تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۳۸۶۹۰

مناسبات پیدا و پنهان تل آویو - ابوظبی


سیدیاسر جبرائیلی
مشهور است که دفاع بد و ناقص، از حمله مستقیم «کاری تر» است. در این حالت، دشمن در قالب دوست ظاهر شده و تظاهر می کند که در حال دفاع از شماست، اما چون بخشی از حوزه دفاع یا مقاومت را به او می سپارید، به هنگام کارزار «جاخالی» می دهد تا دشمن با آسودگی خاطر ضربه اش را وارد سازد.
حکایت برخی کشورهای عربی در قبال ملت فلسطین چیزی جز این نیست. کیهان بارها با موشکافی بحران های به وجود آمده در غزه و کرانه باختری، اختلافات فتح و حماس، طرح های آمریکایی سازش، جنگ های زمینی و هوایی رژیم صهیونیستی علیه مردم بی دفاع فلسطین و مواردی از این دست، ثابت کرده است که در هیچ کدام از این خیانت ها، برخی دولت های عربی «بی نقش» نبوده اند.
اما سران وابسته این دولت ها همواره این شواهد و دلایل را توطئه دانسته و با رد تئوری «تبانی عربی- صهیونیستی»، خود را حامی بلامعارض فلسطین و تنها دشمن راستین رژیم صهیونیستی خوانده اند.
امارات عربی متحده یکی از این کشورهای مدعی است. اما افشای سفر اخیر «عوزی لاندو» وزیر زیرساخت های رژیم صهیونیستی به این کشور که ادعای نداشتن رابطه با این رژیم را دارد، بهانه ای است که نگاهی هر چند کوتاه به روابط پیدا و پنهان ابوظبی- تل آویو داشته باشیم.
1- این روابط که اخیراً جنبه علنی نیز پیدا کرده، زمانی ملموس تر خواهد شد که متذکر شویم درجه اهمیت امارات برای رژیم صهیونیستی اخیراً در قالب طرح سازش «باراک اوباما» به طور قابل توجهی افزایش یافته است. مدتی است که در راستای افزایش مشروعیت رژیم صهیونیستی و ایجاد صلح عربی- اسرائیلی در خاورمیانه، مقامات آمریکایی سفرهایی را به برخی کشورهای منطقه مخصوصاً عربستان داشته اند.
شواهد موجود دال بر این است که امارات عربی متحده به دلیل موقعیت ژئوپلتیک خود در خلیج فارس و تمرکز ویژه کشورهای غربی روی آن، پس از عربستان از جمله کشورهای مهمی است که در این طرح می بایستی هرچه سریعتر روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی کند. این است که ابوظبی اخیراً دست به اقدامات خاصی زده تا در آینده نزدیک حضور رژیم صهیونیستی در کشورهای خلیج فارس را عادی سازی کند. سفر «عزوی لاندو» نیز باید در همین قالب تحلیل و تفسیرشود.
2- بی تردید سطح روابط امارات -رژیم صهیونیستی ناگهان به این سطح عالی، یعنی سطح وزیران، افزایش نیافته است. حضور مأثر صهیونیست ها در امارات را می توان فرآیندی دانست که از سال 1382 آغاز شد. در این سال امارات در قالب یک اجلاس بین المللی میزبان رژیم صهیونیستی بود و پرچم این رژیم نامشروع در دبی به اهتزاز درآمد. یک سال بعد روزنامه صهیونیستی هاآرتص از قصد تل آویو برای تاسیس دفتر ارتباطی در ابوظبی خبر داد و نوشت: «اسرائیل با تأسیس این دفتر در نظر دارد روابط خود را با دنیای عرب بهبود بخشد».
رادیو ارتش رژیم صهیونیستی نیز در این باره اعلام کرد «تماس های بین اسرائیل و امارات به مرحله خیلی خوبی رسیده است و مسائل مربوط به تعیین محل و مساحت و امنیت این دفتر بررسی شده است و هم اکنون یک حقوقدان از وزارت خارجه اسرائیل سرگرم تدوین متن توافقنامه ای در این خصوص است». مجله آلمانی اشپیگل چاپ آلمان نیز از تمایل سران عرب برای ارتباط با اسرائیل خبر داد. مرحله بعدی پروژه عادی سازی روابط در سال 1385 با اعزام گروهی از یهودیان مقیم آمریکا به دبی و ابوظبی با هدف گفت وگو با مقامات امارات درباره فعالیت های هسته ای ایران پیگیری شد.
در این سفر که رسماً به دعوت دولت امارات صورت گرفت، طبق برنامه ریزی های انجام شده، اعضای هیئت صهیونیستی ملاقات هایی با سران کشور امارات داشتند و به توافق هایی نیز دست یافتند... و همه این تحرکات چند جانبه علیه محور مقاومت در منطقه در حالی صورت گرفته و می گیرد که امارات ادعا دارد علاوه بر تحریم های مشترک عربی علیه رژیم صهیونیستی، تحریم های ثانوی و ثالثی نیز علیه این رژیم اتخاذ کرده است!
3- پرده دیگری از روابط پنهان تل آویو- ابوظبی را باید در جریان حوادث حاشیه ای جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه جستجو کرد. رژیم صهیونیستی پیش از این حمله، دو کشور امارات و عربستان را از هدف خود آگاه کرده بود؛ اقدامی که بی شک نشان دهنده نوعی اعتماد و روابط دو جانبه اما غیر رسمی بین مثلث تل آویو- ریاض- ابوظبی است. البته این همکاری به اطلاع قبلی محدود نبود و سپتامبر 2009 نیز یکی از رسانه های صهیونیستی فاش کرد که جنگنده های نیروی هوایی ارتش امارات در مانور هوایی مشترک ارتش آمریکا و ارتش رژیم صهیونیستی که با نام پرچم قرمز در آمریکا برگزار شد شرکت کرده اند.
4- دولت ابوظبی طی ماه های اخیر در راستای جلب اعتماد رژیم صهیونیستی تعداد زیادی از فلسطینیان و لبنانی های مقیم امارات را اخراج کرده است. خبرگزاری امارات نیز در شهریور ماه سال جاری اعلام کرد که این کشور طی چند ماه اخیر صدها و بلکه هزاران فلسطینی را اخراج کرده و بیشتر فلسطینیان اخراج شده از نوار غزه بوده اند. به سه دلیل می توان این اقدام را کاملاً مرتبط با پروژه تضعیف جریان مقاومت در غزه دانست. چرا که اولاً دقیقاً پس از شکست اسرائیل در جنگ 22 روزه آغاز شد.
ثانیاً این کار تنها با فلسطینیان انجام نمی شود بلکه تمامی شاخه های مقاومت منطقه در این طرح گنجانده شده اند و لبنانی های شیعه نیز به بهانه وابستگی به حزب الله لبنان از امارات اخراج می شوند. ثالثاً به گفته منابع آگاه در امارات، اخراج این فلسطینی ها براساس یک توافق پشت پرده میان دستگاه های اطلاعاتی ابوظبی و تل آویو صورت گرفته و قبل از عملیاتی شدن طرح مذکور، مقامات امنیتی دو دولت دیدارهای محرمانه داشته اند.
آنچنانکه شاهد بودیم، نقطه اوج مجموع این حوادث، سفر علنی وزیر صهیونیستی به امارات بود. نتیجه ای که می توان از این جریان گرفت این است که اکنون رابطه امارات و رژیم غاصب صهیونیستی از حالت پنهان و غیر رسمی خارج شده و امروزه دیگر مقامات دو طرف نه تنها مانند گذشته این روابط دوستانه را تکذیب نمی کنند بلکه از تأیید آن هم ابایی ندارند. به نظر می رسد که این نوع تحرکات کشورهای عربی از جمله امارت دو علت دارد:
علت نخست افزایش منافع اقتصادی است؛ چرا که رژیم صهیونیستی صاحب شرکت های بزرگی در زمینه های مختلف نظامی، صنعتی و تکنولوژیک است و حضور این گونه شرکت ها در کشورهای عربی می تواند برای دو طرف سودآور باشد. بنا بر ادعای مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی، هم اکنون ده ها تن از مأموران تخصصی موساد، شاباک (سازمان امنیت ملی اسرائیل) و سازمان اطلاعات داخلی اسرائیل، در حوزه های نظامی، مخابرات و حمل و نقل امارات مشغول به ارائه مشاوره هستند و با حضور این افراد بخش های گوناگون اقتصادی امارات به فعالیت های خود ادامه می دهد.
جالب اینجاست که در راس هیئت مدیره بسیاری از شرکت هایی که در امارات به نام «شرکت آمریکایی» به ثبت رسیده اند، مقامات رژیم صهیونیستی قرار دارند که در جزئی ترین فعالیت های اقتصادی همچون تعیین درصد مالیات کالاهای ترانزیتی از امارات، اعمال نظر می کنند. شرکت صنایع هوایی نظامی «راوائیل» و شرکت فضایی هواپیمایی اسرائیل از جمله دو شرکتی هستند که آشکارا در امارات مشغول به کار بوده و ناوبری بسیاری از شرکت های هواپیمایی را در کنترل خود دارند.
البته براساس گزارشی که روزنامه القدس العربی اخیراً منتشر کرد، این افراد در واقع کسانی هستند که بسیاری از دادگاه های اروپایی آنان را جنایتکار جنگی می شناسند و تل آویو آنها را برای پنهان شدن به امارات فرستاده است (از جمله ژنرال «آلموگ» فرمانده منطقه جنوب فلسطین اشغالی و «گیرانلند» فرمانده رکن دوم ارتش صهیونیستی).
علت دوم نیز افزایش فشارهای آمریکاست؛ واشنگتن که به عنوان حامی اصلی تل آویو با وقوع انقلاب اسلامی و افزایش روزافزون قدرت منطقه ای ایران، این رژیم را در حال خطر و نابودی دیده، سعی دارد با تهدید و تطمیع کشورهای عربی و اسلامی برای این رژیم نامشروع نوعی مشروعیت ایجاد کرده و پایه های رو به اضمحلال آن را تقویت کند. لذا با فرستادن نمایندگان خود به خاورمیانه و بازی چماق و هویج با سران عرب، سعی در افزایش روابط این کشورها با رژیم صهیونیستی دارد و می خواهد از طرح سازش اوباما به عنوان نتایج فعالیت های خود بهره برداری کند.
در دوره کنونی، به سبب وقوع انقلاب اسلامی در ایران و افزایش روزافزون قدرت منطقه ای تهران و همچنین افزایش مخالفان رژیم صهیونیستی در میان ملت های مسلمان و حتی اروپایی- آمریکایی، موجودیت این رژیم بیش از پیش در خطر است و به همین دلیل، تل آویو و واشنگتن، می خواهند راه نجات رژیم غاصب را از پایتخت های عربی بگذرانند.
به عنوان یکی از راهکارهای پیش روی برای مقابله با این جریان فریب، مسلمانان انقلابی در کشورهایی مانند عربستان، اردن و امارات می توانند با تشکیل گروه های مقاومت اسلامی و تشکل های مردم نهاد (NGO)، ضمن حمایت از فلسطین، عادی سازی رابطه سران کشورشان را با رژیم صهیونیستی محکوم کرده و با تحصن و راهپیمایی موضع خود را به مقامات این کشورها اعلام کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات