تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۳۸۴۲۶

ملک‌ عبدالله در ترازوی «بندر»


گرچه ملک عبدالله در دوران ولیعهدی و فترت بیماری و نقاهت ملک فهد (2005-1996) حاکم بلامنازع عربستان سعودی بوده ولی به طور قانونی 1 و 31 اوت 2005 پس از درگذشت فهد به تخت و تاج نشست. شرایط خارجی و داخلی سعودی در آغاز سلطنت او چنین بوده است.
1- در بعد خارجی: ریاض از دوران طلایی «عصر عربستان سعودی» در دهه هشتاد (زمانی که سعودی ده میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد و دوران هشت ساله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بوده) به‌دلیل آسیب‌های جنگ دوم و سوم خلیج فارس و تبعات منفی حوادث یازده سپتامبر 2001 فاصله گرفته و عربستان سعودی به‌ عنوان کانون و منبع صدور تروریسم بین‌المللی از سوی محافل سیاسی و رسانه‌های جهان معرفی شده بود.
2- در بعد داخلی: طرح سعودی کردن اقتصاد و نیروی کار و توسعه به‌ دلایل عدیده‌ای شکست خورده است. صف‌آرایی جناح‌های شاهزادگان در درون خاندان سلطنت به مرحله نهایی خود رسیده و کف قدرت در ابعاد مختلف به سود شاهزادگان سدیری‌ها بوده است. دهه نود، دوران فعالیت اصلاح‌طلبان بود و ملک عبدالله در دوران ولیعهدی برای مختل کردن توازن با شاهزادگان سدیری‌ها، خود را پیشگام جنبش اصلاح و حامی اصلاح‌طلبان معرفی کرد ولی گستره جنبش اصلاح‌طلبی برای حیات و آینده خاندان سلطنتی به یک کانون تهدید تبدیل شد، لذا خاندان سعودی با دستگیری رهبران جنبش اصلاح‌طلب و تجددگرا در 15 مارس 2004، مواضع واقعی و اصولی خود را در قبال تجددگرایی و اصلاح‌طلبی به نمایش عموم گذاشتند. ریاض در قبال تروریسم و هسته‌های سلفی وهابی سیاست‌های دوگانه‌ای داشته و با فعالیت آنها در داخل سعودی مخالفت و برخورد شدید می‌کند ولی با عملیات انتحاری آنها در سراسر جهان اسلام حامی و موافق بوده است.
نمونه این برخورد در کشتارهای دسته‌جمعی شیعیان عراق و قتل‌عام شیعیان در پاکستان به ‌وضوح دیده شده است. هسته‌های فعال و خوابیده القاعده و گروه‌های سلفی جهادی در سراسر منطقه در خدمت سیاست خارجی ریاض بوده است.
شاخص‌های سیاست داخلی و خارجی
الف:سیاست خارجی: ملک عبدالله جهت ترمیم مناسبات ریاض - واشنگتن که از تبعات حوادث یازده سپتامبر 2001 به شدت آسیب دیده بود، مجبور شد از شاهزاده بندر بن سلطان(که 23 سال سفیر عربستان سعودی در واشنگتن بوده) و تیمش استفاده کند. شاهزاده بندر بن سلطان سوابق ممتدی در مدیریت مناسبات ریاض و واشنگتن و علاوه بر آن پیشینه دوستی و مراودت با خاندان نفتی بوش - چنی داشته است. شاهزاده طی بیست سال اخیر، روابط دوستانه با محافل صهیونیستی آمریکا و لابی‌های آن پایه‌گذاری کرده بود.
فشار آمریکا به ملک عبدالله تحت عنوان طرح خاورمیانه بزرگ با عکس‌العمل‌های متفاوتی در درون خاندان سلطنتی روبه‌رو شد ولی سعودی‌ها در نهایت جهت مهار کردن این فشار از یک سو با ترمیم مناسبات خود با واشنگتن و از سوی دیگر مجبور شدند به برخی از مواد طرح مانند اصلاح مواد درسی دینی و کنترل کمک‌‌های مالی به گروه‌های سلفی در جهان تمکین کنند. کاخ سفید در نحوه تعاملش با ریاض مثل همیشه نشان داده که نفت، بازارهای اقتصادی در‌آمدهای نفتی شاهزادگان سعودی و خریدهای تسلیحاتی سعودی مهمتر از ترویج دموکراسی و جامعه مدنیت در این جامعه شبه بدوی است.
سیاست خارجی سعودی به طور سنتی از معضلات و مشکلات زیر رنج می‌برد:1- رویکردهای محافظه‌کارانه و کندی سنتی تحرکات دیپلماتیک ریاض، جوابگوی تحولات شتابان و پیچیده منطقه خلیج فارس و خاورمیانه نیست.
2- سعودی‌ها همواره سعی داشته با استفاده از دلارهای نفتی و بهره‌مندی از جایگاه وجود حرمین شریفین، خود را به‌عنوان رهبر جهان عرب و اسلام معرفی کند.
این ادعا به‌ طور سنتی پایه‌های لرزان و ضعیفی داشته و عربستان سعودی جهت محقق کردن این ادعا نیاز به تلاش‌های مجددانه و مدبرانه دارد.
3- سعودی‌ها جهت تحکیم جایگاه و موقعیت خود در منطقه همواره متوسل به لابی‌های عربی و خارجی شده‌اند. ضعف اساسی این لابی این است که اغلب لابی‌های سعودی و عوامل نفوذی آن در منطقه، مزدور جیره‌خوار هستند و هیچ پیوند اخلاقی و عقیدتی میان این لابی و دربار سعودی وجود ندارد و آنچه تعیین کننده قیمت نرخ و ارزش‌ این لابی‌هاست با تغییر حوادث و نرخ آن، مواضع آنها نیز متغیر خواهد شد.
4- سیاست منطقه‌ای عربستان سعودی به‌دلیل عدم وجود پشتوانه نظری و میدانی و نیز عدم وجود سیاستمداران قوی برای طرح‌ریزی و اجرای سیاست‌ها، دچار نوع ضعف و عدم کارایی شده است.
5- افول موقعیت سعودی در جهان عرب و اسلام، بخش عمده‌ای از آن ارتباط به سیاست‌های داخلی و روند سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری درباره ریاض داشته و بخش دیگر آن پیوند مستقیمی به عوامل خارجی و شرایط منطقه‌ و جهان داشته است.
ملک عبدالله در انتخابات و گزیدن شاهزاده بندر بن سلطان جهت مدیریت پرونده‌های منطقه خلیج فارس و منطقه خاورمیانه و مدیریت شورای عالی امنیت ملی عربستان سعودی، اشتباهات راهبردی کرده است، زیرا:
1- شاهزاده بندر بن‌سلطان از لحاظ قرابت خانوادگی و پیوند فکری و سیاست‌ به جناح برادران سدیری‌ها تعلق دارد و این جناح اگر نگوییم دشمن ملک عبدالله است به طور قطع رقیب سرسخت ملک است.
2- شاهزاده بندر پیوند سیاسی با محافل آمریکایی و صهیونیستی دارد وهمواره در خدمت اهداف این عوامل بوده است. مهمترین پرونده‌هایی که در دست بندر بوده(پرونده مناسبات ریاض- عراق، ریاض - واشنگتن، ریاض - لبنان، لبنان- دمشق و مهمتر از همه ریاض وپروسه صلح خاورمیانه و روند سازش اعراب و رژیم صهیونیستی و قضیه فلسطین) این پرونده ارتباط ارگانیکی به سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی داشته و شاهزاده همواره تحت تأثیر سیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو عمل کرده است. ملک عبدالله پس از حوادث و تحولاتی شاهد خرابکاری‌های شاهزاده بندر شده به ویژه در تشدید تنش میان ریاض- دمش و ریاض- لبنان. ملک عبدالله بعدها جهت ترمیم مناسبات خود با بشار اسد به پسرش شاهزاده عبدالعزیز بن عبدالله مأموریت‌های ویژه‌ای داد. برخی از پژوهشگران مسائل عربی گمان می‌کردند که نوسانات و تناقضات موجود در مواضع سیاسی دربار سعودی در سطح داخلی و خارجی معلول نوعی تقسیم کار و نقش بوده ولی رفتار و مواضع اخیر ملک به ویژه در قبال سوریه، این نظریه را تا حدی باطل کرده، زیرا پادشاه جهت عادی‌سازی روابطش با دمشق، شاهزاده بندر بن سلطان را کنار گذاشته و جهت مدیریت دیپلماسی سعودی در قبال سوریه و لبنان از پسرش شاهزاده عبدالعزیز استفاده می‌کند. برخی از تحلیلگران سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی در دوره چهار ساله ملک عبدالله در ارزیابی خود به نتایج زیر رسیده‌اند:
1- ماشین دیپلماتیک سعودی دراین چهار سال به شدت کار کرده و جهت ترمیم جایگاه و موقعیت منطقه‌ای ریاض تلاش کرده است، ترور هم پیمان و متحد منطقه‌ای سعودی یعنی رفیق حریری در فوریه 2005 (القاعده و باند شاهزاده بندر نایف متهمان ردیف اول این ترور هستند) ضربه‌ای به این تلاش‌ها بوده است.
2- خرابکاری‌های شاهراده بندر باعث تخریت روابط میان ریاض و دمشق شده و بالطبع به جایگاه ریاض در سیاست و تحولات لبنان ضربه زده است.
3- مواضع ریاض در قبال مقاومت اسلامی در لبنان به رهبری حزب‌الله به‌ویژه در تحولات جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی علیه لبنان در ژوئیه 2006، یک خودکشی تاریخی بوده است. بسیاری از ناظران سیاسی، انگشت اتهام و شکست سعودی‌ها در این موضعگیری‌ها را به سوی شاهزاده بندر بن سلطان نشانه می‌روند. بندر اسیر شدن دو سرباز اسرائیلی توسط حزب‌الله لبنان را یک ماجراجویی از سوی رهبری حزب‌الله دانست و این اقدام را محکوم کرد.
4- عملکرد روحانیون وهابی در جنگ‌های 33 روزه ژوئیه 2006 میان رژیم صهیونیستی و جنبش مقاومت اسلامی لبنان به رهبری حزب‌الله و جنگ 22 روزه دسامبر 2008 و ژانویه 2009 میان رژیم صهیونیستی و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین به رهبری حماس را یک اشتباه راهبردی و نه اشتباه تاکتیکی می‌دانند.
اغلب روحانیون وهابی به طور تاریخی و سنتی پیوندهای سیاسی و مذهبی با جناح سدیری‌ها به‌ویژه شاهزاده نایف وزیر کشور دارند.
5- سیاست ریاض در قبال بغداد به‌ویژه دولت نوری‌المالکی دچار اشتباهات محاسبات راهبردی شده و تحت تأثیر تناقضات سیاست سعودالفیصل وزیر خارجه و بندر بن سلطان دبیر شورای عالی امنیت ملی سعودی بوده است. عدم پذیرفتن و استقبال از نخست‌وزیر عراق از سوی ملک عبدالله یک اشتباه محض بود. جناح تندرو خاندان سلطنتی که پیوندهای تاریخی با روحانیون وهابی دارد. نقش مهمی در مدیریت پرونده مناسبات بغداد و ریاض دارد.
برخی از شاهزادگان سعودی در ملاقات با روحانیون سنی عراق بودند که ریاض در دوران ‌جنگ تحمیلی علیه ایران بیش از 48 میلیارد دلار به صدام کمک‌های متنوع کرده و اینک ریاض جهت جلوگیری از اقتدار شیعه در عراق آماده است دو برابر این مبلغ هزینه کند. بسیاری از متخصصان مسائل سعودی بر این باورند که ملک عبدالله در سیاستش در قبال عراق تحت تأثیر عوامل سلفی و گزارش‌های شاهزاده بندر بن سلطان مرتکب اشتباه شده و می‌گویند به طور تاریخی سیاست عربستان سعودی محافظه‌کارانه بوده، چگونه و تحت تأثیر چه عواملی این سیاست به‌ویژه در قبال عراق به رویکرد رادیکال و سمت و سوی انتقامجویان تبدیل شده است.
6- برخی از آگاهان به سیاست خارجی عربستان سعودی بر این عقیده هستند که نقش دستگاه اطلاعاتی و امنیتی سعودی در روند سیاستگذاری و تصمیم‌گیری افزایش یافته است. این دستگاه به طور سنتی تحت تأثیر و القائات سازمان سازمان سیا و سازمان اطلاعات خارجی انگلیس و از لحا‌ظ تاریخی همکاری سنتی و ارگانیکی با دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی اردن و مصر دارد. در این میان موساد نقش مهمی در تشویق اطلاعاتی و امنیتی دربار سعودی داشته و القائات اطلاعاتی این دستگاه روی ملک عبدالله تأثیرات منفی گذاشته است. ارزیابی اشتباه دربار سعودی از سیاست خارجی ایران، بیشتر تحت تأثیر گزارش‌های غلط یا فریب دستگاه‌های اطلاعاتی (دشمن ملک عبدالله) بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات