انقلابی مستمر و بلندمدت
حرکت و سوگیری جدی دانشگاه در تربیت نیروی متخصص و در تراز نظامجمهوریاسلامی، بهقدری در دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی دارای اهمیت است که فرمودند:
«ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم. آنچیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است. ما از دانشگاه استعماری میترسیم، ما از دانشگاهی میترسیم که آنطور جوانان ما را تربیت کنند که بهغرب خدمت بکنند. ما از دانشگاهی میترسیم که آنطور جوانان ما را تربیت کنند که خدمت بهکمونیسم کنند.»
برپایه این نگاه و لزوم ایجاد تغییرات اساسی در دانشگاهها، انقلابفرهنگی در کشور شکل گرفت و اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داد که در این مجال فرصت و قصد پرداختن به آن نیست، اما بهنظر میرسد با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی لازم است بار دیگر از زوایای مختلف به تأثیرات و تحولات انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و نسبت این پدیده با فضای کنونی دانشگاهها بپردازیم.
مروری بر ایده و آرمان دانشگاه اسلامی بهعنوان یکی از مهمترین اهداف انقلاب فرهنگی، همه توجهات را به این نکته جلب میکند که اساساً نبایستی به انقلاب فرهنگی بهعنوان یک پروژه مقطعی نگاه کرد، بلکه میباید انقلاب فرهنگی را روند و پروسه درازمدتی دانست که در هر مقطع از حیات انقلاب اسلامی الزامات، ویژگیها و عناصر خاص خود را دارد. نگاه یکجانبه، تکبعدی و محصور به یکزمان خاص به انقلاب فرهنگی قطعاً حاصل دیدگاههای افراطی و غیرمنطبق با گفتمان انقلاب اسلامی است.
گامی اساسی برای کارآمدی دانشگاه
انقلاب فرهنگی- بهمعنای عرفی آن و آنچه که در ابتدا به ذهن متبادر میشود- در ابتدای حیات جمهوری اسلامی بیشتر دارای رویکرد سختافزاری و مبتنی بر پالایش فیزیکی عناصر زاویهدار و معاند با انقلاب اسلامی بود و شاید بهدلیل اقتضای زمان و جوان بودن انقلاب اسلامی، کمتر بهتحولات عمیق در محتوا و سایر ساختارهای دانشگاهی پرداخت. اگرچه بخشی از جریانی که اجرای انقلابفرهنگی را برعهده داشت، در سالهای اخیر تلاش میکند با تخریب هویت و چرایی «انقلابفرهنگی» در افکار عمومی جامعه، از آن بهعنوان یک حرکت «بگیر و ببند» و مخالف با حقوق اجتماعی و نابودی آزاداندیشی یاد کند!
لیکن انقلابفرهنگی در همین شکل و قامت هم خود گامی اساسی بهسمت هرچه کارآمدتر شدن سیستم دانشگاهی بهشمار میرود.
لزوم آغاز فاز نرمافزاری
با تثبیت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی در سهدهه پس از انقلاب، نیاز کشور به دانشگاه و علوم و فناوریهای مختلف، بیش از پیش نمایان شد و همه ارکان کشور در استفاده حداکثری از دانشگاه اتفاقنظر داشتهاند. نکته حائز اهمیت اینجاست که آیا محتوا و جهتگیریهای موجود دانشگاه- بهویژه در علوم انسانی- پاسخگوی نیازهای جمهوری اسلامی هست یا خیر؟ جواب قطعاً منفی است و میباید معترف بود که وضع موجود دانشگاهها در حوزه علومانسانی، بههیچوجه متناسب با ظرفیتهای بالقوه و بالفعل کشور و نظام نیست و از این حیث در جامعه دچار خلع جدی هستیم.
یکی از ریشههای مهم وضعیت نامطلوب فعلی دانشگاهها فراموش شدن اصول انقلاب فرهنگی و اعتقاد نادرست بخشی از مدیران به پایان این حرکت ارزشمند است. بهنظر میرسد فاز اصلی انقلاب فرهنگی در حوزه نرمافزاری و محتوایی قرار دارد و اکنون در یک نقطه عطف تاریخی قرار گرفته است. به این معنا انقلاب فرهنگی همچنان میباید روح حاکم بر دانشگاه باشد و ترجمان واقعی از آن در فضای خطیر فعلی ارائه شود.
سرمایه ملی نه ابزار سیاسی
مخالفان و منتقدان انقلاب فرهنگی، با مقایسه انقلاب فرهنگی سالهای اول انقلاب و شرایط کنونی، دائماً در تلاشند تا اثبات کنند درصورت استمرار انقلاب فرهنگی، اتفاقات ناخوشایندی رخ خواهد داد. در صورتی که انقلاب فرهنگی باید باجدیت به راه خود ادامه دهد و ثمره این استمرار در ابعاد مختلف دانشگاهی نمایان شود. انقلاب فرهنگی نه یک ابزار سیاسی که یک سرمایه ملی برای خدمت متقابل دانشگاهیان و جامعه است و از اینرو نباید از کنار این مفهوم استراتژیک به سادگی گذشت. بدون شک مخالفان متعصب انقلاب فرهنگی خواسته یا ناخواسته در خدمت اهداف دشمن در دانشگاهها قرار گرفتهاند.
لزوم بازنگری در محتوای متون درسی
انقلابفرهنگی اکنون دارای رویکرد نرمافزاری است و این البته بر پیچیدگیهای اجرا و عملیاتیکردن آن در فضای فعلی خواهد افزود. لزوم بازنگری در محتوای متون درسی همراه با نهضت تولید علم، ترجمان فعلی انقلابفرهنگی است.
لذا جامعه دانشگاهی کشور که علاقهمند به پیشرفت کشور است نه تنها باید جلوی تخریب مفهوم و تاریخچه انقلابفرهنگی را بگیرد بلکه باید تمام تلاش خود را به استمرار و تقویت این حرکت ارزنده علمی و فرهنگی معطوف کند.
به این ترتیب طرح مباحثی همچون انقلابفرهنگی دوم اساساً یک انحراف در مسیر نیل به اهداف مستمر دانشگاهی است و هدف اصلی آن جلوگیری از تحولات اساسی برای دستیابی به پیشرفتهای چشمگیر علمی است.
وظایف شورای عالی انقلابفرهنگی
مسئولان آموزش عالی کشور و بهخصوص شورای عالی انقلابفرهنگی بهعنوان مجریان و سیاستگذاران اصلی استمرار انقلابفرهنگی در دانشگاه میباید با ایجاد فضایی شفاف و روشن از غبارآلود شدن فضای فکری جامعه نسبت به انقلابفرهنگی جلوگیری کرده و با تسریع در انجام وظایف خود در تنظیم نقشه جامع فرهنگی و علمی کشور- که مطمئناً دانشگاه در آن نقشی بیبدیل و مهم را ایفا خواهد کرد- از فرصتی که امروز به برکت گفتمان انقلاب اسلامی فراهم است بیشترین بهرهبرداری را بهعمل آورند.
بیگمان در این مسیر، فهم و تحلیل درست شرایط جامعه و دانشگاهها میتواند نقشی بسیار مؤثر در اتخاذ تصمیمات و رویکردهای صحیح داشته باشد.
انقلابفرهنگی تازه در اول راه است. بیشک یکی از موارد مهم مورد مناقشه در جنگنرم، اهداف و کارکردهای انقلابفرهنگی است که یقیناً تلاش جبهه اپوزیسیون نظام برای صدمه زدن و بیحیثیت کردن انقلاب فرهنگی در آینده دوچندان خواهد شد.