مریم کاملیان
هر روز خبرهایی را میشنویم از گوشه و کنار جهان درباره مخالفتهای غرب با مظاهر دینی مسلمانان بهویژه حجاب زنان مسلمان. اخراج گویندگان محجبه از شبکههای تلویزیونی و ممنوعیت حجاب در کشورهای اروپایی مانند فرانسه و حتی کشورهای آسیایی و اخراج دانشجویان زن محجبه مسلمان از دانشگاههای آنها.
یک جامعهشناس فرانسوی در خصوص سیاستهای استعمار در مبارزه با حجاب زنان الجزایر میگوید : هر چادری که دور انداخته میشود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او میگشاید پس از دیدن هر چهره بیحجاب امیدهای حملهور شدن استعمار ده برابر میشود.
رسانههای غربی و اساساً دنیای غرب، بوسیله شبکههای تلویزیونی خود با پروژههای دنبالهدار به هویت مسلمانان ضربه میزنند، از جمله آن ضربه به عفاف و حجاب زنان مسلمان، با تمسخر نمادهای حجاب همچون مقنعه، پوشیه، چادر و... است.
هر روز تولیدات مستهجن و با ترویج برهنگی، بیبندوباری، بزرگنمایی اقدامات دولتها علیه حجاب، اخراج گویندههای محجبه، اخراج دانشجویان با حجاب از جمله برنامههایی است که اعمال میشود.
اینجاست که دغدغه ما در این امر جدی میشود.
مهمترین و اثرگذارترین رسانه صدا و سیما است که میتواند ضرورت و نقش اساسی در نهادینه کردن این امر داشته باشد و جایگاه رسالت آن در واکنش به اقدامات هدفمند و دنبالهدار آنها از طریق برنامهسازی سریع و مناسب بر تهدیدات حجاب پاسخگو باشد.
در این میان در فیلمهایی که از سیما با سینما بعضاً میبینیم استفاده و حضور بازیگران زن خارجی است که البته سابقه آن به پیش از انقلاب برمیگردد. این زنان بیحجاب بهراحتی کنار هنرپیشههای ایرانی قرار میگیرند توجیه فیلمساز و بعضی از نقادان سینمایی غیرمسلمان بودن این زنان و جواز نگاه به آنها و تصویرشان، اما این حضور چه نیازی از مخاطب را پاسخ میدهد؟! اگر این شیوه از تکنیکهای دنیای فیلمسازی بهشمار میرود چرا فیلمسازان خارجی نیازی به نشان دادن زنی با حجاب کامل اسلامی در فیلمهایشان ندارند یا اگر هم اقدام به اینکار میکنند هنرپیشه زن مسلمان را وادار به برداشتن حجاب یا بازی در نقشهای ضددینی میکنند؟! به گمان من این موضوع نه بهعنوان تکنیک حرفهای و پاسخگویی به نیازهای حقیقی مخاطب، بلکه تنها بهمنظور جذابیت بخشیدن و ایجاد تنوع در پوشش زنان حاضر در فیلم و جذب مخاطب بیشتر انجام میگیرد. که اگر این روند و استفاده از ستارههای جهان پیش رود چه بر سر حجاب و هویتمان میآید؟!!
در فیلمهای سینمایی و گاهاً در سریالها یک نوع غفلت به پوشش زن هنرپیشه است که با مانتو تنگ و چسبان، آستین کوتاه، شال کوتاه و آرایش غلیظ دیده میشود که در اکثر فیلمها صادق است.
بعضاً در فیلمها هنرپیشهای با حجاب در یک نقش تاثیرگذار حضور دارد ولی تعهد دینی ندارد و نقشهایی کممایه، با حجاب مبتذل را در فیلمهایی دیگر میپذیرد و هویت خود را دستمایه خواست فیلمساز قرار میدهد و نقشهایی نامناسب را بازی میکند برای بدست آوردن شهرت که این اثری بسیار تخریبی بر ذهن مخاطب میگذارد و مقایسهای نسبت به تصاویری از پوشش نامناسب یا بدون حجاب و نقشهای تاثیرگذار او در ذهن ایجاد میکند که لازم است به این مهم توجه شود که در ایفای نقشها تاثیرگذار و الگوساز برای مخاطب از کسانی استفاده شود که سابقه منفی در ذهن مخاطب نداشته باشد.
یکپارچه نبودن چادر هم در برنامههای تلویزیونی موجب سرگردانی مخاطب میشود. مجریان برخی برنامهها با چادر بعضی دیگر با پوششهای رنگارنگ گویا پوشیدن کتوشلوار بهعنوان لباسی مشترک میان گویندگان بخشهای خبری و اغلب برنامهها رایج است. اگر چادر هم با طراحی شایسته برای مجریان زن بخشهای گوناگون بهصورت همسان در نظر گرفته شود. میتوان غیرمستقیم و با تکیه بر تصویر چادر را با نگاه مخاطب گره زد و آن را ترویج نمود. حجاب را باید در برنامههای کودک نیز ترویج داد، نشان دادن دختران باحجاب و نزدیکی آنها به خدا و ائمه از طریق ساخت پویانمایی و برنامههای مختلف میتواند در جهت انتخاب و تصمیمگیری او در انتخاب پوشش کمک کند که بعضاً دختران 10 و 9 ساله در برنامههای زنده بدون پوشش حاضر میشوند. تلویزیون با اجرای یک برنامه یک ساعته و لباسهای رنگارنگ مجریان نه تنها ترویج حجاب را ندارد بلکه ترویج تجملگرایی را نیز دارند و این راه ارائه الگوی مناسب نیست.
به ساخت برنامههای تبیینی درباره فلسفه حجاب و پاسخگویی به شبهات بسیار کم پرداخت شده که پرداختن این مهم ضروری بهنظر میآید.