تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۳۸۱۷۱
گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علی فلاحیان

به ‌دنبال راهی برای تعامل

احسان تقدسی / Taghadosi@hamshahri.org اشاره: چند روز پس از آنچه در عاشورای امسال رخ داد، به دیدار حجت‌الاسلام علی فلاحیان وزیر پیشین اطلاعات رفتیم. وی اگر چه انتقاد را لازم می‌داند اما در عین حال به‌شدت نسبت به آنچه وی آن را فتنه پس از انتخابات می‌خواند، نگران است. فلاحیان بیش از آنکه علاقه‌ای داشته باشد تا اسمی از کسی بیاورد به گفته خود به‌دنبال راهی برای تعامل دوباره همه چهره‌های نظام است؛ اتفاقی که به گفته وی تنها در تبعیت همه از ولایت فقیه میسر است. وی البته از لابی‌های پشت‌پرده‌ای برای حل بحران پس از انتخابات هم سخن می‌گوید؛ اتفاقی که فلاحیان به آن امید زیادی دارد.

* فاصله گرفتن از اعتدال هم‌اکنون به بزرگ‌ترین آفت جریانات سیاسی تبدیل شده است. شما چه تحلیلی از افراط‌گرایی جریانات سیاسی در شرایط کنونی دارید؟
** در روزنامه‌ها و اظهارنظرهای افراد و جریانات سیاسی می‌بینیم که از اعتدال خارج شده‌ایم. نظر من همواره این بوده که ما بر مبانی مشترک و آموزه‌های انقلاب تأکید داشته باشیم. مبانی مشترک باعث روی آوردن ما به اعتدال می‌شود. بدین‌ترتیب می‌توانیم جلوی تندروی خود را بگیریم و منافع کشور و نظام را درنظر داشته باشیم. اما در عصبانیت‌ها و جوگیر شدن‌ها فراموش می‌کنیم و گاهی مطلبی را می‌گوییم که ممکن است به سود دشمن باشد یا منافع نظام را دچار مشکل کند. در مسائل داخلی ما با چالش‌های مهم فرهنگی و اقتصادی روبه‌رو هستیم؛ مشکلاتی همچون تورم و بیکاری را داریم. در اظهارنظرهای خود اگر اینها را مدنظر داشته باشیم یقینا به اعتدال می‌رسیم.
* مواضع مشترکی که از آن سخن می‌گویید کدام‌هاست؟
** بعد از انتخابات در مجلس خبرگان سخنرانی کردم و گفتم که ما عمده مشکلات پس از انتخابات را پشت سر گذاشته‌ایم. تعبیر من این بود که ما از فتنه انتخابات عبور کرده‌ایم. در همان برهه برخی هم معتقد بودند که ما هنوز از بحران عبور نکرده‌ایم و ماجرا ادامه پیدا خواهد کرد. حرف من این بود که برای حل مشکل به‌وجود آمده باید به فرمایشات و آموزه‌های امام (ره) بازگشت کنیم. یکی از محورهای کار ما مسئله ولایت فقیه است. ولایت فقیه همان عهدی است که براساس آن امام این انقلاب را رهبری کرد.
مردم هم براساس پذیرش مسئولیتی که از سوی ولی فقیه بود، از امام تبعیت کردند. انقلاب ما 3 مؤلفه داشت که عبارتند از: اسلام، ولایت فقیه و ملت. گروهی همان پیش از انقلاب و حتی پس از انقلاب این اصول(به جز ملت) را قبول نداشتند. گروهی اصولا حکومت و ولایت فقیه را قبول نداشتند و می‌گفتند ما حکومت دینداران را قبول داریم و نه حاکمیت دینی را. رمز بقای انقلاب تاکنون هم همین است که سکاندار اصلی انقلاب ولی‌فقیهی است که بر عملکرد دستگاه‌های اجرایی نظارت می‌کند. ولی فقیه فصل‌الخطاب اختلافات است.
* از مواضع مشترکی که طیف‌ها می‌توانند روی آن متحد شوند سخن گفتید اما ما شاهد بروز جریانی هستیم که اصولا اتحاد با رقیب را بر نمی‌تابد. در این شرایط چه بایدکرد؟
** به‌نظر می‌رسد تعابیری که به کار برده می‌شود برای اتحاد دچار نوعی ابهام است. می‌گویند ما قانون اساسی را قبول داریم اما می‌دانیم که ولایت فقیه نقطه برجسته این قانون است. اگر قبول دارید اعلام کنید و این اعلام هم لازمه‌اش محکوم کردن کسانی است که به ولایت فقیه اهانت کرده‌اند. با کلی سخن گفتن نمی‌توان به موضعی مشترک رسید. ما مواضع مشترکی همچون خدمت به مردم، اسلام، دشمنی با آمریکا و... داریم. ضعیف شدن ما سبب ضعیف شدن شیعیان و به‌طور کلی طرفداران جمهوری اسلامی در همه جا می‌شود.
مهم‌ترین ترس آمریکا از ما به خاطر قدرت نفوذمان در منطقه است. پس هر تضعیفی به سود آمریکاست. نمی‌دانم چرا به این موضوعات توجه نمی‌شود. بیکاری و تورم مسائل اصلی ماست و با پیش آمدن هر مسئله‌ای چشم روی اینها می‌بندیم. مردم هم دنبال آنند که با آرامش زندگی کنند و از این درگیری‌ها ابراز ناراحتی می‌کنند. جریانات می‌توانند به این چیزها فکر کنند و به‌دنبال مواضع مشترک باشند.
* برخی حامیان دولت طیف مقابل را به تبعیت از جریانات ضدانقلاب متهم می‌کنند. شما به این سخنان اعتقاد دارید؟
** ضد‌انقلاب ممکن است در برخی اختلافات ایفای نقش کند. الان گروهک‌های ضد‌انقلاب تقریبا مرده هستند اما باز ممکن است خودی نشان دهند. ضدانقلاب مترصد فرصت است و وقتی فضا باز شود مایل است ایفای نقش کند و اینگونه وانمود کنند که نقش اصلی را برعهده دارند. در جریان انقلاب هم خیلی از گروه‌ها با اینکه نقشی در پیروزی انقلاب نداشتند اما دوست داشتند انقلاب را به نام خود مصادره کنند. اشرار هم ممکن است وارد بحران شوند. در بحران‌های اخیر بحث خیلی‌ها مبارزه با انقلاب اسلامی بود. این حرف هم مال امروز نبود و از دیرباز این حرف‌ها را می‌زدند.
معتقد بودند متولی اسلام روحانیت است و در رأس روحانیت هم ولی فقیه و ما باید روی آن کار کنیم و آنان را بزنیم. خیلی از این آدم‌ها الان در گروه‌های خودی حضور دارند. در اطراف رهبران جریانات درگیر بحران سیاسی کشور هستند. اینها از سال‌63 و در دوران آقای خاتمی هم کتاب می‌نوشتند. توهین به ائمه در روزنامه‌های دوم خردادی به وفور دیده می‌شد. برخی افراد بنام، با رسانه‌های خارجی هم مصاحبه کردند و گفتند که همه تلاش ما این بوده که نه مشروعیت دولت بلکه مشروعیت نظام اسلامی را زیر سؤال ببریم و برایش آلترناتیو درست کنیم. حرف من این است کسی که می‌گوید ما اسلام و ولایت فقیه را قبول داریم اعلام کند که ما این حرف‌ها را قبول نداریم. این حرف مال امروز و دیروز نیست.
