تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۹  ، 
کد خبر : ۱۳۸۱۹۶

سلاح‌های هسته‌ای زورآزمایی برای هیچ

ترجمه و تنظیم: میثم نجات دهکردی اشاره: در مقاله ای که پیش روی شماست، «جان ملر» باانتقاد از طرح خلع سلاح اوباما و بیهوده خواندن آن، اثبات می کند که تهدیدات هسته ای آنگونه که واشنگتن درباره آنها اغراق می کند، جدی نیستند. وی سپس با اشاره به هزینه های سنگینی که صرف ساخت و نگهداری این نوع سلاح ها می شود، این هزینه ها را بیهوده می داند و بر این باور است که سلاح های هسته ای به دلیل نداشتن کاربرد در عصر کنونی خود به خود در حال نابودی هستند. نویسنده در ابتدای هر بخش از مقاله خود یک سؤال را که به باور عمومی تبدیل شده، مطرح می کند و سپس به آن پاسخ می دهد. سرویس خارجی کیهان

* آیا تسلیحات هسته ای بزرگترین تهدیدات علیه بشریت هستند؟
** خیر. اما اگر شما به سخنرانی رهبران جهان گوش کنید، شاید فکر کنید سلاح های اتمی بزرگترین تهدید هستند. «باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در نخستین سخنرانی خود در شورای امنیت سازمان ملل متحد هشدار داد: «اگر فقط یک بمب هسته ای در شهری منفجر شود - چه نیویورک باشد یا مسکو، چه توکیو و پکن یا لندن و پاریس- می تواند صدها هزار نفر را بکشد. این فاجعه باعث بی ثبات شدن امنیت، اقتصاد و شیوه زندگی ما خواهد شد.» اوباما مسئله خلع سلاح هسته ای رابه گونه ای در دستور کار خود قرار داده است که دهه ها پیش از این سابقه نداشته و وعده داده که در راستای رسیدن به دنیای بدون سلاح اتمی تلاش کند. او مذاکرات متعددی را در حال پیگیری است و به نظر می رسد در نگاهش سال 2010 سالی حیاتی باشد.
اما مذاکرات اوباما بر پیش فرض های غلطی بنا شده است. البته همانگونه که اوباما گاه و بیگاه به ما یادآوری می کند، سلاح های هسته ای قطعاً مخرب ترین سلاح هایی هستند که بشر تاکنون ساخته است. اما بیش از 60 سال است که تنها کاری که این سلاح ها کرده اند، «خاک خوردن» بوده است و تبلیغات چی ها درباره احتمال انفجار آنها مبالغه می کنند.
سلاح های هسته ای تاثیر فاحشی روی دنیا داشته و بر رنج های مردم افزوده اند، باعث ناامیدی های بسیاری شده و ژست های سیاسی جنون آمیزی را به وجود آورده اند. به هر حال تاثیر واقعی بسیار محدودی داشته اند، لااقل بعد از جنگ جهانی دوم اینگونه بوده است. حتی باهوش ترین نظریه پردازان نظامی درباره راه های عملی استفاده از سلاح های هسته ای در میادین نبرد نتوانسته اند به جمع بندی درستی برسند. گذشته از مسائل اخلاقی و انسانی، بعید است هدفی را بتوان یافت که با سلاح های متعارف نتوان آن را از بین برد. در واقع، اصلی ترین مورد استفاده از سلاح های هسته ای قرار بود جلوگیری از اقدام شوروی سابق در به راه اندازی جنگی هیتلرگونه باشد، توهمی که بنا به شواهد تاریخی رد، و اثبات شده که شوروی سابق به هیچ وجه قصد چنین کاری را نداشته است. در حقیقت تهدیدی وجود نداشت که فکری برای طرح بازدارندگی شود!
در عوض، سلاح های هسته ای هیچ کاری انجام نداده اند. اما به هر حال این سلاح ها در اتلاف مبالغ هنگفتی از سرمایه کشورها موفق بوده اند- گزارش رسمی موسسه بروکینگز در سال 1998 نشان داد که آمریکا از سال 1940 تا آن زمان بیش از 5500 میلیارد دلار صرف تجهیزات هسته ای کرده است.
این هزینه البته شامل خسارات ملموسی از جمله به کارگیری گروه های متخصص و دانشمند هسته ای، مهندسان و تکنسین هایی برای توسعه و نگهداری سلاح هایی که هیچ سودی ندارند، نشده است. در حقیقت، تنها جنبه مفید تلاش های مرتبط با سلاح های هسته ای درباره پروتکل ها و سیاست هایی برای جلوگیری از شلیک آنها بوده، تلاش هایی که اگر سلاح های هسته ای وجود نداشتند، اساساً ضروری نبود.
* آیا طرح اوباما برای از بین بردن تسلیحات اتمی طرح خوبی است؟
** لزوماً خیر. طرح اوباما که برای اولین بار آوریل گذشته در پراگ از آن سخن رفت، تلاشی بلندپروازانه برای خلاص کردن جهان از سلاح های اتمی است. در طرح اوباما، کشورهای در حال توسعه به یک بانک سوخت اتمی زیرنظر مجامع بین الملل دسترسی خواهند داشت، اما به آنها اجازه تولید مواد هسته ای با غنای لازم برای تولید سوخت داده نخواهد شد. کلاهک های موجود به شدت محافظت خواهند شد و قدرت های بزرگ مانند آمریکا و روسیه ملزم به کاهش میزان تولیدات سلاح خود خواهند شد. سپتامبر 2009 مجمع عمومی سازمان ملل طی قطعنامه ای از طرح اوباما حمایت کرد تا پروژه وی از حمایت یک نهاد معتبر هم برخوردار باشد. اما چندان نیازی به این تدابیر وجود ندارد. سلاح های اتمی خود در حال نابودی هستند و نیازی به طرح های جامع بین المللی مانند طرح اوباما برای نابود کردن آنها نیست. در جریان جنگ سرد طرح های موشکافانه حاصل از مذاکرات چندجانبه هیچ تأثیری در روند خلع سلاح نداشت- حتی برخی تلاش ها مانند قرارداد سالت (SALT) در سال 1972 اوضاع را از بعد نظامی وخیم تر کرد. با کاهش تنش ها پس از جنگ سرد، نوعی از مسابقه تسلیحاتی منفی به راه افتاده و سلاح ها خود به خود به سمت نابودی پیش رفته اند و سیاستمداران دریافته اند که نداشتن چیزهای بی ارزش بسیار مقرون به صرفه تر از داشتن آنهاست. در سال 2002 تعداد کلاهک های چاشنی گذاری شده در زرادخانه های آمریکا و روسیه از 70 به 30 هزار کاهش یافت و هم اکنون کمتر از 10 هزار کلاهک چاشنی گذاری شده در زرادخانه های دو کشور وجود دارد.
در واقع، هر دو طرف مدت هاست دریافته اند که اگر کاهش تسلیحات از طریق توافقنامه های دوجانبه انجام گیرد- که نیازمند در نظر گرفتن جزئی ترین مسائل است- کار بسیار سختی خواهد بود. برای نمونه، در سال 1991 آمریکایی ها اعلام کردند که به طور یکجانبه سلاح های هسته ای خود را کاهش می دهند و شوروی هم به زودی همین کار را کرد. «نینا تاننوالد» استاد دانشگاه براون در مورد این حرکت گفت: «این، رادیکال ترین اقدام برای معکوس کردن مسابقه تسلیحاتی است.» این حرکت رادیکال اما بدون امضای هیچ توافقنامه ای انجام شد. زمانی که در سال 1992 سنای آمریکا پیمان کاهش تسلیحات را تصویب کرد، مدت ها قبل از آن دو طرف حتی فرای مفاد آن توافقنامه اقدام به کاهش سلاح های خود کرده بودند.
فرانسه نیز به طور یکجانبه میزان سلاح های خود را به شکل قابل توجهی کاهش داده است- اگرچه توضیح اینکه فرانسه به چه دلیلی سلاح های هسته ای انبار کرده، بسیار مشکل است. انگلیسی ها هم به شدت از جانب افکار عمومی داخلی تحت فشارند تا زرادخانه های اتمی خود را کاهش دهند. چین نیز سلاح هایی بسیار کمتر از آنچه توان ساختش را داشت، تولید کرده است- هم اکنون پکن فقط 180 کلاهک در اختیار دارد.
یک مسابقه تسلیحاتی منفی می تواند مانند نوع مثبت آن بی نظم، مبهم، مبتنی بر منافع یکجانبه و به طور بالقوه قابل از سرگیری باشد. اما شواهد تاریخی نشان می دهند که کاهش تسلیحات تنها به دور از توافقنامه های رسمی ممکن است. توافقنامه های رسمی مانند آنچه اوباما پیشنهاد کرده، تنها ممکن است فرآیند کاهش تسلیحات را دچار اختلال کنند.
اما امکان اینکه تمام سلاح های اتمی از بین بروند ضعیف است. انسان این سلاح ها را به وجود آورد و همچنان کسانی وجود خواهند داشت که وجود آنها را توجیه کنند.
* آیا یک انفجار هسته ای اقتصاد آمریکا را زمین گیر خواهد کرد؟
** تنها اگر آمریکایی ها اجازه بدهند. اگرچه «جرج تنت» رئیس سابق سازمان سیا اصرار دارد بگوید «ابرقارچ مانند اقتصاد ما را نابود خواهد کرد»، هیچ گاه به خود زحمت نداده که توضیح دهد چگونه ممکن است تخریب فضایی به اندازه سه مایل مربع در بخشی از خاک آمریکا، اقتصاد این کشور را نابود کند؟! یک انفجار هسته ای در، مثلا نیویورک، طبعا فاجعه وحشتناکی است که می تواند بازارها را نابود کرده و خسارات اقتصادی زیادی به بار آورد. اما آیا این انفجار بقیه آمریکا را نیز نابود می کند؟! آیا کشاورزان دیگر مناطق دست از شخم زدن زمین هایشان برخواهند داشت؟ آیا کارخانه داران خط تولیدشان را می بندند؟ آیا تمام نهادهای دولتی، جوامع مدنی و مراکز اقتصادی از بین می روند؟
بعید است که آمریکایی ها با قربانی کردن خود و اقتصادشان به یک انفجار اتمی واکنش نشان دهند. در سال 1945 ژاپن نه تنها دو انفجار اتمی، بلک بمباران سرتاسر خاک خود را متحمل شد؛ اما این تجربه وحشتناک جامعه و یا حتی اقتصاد ژاپن را نابود نکرد.
حتی این نظر که یک اقدام تروریستی هسته ای باعث می شود مردم آمریکا اعتمادشان را نسبت به دولت از دست بدهند، با توجه به حادثه 11 سپتامبر 2001، نظری بیهوده است. تاریخ نشان داده است که مردم در برابر جنگ های بیرونی میزان حمایتشان را از دولت افزایش می دهند.
* آیا تروریست ها می توانند سلاح های اتمی روسی را خریداری کنند؟
** این یک افسانه است. «گراهام آیسون» استاد دانشگاه هاروارد بارها این حرف را تکرار کرده و گفته که اسامه بن لادن 30 میلیون دلار نقد و دوتن موادمخدر به یک گروه چینی داده است تا 20 کلاهک هسته ای برای وی تهیه کنند. همچنین ادعا می شود براساس یک گزارش، القاعده یک «بمب اتمی کیفی» ساخت روس را از منابع آسیای مرکزی خود تهیه کرده و شماره سریال آن 9999 است که می توان با یک تلفن موبایل منفجرش کرد.
اگر این شایعه ها درست بودند، آن وقت این گروه تروریستی وقتی سال 2001 از افغانستان با عجله خارج شد، باید نشانه هایی از وجود این سلاح ها را جا می گذاشت.
سال 1998 که اوج قصه پردازیهای هسته ای بود، ژنرال آیسون رئیس فرماندهی استراتژیک آمریکا بارها از پایگاههای روسی بازدید کرد و در گزارش خود نوشت: «من می خواهم این نگرانی که امکان سرقت سلاح های روسی وجود دارد را برای همیشه از بین ببرم. بررسی های من نشان می دهد که روس ها به شدت درباره امنیت خود جدی هستند. به هرحال دو فیزیکدان مشهور به نام های «ریچارد گاروین» و «جرج چارپاک» گزارش دادند که «نتیجه بررسی های رئیس فرماندهی استراتژیک، نگرانی های جوامع اطلاعاتی آمریکا را برطرف نکرد. یک دهه بعد از آن گزارش، به راحتی می توان به صحت گزارش ژنرال و نادرستی شایعه «جن ها» پی برد.
براساس گزارش های معتبر، طی سالهای گذشته سلاح های روسیه امن تر نیز شده اند. منفجرکردن یک سلاح اتمی به سرقت رفته تقریبا غیرممکن است. بمب های تکمیل شده به دستگاههایی مجهزند که در صورتی که اشخاص ناوارد بمب را دستکاری کنند، یک انفجار غیرهسته ای ایجاد کرده و بمب را از کار می اندازند. همانگونه که «استفان یانگ» رئیس سابق مرکز تحقیقات اتمی آزمایشگاه ملی «لوئس آلاموس» می گوید، تنها اشخاص محدودی در جهان هستند که می دانند چگونه یک بمب هسته ای غیرمجاز را منفجر کنند. حتی طراحان بمب ها و پرسنل نگهداری بمب با مراحل پیچیده ضروری برای انفجار بمب آگاه نیستند.
* آیا القاعده به دنبال توانایی هسته ای است؟
** این ادعا هنوز ثابت نشده است. القاعده شاید علاقه داشت که سلاح های اتمی و دیگر تسلیحات کشتار جمعی را بدست آورده برای مثال، یکی از اعضای این شبکه که به دلیل سرقت 110 هزار دلار از آن جدا شد، اعتراف کرد که اعضای القاعده در اواسط دهه 1990 قصد خرید اورانیوم را داشته اند، گرچه مواد قلابی به آنها فروخته شد. گزارش هایی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه بن لادن درسال 2001 با برخی دانشمندان هسته ای پاکستان وارد مذاکره شد که اساسا نمی دانستند چگونه می توان بمب ساخت. اما حمله آمریکا به افغانستان اگر طرحی هم وجود داشت نابود کرده است. به گفته «آن استنرسن» تحلیلگر مسائل سیاسی، براساس اطلاعات کامپیوتری که القاعده از خود در افغانستان به جای گذاشت، این گروه تنها قصد اختصاص حدود چهارهزار دلار به تحقیقات درباره تسلیحات کشتارجمعی را داشته است. علاوه بر این، هزینه یادشده فقط برای تحقیقات ابتدایی درباره سلاح های شیمیایی بوده است. «میلتون لیتنبرگ» عضو ارشد مؤسسه تحقیقات امنیتی در دانشگاه مریلند، به این گفته «ایمن الظواهری» اشاره می کند که «این پروژه اتلاف زمان و انرژی بود» و ماجرا را فیصله می دهد.
* آیا ساخت یک بمب اتمی کار ساده ای است؟
** خیر. به نوشته یک سرمقاله نویس مجله نیچر، بسیاری از دانشمندان خودخوانده، سلاح های اتمی در عمرشان حتی یک بمب اتمی هم ندیده اند و همین ها هستند که می گویند ساخت بمب اتمی کار ساده ای است. وی می نویسد: «فرآوری اورانیوم کار بسیار مشکلی است و پلوتونیوم نیز یکی از پیچیده ترین سلاح هایی است که تاکنون کشف شده است.» برای ساختن بمب از این فلزات، تکنو لوژی بسیار پیچیده وخاصی مورد نیاز است. اگرچه اطلاعات پایه و اولیه در مورد ساخت سلاح اتمی در اینترنت قابل دسترسی است، اما هیچ کدام از این روش های ساخت آنلاین شامل جزئیات اساسی و ضروری برای تولید یک بمب واقعی نیستند.
ساده انگاری ساخت یک بمب اتمی باعث شده است که مدعیان اساسا هزینه ها و سختی های ساخت بمب را نادیده بگیرند. کمیسیون «سیلبرمن- راب» که درسال 2005 برای بررسی خطاهای اطلاعاتی آمریکا درباره جنگ عراق تشکیل شده در گزارش خود نوشت که برابر دانستن «تدارک برای ساخت بمب» با «توانایی ساخت بمب» یک خطای تحلیلی بسیار بزرگ است. یعنی فقط به خاطر اینکه یک کشور می تواند تجهیزات ساخت بمب را خریداری کند، به این معنی نیست که توان ساخت بمب را دارد. برای مثال، لیبی بعد از سه دهه تلاش انسانی و صرف بیش از 100 میلیون دلار، هیچ پیشرفتی در زمینه تولید سلاح اتمی نداشته است. در واقع، بخش عمده مواد هسته ای این کشور که پس از لغوشدن برنامه هسته ای تسلیم مراجع بین المللی شد، در بسته های پلمب شده اولیه خود (orginal) بودند و حتی در آنها باز نشده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات