الف- سابقه تاریخی:
آنچه به سابقه و پیشینه برمیگردد و آن را دامنه و وسعت میدهد، اختلافاتی است که بر اثر مرور زمان سابقه تاریخی یافته و زمینه مساعدی برای بروز اختلافات مجدد میگردد. اختلافات مرزی ایران و عراق امروزی به دوران حکومت سلسله صفوی در ایران و دولت عثمانی که عراق فعلی بخشی از خاک آن بوده، بازمیگردد.
سلطان محمد دوم پادشاه عثمانی در سال 1453 میلادی با فتح قسطنطنیه به حیات هزار ساله امپراطوری روم شرقی (بیزانس) خاتمه داد و با تاسیس امپراطوری نیرومند عثمانی در صدد کشورگشایی برآمد. ایران بزرگ نیز از جمله اهداف او به شمار میآمد.
اما در سال 1502 میلادی سلسله صفویه، توسط شاه اسماعیل صفوی در ایران تاسیس شد، که هدف اصلی خود را حفظ تمامیت ارضی ایران از خطر هجوم ترکان عثمانی قرار داد.
صفویان از سوی دیگر مذهب شیعه را به عنوان دین رسمی مردم ایران اعلام نمودند که این امر در حل اختلافات داخلی و تحکیم وحدت مردم نقش بسزایی داشت و تا حدودی از استیلای عثمانی بر ایران جلوگیری کرد.
مطالعه تاریخ روابط سیاسی ایران و عثمانی نشان میدهد که نبردهای خونین بین این دو کشور حدود چهارصد سال ادامه داشته است. البته نقش کشورهای اروپایی را نباید در تشدید جنگهای بین آنها نادیده گرفت!
کشورهای اروپایی از زمانی که دولت قدرتمند صفویه در مقابل عثمانی قد علم کرد، همواره با تحریک و توطئه کوشیدند قدرت عظیم امپراطوری عثمانی را متوجه ایران کنند تا مانع از توسعه فتوحات آنان در اروپا شوند.
جنگهای طولانی و بعضاً شدید ایران و عثمانی به اروپاییان فرصتی داد تا نه تنها وضعیت مطلوبی در داخل پیدا کنند، بلکه به فکر جهانگشایی و توسعه تجارت و بازرگانی در دیگر قارهها باشند.
جرج وستون میگوید: (1)
«امپراطوری صوفی (صفوی) در ایران زمان، افساری به ترکها زده و مانع از آن شد که دنیای مسیحیت بیش از این متحمل زیان شود.»
نکته مهم در تاریخ منازعات ایران و عثمانی این است که سرزمین عراق قبل از تاسیس امپراطوری عثمانی، بخشی از خاک ایران بوده و خاندان آققویونلو بر آن حکمفرمایی داشت، اما در سال 1638 میلادی به وسیله سلطان مراد چهارم برای همیشه از خاک ایران جدا شد.
قراردادهای مهم ایران و عثمانی (عراق):
از سال 1555 میلادی که عهدنامه معروف به آماسیه (2) بین ایران و عثمانی امضاء شد تا عهدنامه مرزی 1975 میلادی (که بین ایران و عراق امروزی امضاء شد) یعنی در طول بیش از 450 سال، حدود 18 عهدنامه بین دو کشور به امضاء رسید که این امر نشان دهنده عمق اختلافات و منازعات بین ایران و عثمانی است و نیز تعدادی از قراردادهای مهم بینالمللی این دو کشور میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- قرارداد آماسیه به سال 1555 میلادی
2- قرارداد زهاب به سال 1639 میلادی
3- قرارداد کردان به سال 1746 میلادی
4- قرارداد اول از روم به سال 1823 میلادی
5- عهدنامه دوم از روم به سال 1847 میلادی
6- پروتکل تهران به سال 1911 میلادی
7- پروتکل اسلامبول به سال 1913 میلادی
8- کمیسیون تجدید حدود به سال 1914
9- قرارداد 1937 به سال 1937 میلادی
10- عهدنامه 1975 به سال 1975 میلادی
عهدنامه 1975:
در اجرای قطعنامه 348 شورای امنیت، هیاتهای نمایندگانی دو کشور ایران و عراق، مدت 17 روز (21 مرداد تا 6 شهریور ماه 1353 هجری خورشیدی) در اسلامبول ترکیه با یکدیگر ملاقات و مذاکره نمودند. این امر مقارن با تشدید حملات کردها با حمایت مستقیم و موثر ایران بود. در این مذاکره توافق شد که وزیران خارجه دو کشور با یکدیگر دیدار نمایند و به دنبال آن وزرای خارجه دو کشور در ژانویه 1975 میلادی در اسلامبول با یکدیگر ملاقات کردند، لکن نتیجه مطلوبی از مذاکرات حاصل نشد، چرا که وزیر خارجه وقت عراق بر حاکمیت کشورش بر اروندرود پافشاری داشته و آن را جزو سرزمین ملی عراق قلمداد مینمود.
در مارس 1975 میلادی (اسفند ماه سال 1353 هجری خورشیدی) جلسه سالانه سران اوپک در شهر الجزیره کشور الجزایر تشکیل گردید. رئیس جمهوری وقت الجزایر که میزبان اجلاس اوپک بود، برای حل اختلاف بین دو کشور ایران و عراق میانجی شد و روسای هر دو کشور ایران و عراق با آن موافقت کردند و در رزوهای 4 تا 6 مارس دو جلسه مذاکره طولانی بین شاه ایران و صدام حسین که در آن موقع معاون رئیس جمهوری وقت عراق بود، انجام گرفت. هواری بومدین رئیس جمهوری الجزایر که در این گفتوگوها حضور داشت و در جلسه آخر سران اوپک، در میان تعجب حاضرین خطاب به روسای کشورهای شرکت کننده اعلام داشت:
«خوشوقتم به اطلاع شما برسانم که روز گذشته یک توافق کلی بین دو کشور برادر ایران و عراق برای پایان دادن به اختلافات آنها حاصل شد.»
توافق طرفین با نام اعلامیه الجزایر در تاریخ 6 مارس سال 1975 میلادی برابر با 15 اسفند ماه سال 1353 هجری خورشیدی به شرح زیر انتشار یافت:
1- طرفین مرزهای زمینی خود را بر اساس پروتکل اسلامبول 1913 و صورتجلسه 1914 تعیین میکنند.
2- دو کشور، مرزهای آبی خود را بر اساس خط تالوگ تعیین میکنند.
3- طرفین متعهد میشوند که به منظور قطع هرگونه رخنه و نفوذ که جنبه خرابکارانه داشته باشد در مرزهای خود کنترلی دقیق و موثر را اعمال کنند.
4- مقررات فوق عوامل تجزیهناپذیر برای یک راهحل کلی بوده، در نتیجه نقض هر یک از مفاد مغایر روحیه توافق الجزیره است.
عهدنامه 1975 و پروتکلهای منضم به آن به تصویب مجالس قانونگذاری ایران و عراق رسیده و اسناد تصویب آن در 22 ژوئن سال 1976 میلادی در تهران مبادله شد و از همان تاریخ قراردادهای مذکور لازمالاجراء گردید و چون طبق ماده 102 منشور سازمان ملل متحد معاهدات بین دو یا چند کشور باید در دفتر سازمان ملل متحد به ثبت برسد، کلیه اسناد فوق به شمارههای 14903 تا 14907 تحت عنوان معادات ایران و عراق در دبیرخانه سازمان ملل متحد به ثبت رسید.
ب- اهداف تجاوز عراق به ایران
1- حاکمیت مطلق بر اروندرود: یکی از اختلافات عمده ایران و عراق، به مرز مشترک دو کشور در اروندرود مربوط میشود. بر اساس اصول و مقررات حقوق بین الملل، مرز دو کشور باید خط تالوگ باشد و تالوگ یک کلمه قدیمی آلمانی است که به معنی دره میباشد و در اصطلاح به عمیقترین نقطه رودخانه گفته میشود.
دولت عراق در تاریخ 17 سپتامبر سال 1980 میلادی عهدنامه مرزی 1975 و اعلامیه الجزایر را به طور یک جانبه لغو نمود و سپس در 21 سپتامبر از طریق زمین، هوا و دریا به حملهای گسترده و همه جانبه علیه ایران دستزد، صدام حسین در سخنان خود در جلسه فوقالعاده مجلس ملی عراق در 17 سپتامبر سال 1980 میلادی در این مورد اظهار داشت:
من در برابر شما اعلام میکنم که موافقتنامه 6 مارس 1975 از نظر ما کان لم یکن تلقی میشود. بنابراین وضعیت حقوقی شطالعرب باید به وضع قبل از مارس 1975 برگردد. این رودخانه با تمام حقوقی که حاکمیت مطلق عراق بر آن ناشی میشود، جزو تمامیت عربی عراق است، همانطور که در سراسر تاریخ در نام و در واقعیت چنین بوده است.
صدام حسین حاکم وقت عراق از تهاجم و تجاوز به ایران، هدف خود را آشکارا دستیابی کامل بر شطالعرب که آرزوی دیرین همه سردمداران عراق در طول تاریخ بوده است، بیان میکند. اما این بار صدام با جرات و گستاخی هر چه تمامتر حاکمیت مطلق بر آن را مطرح کرده ولی چون عهدنامه مرزی 1975 را مغایر با آن میبیند، لغو یک طرفه آن را اعلام میکند تا مانعی بر سر راه تجاوز وحشیانه او وجود نداشته باشد.
2- استرداد جزایر سهگانه:
بهانه دیگر رژیم عراق از تجاوز به خاک ایران، استرداد جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک بود، در حالی که این ادعا هیچگونه مبنای تاریخی و حقوقی نداشت. شایان ذکر است که جزایر سهگانه جزو مجمعالجزایر ایران بوده و قسمتی از آن به حساب میآید.
صدام حسین اسنادی از خود به جا گذاشت که تجاوز بر نامهدار و حساب شده او به خاک جمهوریاسلامیایران را نشان میدهد. صدام حسین قصد داشت به بهانه دفاع از کیان و مرز و بوم کشورهای عربی، جنگ را منطقهای کند تا با درگیر کردن کلیه کشورهای عربی (آسیایی و آفریقایی) منطقه با ایران اسلامی به اهداف خود برسد و دقیقاً با به کارگیری این حربه توانست کمکهای مالی و تسلیحاتی و تبلیغاتی دولتهای عرب منطقه را به سوی جبهههای خود سرازیر کند. او در سخنرانیها و مصاحبههای دلفریب همواره خود را نماینده اعراب در جنگ با ایران معرفی میکرد.
3- تجزیه خوزستان:
اهداف تجاوزکارانه رژیم عراق تنها به حاکمیت مطلق بر اروندرود و استرداد جزایر سهگانه خلاصه نمیشد، بلکه دولت عراق نسبت به استان خوزستان ایران نیز چشم طمع داشت. دولت عراق هرگاه اختلافاتش با دولت ایران شدید میشد، در کنار مسایل ادعایی، موضوع عربی بودن استان خوزستان را مطرح میکرد و آن را جزء لایتجزای کشور عراق معرفی میکرد.
دولت عراق در حوالی سالهای 1969 میلادی مبادرت به تغییر اساسی نقشهها کرد تا این خواست توسعهطلبانه را منعکس کند. به عنوان مثال دولت عراق در کنگره معلمان عرب نقشهای به نام خارطهالاحواز ارائه کرد که به موجب آن بخشی از خاک ایران که 26 شهر را شامل میشد به عنوان یک منطقه مستقل به نام احواز و جزیی از خاک عراق معرفی شده بود. دولت عراق این نقشه را به تصویب کنگره مذکور رسانید و قرار شد که مدارس عربی نیز آموزش داده شود.
اقدامات دولت عراق در تجزیه استان خوزستان:
(از زمان عبدالکریم قاسم تا صدام حسین)
1- تشکیل جبهه آزادیبخش اهواز یا جبهه التحریر با هدف آزادسازی عربستان (خوزستان) در سال 1337 هجری خورشیدی با حمایت عراق در استان خوزستان.
2- انتشار کتاب سفید توسط وزارت امور خارجه عراق در دی ماه 1338 هجری خورشیدی در این کتاب ادعا شده بود:
دولت عثمانی از شهر و بندر محمره (خرمشهر) که تابع عراق بود به نفع ایران صرف نظر کرد.
3- درخواست رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل متحد، توسط روزنامه عراقی «الثوره» در زمان عبدالکریم قاسم، ادعای روزنامه مذکور، بر الحاق استان خوزستان به عراق، عرب زبان بودن اکثریت جمعیت استان خوزستان بوده است.
4- طرح مساله عربستان (خوزستان) در جامعه عرب توسط دولت عراق در سال 1342 هجری خورشیدی.
5- تشکیل کنفرانس حقوقدانان عرب در بغداد در سال 1343ه.خ در جهت و اهداف خاص خود!
6- جلب حمایت دولتهای مصر و سوریه از تصمیم کنفرانس حقوقدانان عرب در بغداد، که این امر موجب شد در سال 1344 ه.خ دولت ایران سفیر خود را از سوریه احضار و سفارت را در آن کشور تعطیل کند.
7- تشکیل سازمانها و گروههای علنی و مخفی برای براندازی نظام جمهوریاسلامی، توسط رژیم صدام حسین در سراسر خوزستان و کردستان از جمله اهواز و خرمشهر، سپس پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی.
8- تشکیل مرکز فرهنگی خلق عرب که در اوایل پیروزی انقلاب در اهواز تشکیل گردید. (این مرکز مستقیماً از کنسولگری عراق در خرمشهر تغذیه و رهبری میشد.)
پ- پیشینه تجاوز
رژیم عراق پس از تهیه، تفهیم اهداف تجاوز و نظرخواهی از دوستان منطقهای و اربابان خارجی خود در پیفرصتی مناسب بود تا آن را به مرحله اجرا درآورد. زیرا بهانهای برای آغاز تجاوز که سرپوشی بر مقاصد توسعهطلبانه او باشد از اهمیت خاصی برخوردار بوده است با وجود اینکه سران رژیم عراق در خلال راهاندازی جنگ تبلیغاتی گسترده علیه ایران، اهداف تجاوز، نظیر حاکمیت مطلق بر اروندرود و استرداد جزایر سهگانه را در لابهلای مصاحبهها مطرح میکردند اما هیچکدام نتوانستند به عنوان صدای زنگ تجاوز برای افکار عمومی به حساب آیند.
...، حتی بعضی از سرن رژیم عراق به گونهای حرف میزدند که گویی با ایران در حال جنگ هستند تا شاید از این طریق ایران را وادار به عکسالعملهای مشابه و افکار جهانیان را متوجه خود سازند. به عنوان مثال نعیمحداد رئیس سابق مجلس ملی عراق اظهار داشت:
«عراق به طور قاطع هرگونه میانجیگری را میان خود و ایران مردود میداند.»(3)
به طوری که ملاحظه میشود نعیم حداد جنگ بین ایران و عراق را دو ماه پیش از حمله سراسری، 31 شهریور سال 59 هجری خورشیدی جریان یافته تلقی کرده و از میانجیگری و مذاکره سخن میگوید. اما این بهانهها نتوانست توجیهی برای آغاز حمله سراسری باشد. از این رو پس از مشورت با دوستان و اربابان خارجی، دولت عراق بهترین دستاویز برای شروع تجاوز را لغو قرارداد 1975، الجزایر دانست. رژیم عراق تصور کرد که ادعاهایی برای لغو قرارداد الجزایر وجود دارد که تا حدودی میتواند توجیه کننده آغاز تجاوز باشد. در مجموع اختلافات ارضی دولتین ایران و عراق بر سر مساله مرز آبی و حقوق کشتیرانی دو کشور در اروندرود تعیین دقیق مرزهای زمینی در اثر پافشاری عراق روی اجرای قرارداد تحمیلی 1913 میلادی بالاخره در سال 1348 هجری خورشیدی منجر به تمرکز نیروهای نظامی دو کشور در طول مرزها گردید. بحران تا سال 1353 هجری خورشیدی ادامه یافته و با مسایل سیاسی داخلی دو کشور و منطقه آمیخته گردید اما نهایتاً اختلافات دو کشور با موافقتنامه الجزایر 1975 ظاهراً بر طرف گردید، ولی رژیم متجاوز عراق همه قراردادها را یک طرفه لغو نمود و تجاوز آشکاری را با پیشینهای ساختگی و تعریف شده به میهن اسلامی ایران آغاز نمود. خرمشهر در این میان یکی از مهمترین نقاطی بود که توسط بعثیان عراقی به اشغال درآمد و با حماسه دلاور مردان و زنان ایرانی به خونین شهر، شهرت یافت.
باآغاز جنگ و تجاوز ارتش عراق به ایران در صحنه عملیات خوزستان با عرض بیش از 300 کیلومتر و وضعیت زمین، منطقه عملیات به سه منطقه عملیات نبرد تقریباً مستقل مجزا گردید که عبارت بودند از:
1- منطقه غرب دزفول- شوش
2- منطقه سوسنگرد و بستان
3- منطقه جنوب غربی اهواز- خرمشهر
...، این مناطق عملیاتی که هدفهای استراتژیکی نیروهای مسلح ایران را برای بیرون راندن تجاوز از خاک کشور و ادامه عملیات را در صورت ضرورت معین و مشخص میکردند، هر یک از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده و موقعیت به خصوصی در استراتژیک جنگ داشتند. در منطقه عملیات دزفول و شوش گلوگاه حیاتی خوزستان «گره مواصلاتی شمال اندیمشک» و در منطقه سوسنگرد و بستان پیوستگی سراسری جبهه عراق و تهدید اهواز از سمت غرب وجود داشت و بالاخره در منطقه جنوب غربی اهواز- خرمشهر، شهرهای بزرگ و پرجمعیتی چون اهواز، جزیره آبادان و بندر خرمشهر و در منطقه عقب آن بندر ماهشهر و بندر امام (ره) واقع شده و به ویژه وجود منابع و تاسیسات نفتی و صنعتی اهمیت خاصی به این منطقه نبرد میدادند.
صدام حسین پس از اشغال خرمشهر فکر کرد که این شهر برای همیشه به خاک عراق ضمیمه شده است و هیچگاه فکر نمیکرد که ایران توان بازپسگیری آن را داشته باشد. از اینرو با خیالی راحت اقدام به ساختن امکاناتی وسیع نمود.
اما خوش خیالیهای صدام برای تجزیه خوزستان و الحاق آن به خاک عراق، هرگز نتوانست به خود جامه عمل بپوشاند، زیرا دلاورمردان جبهه اسلام در ایران در نبردی سنگین و مقاومتی بینظیر، با توکل به عنایات الهی، خرمشهر را در سوم خرداد 1361هجری خورشیدی از چنگال دژخیمان بعثی آزاد ساختند و این پاره جدا ناشدنی پیکر ایران را از لوث وجود بعثیون پاکسازی نمودند.
خرمشهر چگونه آزاد شد!
آزادسازی خرمشهر در جریان نبرد بیتالمقدس شکل گرفت. این عملیات که در ابتدا با نام عملیات طرح کربلا 3 طراحی شده بود با شرکت گسترده نیروهای سهگانه ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای بسیج مردمی، جهاد سازندگی و ... از تاریخ دهم اردیبهشت ماه سال 1361 هجری خورشیدی به مدت 26 روز در جنوب غربی اهواز انجام گرفت و از جمله نبردهای موفق ایران بوده است که علاوه بر پایان دادن به 19 ماه اشغال نظامی قسمتی از استان خوزستان، ضربهای قاطع به نیروهای متجاوز عراقی وارد نموده و عبور سریع و غافلگیرانه از رودخانه کارون و تصرف سرپلی وسیع به مساحت 7000 کیلومتر مربع در زمانی کوتاه به عنوان یکی از برجستهترین نبردهای نظامی ایران ثبت گردید. هر چند آزادسازی خرمشهر حیثیت و اعتبار نظامی ایران در جهان را افزایش داد اما نتیجه این عملیات از مرز موفقیتهای نظامی فراتر رفت و کارشناسان نظامی و دستگاههای تبلیغاتی جهان را وادار ساخت که به پیروزیهای گسترده ایران اعتراف کنند در این نبرد اکثر یگانهای ارتش متجاوز عراق در این منطقه توان رزمی خود را از دست داده و تعداد زیادی از سربازان آن کشته و زخمی شدند و بیش از نوزده هزار تن از آنان به اسارت ارتش اسلامی درآمدند.
...، اما ارتش عراق این بار نیز مانند عملیات فتحالمبین شکست خفتبار خود را یک عقبنشینی تاکتیکی اختیاری عنوان کرد!
ضربهای که در عملیات بیتالمقدس (فتح خرمشهر) بر پیکر ارتش به اصطلاح شکستناپذیر عراق وارد شد، تمامی محاسبات رژیم عراق را دگرگون کرد و صدام حسین این متجاوز مغرور در جاده سرازیری شکست قرار گرفت و در حالی که عرق شرم از شکست وعدههای تجزیه خوزستان را بر چهره داشت کشکول گدایی را به دوش گرفت و برای صلح و برقراری آتشبس به همگان متوسل شد، زیرا میدانست با دست خود آتشی را برافروخته که جز با سوختن و نابودی او فروکش نخواهد کرد.
نتایج فتح خرمشهر:
عملیات بیتالمقدس یکی از بزرگترین و درخشانترین نبردهای ارتش، سپاه، بسیج و جهادگران در طول هشت سال دفاع مقدس بود. این عملیات در واقع کمر رژیم عراق را شکست اما از آن پس حامیان او در منطقه کمکهای خود را چندین برابر افزایش داده تا او را برای مدتی هرچند کوتاه سرپا نگهدارند.
عملیات بیتالمقدس در سه مرحله زیر انجام شد:(10/2/61 تا 3/3/61)
مناطق اشغالی در دست دشمن 5400 کیلومتر مربع
مرحله اول: از تاریخ 10/2/1361 هجری خورشیدی شروع و منجر به تصرف قسمتی از جاده خرمشهر- اهواز گردید. (1100 کیلومتر مربع)
مرحله دوم: از تارخی 16/2/1361 هجری خورشیدی شروع و منجر به تصرف قسمتی از خطور مرزی بینالمللی و تخلیه دشمن در هویزه- کرخه نور گردید. (3900 کیلومتر مربع)
مرحله سوم: از تاریخ 19/2/1361 هجری خورشیدی شروع و منجر به محاصره خرمشهر و سپس آزادسازی آن در 3/3/1361 هجری خورشیدی گردید. (آزادی خرمشهر + 380 کیلومتر مربع)
نیروهای دشمن داخل منطقه خرمشهر
1- نیروهای پیاده دشمن: تعداد 36000 نفر پیاده
2- نیروهای زرهی دشمن: 41 گردان تانک (1435 دستگاه تانک)
3- نیروهای مکانیزه دشمن: 38 گردان (1330 نفر بر زرهی)+ (530 قبضه انواع توپ)
توضیح: دو لشگر 11 پیاده و 3 زرهی در منطقه خرمشهر مستقر بودند.
تعداد اسرای دشمن در مراحل سهگانه عملیات پیروزمند بیتالمقدس:
مرحله اول: تعداد 3072 نفر اسیر جنگی
مرحله دوم: تعداد 1634 نفر اسیر
مرحله سوم: تعداد 2294 نفر اسیر جنگی که در ادامه مرحله سوم منجر به آزادی شهر مقاوم خونین شهر (خرمشهر) گردید و تعداد 12000 نفر به اسارت رزمندگان پرتوان ایرانی درآمدند و جمع کل اسرای جنگی در فتح خرمشهر به تعداد 19000 نفر (افسر+ درجهدار+ سرباز) رسید و نکته مهم و قابل ملاحظه این است که از تعداد 36000 نفر نیروهای عراقی در منطقه خرمشهر حدود 35000 یا اسیر شدند و یا کشته شدند و این درسی بود برای متجاوزین که دیگر خیال واهی تجاوز به سر نداشته باشند.