دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی بر این بنیان استوار است که این رژیم نباید در هیچ جنگی شکست بخورد. چرا که اولین شکست آن، آخرین شکست خواهد بود. از این رو، بهترین راه جلوگیری از سقوط و شکست در راهبرد امنیت ملی رژیم صهیونیستی این است که جنگی با قابلیت تهدیدات امنیتی و استراتژیک برای این رژیم روی ندهد. از آنجائی که راهبرد رژیم جعلی صهیونیستی با حفظ وضعیت بازدارندگی مطلق و اقتدارگرایانه آغاز می گردد، میل به انجام حملات پیشگیرانه درصدر راهبردهای نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
در راهبرد امنیت ملی رژیم صهیونیستی، گزینه هسته ای تنها عامل اتکای این رژیم در تامین امنیت ملی نیست بلکه برعکس این رژیم در پی برتری بی چون و چرا در زمینه توانمندی های نظامی متعارف در مقابل کشورهای متخاصم است. در همین راستا سران تل آویو سعی کرده اند تا رهیافت روشنی در حوزه تسلیحات هسته ای از خود نشان ندهند و به دلیل استفاده از مزایای بازدارندگی کشور تسلیحات هسته ای، راهبرد «ابهام هسته ای» را در پیش بگیرند.
رژیم صهیونیستی با ایجاد مؤسسات علمی هسته ای نظیر مرکز فنی تحنیون، جمعیت اشعه اسرائیل و... و اعزام دانشمندان و کارشناسان صهیونیستی جهت کسب تخصص و مهارت در زمینه تشعشعات، فعل و انفعالات اتمی و تحلیل نوترون به کشورهای مختلف از جمله انگلیس، آمریکا، آلمان و غیره در سال 1950 اولین اقدام اساسی را در جهت هسته ای شدن با تأسیس سازمان انرژی اتمی اسرائیل (IAEC) انجام داد. در مرحله بعد وزارت جنگ رژیم صهیونیستی تصمیم به تشکیل کمیته پژوهش های هسته ای متشکل از پنج کارشناس برجسته صهیونیستی به رهبری ارنست دیوید برگمن (1903 تا 1975- آلمانی الاصل و معروف به پدر اتمی رژیم اسرائیل) گرفت.
کار این کمیته برنامه ریزی برای تأسیس نیروگاه هسته ای و اعزام هیئت علمی به نقاط مختلف جهان برای کسب و تقویت دانش هسته ای بود. از آنجایی که برگمن ریاست سازمان انرژی اتمی اسرائیل (IAEC) و مسئولیت بخش مطالعات دفاعی و پشتیبانی وزارت جنگ رژیم صهیونیستی (EMET) را برعهده داشت، با هماهنگی و همکاری مشترک بین کمیته پژوهش های هسته ای، سازمان انرژی اتمی و بخش مطالعات دفاعی ارتش، فرآیند استخراج اورانیوم را تحت عنوان پروژه ماخون4- (Machon4) اجرایی کرد. پروژه ماخون -4 نه تنها در فرایند استخراج اورانیوم از منطقه نقب فعالیت می کرد، بلکه روش جدیدی نیز برای تولید آب سنگین را آغاز نمود. بدین ترتیب رژیم صهیونیستی توان تولید مهم ترین اجزای تاسیسات هسته ای را به دست آورد.
رژیم صهیونیستی برای طراحی و ساخت راکتورهای هسته ای نیاز به تکنولوژی یک کشور هسته ای داشت. از آنجا که از سال 1950، در ساخت راکتور آب سنگین رژیم صهیونیستی، نیروگاه 40 مگاواتی فرانسه و همچنین تأسیسات شیمیایی در مارکوله (Marcoule) با این رژیم همکاری نموده بود، لذا فرانسه را به عنوان شریک هسته ای خود برگزید. در همین راستا در زمان نخست وزیری بن گورین، شیمون پرز مسئول مذاکرات هسته ای این رژیم با فرانسه شد.
در پی مذاکرات و تماس های سران صهیونیستی با مقامات فرانسوی، مهمترین رویداد در این زمینه یعنی دیدار هیئت فرانسوی به ریاست «کریستین بینو» وزیر امور خارجه وقت و همراهی «بورجس مونوری»، «ایفل توما» و «ژنرال متال» معاون رئیس ستاد کل نیروهای هوایی فرانسه با هیئت صهیونیستی به ریاست «گولدا مایر» وزیر امور خارجه وقت رژیم صهیونیستی و مشارکت «مومش کرمل» وزیر ارتباطات، «موشه دایان» رئیس ستاد ارتش و «شیمون پرز» در روز 30 سپتامبر سال 1956 میلادی بود که در جریان آن فرانسه موافقت خود را با ایجاد راکتور تحقیقاتی 18 مگاواتی در سرزمین اشغالی فلسطین اعلام کرد.
در همین راستا «گای موله» (Guy Mollet) نخست وزیر وقت فرانسه در سخنرانی محرمانه ای اظهار داشت: «فرانسه به اسرائیل، بمب اتم بدهکار است.»!
در 3 اکتبر 1957، فرانسه و رژیم صهیونیستی توافق نامه ای را امضا کردند که به موجب آن فرانسه متعهد می شد یک راکتور 24 مگاواتی در جنوب اراضی اشغالی بسازد. در حالی که به گفته کارشناسان، سیستم خنک کننده وسایر تأسیسات برای 3 برابر این ظرفیت طراحی گردید و نیز پروتکلی محرمانه برای ایجاد تأسیسات شیمیایی امضا شد.
پایگاه هسته ای رژیم صهیونیستی به طور مخفیانه و دور از چشم بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی، توسط تکنسین های صهیونیستی و فرانسوی در صحرای نقب با «دیمونا» و زیر نظر مینزپرات (Mans Pratt) از فرماندهان ارتش صهیونیستی ساخته شد. اهمیت دیمونا برای رژیم صهیونیستی به حدی بود که یک سازمان اطلاعاتی جدیدی با عنوان اداره ارتباطات علمی «لحم» (Lekem) با دو هدف کسب اطلاعات و ایجاد امنیت برای پروژه نیروگاه هسته ای ایجاد گردید.
پس از مراحل اجرایی پروژه و احداث اولیه راکتورهای هسته ای، ابراز و تأسیسات جهت تکمیل راکتورها از فرانسه به سوی اراضی اشغالی روانه شد.
از طرفی مسئولان فرانسوی در توجیه نقل وانتقال اجزا و تأسیسات بزرگ راکتور مانند تانکر آب سنگین، اعلام کردند که این ابزار و وسایل به منظور ساخت تأسیسات سیستم نمک زدایی از آب دریا که در آمریکای لاتین احداث شده، منتقل می شوند. با همین حیله 4 تن آب سنگین توسط نیروی هوایی فرانسه به طور مخفیانه به پایگاه هسته ای دیمونا در صحرای نقب منتقل شد. بدین ترتیب در اوایل فوریه سال 1958 میلادی تجهیزات و تأسیسات اتمی فرانسوی وارد صحرای نقب شد و بدین ترتیب مرکز اتمی دیمونا با همکاری فرانسه و رژیم صهیونیستی تأسیس شد.
البته در ایجاد تأسیسات هسته ای رژیم صهیونیستی نباید نقش مثبت وانحرافی ایالات متحده آمریکا که بدین صورت از یک سو دانش اتمی خود را از طریق دانشمندان اتمی و یاگروه های میهمان مراکز و آزمایش های خود در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می داد و از سوی دیگر تأسیسات و راکتورهای هسته ای از جمله راکتورهای اتمی «ریشون لتزیون» را با قدرتی بالغ بر 8 مگاوات، نیروگاه «روبین» با توان 250 کیلووات را برای تولید برق و نیروگاه اتمی «ناحال سوریک» را در اختیار دولت جعلی صهیونیستی می گذاشت.
در راستای دستیابی رژیم صهیونیستی به تأسیسات اتمی نقش انگلیس را نباید از نظر دور داشت، به طوری که براساس اسناد منتشر شده از آرشیو ملی انگلیس، این کشور حدود 20 تن آب سنگین را در ازای دریافت 5/1 میلیون پوند به رژیم صهیونیستی تحویل داد. به هر حال رژیم صهیونیستی با حمایت و کمک های مالی و تکنولوژیکی دول غربی، نیروگاه هسته ای دیمونا را احداث نمود که این تأسیسات اتمی از سال 1982 قادر به تولید گازهای هیدروژنی و لیتیوم 600 و امکان جداسازی روزانه 180 گرم این گاز از گاز لیتیوم طبیعی شد که توانایی تولید بمب هیدروژنی و نوترونی رابرای رژیم صهیونیستی فراهم می کرد.