* به عنوان نخستین سوال بفرمایید چه برداشتهایی از نسبت اخلاق و سیاست ارائه شده و قرآن کریم این نسبت را چگونه تصویر میکند؟
** مساله سیاست و اخلاق از دیرباز در محافل سیاسی و علمی مورد بحث و نظر بوده است. بهطور معمول سیاستمدارانی که پایبند مسائل ارزشی نبودهاند، تلاش داشتند که از اخلاق فاصله بگیرند. آنها بین سیاست و اخلاق به هیچوجه جمعی را مشاهده نمیکردند و معتقد بودند که میان سیاست و اخلاق یک تضاد اساسی وجود دارد. از نگاه این افراد، ورود به مباحث اخلاقی باعث فاصلهگیری از مسائل سیاسی شده و نمیتوان با متدهای اخلاقی، سیاستورزی کرد. در کنار این طرز فکر، تفکر و گرایش دیگری سعی بر این داشته که اخلاق را در خدمت سیاست قرار دهد. این تفکر به دنبال استفاده ابزاری از اخلاق در سیاست بهمنظور تعقیب اهداف سیاسی است. دیدگاه دیگری هم وجود دارد که بر اساس آن به دلیل تضاد ذاتی سیاست و اخلاق قائل به کنارهگیری از سیاست بهطور کلی و عدم ورود در مسائل و فعالیتهای سیاسی است که کاملا در برابر دیدگاه نخست قرار میگیرد که اخلاق را در پای سیاست ذبح میکند.
این نحلهها را میتوان اصلیترین گرایشات در نسبت میان اخلاق و سیاست دانست که در جهان امروز هم حضوری پررنگ داشته و در جامعه ما نیز تاحدودی قابل مشاهده است. اما از نظر قرآن مجید، مساله اخلاق و ارزشهای اخلاقی یک اصل زیربنایی است. یعنی ریشه و اساس ساختمان شریعت که شامل مجموعه عقاید و احکام دینی است را اخلاق تشکیل میدهد. در این زمینه میتوان به آیات بسیاری در قرآن استناد کرد. به عنوان نمونه در یکی از آیات، خداوند خطاب به پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولامن انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین» بر مبنای این آیه، فلسفه بعثت نبی مکرم اسلام بر تزکیه نفس، رشد و نمو انسان از نظر اخلاقی قرار داده شده است. در نتیجه از نگاه قرآن کریم علم، دانش، حکمت و دانایی بر مبنای اخلاق استوار است و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی یک انسان مسلمان باید براساس اخلاق و اصول اخلاقی باشد و انسان مسلمان حتی در برخورد با پیروان سایر ادیان هم به این اصول اخلاقی توجه کند.
پیامبر مکرم اسلام(ص) نیز در این راستا و در یک بیان کوتاه میفرماید: «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» یعنی رسالت پیامبر(ص) و بعثت او برای تکمیل مکارم و ارزشهای اخلاقی است. در نتیجه با توجه به اصول اعتقادی اسلام به هیچ عنوان نباید باور به عدم ارتباط اخلاق و سیاست داشت. همچنین به این دیدگاه نیز باور نداریم که اخلاق باید به عنوان ابزاری در خدمت سیاست باشد بلکه باور اساسی مسلمانان اینگونه است که سیاست باید برمبنای اخلاق استوار شود بنابراین اگر سیاست از اصول اخلاقی تخطی کرد دیگر آن سیاست اسلامی نخواهد بود و این سیاست، حتما بر مبنای فکری دیگری استوار است بر این مبنا میتوان گفت که اخلاق در اسلام جنبه راهبردی و استراتژیک داشته و به هیچ عنوان جنبه فرعی و ابزاری دارد.
* اصول اخلاقی ناظر به سیاست که در قرآن به آنها اشاره شده است را شرح دهید.
** اصول اخلاقی قرآن به نوعی استراتژیهای سیاست اسلامی نیز است که به برخی از آنها اشاره میشود. یکی از این اصول راهبردی، حقمداری است. اساسا در قرآن روی مساله حق تاکیدی زیادی شده است. به عنوان نمونه در قرآن آمده است: «هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون» یعنی خداوند پیامبر را برای هدایت و ترویج دین حق فرستاده است. بر این اساس با توجه به اینکه رسالت پیامبر بر مبنای حق است، اگر پیروان پیامبر حقمدار نباشند، نتیجهای حاصل نخواهد شد. در نتیجه وقتی مسلمانان میتوانند که بر همه اندیشهها و افکار غالب شوند که حقمداری را در همه امور در نظر داشته باشندی بنابراین ارزش حق در دین مبین اسلام بدین شیوه محقق میشود که حق در همه زمینهها مورد توجه قرار گرفته و بر مبنای آن عمل شود.
در همین زمینه خداوند متعال در آیهای دیگر میفرماید: «یا داود إنا جعلناک خلیفة فی الأرض فاحکم بین الناس بالحق» یعنی از جانب خداوند به داوود(ع) قدرت و خلافت اعطا شده تا بین مردم به حق عمل و رفتار کند. در زمینه خود ذات مقدس پروردگار هم در قرآن آمده است که «ان الحکم الا لله» یعنی حکمی جز برای خداوند نیست زیرا خداوند «یقص الحق» است. با توجه به این آیات میتوان گفت که اساسا حکومت و حاکمیت برای کسی نیست جز آنکه آن فرد حق را بیان کرده و مطابق آن عمل کند که مصداق این افراد پیامبران الهی و امامان معصوم و در دوران غیبت ولیفقیه هستند که از نظر قرآن کریم حق حکومت و حاکمیت را دارند. همچنین مشروعیت مسئولان دیگر هم از طریق انتساب یا انتصاب به دارندگان حق حاکمیت است.
اصل اخلاقی دیگری که قرآن تاکید زیادی روی آن دارد، اصل عدالت محوری است. در این زمینه در قرآن آمده است که «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط» یعنی خداوند میگوید که ما انبیا را با بینات و کتاب و میزان فرستادیم تا مردم به سوی قسط حرکت کنند البته قسط به تنهایی به معنی عدالت اقتصادی است. عدالت در سایر امور مانند عدالت در قضا و امور اجتماعی و زندگی نیز مورد تصریح قرآن است و در آیات مختلفی به آنها اشاره شده است. به عنوان نمونه در یکی از آیات آمده است که «یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لایجر منکم شنان قوم علی الا تعدلوا أعدلوا هو اقرب للتقوی واتقواْ اللّه إن الله خبیر بما تعملون» در این آیه خداوند از اهل ایمان و مسلمانان میخواهد که برپای دارندگان قسط و عدل برای خداوند باشند. همچنین اگر قومی ستم کرد، نباید از مسیر عدالت خارج شد.
* غیر از حقمداری و عدالتطلبی چه اصول اخلاقی دیگری مورد نظر قرآن است.
** یکی دیگر از اصول اخلاقی حاکم بر سیاست اسلامی که مورد تاکید مکرر قرآن است، اصل عقلگرایی است. البته توضیح مفهوم عقلگرایی از نگاه قرآن نیاز به یک مقدمه دارد. بر این اساس میتوان گفت که اصلیترین تفاوت انسان و حیوان در عقل و خرد است. تفکر عقلانی به این معناست که انسان با کنار هم قرار دادن اشیا و پدیدهها بتواند واقعیتهای ملموس و غیرملموس را استخراج کند. در تفکر عقلانی هیچگاه هدف از ذهن انسان متفکر غایب و خارج نمیشود. همواره هدف در مقابل چشمان انسان جلوه میکند. در منطق فکر را اینگونه تعریف کردهاند: «الفکر حرکة الی المبادی و من المبادی الی المرادی» فکر حرکت به سمت ابزار و از طریق ابزار به سوی هدف است.
در تعریفی دیگر که علیالظاهر از شیخ الرئیس ابوعلی سیناست، آمده که «الفکر حرکت الی المراد و من المراد الی المبادی و من المبادی الی المرادی» فکر حرکت به سمت هدف است و از هدف به سمت ابزار و سپس مجددا از ابزار به هدف برمیگردد. براساس این تعریف، انسان متفکر ابتدا هدف را مدنظر قرار داده و سپس به سراغ ابزارها میرود. با این توضیحات باید گفت که انسان سیاستمدار مسلمان باید همواره هدف را مد نظرش در اعمال و رفتار و تصمیمگیریهای خود داشته باشد و این هدف بیش از هر چیز حاکمیت اسلام و قرآن و ارزشهای اخلاقی است. براین اساس یک سیاستمدار مسلمان باید در انتخاب هر ابزاری هدف را در نظر داشته و متناسب با هدف، ابزار را انتخاب کند. در این زمینه قرآن کریم اشارات مکرری دارد، بهعنوان مثال دعوت به جستوجو در اقوام گذشته و علل رشد و نابودی آنها میکند. علل اصلی نابودی امتهای گذشته دور شدن آنها از اهداف راستین و حاکمیت دنیاگرایی و ارزشهای غیرالهی و غیرانسانی و دوری از مسیر حق و عدالت بود که باعث نازل شدن عذاب الهی شد.