انتخابات فقط بهانه‌ای شد برای اینکه این طیف بیایند و بیشتر از گذشته حرف‌های خود را تکرار کنند. ببینید در برهه‌ای مثل انتخابات، همانگونه که ضدانقلاب به‌دنبال سوءاستفاده است، دگراندیشان و غیرخودی‌ها هم به‌دنبال زدن حرف‌های خود برمی‌آیند. باید خیلی حواسمان جمع باشد که این طیف‌ها مبارزه سیاسی ما را به مبارزه‌ای ایدئولوژیک و مبارزه با نظام تبدیل نکنند. این بار توانستند این کار را بکنند و به مقدسات توهین کردند. ملت البته جوابشان را داد. اکثر معترضین هم‌چنین مقاصدی ندارند اما بیایند و اعلام کنند هرکس که این حرف‌ها را زده محکوم می‌کنیم.
* شرایط مشارکت حداکثری چهره‌های سیاسی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** آنان شفاف بگویند این حرف‌ها را رد می‌کنیم. اگر این را بگویند موضوع حل خواهد شد. کسی که می‌گوید من ولی فقیه را قبول دارم به لوازمش هم باید ملتزم باشد. کسی که می‌گوید من اسلام را قبول دارم نمی‌شود نماز نخواند. مشروعیت نظام به ولی فقیه است و باید آن را حفظ کرد. می‌گویند ما ولایت فقیه را قبول داریم اما بعد، کار دیگری را انجام می‌دهند. اینکه نمی‌شود. مگر ولی فقیه نمی‌گوید جذب حداکثری.پس کسی حق ندارد دفع حداکثری را انتخاب کند. مگر ولی فقیه نمی‌گوید باید نظام را تقویت کرد. پس چرا تضعیف می‌کنند؟ نظام از حرکت باز نمی‌ایستد اما بالاخره تأثیر‌گذار است. مشکلات امنیتی خیلی‌ها را نگران می‌کند. باید روشن بود. یا رومی روم یا زنگی زنگ.
* پیشنهادهایی برای وحدت طیف‌های سیاسی منتشر شده است. شرایط مشارکت حداکثری سیاسی و همدلی ملی به عقیده شما چیست؟ که جملگی از سوی یکی از جریانات رد شده است. عیب کار کجاست؟ پیشنهادها ناقص است یا یک طیف نیازی به وحدت نمی‌بیند؟
** این خیلی روشن است. اسلام حتی درباره معاندین می‌گوید: «الا‌الذین تابوا و اصلحوا و بینوا...» اگر معتقدند اشتباه کرده‌اند، باید اصلاح کنند گذشته را و بعد این را بیان کنند. می‌گویند درست بوده پس معلوم است اعتقادی به اشتباه بودن کار خود ندارند. فکر می‌کنم همه نخبگان قبول دارند که حفظ نظام از اوجب واجبات است و اینکه انقلاب در تمام ابعاد درگیر است. ما همه جا یک رزمنده‌ایم. همه باید متحد شوند. رهبری هم فرمودند که مواظب باشید به سنگر خودی نزنید. راهش هم همان است که قبلا گفتم. مبهم حرف زدن چیزی را حل نمی‌کند.
* پیشنهادهایی را که در خبرگان مطرح کردید بعدا پیگیری کردید؟
** بله، پیشنهادم این بود که بر حول محورهای ولایت فقیه، تقویت نظام و وحدت کار کنیم. در سخنرانی‌ها نقاط وحدت بخش مطرح شود و این اختلافاتی که گاه به درون خانواده‌ها هم کشیده شده را رفع کنیم.
* آیا لابی‌های دیگری هم پشت پرده برای حل بحران انجام می‌شود؟
** آغوش نظام اسلامی برای هرچیزی که باعث آرامش در جامعه شود باز است. رهبری نظام هم به‌دنبال حفظ آرامش است. صراحتا می‌گویم مسئولان نظام موضوع را رها نکرده‌اند و در تلاش‌اند تا موضوع حل شود.
* پیش‌بینی شما از نتیجه این بحران چیست؟
** حضور مردم به‌صورت روشن این مسئله را به‌صورت عمده حل کرد. نباید در این باره تردید کنیم. البته ممکن است هرازچندگاهی خبری شود اما حضور گسترده مردم دشمنان ما را مأیوس کرد. در جبهه داخلی هم تأثیر گسترده‌ای داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات