سعدالله زارعی
دیوار مرزی مصر با منطقه بسته غزه برای چیست؟ در واکنش به چه مشکل یا تهدید صورت می گیرد؟ چه تاثیر عملی خواهد داشت؟ ابعاد آن چیست؟ و در نهایت در برابر آن چه باید کرد؟ شاید این ها مهمترین سوالاتی باشند که طی هفته های اخیر ذهن تحلیلگران سیاسی را در منطقه خاورمیانه به خود مشغول کرده اند است. برای بررسی این موضوع باید کمی به عقب بازگشت.
در روز بیستم جنگ 22 روزه غزه - 27 دی ماه 87 - وزیرخارجه وقت رژیم صهیونیستی به آمریکا رفت و پس از ملاقات با وزیرخارجه وقت آمریکا اعلام کرد اسرائیل و آمریکا سندی را امضا کرده اند که بر اساس آن قطع قاچاق تسلیحات به منطقه غزه تضمین شده است. در آن مقطع این اظهارنظر تزیپی لیونی بعنوان سرپوش شکست تل آویو در جنگ با مقاومت فلسطینی تلقی شد و تاکنون هم این تلقی وجود دارد.
پس از آن، رژیم صهیونیستی سیاست تشدید محاصره منطقه بسته غزه را دنبال کرد و مصری ها را نیز واداشت که در فشار به ساکنان غزه به این رژیم بپیوندد و در این دوران یک ساله در حالی که به دلیل آثار عمیق جنگ 22 روزه بر زندگی ساکنان غزه نیاز فوری به دارو، غذا و سایر لوازم یک زندگی معمولی وجود داشت، سیاست تشدید فشار دنبال شد اما در پایان معلوم شد که دولت اسماعیل هنیه و مقاومت فلسطینی کماکان از حمایت قاطع مردم برخوردارند و لذا تا اینجا امید به نتیجه بخش بودن فشارها و محاصره ها بر باد رفت.
نکته دیگری که در فاصله پایان جنگ غزه تا پایان سال میلادی گذشته دنبال شد واداشتن حماس و جهاد اسلامی به امضای سند موسوم به وفاق ملی بود. مصری ها در این دوره واسطه تهیه سندی بودند که براساس آن حماس - و دولت اسماعیل هنیه - باید به فرمولی تن می دادند که نتیجه آن کنار زدن مقاومت از حاکمیت فلسطین بود. این سند اگرچه بندهای مختلفی داشت و علی الظاهر با دیدگاههای اصولی حماس هم ناسازگار نبود ولی در عمل به گونه ای تنظیم شده بود که حضور هواداران حماس را در بسیاری از مناطق در انتخابات آینده مجلس فلسطین منتفی می کرد و این می توانست اقلیت حامی جریان سازش را بر سرنوشت فلسطین حاکم گرداند. طبیعی بود که مقاومت فلسطینی زیر بار آن نرود که نرفت. براساس تاریخی که در نظر گرفته شده بود این سند در تاریخ سوم آبان ماه گذشته - 25 اکتبر 2009 - باید امضا می شد که حماس و جهاد از امضای آن سر باز زدند. درست در همین تاریخ یک روزنامه رژیم صهیونیستی فاش کرد که مصر در حال احداث دیواری در مرز خود با نوار غزه است.
دیوار پولادین میان مصر و غزه که با احداث کانال آب در حد فاصل دیوار تا مرز جنوبی غزه تکمیل می شود، تهدید را از شکل عمومی خارج می کند و به آن شکل کاملا خاصی می دهد. تاکنون تهدیدات و نیز اقدامات محدود کننده مصر و رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، موردی و برای مدت خاص ارزیابی می شد اما احداث دیوار فولادی در مرز جنوبی غزه که تنها نقطه اتصال این منطقه بسته به جهان خارج- از مرزهای زمینی- می باشد تهدیدات و محدودیت ها را اولا مستقیما متوجه مردم می کند و ثانیا به آن شکل دائمی و تغییرناپذیر می دهد. در واقع اقدام مشترک مصر، اسرائیل، آمریکا و اروپا در احداث این دیوار و کانال آب مجاور آن قطع حیات از منطقه غزه و قتل عام 5/1میلیون سکنه مقاوم آن به قصد اطمینان یافتن از ریشه کن شدن مقاومت درپی دارد.
درباره احداث این دیوار و نکات حاشیه ای آن نکات مهمی وجود دارد:
1-دیوار پولادین- و نه فولادی- بطول حدود 11کیلومتر و با استفاده از آلیاژهای خاصی- که ترکیبی از آهن، فولاد، سیمان و... می باشد- در «رفح جنوبی» -متعلق به مصر- احداث می شود. ارتفاع این دیوار حدود 30متر می باشد که البته در عمق زمین خواهد بود نه روی آن. این دیوار به «حس گرها» مجهز خواهند بود- البته آن گونه که اعلام و ادعا شده است- تا مانع عملیات تخریبی علیه آن شود. در قسمت بالای این دیوار یک کانال در طول مرز مشترک و به عرض حدود 100متر احداث می شود. این کانال به دریای مدیترانه وصل خواهد شد تا با انتقال آب و نفوذ آب در زیر 30متری هرگونه کانال زیرزمینی را تخریب کرده و امکان انتقال کالا را از بین ببرد.
2- کانال هایی که هدف تخریب عملیات مشترک مصر، رژیم صهیونیستی، اروپا و آمریکا واقع گردیده اند، کانال های انتقال مایحتاج روزمره سکنه مظلوم غزه می باشند و تعداد آنها به صدها کانال می رسد. براساس خبرهایی که در روزنامه های عربی منتشر گردیده است، حدود 80درصد از مایحتاج مردم- به سختی و مشقت- از این کانال ها تامین می شود و فقط حدود 20درصد از آن به طرق رسمی از جمله از طریق دروازه «کرم ابوسالم» واقع در مرز شرقی غزه- با رژیم غاصب تل آویو- تامین می گردد. این همه در حالی است که غزه- حتی در آرام ترین شرایط- قادر نیست مایحتاج غذایی خود را در درون تامین نماید. نیاز غزه به خارج برای تامین مایحتاج با بمباران وسیع تاسیسات محدود غزه و تخریب منابع آب از سوی نظامیان اسرائیلی تشدید هم شده است.
3- اقدام دولت مصر به احداث دیوار پولادین و کانال آب خسارت فراوانی را متوجه منطقه بسته غزه می نماید. در واقع همانگونه که سه هفته پیش محمد ابوربیع رئیس اداره آب ها در نوار غزه گفت احداث کانال آب 20 هزار درخت میوه زیتون را از بین می برد چرا که این درختان به آب های شیرین وابسته اند و احداث کانال آب شور در جنوب غزه چشمه ها و قنوات آب شیرین را تخریب می کند. با این وصف اگر دولت مصر این دیوار و کانال را احداث کند عملاً کشاورزی را در غزه تخریب می کند و مردم آن یا باید بمیرند و یا از غزه فرار کنند که هر دو برای رژیم صهیونیستی مطلوب می باشد.
4- احداث این دیوار و کانال آب مشرف به آن اگرچه در جهان اسلام واکنش های فراوانی را سبب شده و حتی علمای سعودی را هم به واکنش کشانده است اما دولت های اسلامی و سازمان های مرتبط با آنان تاکنون واکنش فعالی در قبال این اقدام ویرانگر نداشته اند. مقامات رسمی مصر این مسئله را بعنوان مسئله داخلی خود ارزیابی و هرگونه صحبت درباره آن را دخالت در امور داخلی مصر معرفی کرده اند! و حال آنکه براساس قوانین بین المللی و موازین شریعت اسلامی احداث چنین کانال و دیواری که بطورجدی حیات سکنه شمالی صحرای سینا را تهدید می کند به هیچ وجه مسئله داخلی مصر به حساب نمی آید و توجیه بردار نیست.
5- مصری ها که می دانند در حال عملی کردن چه جنایتی علیه فلسطینی ها هستند برای کاستن از حساسیت فلسطینی ها و سایر مسلمانان، اعلام کرده اند که دولت، قاهره همزمان با احداث دیوار پولادین و کانال آب موضوع باز کردن دائمی دروازه رفح را مورد بررسی قرار داده اند. در همان حال از آبان ماه که احداث این دیوار آغاز شده، مصری ها آزادی های بیشتری را در مرز خود با غزه ایجاد کرده اند ولی در واقع این اقدامات در حکم تزریق داروی بی حس کننده برای قطع عضو تلقی می شود.
بر همین اساس حتی در درون مصر چهره هایی نظیر «عبداله السناوی» سردبیر روزنامه مصری العربی القاهریه اعلام کرده اند که: «احداث دیوار پولادین یک طرح از قبل برنامه ریزی شده و در واقع این همان سند لیونی-رایس است» سناوی دو هفته پیش در سرمقاله روزنامه خود اضافه کرد: «چگونگی احداث این دیوار فولادی و تمام جزئیات و مشخصات آن را- براساس اطلاعات به دست آمده- گروه مهندسان نظامی ارتش آمریکا طراحی کرده اند.» السناوی در سرمقاله خود فاش کرد که هزینه احداث این دیوار که بین 70 تا 100 میلیون دلار تخمین زده شده است را سرمایه داران سعودی تقبل کرده اند.
6- احداث دیوار فولادی و کانال آب در مرز مصر و غزه در رفح جنوبی واکنش مجامع مذهبی اهل سنت و شیعه را سبب گردیده است، علمای سرشناس الجزایر، مصر، حجاز، فلسطین، پاکستان و قطر از جمله کسانی بودند که بلافاصله و با شدت واکنش نشان دادند. اقدام دولت مصر حتی 120 چهره شاخص مصری را واداشت تا طی بیانیه ای این دیوار را دیوار شرم و «دیوار ننگ و عار» بخوانند و دکتر یوسف بن عبداله الاحمد عضو هیأت علمی دانشگاه محمد بن سعود ریاض، احداث دیوار فولادی را حرام و از گناهان کبیره بخواند.
بر این اساس باید گفت دیوار پولادی به جای آنکه موقعیت فلسطینی ها را تضعیف کند تقویت کرده است و اگر این موج فراگیرتر از این شود، بحران تازه ای را در محور سازش به وجود می آورد. در این ماجرا مصر گمان نمی کرد که رو در روی کشورهای اسلامی قرار بگیرد و وزیر خارجه اش بگوید: «هیچ شخص عربی نمی تواند به هر دلیل و انگیزه ای به مصر بگوید این کار را بکن و یا آن کار را نکن». کار دولت مبارک به جایی رسیده است که روحانیون اهل سنت شبه جزیره عربستان هم- که در مسائل فلسطین موضع مناسبی نداشتند- بگویند: «وظیفه شرعی تمام مسلمانان و مراجع قدرت و تصمیم گیری و طرف های بانفوذ است که با تلاش های پیگیر خود جلوی احداث دیوار فولادی را گرفته و محاصره نوار غزه را لغو کنند تا بدین ترتیب مسلمانان غزه از زیر ظلم رهایی یابند.»
7- احداث دیوار پولادین و کانال آب از یک سو و اعتراض عمومی جوامع و مجامع اسلامی و فریاد بلند دفاع از مردم مظلوم غزه، شرایط تاریخی را برای مردم غزه فراهم کرده است اینک وقت آن است که کشورهای اسلامی نه فقط برای شکستن محاصره زمینی ساکنان غزه وارد عمل شوند بلکه باید برای شکستن محاصره هوایی و محاصره دریایی غزه نیز وارد عمل گردند. محاصره دریایی غزه و تفتیش و توقیف کشتی های اعزامی به غزه از سوی رژیم صهیونیستی خلاف قوانین و مقررات بین المللی بوده و ظلم آشکار به حساب می آید و این می تواند و باید شکسته شود.
کما این که بسته بودن فرودگاه بین المللی غزه و منع ورود هواپیماها به آن خلاف مقررات شناخته شده هواپیمایی بین المللی است و کشورهای اسلامی- بخصوص کشورهای محور مقاومت- باید برای شکستن این محاصره غیرقانونی وارد عمل شوند. هرچند این اقدام مخاطراتی را هم به همراه داشته باشد مگر قرار است رژیم صهیونیستی به شکل مسالمت آمیز به حقوق فلسطینی ها و قوانین بین المللی تن دهد. اینک زمان مناسبی است تا محور سازش دریابد که امکان مهار مقاومت وجود ندارد و باید به حقوق شناخته شده آن تمکین کرد.