بنابراین قرآن مکررا از مومنان میخواهد که با بصیرت رفتار کنند. این موضوع در فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری هم مکررا مورد اشاره قرار گرفته است. بصیرت به معنی درنظر گرفتن دائمی اهداف و انتخاب ابزارها متناسب با اهداف است. بر این اساس میتوان بصیرت را از اصلیترین ویژگیهای جریانات سیاسی مطلوب دانست و لذا میتوان از همه جریانات و سیاستمداران خواست که در مسائل سیاسی و اجتماعی با بصیرت رفتار کرده و همواره اهداف اصلی اسلام و انقلاب را درنظر بگیرند و در شرایط کنونی اصلیترین هدف، حفظ نظام جمهوری اسلامی است.
اصل اخلاقی دیگر مورد نظر قرآن که باید در سیاست اسلامی همواره مورد توجه باشد، اصل مشارکت در فعالیتهای سیاسی است. بر این اساس باید همه امور جامعه با مشورت و مشارکت همگان انجام شود. از نگاه قرآن، پیامبر اسلام با همه عظمت خود در کارها باید با مردم مشورت کند: «وشاورهم فی الامر» هر چند که برخی از محققان معتقدند که یکی از خصایص و واجبات اختصاصی پیامبران مشورت است اما باید گفت که فرمان «وشاور هم فی الامر» دستوری برای همه مسلمانان و پیروان ادیان است و اختصاص به نبی مکرم اسلام ندارد البته از نگاه قرآن، تصمیم نهایی با پیامبر است زیرا «واذا عزمت فتوکل.» با این توضیحات میتوان گفت که جریانات سیاسی و سیاستمداران باید اهل تعامل، مشورت و مشارکت بوده و سعی در استفاده کامل از ظرفیتهای جامعه اسلامی داشته باشند. البته ذکر این نکته ضروری است که بحث از قلمرو مشارکت از نظر اسلام و قرآن نیازمند یک بحث مستوفی و مفصلی است که در این فرصت امکان پرداختن به آن نیست اما بهطور اجمال میتوان گفت که در مواردی که نص صریح قرآنی است، مشورت بیمعنی است اما در سایر امور میتوان با رعایت حدودی مشورت را جایز دانست.
* جامعه فعلی ایران را چه اندازه نیازمند اصول اخلاقی دانسته و فاصله جریانات سیاسی و سیاستمداران را نسبت به فضای اخلاقی مطلوب چگونه میدانید؟
** جامعه امروز ما به شدت نیازمند توجه به اصول اخلاقی و ارزشی است و لازم است که در این زمینه اقدامات و بحثهای فراوانی صورت گیرد، بهویژه آنکه احساس میشود که جناحها و جریانات سیاسی مبتلا به پارهای از ابتلائات شدهاند بهطوری که از اهداف و مبانی شریعت و اسلام فاصله گرفتهاند که این وضعیت نیازمند اصلاح است. به عبارت دیگر اقدام جهت سالم سازی فضای سیاسی کشور از جمله مهمترین اقدامات شرایط فعلی است که نیازمند حضور جدی و همه جانبه اندیشمندان و سیاستمداران متدین است تا در پرتو این کوششها فضای مطلوب و خداپسندانه در بین همه جریانات سیاسی و سیاستمداران کشور حاکم شود.
البته لازم است فضای عمومی جامعه را از فضای جریانات سیاسی تفکیک کرد. جریان عمومی کشور و توده مردم فارغ از جریانات سیاسی به اسلام مینگرند و میتوان گفت که خداوند متعال با عنایت خاص خود هوش غیرمشهودی به ملت ایران عطا کرده و براساس آن هوش سمت و سوی سیاسی درستی را همواره انتخاب میکنند ولی در بین برخی افراد و جناحهای سیاسی به دلیل حفظ منافع گروهی و حزبی این وضعیت مشاهده نمیشود.
البته در این مورد باید به یکی دیگر از اصول اخلاقی حاکم بر سیاست اسلامی اشاره کرد و آن لزوم تبعیت از رهبری است که مورد تاکید مکرر قرآن کریم است. به عنوان نمونه میتوان به آیه «یا ایهاالذین امنوا اطیعوالله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم» اشاره کرد. بنابراین از نظر قرآن اطاعت از رهبری دارای بعد ارزشی و اخلاقی است. اکنون که ما از نعمت حضور امامان معصوم بیبهرهایم اما به لطف کوششهای حضرت امام خمینی(ره) از برکت ولایت فقیه برخوردار هستیم. ولایت فقیه به عنوان یک اصل استراتژیک میتواند رفعکننده نزاعها و اختلافات داخلی میان جریانات سیاسی باشد. رهبری به عنوان یک پدر بر سر همه افراد و جریانات سیاسی قرار داشته و طبیعتا موقع اختلاف میان فرزندان باید پدر رافع مشکلات باشد و لازم است که همگان از رای ایشان تبعیت کنند. در نتیجه اطاعت و تبعیت از رهبری و ولایت فقیه شرط نجات و صلاح کشور خواهد بود و برهمگان واجب است که در این مسیر گام بردارند.