نصر عزیزی
آدم با بصیرت از ورای ظواهر به مسائل و پدیدهها میاندیشد، بصیرت با تفکر حاصل میشود و اندیشه بصیرتی در مصداق به بهترین حالتها منجر میگردد. آدم بصیر از عقلش نهایت استفاده را مینماید. تصمیمگیریها و یا اظهارنظرهای توام با بصیرت نهایت فایده و استفاده و حداقل زیان و ضرر را دربردارد. چهبسا ضررهای مترتب بر آن غیرعمدی و ناشی از شرایط و موانع محیطی باشد.
در امور سیاسی که مرتبط با امور حیاتی و جان و مال و آبرو و حیثیت و نحوه زندگی مردم است، اگر از مقوله بصیرت استفاده نشود، بهتر است که کسی وارد این میدان نشود.
در شرایطی که نظام دینی و الهی بوده و اعتقاد مردم نیز دینی و کلیه تنظیمات زندگی افراد جامعه در این بستر قرار دارد، سیاستمدارات و سیاسیون با استفاده از تعالیم دینی و منابع چهارگانه آن یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل امکان بهرهگیری بیشتری از بصیرت سیاسی دارند زیرا بهدلیل اشتراک عقیده و نظر بین سیاستمدار و افراد جامعهای که از اندیشهها و یا فعالیتها و یا اقدامات وی بهرهمند میشوند، بسترها و امکانات بهتر و بیشتری فراهم میگردد. برای مثال تجربه نشان داد سیاستمداران کمونیستی بلوکشرق هرچقدر تلاش کردهاند ازب اندیشههای توام با بصیرت استفاده کنند، نتوانستند قریب 70 سال جامعه ملمانان تحتسیطره خویش را تسلیم نمایند. زیرا تضادی بنیادی وجود داشت که در نهایت به فروپاشی آن حاکمیت انجامید.
کسانیکه در نظامجمهوری اسلامی بعد از سیسال هنوز درک نکردهاند چه ویژگیهای سیاسی، روانی، شخصیتی، اخلاقی، عقیدتی، آرمانی، احساسی، منطقی، هنری، بین امام و امت و یا رهبری ولایتفقیه و مردم مسلمان حامی نظام اسلامی وجود دارد، دلیلش این است که از ویژگیهای تفکر با بصیرت غافل هستند. یعنی همان تفکری که بهمحض صدور آن از جانب اما راحل و یا مقاممعظمرهبری و یا حتی استوانههای دینی مورد اعتماد مردم یعنی مراجعتقلید، نهتنها مرزهای جغرافیایی و بینالمللی، بلکه مرز قلوب و دلها را درنوردیده و در کمترین زمان اثرات مطلوب خودا را برجای گذاشت.
بههمیندلیل بسیاری از مخالفتها با ولیفقیه عادل با هر دلیلی برای مخالفین قابل توجیه باشد، یک اصلی هم دارد و آن اینکه مخالفین از حداقل بصیرت لازم برخوردار نیستند بهعبارت بسیار سادهتر اینکه این جماعت حتی از درک و فهم منافع شخصی حتی گروهی خود عاجزند چه رسد به اینکه قیامتی و آخرتی و حساب و کتاباعمالی در فردای زندگی درکار باشد.
با این مقدمه بهنظر میرسد تفلکر توام با بصیرت سیاسی، برای کسانی نظیر مقاممعظمرهبری که در اوج قله اطلاعات و آگاهی و نگاه بهحوادث و جریانات و مدیریت صحیح و اصولی جهان اسلام قرار دارند، ملکه و تجربه نظاممند و نهادمندی شده است، از چنان جامعیتی برخوردار است که از حداقل ویژگیهای زیر برخوردار است:
1- افراد با بصیرت اندیشه مستمر محیطی دارند یعنی در محیط پیرامون خویش بهطور دائم در مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل هستند. هرچه این محیط ذهنی و یا عینی و یا فرضی و یا انتزاعی گستردهتر و بزرگتر باشد، سهم بصیرت شخص بصیر نیز بیشتر خواهد بود.
2- افراد با بصیرت علاوه بر مطالعه محیط، از اندیشه فرایندی برخوردارند. یعنی ابتدا و نقطه شروع و انتها و یا نقطه پایانی یک حادثه یا پدیده اجتماعی و سیاسی را بهخوبی میبینند و در هر مرحله آن نیز تنوقف معنادار، تعریف معنادار و تفسیر و تشریح همهجانبه دارند.
3- افراد با بصیرت بر سیر جیانها تمرکز دارند. تمرکز آنها بهمعنای آگاهی از همه جوانب محیطی حوادث و پدیدهها است. آن اندیشمندانی که حوادث اخیر را فتنه تاوام با نفاق دیدهاند، اینطور نیست که صفت نفاق را فقط در ایستگاه سال 88 و حاشیههای آن دیده باشند، بلکه مطالعه تاریخی از سیر این جریان آنها را بهشناخت دقیقتر نفاق باتوجه به ریشههای گذشته آن رسانده است. لذا برای اثبات حقانیت تفکر بصیرتی ادعا میشود اگر برای پدیده نفاق بتوان پنجاه قالب شکلی و محتوایی ساخت، با جرات میتوان گفت، دقیقشدن در متن جریانات و حوادث فتنهانگیز اخیر، درونمایههای فراوانی برای این قالبهای نفلاق میتوان پیدا کرد که مهمترین شاخصه آن دروغگویی سران جریان اصلاحات و نامزد شاخص آنها بوده است. ادامه دارد...