امید عبداللهی
این روزها مصر به بازیگری تأثیرگذار بر تحولات فلسطین بدل شده است. دولت مبارک هماکنون درباره موضوعات مختلفی که با مسأله فلسطین ارتباط مستقیم دارد به ایفای نقش میپردازد. یکی از این مباحث موضوع ایجاد آشتی ملی در فلسطین به صورت عام و نزدیک کردن 2 گروه فتح و حماس به صورت خاص است. در حال حاضر مصر میانجی مذاکرات آشتی ملی فلسطین محسوب میشود و نقشی غیرقابل انکار را در اینباره ایفا میکند به نحوی که برای برخی از گروههای فلسطینی برگزاری مذاکرات آشتی ملی بیحضور مصر غیرقابل تصور است، تا جایی که تشکیلات خودگردان چندی پیش اعلام کرد که تنها مصر را به عنوان میانجی قبول دارد و تنها با حضور این کشور است که سر میز مذاکره با حماس خواهد نشست. هرچند درصد بالایی از این رویکرد تشکیلات خودگردان به مصر ناشی از طرفداریهای دولت مصر از محمود عباس است اما به هر ترتیب تأثیرگذاری مصر را در تحولات فلسطین تا حدی نشان میدهد.
درباره موضوع تبادل اسرا میان حماس و رژیم صهیونیستی هم مصر از نقشی بارز برخوردار است و باز هم به عنوان میانجی شناخته میشود؛ میانجیای که در جریان مذاکرات به شکلی محسوس جانب اسرائیل را گرفته و تلاش کرده است مطالبات صهیونیستها را به حماس تحمیل کند و شاید یکی از دلایلی که میانجیگریهای مصر در هیچ عرصهای تاکنون به ثمر ننشسته است، همین نگاه جانبدارانه وی باشد که اعتماد حماس را به عنوان دولت منتخب فلسطین به دولت مبارک به صفر رسانده است. از این رو بحث مذاکرات آشتی ملی و تبادل اسرا فاصله بسیاری با اجرایی شدن دارد.اما فارغ از این میانجیگریهای مصر که برای کسب وجهه و پرستیژ در عرصه بینالملل انجام میشود، مردم فلسطین نگاهی بشدت منفی به دولت مبارک دارند و مصر را به عنوان یکی از عوامل اصلی مشکلات و مصائب ملت فلسطین میدانند. به واقع مصر با بستن گذرگاه رفح یکی از عوامل اصلی محاصره غزه محسوب میشود که نقشی بیبدیل را در فشار بر فلسطینیان ایفا میکند و از ورود مایحتاج ضروری فلسطینیها به غزه ممانعت به عمل میآورد. اخیرا نیز 2 اقدامی که توسط مصر و دولت مبارک انجام شده سر و صدای بسیاری از مجامع حقوق بشر و حامیان فلسطین را به دنبال داشته است.
مصر به بهانه مقابله با قاچاق مایحتاج فلسطینیها به غزه اقدام به ساخت دیوارهای فولادی در مرز خود با غزه کرده است. مصریها مدعی هستند که مردم فلسطین با حفر تونلهایی به قاچاق مواد مختلف به غزه اقدام میکنند. از این رو به ساخت دیوارهای فولادی مبادرت کردهاند تا محاصره بیش از یک و نیم میلیون مردم غزه را کامل کنند. دیوارهای مذکور در آمریکا و با نظارت شرکتهای صهیونیستی ساخته و در مرز مصر با غزه تا عمق 20 تا 30 متری زیر زمین نصب میشود تا امکان قاچاق زیرزمینی کالا را هم از بین ببرد. با این حال مسؤولان مصر مدعی هستند احداث دیوار فولادی در منطقه مرزی با مصر موضوعی مرتبط با امنیت ملی آنها محسوب میشود، حال آنکه این موضوع را بیش از آنکه بتوان مرتبط با امنیت ملی مصر دانست باید با امنیت ملی رژیم صهیونیستی متصل دانست.
علاوه بر این مصر از ورود کاروان کمک به غزه (شریان حیات 3) که از اروپا راهی منطقه شده بود و نیز جمعیتهای حافظ صلح به غزه ممانعت به عمل آورد تا عمق خصومت خود را با فلسطینیها آشکار سازد و در این میان حتی به اعتصاب غذای اعضای کاروان شریان حیات هم توجهی نکرد؛ اعتصاب غذایی که در نتیجه تلاش مصر برای حصر غزه انجام گرفته بود. چند روز پیش هم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر افراطی رژیم صهیونیستی به مصر سفر کرد تا مناسبات نزدیک مصر و این رژیم بیش از هر زمان دیگری عیان شود. نتانیاهو ظاهرا در جریان مذاکرات خود در قاهره بر تکمیل دیوار فولادی حائل بین مصر و غزه تأکید کرده و نقطه نظرات خود را نیز درباره موضوع تبادل اسرا با حماس اعلام کرده است. گلعاد شالیت، سرباز صهیونیست توسط یکی از گروههای مقاومت ربوده شده، با این وجود حماس به عنوان دولت منتخب فلسطین وعده داده است که اگر اسرائیل با آزادی اسرای درخواستی موافقت کند، زمینه آزادی شالیت را فراهم خواهد کرد.
افزون بر این مسأله روند سازش و از سرگیری گفتوگوها میان صهیونیستها و تشکیلات خودگردان از دیگر مسائل مطروحه در سفر نتانیاهو به مصر بوده است. قطع این گفتوگوها که در نتیجه اصرار صهیونیستها بر ادامه شهرکسازی رخ داده، اسرائیل را بیش از هر زمان دیگری در انزوا قرار داده است و آنها در حال حاضر میکوشند با بازگشت سر میز مذاکرات اندک مشروعیتی را برای خود در نظام بینالملل دست و پا کنند. در کنار آنچه بیان شد، مسائلی نظیر توسعه مناسبات اقتصادی بویژه انتقال گاز از مصر به سرزمینهای اشغالی و اجرای طرحهای واحد در منطقه از دیگر اهداف این سفر است که ظاهرا توافقاتی نیز درباره آنها حاصل شده است؛ توافقاتی که عملا از حیثیت مصر در جهان عرب و اسلام چیزی بر جای نگذاشته است.