عملکرد دولت آقای خاتمی در نشر فرهنگ دینی به ویژه حجاب کاملاً روشن است ولی بد نیست به برخی از سخنان ایشان درباره حجاب اشاره شود.
الف) آقای خاتمی در جریان سفر به ژاپن در پاسخ به پرسش خبرنگاران شبکة تلویزیونی «ان،اچ،کی) این کشور می گوید:
«اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود. قطعاً مضر است ولی اگر بتواند جامعه را به سلامت بیشتری بکشاند و زمینه را برای فعالیت بیش تر زنان فراهم آورد منفی نیست، مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصههای مختلف حضور داشته باشند و صلاحیت خود را نشان دهند.1»
ب) آقای خاتمی در دیدار دانش آموزان و اولیای مدرسه دخترانة سروش مورخ 76/8/13 می گوید:
«این که می گوییم حکومت اسلامی است به این معنا نیست که دختر ما قانع شده باشد که حجاب خوب است، او ممکن است در این باره سؤال داشته باشد و باید بتواند سؤالاتش را مطرح کند. مثل این است که می گوییم باید مالیات بدهیم و یا مثل این است که می گوییم نباید از چراغ قرمز عبور کنیم امّا دختر ما، پسر ما، حق دارد که سؤال کند که چرا؟ یا ما می توانیم او را قانع کنیم یا او می تواند ما را قانع کند یا هیچ کداممان قانع نمی شویم. ما حق خودمان را داریم و او حق خودش را.2»
درباره این سخنان رئیس جمهور نکات مهمّی وجود دارد؛
1- حجاب امری نسبی است و ضروری دین نیست چه این که «اگر مانع حضور زن در اجتماع شود قطعاً مضر است» یعنی حسن یا قبح حجاب دایر مدار حضور زن در عرصه اجتماع است و اگر جامعه به گونهای شود که حجاب مانع حضور زن در اجتماع باشد، قطعاً مضر است!
2- حتی اگر حجاب «زمینه را برای فعّالیت بیشتر زنان نیز فراهم کند و جامعه را به سلامتی آورد» نمی توان گفت الزاماً باید رعایت شود، بلکه می توان گفت: «منفی نیست.» یعنی زن می تواند با حجاب در جامعه حاضر شود و این دیگر منفی نیست. بنابراین الزامی برای رعایت حجاب نیست و در نتیجه یک امر فردی است، نه اجتماعی.
3- «مسأله اصلی پوشش زن نیست بلکه حضور زن در عرصه های مختلف است» و در نتیجه حجاب یک امر فرعی شمرده می شود و «مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند.»
و این در حالی است که از نظر اسلام، حجاب ضروری دین شمرده می شود و قاطبه مسلمانان بر وجوب آن اجماع دارند و نمی توان گفت: «اگر حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعا مضر است» بلکه بر اساس دیدگاه اسلام باید گفت: اگر جامعه مانع پوشش و حجاب زن شود این جامعه و حضور در آن ، قطعاً مضر است.
نباید تصور کرد آقای خاتمی در پاسخ به خبرنگاران ژاپنی از راه جدل وارد شده است. ایشان به آسانی می توانست در پاسخ بگوید: حجاب از قوانین دینی و ملّی ماست، ملت ما به آن ارج می نهد و حجاب را سبب مصونیت و رشد شخصیّت زن میداند. از سوی دیگر، طرح نسبیّت در مورد حجاب و سخن گفتن مشروط دربارة حسن و قبح آن در زمانی صورت گرفته است که افرادی همچون یوسفی اشکوری در کنفرانس برلین اصل حجاب را مستفاد از قرآن نمی دانند و با انکار ضروری بودن، آن را امری شخصی می پندارند که در این صورت امری نسبی، قراردادی و یا همچون آداب و رسوم اجتماعی تلقی خواهد شد. در این مورد باید به بخش مذکور از سخنان آقای خاتمی خطاب به دانش آموزان دختر توجّه کنیم. البته سخن اصلی ما در این جا این نیست که رئیس جمهور وقت می توانست با توجّه به محبوبیّت خویش در میان دانش آموزان، به نقش مثبت حجاب در رشد شخصیت یک دختر اشاره و آن را فرمان الهی و واجبی شرعی تلقّی کند، بلکه آقای خاتمی سخنان خویش را با سؤال و تردید درباره حجاب مطرح نموده و سپس آن را به قوانین قراردادی مالیات و یا حتیّ به علایم وضع شده راهنمایی و رانندگی تشبیه کرده است.
و این مواضع نسبی گرایانه وی در امور دینی و تلقّی واجبات دینی به عنوان موضوعاتی عرفی و قراردادی را نشان می دهد. جالب این است که در ادامه مطلب به گونهای سخن می گوید که گویا اگر قانع نشد حق دارد براساس همان تلقی خود رفتار کند: «دختر ما حق دارد که سؤال کند که چرا؟ یا می توانیم او را قانع کنیم یا او می تواند ما را قانع کند یا هیچ کداممان قانع نمی شویم، ما حق خودمان را داریم و او حق خودش را» در این جا چنین نتیجه گرفته می شود که: «اگر دختر ما قانع نشد حق دارد حجاب را رعایت نکند، و این برخاسته از آرای او مانیستی آقای خاتمی است.» بر این اساس حجاب امری فردی است و ضروری دین شمرده نمی شود. آیا این سخن تأیید ضمنی سخنان یوسفی اکشوری در کنفرانس برلین نیست؟!