عناصر و ویژگیهای طرح سپرموشکی در چک و لهستان
سیستم دفاع موشکی پیشنهاد شده از سوی جورج دبیلو بوش، رئیسجمهور سابق آمریکا؛ براساس استقرار شبکهای از موشکهای آمریکایی در لهستان، و همچنین ایجاد شبکهای راداری در جمهوری چک بنا نهاده شده بود. در ظاهر چنین ادعا میشد که هدف از اجرای این سامانه موشکی- راداری حفاظت از خاک آمریکا و اروپای غربی در برابر موشکهای قارهپیما و بردمتوسطی است که ممکن است ایران بتواند به آن دست یابد. اما به اعتقاد کارشناسان طرح سپرموشکی به «ضربه سریع جهانی» Prompt Global strike PGS شهرت یافته است، اساساً طرحی تهاجمی است که برای توجیه افکارعمومی آنرا دفاع موشکی میخوانند. این طرح اولبار در سال 2001 در وزارت جنگ آمریکا(پنتاگون) تصویب شد و در سال 2006 نیز مورد تجدیدنظرنهایی قرار گرفت و 500 میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص یافت. براساس طرح سپرموشکی یا همان ضربه سریع جهانی، آمریکا کلاهکهای هستهای موشکهای خود را با مواد انفجاری غیرهستهای آماده عملیات میکند. از اینرو بسیاری از موشکهای مستقر در عرشه کشتیها و زیردریاییها و موشکهای مستقر در خشکی برای ماهیت جدید با کلاهکهای غیرهستهای آماده میشوند.
هدف نهایی این طرح آن است که دولت آمریکا بتواند در مدت 60 دقیقه بدون نیاز به جابهجایی عظیم نیرویانسانی و تجهیزات فوقالعاده نظامی اهداف خود را در سراسر کره زمین هدف قرار دهد. طرح ضربه سریع جهانی(PGS) در واقع نوعی«استراتژی پیشدستانه ضربه اول» است که الگوی زمینی جنگ ستارگان محسوب میشود. ابتکار دفاع استراتژیک(strategic Defense Initiative(SDI که به جنگ ستارگان شهرت یافت بر این فرض طراحی شده بود که از زمان صدور دستور حمله موشکی دشمن فرضی تا زمان شلیک موشک زمانی لازم است تا موشکهای مزبور از سیلوها خارج شود و از سکوی پرتاب شلیک شود. ابتکار دفاع استراتژیک بر این فرض استوار بود که بهترین زمان حمله به این سایت موشکی حدفاصل دستور شلیک تا زمان پرتاب موشک است. این سامانه موشکی برضد شوروی طراحی شده بود هرچند هیچگاه عملیاتی نشد اما زمینه را برای تحولات سیاسی بزرگ آماده کرد. طرح سپرموشکی هم که از سوی نومحافظهکاران حاکم بر دولت بوش ارائه شد، دارای تفکرات جنگ سردی بودند و در واقع این طرح مکمل پروژه گسترش ناتو به شرق و حوزه نفوذ و حیاطخلوت روسیه بود. اما مجموعه عواملی چون پاسخ قاطع روسیه در جنگ گرجستان به ناتو و آمریکا و تقویت سازمان شانگهای در برابر ناتو، اقدامات روسیه در گسترش روابط و همکاریهای همهجانبه خود با دولتهای چپگرا در آمریکای لاتین و دیگر مخالفان و رقبای بینالمللی آمریکا و در نهایت جابهجایی قدرت در کاخسفید و ارائه رویکرد«تغییر» از سوی دولت اوباما و همچنین افزایش نیاز آمریکا به روسیه برای برونرفت از چالشهای باقیمانده از دوران جورج بوش بهخصوص جنگ افغانستان موجب شدند که اوباما جهت جلب موافقت و رضایت روسیه طرح سپرموشکی را در چک و لهستان بهصورت موقت بهحالت تعلیق درآورد نه آنکه کلاً آنرا از دستورکار حذف نماید.
عناصر و ویژگیهای طرح «جایگزین»، علل استقبال اسراییل
بهگفته مقامهای آمریکایی دولت اوباما قصد دارد در رویکرد جدید خود از موشکهای پاتریوت و موشکهای جدید پیشرفته SM-3 استفاده نماید که قادر است موشکهای دشمن را پیش از وارد شدن به حریم هوایی اروپا و آمریکا مورد رهگیری و هدف قرار دهد. طبق اظهارات این مقامات قرار است سامانه جدید در ابتدا بر روی کشتیهای آمریکایی در مدیترانه استقرار یابد. در این چارچوب رابرت گیتس، وزیر دفاعی آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داست: ابتدا سامانه SM-3 بر روی کشتیهای آمریکا مستقر خواهد شد و تا سال 2015 ارتش امیدوار است تأسیسات SM -3 را بر روی زمین مستقر کند. طبق طرح جدید سامانههای دریایی در مدیترانه و دریای شمال نصب خواهد شد. این گمانهزنی نیز وجود دارد که بخشی از این سامانهها نیز در فلسطین اشغالی مستقر شود که البته سامانه راداری پیشرفته آمریکا سال 2008 در صحرای نقب در جنوب فلسطین اشغالی نصب شده است. یک احتمال دیگر این است که کشتیهای جنگی ایجیس نیروی دریایی آمریکایی که بهرهگیرهای موشکی SM-3 مجهز هستند به دریای مدیترانه و دریای سرخ در شمال و جنوب فلسطین اشغالی اعزام و در آنجا مستقر شوند. از اینجهت ارتباطی معنادار بین طرح سپرموشکی جدید آمریکا با رزمایش دریایی مشترک آمریکا و اسراییل طی ماه آینده میلادی در دریای مدیترانه و دریای سرخ و همچنین استقبال رژیم صهیونیستی از طرح سپرموشکی جدید آمریکا مشاهده میشود. در این رزمایش سیستمهای موشکی حیتس اسراییلی و سه سیستم ضدموشکی آمریکایی شامل: تاد، ایجیس و باک 3 که هر سه پیشرفتهترین حالت سیستم پدافند پاتریوت است آزمایش میشوند و بهتدریج در سرتاسر اسراییل مستقر خواهند شد.
روزنامه اسراییلی معاریو بهنقل از مقامات بلندپایه وزارت دفاع این رژیم نوشت:«حضور ناوهای آمریکایی مجهز به سیستمهای دفاع موشکی پیشرفته در آبهای منطقه، یک دیواره حائل امنیتی قویتری برای اسراییل بهوجود میآورد. طرحهای جایگزین آمریکا، جهشی بلند در دفاع از حریم اسراییل خواهد بود.» این روزنامه همچنین بهنقل از یکمقام ارشد وزارت دفاع اسراییل افزود:«در این مرحله، آمریکا بر استفاده از ضدموشکهای «پیکان دو» ساخت اسراییل توجه دارد و در مرحله بعدی ضدموشکهای«پیکان سه» مورد استفاده قرار خواهد گرفت و نیز سیستمهای دیگر پیشرفته سپردریایی ایجیس روی عرشه ناوهای موشکی آمریکا مستقر میشود.» این مقام اسراییل عملکرد سیستمهای ایجیس را در منحرف کردن موشکهای دور پرواز،«درخشان» توصیف کرد و گفت که ارزیابی اسراییل این است که حرکت ناوهای آمریکایی که از جمله مجهز به سیستمهای سپردریایی ایجیس باشند، در آبهای منطقه مانند دریای مدیترانه و بحراحمد، افزایش یابد. براین اساس روزنامه لبنانی السفیر در مطلبی نوشت:«آمریکا و اسراییل با بازکردن افقهای جدید، درحال تبدیل اسراییل به پایگاه نظامی با انتقال سیستمهای نظامی بسیار پیشرفته آمریکایی هستند و بدینترتیب مراکز قدرت آمریکا از اروپای غربی و جنوبشرق آسیا به قلب خاورمیانه و سواحل شرقی دریای مدیترانه انتقال خواهند یافت.»
ارتباط طرح سامانه موشکی جدید آمریکا با تحولات خاورمیانه
بهنظر میرسد از چند جهت طرح سپرموشکی جدید آمریکا با تحولات خاورمیانه و طرحهای سیاسی و نظامی موجود در این منطقه ارتباط دارد. نخست اینکه پس از جنگهای33 و 22 روزه قدرت بازدارندگی اسراییل زیرسوال رفته است و امنیت آن در یک رویارویی نظامی احتمالی کاملاً آسیبپذیر شده است. از اینرو احیا و یا حداقل افزایش توان دفاعی رژیم صهیونیستی در اولویت برنامههای نظامی این رژیم و حامیان غربی آن قرار دارد. این موضوع از آن جهت که تأسیسات هستهای این رژیم در معرض حملات موشکی ایران قرار گرفته، اهمیت مضاعفی یافته است. دوم اینکه رویکرد دولت جدید آمریکا مبتنیبر حل بستهای و همزمان مسائل و بحرانهای موجود در خاورمیانه با توجه بهوجود ارتباط ماهوی و تفکیکناپذیر این مسائل و بحرانها از یکدیگر است و در این جهت بهنظر میرسد اجرای طرح سپرموشکی در دریای مدیترانه، دریای احمر و فلسطین اشغالی در واقع امتیازی است که پیشاپیش به اسراییل داده میشود تا با رفع نگرانیهای امنیتی خود شاید به اجرای برخی از دغدغههای امنیتی خود متقاعد شود. سوم اینکه آمریکا از زمان دوره ریاستجمهوری بیلکلینتون رئیسجمهور اسبق آمریکا در پی ایجاد سپرموشکی در حوزه خلیجفارس بود اما بهعلت مخالفت و مقاومت کشورهای عربی این حوزه این طرح به بایگانی سپرده شد و احتمال اینکه اینطرح باتوجه بههمآوایی عربستان با رژیم صهیونیستی درخصوص تحولات منطقه و مقابله با ایران دوباره از آرشیو بیرون کشیده شود، وجود دارد و اظهارات چندهفته پیش خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا درباره ایجاد چترامنیتی در منطقه میتواند مقدمه چنین تحرکی باشد.
نتیجهگیری
درمجموع بهنظر میرسد، اساساً استفاده از واژه«جایگزین» برای سپرموشکی آمریکا فریبنده است و طرح سپرموشکی در چک و لهستان با طرح جدید در دریای مدیترانه و دریای سرخ دو طرح جدا و منفک از هم هستند و اگر دولت اوباما مجبور شد طرح دولت بوش در چک و لهستان را بهحالت تعلیق درآورد بهعلت واکنشهای سرسختانه روسیه و افزایش نیاز به این کشور برای برونرفت از چالشهای باقیمانده از دوران بوش بهخصوص در افغانستان بوده است و طرح جدید نه طرحی جایگزین بلکه زمینههای اجرایی آن از قبل نیز در منطقه وجود داشت اما پس از جنگ 33 روزه و همچنین برای پاسخ به نیازهای امنیتی اسراییل در چارچوب طرحهای صلح جدید اهمیت آن افزایش یافته است. از طرفدیگر اگر در طرح سپرموشکی دولت بوش، هدف اصلی روسیه بود و ایران تنها جنبه پوششی داشت اما در طرح سپرموشکی دولت اوباما، ایران و جهان اسلام در سیبل این طرح قرار دارد.