به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامه فرامنطقهای القدس العربی، در تحلیلی تحت عنوان "جنایت موساد در دبی" به قلم عبدالباری عطوان، مدیر مسئول این روزنامه، مینویسد: اقدام موساد مبنی بر ترور محمود المبحوح، یکی از فرماندهان شاخهی نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) در هتل محل اقامتش در دبی، چیزی فراتر از نقض خط قرمز است، زیرا اولا این جنایت در یک کشور میانهروی عربی با رویکردهای اقتصادی و اجتماعی لیبرالیست صورت گرفته است و این کشور 10 روز پیش میزبان یک وزیر اسراییلی بود که برای مشارکت در کنفرانس انرژیهای تجدیدپذیر به امارات سفر کرده بود. دوم این که باز کردن باب ترورهای سیاسی در خارج از اراضی فلسطینی، مسلما عملیاتهای انتقام جویانهی متقابل را در بیشتر پایتختهای عربی و غربی به دنبال خواهد داشت.
عطوان در ادامه مینویسد: نحوهی اجرای ترور این عضو گردان عزالدین القسام، نشان میدهد که این ترور در نهایت دقت طرحریزی شده است تا جایی که عناصر جاسوسی اسراییل رد این شهید فلسطینی را از دمشق تا دبی گرفتهاند و این اقدام حاکی از یک نقض امنیتی و یا اهمال امنیتی شدید از سوی جنبش حماس و سازمانهای امنیتی سوریه است. تروری در این سطح که یکی از شخصیتهای بنیانگذار گردان عزالدین القسام را هدف قرار داده است، نمیتواند کار کسی جز موساد اسراییل باشد.
در ادامه این تحلیل آمده است: این که چنین جنایتی در دوره نخست وزیری بنیامین نتانیاهو و دولت راست و افراطی و نژادپرست او صورت گیرد، تصادفی نیست زیرا نتانیاهو در اولین دورهی نخستوزیریاش و در شرایط سیاسی و دیپلماتیک مشابه، در سپتامبر 1997 تعدادی از مزدوران موساد را برای ترور خالد مشعل، رییس دفتر سیاسی جنبش حماس به امان پایتخت اردن فرستاد تا با سمهای شیمیایی او را مسموم کنند. در همان زمان ملک حسین پادشاه اردن تهدید کرد که در صورت عدم ارسال پادزهر برای سمهای استفاده شده در این ترور، معاهدهی صلح با اسراییل را لغو میکند. همین امر موجب شد که دولت نتانیاهو در میان فضاحت بینالمللی با اذعان به این ترور مجبور شود به درخواست ملک حسین پاسخ دهد.
عطوان میافزاید: دولت امارات تعامل جدی با این مساله، تحت پیگرد قرار دادن عاملان آن و تحویل دادن آنها به دستگاههای قضایی را خواستار شده است زیرا مسلما وجههی دبی به عنوان یک مرکز مالی و تجاری بینالمللی با چنین جنایتی خدشهدار شده است. با توجه به این که امنیت، محور اصلی برای حفظ این جایگاه و تحکیم آن درعرصه منطقهای و بینالمللی است. از سوی دیگر چه بسا اسراییل با چنین اقدامی سعی دارد، امارات را تحریک و مجبور به عادی سازی روابط با خود کند و با این ترور در واقع با یک تیر دو نشان بزند. ابتدا یکی از شخصیتهای نظامی مهم فلسطین را ترور کرده و دوم کشوری عربی را که همچنان در برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری مستقیم با اسراییل تردید دارد، مجبور به پذیرش این امر کند.
در این تحلیل هم چنین آمده است: نتانیاهو در یک بحران سیاسی شدید به سر میبرد. دولت او در یک انزوای سیاسی بیسابقه قرار گرفته است، فرآیند صلح که او سعی دارد از آن به عنوان ابزاری برای سرپوشگذاری بر ادامه شهرک سازیهایش و یهودیسازی اراضی اشغالی استفاده کند، کاملا تعطیل شده است. علاوه بر آن در طرف دیگر ماجرا، هم تشکیلات خودگردانی وجود دارد که تاکنون با جسارت مقابل اعمال فشارهای عربی و آمریکایی جهت بازگشت به پای میز مذاکرات ایستاده است و هم گزارش کمیتهی حقیقت یاب سازمان ملل متحد در خصوص جنگ غزه که جنایات زشت و وقیحانهی اسراییل را افشا ساخته و موجب افزایش انزجار اذهان عمومی سراسر جهان نسبت به اسراییل شده است.
عطوان در ادامه آورده است: بعید نیست در چنین شرایطی نتانیاهو به دنبال بهانهای برای حمله به غزه یا لبنان و یا هر دوی این مناطق باشد. همانطور که اخیرا سعی نمود تا با منفجر کردن خودروی بمبگذاری شده مقابل دفتر اسامه حمدان، نماینده حماس در لبنان او را ترور کند که در تحقق این هدف ناکام ماند. نتانیاهو این بار مزدوران موساد را به دبی فرستاد تا با ترور شهید المبحوح یک پیروزی ناچیز را برای خود رقم بزند، غافل از این که او باید تاوان سنگینی را برای این اقدام پرداخت کند. زیرا گردان القسام پیش از این نیز ترور مهندس یحیی عیاش از فرماندهانش را با چهار عملیات شهادت طلبانه در بیتالمقدس اشغالی، الخضیره و تل آویو پاسخ داد که صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت و دولت اسراییل و امنیت آن را خدشهدار کرد. مسلما کسی که چنین تروری را در دبی انجام داده است، خواهان صلح و ثبات در منطقه نیست. این اقدام به منزلهی شعلهور ساختن جنگ و برهم زدن امنیت است و نتانیاهو میخواهد با این جنایت منطقه را به حمام خون تبدیل کند. این اقدام برای شخصی هم چون او با این ویژگیهای نژادپرستانه و کینه توزانه عجیب نیست.
در پایان این تحلیل میخوانیم: ترور جنایتکارانهی اینچنینی، به منزله زنگ خطری برای بیدار کردن تمامی اعراب از خواب عمیقشان، بازگشت به اصول و ارزشهای ملی و اسلامی و صرفنظر نمودن از گزینهی صلحی است که طی 30 سال گذشته چیزی جز زلت و پستی برای آنان و خودکامگی برای اسراییل به همراه نداشته است. از دیدگاه اسراییل هیچ کشور عربی دارای حرمت نیست و خاک و امنیت این کشورها نیز از مصونیت برخوردار نیستند. تمامی اعراب و مسلمانان از میانهرو تا تندرو دشمن محسوب میشوند، این همان چیزی است که رهبران عرب باید دریابند و پیش از آنکه فرصت از دست برود این اصل را مبنای تعامل با این دولت چموش قرار دهند.