیس جمهوری آمریکا پس از ماه‌ها انتظار در آخرین روزهای سال 2009 میلادی، اعلام کرد که 30 هزار نیروی نظامی تازه نفس آمریکایی به افغانستان اعزام خواهند شد. آمریکا به عنوان آغارگر جنگ افغانستان تلاش کرد که از حداکثر پتانسیل نظامی موجود برای پیشبرد جنگ در افغانستان استفاده کند، از سویی،‌ اوباما از دیگر متحدان واشنگتن و مخصوصاً اعضای ناتو درخواست کرد که در این امر، یعنی اعزام نیروی اضافی به افغانستان،‌ واشنگتن را همراهی کنند.
از مجموع 44 کشوری که در افغانستان حضور نظامی داشتند، 25 کشور با افزایش نیرو موافقت کردند، اما در این میان کشورهایی چون آلمان، فرانسه و ایتالیا با اعزام نیروی جدید به افغانستان مخالفت کردند. براساس توافقات انجام شده، 25 کشوری که موافقت خود را با اعزام نیرو به افغانستان اعلام کرده بودند، حداکثر 7000 نظامی را به زودی برای اعزام به جنگ آماده می‌کنند. ازاین‌رو در سال 2010 میلادی تعداد نظامیان خارجی حاضر در افغانستان، 37هزار تن افزایش خواهد یافت. این راهبرد از سوی بسیاری از کارشناسان، راهبردی از پیش شکست خورده تلقی شده است.
از طرفی، انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز، یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی این کشور در سالی که گذشت، محسوب می‌شود. همانطور که پیش‌بینی می‌شد، حامد کرزی بار دیگر موفق به احراز پست ریاست جمهوری افغانستان شد. وی توانست در انتخاباتی که جناح‌های رقیب ادعای تقلب در آن را داشتند، از دیگر رقبای خود و مخصوصاً مخصوصاً عبدالله عبدالله پیشی بگیرد و بار دیگر رئیس‌جمهوری افغانستان شود. اگرچه با رأی کمیسیون عالی انتخابات این کشور، انتخابات به دور دوم کشیده شد، اما عبدالله عبدالله از شرکت در این دور انصراف داد و عرصه را برای یکه‌تازی کرزی هموار کرد. حامدکرزی باید تحت فشارهای شدید داخلی و خارجی کابینه جدید خود را تشکیل دهد.
عراق
بسیاری از کارشناسان، سال 2009 را به عنوان یکی از پرفراز و نشیب‌ترین سال‌ها برای عراق و عراقی‌ها ارزیابی کرده‌‌اند. یکی از اصلی‌ترین رخدادهای سیاسی ـ نظامی در عراق، موضوع اجرایی شدن توافقنامه امنیتی بغداد ـ واشنگتن بود. اجرای این توافقنامه به یکی از بزرگترین چالش‌های دولت عراق بدل شده بود تا اینکه دست آخر بندهایی از این توافقنامه عملی شد و نظامیان آمریکایی به صورت هماهنگ از تمامی شهرهای عراق عقب‌نشینی کردند و در پایگاه‌های نظامی خارج از شهرها، مستقر شدند.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات