تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۵  ، 
کد خبر : ۱۳۸۰۹۶

جهان تک قطبی و دلایل شکست آن (بخش دوم و پایانی)


گالیا توانگر
مهمترین شکست آمریکا، شکست روانی آنهاست. در فیلم «شاهین سیاه» سربازان آمریکایی نشان داده می شوند که در دهه نود میلادی به موگادیشو حمله کرده اند. هلی کوپتر سومالیایی ها که سقوط می کند، جنازه های آنها را به ماشین می بندد و در خیابان ها می کشند تا تحقیرشان کنند. آمریکایی ها آن قدر به تحقیر و حذف سایر ملت ها سرگرم بوده اند، که متوجه برخاستن موج نفرت علیه سیاست های سلطه گرایانه شان در دنیا نشدند.
اما امروز برعکس در عراق و افغانستان خودشان تحقیر می شوند. حتی ملت ضعیف نگه داشته شده افغانستان هیچ گاه سلطه آنها را نخواهد پذیرفت. آنها در سلسله جبال شمالی خاک افغان منتظر فرصتی برای راه اندازی جنگ های چریکی و مردمی هستند تا پاسخ دندان شکنی به اشغالگران بدهند. تعارف کردن شکلات توسط آمریکایی ها به کودکان عراقی و افغانی نمایش خصمانه به دام انداختن طعمه در دام گرگ است که با بیداری و ناامیدی ملت ها از آمریکا هیچ گاه به نتیجه نخواهد رسید.

دولتمردان آمریکایی هر از چند گاه برای برگرداندن وجهه کدخدایی خود دست به اقدامات عجولانه ای می زنند که در نهایت نه تنها موج نفرت از سیاست هایشان را کاهش نمی دهد، بلکه برعکس به پایه های لرزان قدرتشان لگدی محکم وارد می سازد.
در زمان بوش به ناگهان تصمیم گرفته شد که میزان مالیات ها کاهش پیدا کند، این تصمیم اگر چه در جهت فرونشاندن خشم مردم آمریکا از سیاست های جنگ طلبانه وی گرفته شد، اما به اقتصاد آمریکا ضربات مهلکی زد. تعطیلی بزرگترین کارخانجات تولیدی خودرو، بیکاری هزاران هزار کارگر، اعتیاد، افسردگی و مرگ سربازان جوان در عراق و افغانستان همگی از موارد عمده نارضایتی مردم آمریکا به حساب می آید. این گونه که بنگریم کرسی کدخدایی را شکسته و جامعه آمریکا را رها شده در انبوهی از مشکلات ارزیابی خواهیم کرد.
پافشاری آمریکا
بر سیاست تفرقه افکنانه
این یک واقعیت است که موقعیت آمریکا به عنوان یک قدرت برتر در جهان هزار تکه شده و دائماً در اعزام چندین باره نیرو به خاک عراق و افغانستان تحقیر می شود. تحقیر بزرگتر در برابر بالندگی ایران است.
مهدی میرزایی تحلیل گر جوان می گوید: «ایران را به جرئت می توان از لحاظ قوه فرهنگی و ایدئولوژیک جزو ده ابرقدرت دنیا به حساب آورد البته ما باید بتوانیم در فضای اقتصادی نیز حرفهایی برای گفتن داشته باشیم. اینکه آمریکا سقوط می کند ولی کشورهای غیراسلامی جهان را به سمت چند قطبی شدن به پیش می برند، چندان خوشایند نیست. برای حرف زدن در نظام بین المللی تنها نباید چشم به سقوط و جابه جایی قدرت ها داشته باشیم، بلکه باید تلاش کنیم که خودمان در نظام اقتصادی و تکنولوژی آنچنان قوی شده که به صورت یک قطب در خاورمیانه قدعلم کنیم. امروز به واقع یک جهان تک قطبی زیرپوستی تحت لوای تفکر مادی غرب ایجاد شده است.
به عنوان مثال کشورهای صاحب قدرت در اروپا و نیز کشورهایی چون چین از لحاظ ایدئولوژیکی همان تفکر مادی گرا و سرمایه داری غرب را دنبال می کنند. در جهان چندقطبی فعلی دعوا بر سر تغییر تفکر مادی نیست، بلکه تقابل بر سر این است که کدام یک یکه تاز میدان باشند؟»
این تحلیل گر جوان با اشاره به اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تفکر اسلامی توانست ایسم های مادی گرا نظیر مارکسیست را به انزوا بکشاند، می گوید: «امروز همه دنیا می دانند که تنها انقلاب اسلامی با تکیه بر ایدئولوژی برگرفته از مکتب اسلام توانسته به تنهایی در برابر تفکر مادی گرایی و جهان تک قطبی زیر پوستی بایستد.آمریکایی ها متوجه این خطر شده اند، اما چون دستشان در تمام دنیا رو شده و حربه جدیدی برای مقابله ندارند همچون گذشته بر ضعیف نگه داشتن ملت ها، اشغالگری و تحقیر اصرار می ورزند، برای مثال وقتی خودروهای ارتش آمریکا در عراق حرکت می کنند، وحشتی ایجاد کرده اند که خودروهای عراقی از مسیر اصلی کناره گرفته تا کاروان خودروهای آمریکایی عبور کنند. چنانچه خودروهای عراقی در مسیر اصلی قرار داشته باشد، مورد اصابت گلوله قرار خواهند گرفت و یا در خاک افغانستان نظامیان زن آمریکایی از حجاب اسلامی زنان افغان برای تحقق خدعه های نظامی خود سوءاستفاده می کنند.
به این ترتیب سیاست فعلی آمریکا هم چون یک کودک کم فکر و لجباز چیزی جز تحقیر سایر ملت ها نیست.»
میرزایی از راهکار تشکیل بسیج مستضعفین عالم که خاستگاه آن ایران اسلامی است به عنوان بهترین شیوه اتحاد در جهان اسلام اشاره کرده و ادامه می دهد: «در آخرین مورد زمانی که از طریق دانمارک به رسول الله(ص) توهین شد، همه جهان به اتفاق در برابر این حرمت شکنی ایستادند. تلاش دلسوزان باید بر این مبنا باشد که آرمان های مشترک را میان مسلمین تعمیم دهند، بدون آنکه موجودیت گروهی نادیده انگاشته شود و ملیتی لحاظ نگردد. در این شیوه هرگز فرهنگ دسته ای به تمسخر گرفته نخواهد شد و تلاش در حیطه ایجاد بازار مشترک اسلامی تداوم می یابد.»
این تحلیل گر پیرامون سیاست های تفرقه افکنانه آمریکا به مسلمین هشدار داده و می گوید:«آنهایی که ثروت های خدادادی جهان اسلام را به غارت می برند، همواره در پی بزرگ کردن اختلافات کوچک بین کشورهای مسلمان هستند. برای مثال بر سر یک چاه نفتی روابط ایران و عراق را متشنج می کنند.»
موج بیداری در برابر مستکبرین
مهدی عباسی مهر دبیر دفتر تحکیم وحدت با اصرار بر اینکه منطبق با چشم انداز بیست ساله کشور باید به تهیه بسته ای که در آن نرم افزارها و راهکارها توضیح داده شده ، بپردازیم، می گوید: «سرعت پیشرفت های علمی و تکنولوژی آنچنان بالا است که گاه حتی آمریکا هم از کاروان این پیشرفت ها جا می ماند. روند پرشتاب تحولات اقتصادی این ضرورت را ایجاد کرده که برنامه منسجمی برای پیشرفت همه جانبه داشته باشیم و با تعریف جزئیات و تحقق این برنامه به یکی از قدرت های بلامنازع در منطقه تبدیل شویم.»
وی ادامه می دهد: «جهان اسلام که خط مقدم حمله به آمریکا است مسئله تک قطبی اداره کردن جهان را برنمی تابد و مسلماً ماحصل جنگ های خاورمیانه چیزی جز تضعیف بیش از حد آمریکا نخواهد بود. ادوارد لیتباک مشاور ریگان پیش بینی کرده که در دهه های آتی آمریکا در زمره کشورهای جهان سوم به حساب می آید چنانچه در شرایط فعلی یکی از بدهکارترین کشورهای دنیا محسوب می شود.»
دبیر دفتر تحکیم وحدت به مسئله فرهنگی آمریکا پرداخته و می گوید: «آمریکا همچنان با ترویج ابتذال سعی دارد ابتدا جامعه خود را اقناع کند و سپس مفهوم آزادی را در جهان اسلام زیر سؤال ببرد. این در حالی است که قلب جامعه آمریکا یک جامعه مذهبی است. دولت های آمریکا با بی تدبیری سعی دارند برای به قدرت رسیدن خود فضا را به جریان هایی بدهند که چارچوب فرهنگی آمریکا را بسوزاند. اما مردم آمریکا بیداری خود را حفظ کرده و به این جریان فرهنگی اندک اندک معترض می شوند. پل کندی نظریه پرداز آمریکایی عنوان کرده فشار این امپراطوری- آمریکا- بر این است که همه ملت های مدعی استقلال تضعیف شوند، ولی دنیا شاهد بالا رفتن آمار گرایش به تفکر اسلامی است. غرب این خطر را احساس کرده و مطمئناً نقشه هایی برای مقابله در دست اقدام دارد. از این رو است که رهبر معظم انقلاب مرتباً بر پیشرفت های علمی و رشد همه جانبه تاکید دارند.»
الگوی رهایی اسلامی
برای کشورهای استقلال طلب
در حال حاضر در آمریکای جنوبی، برزیل، در آفریقا کشور آفریقای جنوبی، در آمریکای مرکزی، مکزیک و در خاورمیانه ایران روبروی الگوی توسعه غرب ایستاده اند.
علیرضا نادعلی دبیر دفتر گفتمان انقلاب اسلامی می گوید:«انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید مسئله فرهنگی در کنار مسئله اقتصادی مطرح شد، به گونه ای که مدل رهایی و آزادی ملت ها با تکیه بر انقلاب بزرگ فرهنگی ایران شکل گرفت. جهان اسلام مطمئناً در آینده ای نه چندان دور با تحقق کامل این مدل جایگاه برتری را به دست خواهد آورد، اما ما برتری طلب نیستیم و چون اندیشه های سلطه گرایانه غرب را منسوخ می دانیم، ممالک ناخودآگاه جذب این ایدئولوژی می شوند. روآوردن به اخلاق و معنویت حقیقی در جهان کنونی به یک سنگر مستحکم در برابر مواضع آمریکا تبدیل شده است.»
این صاحب نظر ادامه می دهد: «تمامی طرح های صلح در خاورمیانه برخاسته از تفکر تئوریسین های آمریکایی با شکست مواجه شده اند. پروژه های انقلاب مخملی در کشورمان یکی پس از دیگری به شکست می انجامد. در چنین شرایطی شاهد مستأصل شدن سیاستمداران آمریکایی هستیم. پیروزی حماس و حزب الله دلیل دیگری بر سرکوبی نقشه های مستکبرین است. بنابر این به تجربه ثابت شده از میان مدل های مختلفی که برای خروج از جهان تک قطبی هم اکنون مطرح می شود، خواه ناخواه مدل جمهوری اسلامی ایران از همه مدل ها برتر است. این مدل اگرچه برخاسته از تفکر شیعی بود، ولی نه تنها برای شیعیان بلکه برای همه جهان اسلام و کشورهایی که به دنبال استقلال و آزادی هستند- نظیر ونزوئلا، کوبا و کشورهای آفریقایی- به عنوان یک الگو محسوب می شود. این گونه با یک نگاه فرا اقتصادی می توان مدعی شد پیروزی انقلاب اسلامی خروج از یک فضای تک قطبی را برای جهانیان به ارمغان آورد.»
فرصت برای صدور اندیشه های اسلامی و انقلابی
مسلمین باید به سرنوشت خودشان حاکم شوند. مشکل اساسی همین جاست که حکومت های اسلامی در بسیاری موارد در برابر زیاده خواهی های مستکبرین سر تسلیم فرو می آورند.
این در حالی است که خیزش و بیداری اسلامی از شرق آسیا تا غرب آفریقا کاملا مشهود است.
مهدی میرزایی با اعتقاد به اتحاد جهان اسلام می گوید: «امروز دنیا به بن بست در بسیاری از زمینه ها رسیده است. ساختار خانواده فروپاشیده و واحد از خانواده به فرد رسیده است، بزه ها رو به فزونی گذاشته و زندان ها فربه گشته اند. در بخش نظامی کشورها با تفکر انسان، گرگ انسان است، به انباشت سلاح های غرب روی آورده اند. به این ترتیب بخش عمده هزینه های دنیا را تسلیحات نظامی و قوای نظامی به خود اختصاص داده اند. به این ترتیب بهترین فرصت برای ابراز اندیشه های متعالی اسلام فراهم شده است.»
میرزایی به دو تفکری اشاره دارد که در نظام بین المللی امروز مطرح هستند. وی توضیح می دهد: «تفکر اول به معنای شکستن تمام سدهای مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و... در برابر خواسته های صاحبان این تفکر و نفوذ یک سویه آنها در شریان ها و مویرگ های دنیاست. تفکر مدرنیته چنین خصیصه ای دارد. دیکتاتور این تفکر که در رأس آن آمریکاست، بسان اژدهایی تمام خرده فرهنگ ها را می بلعد و اعتقاد دارد که همه دنیا باید لباسی را بپوشند که آنها می خواهند، غذایی را بخورند که آن ها می خورند، موسیقی راگوش دهند که آنها گوش می دهند، اتومبیلی را سوار شوند که آنها سوار می شوند و حتی معنویتی را قبول کنند که آنها مطلوب می دانند. این جهانی سازی نوع جدید استعمار و استثمار ملت ها به صورت خوش رنگ و لعاب است.»
وی به توضیح نوع دوم تفکر مطرح در دنیا پرداخته و می گوید: «نوع دیگر از تفکر برپایه به رسمیت شناختن فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاست. تمام ملت ها و عقاید آنها را به رسمیت می شناسد و سعی در تعامل با آنها دارد. صدور انقلاب اسلامی به معنای دوم آن مورد نظر ماست و تمام تلاش غرب برای نشان دادن مدلی از نوع اول است. صاحبان مدل اول تفکری جز به اثبات رساندن خود و نابودی مخالفینشان ندارند. آنها نویدبخش جهان بی منطقند. حال آنکه انقلاب اسلامی به تفکر مستکبرین گردن ننهاده و زیبایی و کمال ارتباطات را دنبال می کنند. البته مستکبرین با ساخت فیلم هایی چون بدون دخترم هرگز و سی صد به دنبال این هستند که ما را در زمره معتقدین به مدل اول جلوه دهند.»
وی در تکمیل صحبت هایش به شرایط مردم غزه اشاره کرده و می گوید: «کشیدن دیوار فولادی تا عمق 20 تا 30 متری زمین و به ارتفاع چندین متر در مرز نوار غزه و مسدود کردن مسیر رساندن مایحتاج مردم غزه اقدامی است که به وضوح سلطه گری غرب و هم پیمانی آنها با رژیم صهیونیستی به خیال از بین بردن ملت های خواهان استقلال و آزادی را نشان می دهد. آنها می خواهند قلب ملت های اسلامی را نشانه رفته و تفکر اسلام گرایانه را سرکوب کنند.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات