* بهنظر شما مهمترین شاخصه جنگ نرم چیست؟
** مهمترین شاخصه و تفاوت جنگ نرم با جنگ سخت بطور خلاصه این است که جنگ نرم در واقع نوعی ضربه زدن به افکار عمومی جامعه است. برخلاف جنگ سخت که تجهیزات و بناها مورد تهدید واقع میشود.
* باتوجه به تقسیم جنگ به دو محور جنگ نرم و سخت، چرا دشمن در این مقطع زمانی برای مقابله با ما به سمت جنگ نرم گرایش پیدا کرده و ابزار آنها برای این حرکت چیست؟
** جنگ نرمی که آنها علیه ما آغاز کردهاند مربوط به جریانات اخیر نیست، قبل از اینهم ما چند مورد حمله و تهاجم از جانب دشمن به صورت جنگ نرم داشتیم؛ جریان دوم خرداد از نظر من یک جنگ نرم بود. در ابتدای پیروزی انقلاب ما شاهد، یک جریان مطبوعاتی گسترده برای لطمه زدن به انقلاب هم بودیم که قاطعیت امام و وحدت مردم عامل به ثمر نرسیدن این جنگ شد و در همین راستا شهید قدوسی چهل و چهار روزنامه، هفتهنامه و ماهنامه را تعطیل کرد.
بعد از آن دشمن به سمت ترورهای کور رفت و وقتی نتیجهای حاصل نشد ما شاهد تغییر استراتژی از جانب آنها بودیم و آنان به سمت جنگ سخت گرایش یافتند. شما شاهد هستید که آنها به سمت کودتا و جنگ داخلی میروند و در همین حین به سمت حمله مستقیم نظامی آمریکا در طبس؛ مهمترین این حملات جنگ فرسایشی هشت ساله بود که استمرار پیدا کرد. اما بعد از آن دوره به این نتیجه رسیدند که جنگسخت پاسخگو نیست.
*چرا دشمن در این مقطع و پس از پایان جنگ تحمیلی راهکار حمله مستقیم نظامی را برای مقابله تغییر داد؟
** بعد از جنگ، راهکار جنگ سخت پاسخگو نبود چون در جنگ سخت دشمن با آسیب زدن به تأسیسات و افراد، افکار عمومی را علیه خود تحریک میکند یعنی وقتی افکار عمومی مطلع شوند که تجهیزات غیرنظامی هدف قرار گرفته، تحریک میشوند و در اثر همین آنان بههمین نتیجه رسیدند که باید افکارعمومی را مورد هدف قرار داد. بههمیندلیل بعد از پایان جنگ در یک مقطعی ما در معرض تحریم و فشار اقتصادی که از راهکارهای دشمن بود قرار گرفتیم. که این ترفند هم مؤثر واقع نشد زیرا این عمل وحدت درونی را بهدنبال داشت. اما تقریباً از دوره دوم دولت سازندگی باتوجه به رویکردی که رئیس دولت در سیستم مدیریتی و سیاستهای اقتصادی داشت زمینههای جنگنرم و اثرگذاری بر روی افکارعمومی فراهم شد از همان موقع ما شاهد تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، و بعد از آن ناتوی فرهنگی هستیم و این مرحله دوم جنگنرم علیه انقلاب بود. مرحلهسوم آن با جریان دومخرداد و مرحلهچهارم آنهم در دوران اخیر آغاز شد.
*وجه تمایز دوران چهام جنگنرم با سایر ادوار دیگر چیست؟ و نقش مسئولین و نخبگانسیاسی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** تفاوت عمدهای که این چندین دوره باهم داشتند و در دورهچهارم شدت یافت این بود که برخی از مسئولین و شخصیتها ابزاری برای تاثیرگذاری جنگنرم از جانب دشمن شدند.
در این دوره بهدلیلموضوع انتخابات و اینکه مردم طبیعتاً صاحبحق و رأی هستند آنها توانستند با زمینههایی که همین خواص مردودی ایجاد کردند این ذهنیت را ایجاد کنند که در انتخابات تقلب صورت گرفته و درحقمردم جابجا شده و از آنطرف اجتماع آن خواص کنار همدیگر به سازماندهی و برنامهریزی این موضوعات به کف خیابانها کشاندند که دشمن بهترین بهرهبرداری را از این موضوع کرد.
* راهکارهای مقابله با جنگنرم در این مرحله که دشمن نتواند از مسئولین سیاسی استفاده ابزاری نماید چیست؟
** راهکار مقابله این است که باید برای درمان بهسراغ افکارعمومی برویم، طبیعتاً برخورد بهشیوه جنگسخت از جانب ما در برابر هجوم نرم دشمن پاسخ نمیدهد و ما تاکنون این حرکت را انجام ندادهایم و این مطلب که عدهای معتقدند بعد از انتخابات برخوردهایی از نوع دفاعسخت از جانب عوامل انتظامی در خیابان صورت پذیرفت که ما معتقدیم اینها برای برقرار آرامش و جلوگیری از زیان رساندن به امول عمومی بود، اگر نظام قائل به برخورد سخت در برابر این آشوبها بود تلفاتی که میدادیم خیلی بیش از اینها میشد درحالیکه نظام با رأفت اسلامی با مجرمین برخورد کرد.
بنابراین راهحل مقابله با جنگنرم دفاعنرم و ترسیم و اغنای افکارعمومی است.
*آیا در این زمینه اقداماتی صورت گرفته است؟
* بله در واقع دادگاهی شدن این عوامل و شنیدن صحبتها و اعترافات اینها به افکارعمومی قوه تشخیص میدهد که آیا این اتفاقات و جریان تقلب حقیقتاً صورت گرفته یا خیر که بهعقیده بنده واقعاً تأثیرگذار بوده، البته متأسفانه پیوندی که بین شخصیتهای شناخته شده نظیر آقایان کروبی و موسوی و بعضی دیگر با آنطرف آبها و آمریکا رخ داده با هدف مشترک ضربه و لطمه زدن به استوانه اصلی انقلاب یعنی موضوع ولایتفقیه صورت گرفته است.
* نقش روحانیت در این مقطع حساس بهنظر جنابعالی چیست؟
** روحانیت از جمله خواص مؤثر در جامعه است، از طرفی روحانیون و علما را باید از جمله مدافعان ایدئولوژیک تفکر ولایتفقیه دانست. بههمیندلیل باتوجه به اینکه هدف اصلی جنگنرم پس از انتخاباتدهم لطمهزدن به ولایتفقیه بود وظیفه روحانیت خیلی سنگین است و کوچکترین موضعگیری که بتواند بهنفع آشوبطلبان تمام شود باعث لطمه به ولایتفقیه خواهد شد. در واقع همه اقشار در برابر آزمون سخت ولایتپذیری قرار دارند.
*زمانیکه دشمنان با این شیوه وارد میدان میشوند بهطوریکه بهسختی میتوان مواضع دشمن را تشخیص داد شما چه راهکارهایی را پیشنهاد میدهید؟
** علت غبارآلود بودن وضعیت فعلی این است که برخی از شخصیتها از عامل همراهی با امام استفاده میکنند و با عنوان یار امام، نخستوزیر دوران دفاعمقدس، نماینده امام در بنیاد شهید، اگر ما دیدیم نماینده و یار امام، همسو با همان شعارهای امام و جهتگیری وی در مقابل دشمنان امام و خط امام است میتوانیم به آنها اعتماد بکنیم اما باید از آقایان موسوی و کروبی و... که ادعای همراهی با امام را دارند سوال کرد اینچگونه همراهی خط امام است که دشمنان امام از قبیل بوش و اوباما، ساروکوزی و مرکل و صدای آمریکا و اسرائیل و رادیو مجاهدین و منافقین و سلطنتطلبها همه امروز طرفداران این مدعیان هستند و این افراد که رویکردشان عوض شده طبیعی است که رضایت دشمن را بهخاطر تغییر رویکرد جلب کردهاند در اینجا شاید مهمترین عامل برای جلوگیری از خطا حرکت در راستای خط ولایتفقیه است زیرا امام هم فرمودند که پشتیبان ولایتفقیه باشید تا به کشورتان آسیبی نرسد.
* نقش رسانهها در هدایت جنگنرم چگونه است؟
** مهمترین ابزار جنگنرم رسانه است. در جنگنرم برخلاف جنگسخت مواضع دشمن برای ما نامشخص است، جنگسخت موجب وحدتملی میشود اما جنگنرم عامل پراکنداگی است کما اینکه در حوادث اخیر شاهد این مهم بودیم که افکارعمومی مورد تهاجم قرار گرفت این تهاجم از جانب دشمنی صورت گرفت که در کنار شما استو و با لبخندا شما مواجه میشود و شما اصلاً مطلع نمیشوید که او دشمن است. آنها فکر شما را تغییر میدهند چنانکه گاهی موجب میشود مورد هدف دیگران قرار گیرید؛ جنگسخت همه اینها اسرار نظامی بهحساب میآیند اما در جنگنرم برخلاف آن دانستن همه امور حق مردم بهحساب میآید و این دقیقاً نقش رسانها را بهعنون یکی از مهمترین عنوامل و تجهیزات مشخص میکند زیرا در جنگنرم برخلاف جنگسخت که ابزار مقابله سلاحگرم است این سایتها و نویسنده، خبرنگار و قلم است که جزو ابزار مقابله بهحساب میآید.
* گاهی اوقات دیده میشود برخی از مسئولین بهویژه نمایندگان خبر را از خبرنگار میشنوند و طبق آن گفتار و اظهارنظر مینمایند نظر شما درخصوص نقش برخی خبرنگاران موفق در اینخصوص چیست؟
** بله؛ متذسفانه برخی از خواص بهویژه در مجلس فکر میکنند پاسخ به سئوالات خبرنگاران واجبشرعی است هرچند اگر اطلاعی نداشته باشند مصاحبه میکنند وبنده اینرا دقیقاً حس کردهام زیرا با خود من هم اینگونه رفتار کردهاند ولی بنده پاسخی نمیدهم. مهمترین کاریکه خواص باید انجام بدهند این است که در این صحنهها با علم و اطلاع و آگاهی حاضر شوند زیرا مواضع دوپهلو، و فاقد اطلاع و آگاهی و برگرفته شده از منابع غیردقیق خود،جزو تجهیزات اصلی جنگنرم بهحساب میآید.
*به نظر شما جه اقداماتی جهت جلوگیری از استفاده ابزاری از جوانان بهویژه دانشجویان در این جنگ انجام دهیم؟
** یک وظیفهای برعهده خواص و جریانهای رسانهای حقطلب و ولایتمدار است، آنهم این است که حضور پیدا کرده، به شبهات جوانان پاسخ دهیم. یک وظیفه همه برعهده خود قشر جوان و دانشجوست و آن این است که به عقب باز گردد و رفتارهای گذشته را ببیند جریانهی که امروز مدعی دفاع از حقوق ملت است سالی به اسم اصلاحات از پلکان دانشجو و دانشگاه بالا رفته و در نهایت وقتی به اهداف خودش رسید با لگد زدن به دانشگاه و دانشجو جنبش دانشجویی را مرده اعلام کرده و این حالی است که دانشجویان باید کمی دقت نمایند و صداقت را در گذشته این جریانات سیاسی پیدا کنند.
*چه اقداماتی باید صورت گیرد که در مقاطع مختبف انتخابات دیگر ما شاهد چنین تنشهایی در جامعه نباشیم و مردم با اعتماد کامل در پای صندوقهای رأی حضور پیدا کنند؟
** مهمترین کار بهعقیده بنده اطلاعرسانی از جانب رسانهها و خواص جامعه و رفع شبهات است، از طرف دیگر باید با افرادی که این اتهامات را متوجه نظام کردهاند برخورد شود و مواخذه گردند، که طی آن صدنفر از نمایندگان مجلس شکایاتی را از آقای موسوی تسلیم دادستان کل کشور کردند که ایشان برای پاسخگویی و اثبات ادعاهایشان به محکمه کشیده شوند که اگر ادعایش به اثبات نرسید با وی برخورد شودا تا چهارسال دیگر یک آقای موسوی دیگری پیدا نشود که اگر رأی نیاورد مسأله تقلب را مطرح کند و مردم به خیابانها بکشاند. پس راهکار برخورد قضایی با کسانی که در واقع این ادعاها را مطرح کردند.
* با توجه به حوادث اخیری که سیستان و بلوچستان اتفاق افتاد آیا شما ارتباطی بین این حوادث و موضوع مورد گفتگو میبینید؟
** طبیعتاً اینها بهدنبال نارضایتی مردم و ایجاد اختلاف قومی، قبیلهای هستند و میخواهند بهنوعی بیثباتی را در کشور نشان بدهند که هدفغایی آنها اثبات طرح عدم کفایت سیاسی دولت است که از شاخصههای مختلفی برخوردار است آنها مختل کردن حوزههای اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و آرامش کشور را به اشکال گوناگونی پیگیری میکنند و میکوشند با کنار هم گذاشتن این مسایل توانایی دولتدهم را زیر سوال ببرند.