حسن بهشتیپور
از روز پنجشنبه ششم مهرماه که وانو مرابیشویلی، وزیر کشور گرجستان در جمع خبرنگاران گفت: اداره ضد اطلاعات این وزارتخانه شبکه جاسوسی روسیه در خاک گرجستان را که در قالب نیروی نظامی این کشور در منطقه قفقاز فعالیت داشت، شناسایی و بازداشت کرده است؛ دور جدیدی از تنش در مناسبات شکننده روسیه و گرجستان آغاز شد.
دلایل ایجاد بحران
وزیر کشور گرجستان مدعی شد رهبری شبکه جاسوسان روسیه در گرجستان را سرهنک آناتولی سینیتسین که متهم است عامل اصلی اقدامات تروریستی فوریه سال 2005 در شهر گوری گرجستان بوده، به عهده داشته است. وی گفت: الکساندر ساواو سرهنگ دیمتری کازانتسف به همراه دو افسر بازداشت شده دیگر در تفلیس پایتخت گرجستان عملیات جاسوسی را سازماندهی میکردند و آلکسی زاوگورودنی با کمک آلکساندر بارانوف دو افسر دیگری هستند که در باتومی بازداشت شدند. به گفته او یک افسر روسی به نام کونستانتین پیچوگین نیز در مقر نیروی نظامی روسیه در قفقاز که در تفلیس مستقر است تحت کنترل است. دادگاه شهر تفلیس به سرعت تشکیل شد و با صدور کیفرخواست دادستانی بر اساس پرونده نظامیان روسی بازداشت شده در گرجستان، چهار افسر روسیه به بازداشت موقت دو ماهه برای رسیدگی به اتهاماتشان، رای داد. بر اساس ادعانامه دادستان این افسران روسی به کسب اطلاعات از شهروندان گرجی در مورد تاسیسات نظامی این کشور، دخالت در حمله به شهر جوری و کشته شدن سه پلیس و تعدادی از شهروندان گرجی در جریان آن حادثه و همچنین نقش داشتن در انتقال تجهیزات دفاع ضد موشکی به منطقه مورد مناقشه اوستیای جنوبی، متهم شدند.
در نقطه مقابل سرگی ایوانف، وزیر دفاع روسیه اتهام گرجستان علیه نظامیان بازداشت شده روسی را ساختگی و غیر معقول نامید و مدعی شد گرجستان افسران روسی را به جاسوسی و دست داشتن در عملیات تروریستی که قبلا در گرجستان اتفاق افتاده بود متهم میکند. او گفت: سه نفر از افسران ماه گذشته به گرجستان رفته بودند و نمیتوانند با حملات تروریستی که قبلاً اتفاق افتاده است در ارتباط باشند. روسیه ضمن فراخوانی سفیر خود از تفلیس، عملیات خروج نیروهای خود را از گرجستان به حالت تعلیق درآورد و با تنظیم قطعنامه پیشنهادی برای شورای امنیت خواهان محکوم کردن این اقدام از سوی شورای امنیت شد.
گذشته از اینکه نمیتوان ادعاهای مطرح شده از دو سو را پذیرفت، اما روشن است که این تنش در زمانی رخ داده است که با اجرای کامل مراحل خروج نیروهای روسیه از دو پایگاه این کشور در گرجستان، انتظار میرفت بحران موجود در مناسبات دو کشور که حداقل یک دهه است ادامه دارد، بهبود یابد.
نیروهای نظامی روسی در گرجستان از زمان شوروی در چهار پایگاه نظامی وازیان، گوداوتا، باتومی و آخالکالاکی مستقر بودند که در این پایگاهها حدود 7 هزار نظامی، 153 دستگاه تانک، در حدود 240 نفربر و 140 سیستم توپخانهای قرار داشت. پس از فروپاشی شوروی به دنبال اختلاف نظر بین گامساخوردیا، رئیس جمهوری ملیگرای گرجی با مقامهای مسکو اختلاف نظر در مورد آینده این پایگاهها به عنوان یکی از موضوعات اساسی مورد اختلاف بین دو کشور مطرح شد. شاید به دلیل همین اختلاف نظر بود که روسیه با تحریک هواداران خود توانست شرایط را برای سرنگونی اولین رئیس جمهوری منتخب گرجستان پس از استقلال در سال 1991 فراهم کند. در شرایط بحرانی آن زمان شوارد نادزه، وزیر خارجه سابق شوروی توانست در مارس 1992 با حمایت مسکو، زمام امور گرجستان را در بدترین موقعیت سیاسی و اقتصادی کشورش بر عهده گیرد. در همین دوران جمهوری خودمختار آبخازی بدلیل اکثریت جمعیت مسلمان که با اکثریت مسیحیهای گرجستان تفاوت دینی داشت و هم بخاطر مخالفت با روند گرجیسازی در آبخازیا که از سالهای دور به مورد اجرا گذارده میشد دست به شورش علیه دولت مرکزی زد. در اثر اقدام ارتش گرجستان برای مقابله جداییطلبان جنگ همهجانبهای در گرجستان آغاز شد که این جنگ با دخالت ارتش روسیه پایان یافت، اما در عمل با استقرار ارتش روسیه به عنوان نیروی پاسدار صلح، حق حاکمیت گرجستان بر آبخازی در عمل از بین رفت.
این مسأله در مورد استان خودمختار اوستیای جنوبی نیز که بخش شمالی آن در روسیه قرار دارد، عیناً تکرار شد. شوارد نادزه که به کمک روسها توانسته بود به قدرت برسد اینبار برای آنکه بتواند مانع از جدایی آبخازی و اوستیای جنوبی از گرجستان شود در اولین اقدام سعی کرد با دادن امتیاز به جمهوری خودمختار دیگر به نام آجاریا از جدا شدن این منطقه ممانعت به عمل آورد. در مرحله بعد نوعی تمایلات غرب گرایانه را از خود نشان داد تا شاید روسها در سیاستهای خود در مورد حمایت از جداییطلبان در آبخازی و اوستیا تجدیدنظر کنند.
اتخاذ این سیاست روسیه را به حمایت بیشتر از جدایی طلبان ترغیب کرد به طوری که گرجستان در نهایت با نزدیک شدن به آمریکا در عمل وارد حمایتهای غیر علنی از جدایی طلبان چچنی شد که با گرجستان هم مرز هستند. این اقدام روسیه را برای وارد آوردن فشار بیشتر برای سرنگونی دولت شوارد نادزه آماده کرد.
با وجود همه تنشهای موجود قرارداد برچیدن دو پایگاه وازیان و گوداوتا در سپتامبر سال 1995 میان روسیه و گرجستان منعقد شد. ولی اختلاف نظر همچنان بر سر دو پایگاه دیگر که جنبه استراتژیک داشتند ادامه یافت تا اینکه در حاشیه اجلاس سران کشورهای عضو سازمان امنیت و همکاری اروپا در استانبول در 17 نوامبر 1999 به امضا رسید که بر اساس آن نیروهای معمولی روسیه در پایگاههای مذکور مستقر میشدند. روسیه در سال 2001 اعلام کرد بطور کامل از دو پایگاه وازیان و گوداوتا خارج شده است. در همین دوران با تغییر سیاست خارجی آمریکا تحتتاثیر واقعه 11 سپتامبر، شوارد نادزه مشمول اجرای اولین مرحله از طرح انقلابهای رنگین قرار گرفت.
روسیه که از شوارد نادزه دل خوشی نداشت تنها نظارهگر تغییر آرام قدرت در گرجستان بود. با روی کار آمدن ساکاشویلی رئیس جمهوری جدید این کشور در سال 2003، دولت تفلیس بصورت جدیتری پیگیر خروج کامل سربازان و تجهیزات نظامی روسیه از این کشور شد. پس از ماهها مذاکره توافق مقدماتی در تاریخ 31 مارس سال 2006 در بندر سوچی میان نمایندگان وزارت دفاع روسیه و گرجستان صورت گرفت. بر اساس این توافقنامه روسیه تا پایان سال 2008 بطور کامل از گرجستان خارج خواهد شد.
اما توافق نهایی بین وزرای خارجه دو کشور در خرداد ماه 85 در مسکو به امضاء رسید که تا سال 2008 حدود سه هزار نیروی روسی از گرجستان به تدریج خارج شوند.
بهانه اصلی بحران جاری
مطرح شدن عضویت گرجستان در ناتو بار دیگر تنش میان دو کشور را افزایش داد. به طوری که چند روز قبل وزارت خارجه روسیه با اشاره به تلاشهای گرجستان برای پیوستن به ناتو اعلام کرد عضویت گرجستان در این پیمان، به صورت جدی منافع سیاسی، نظامی و اقتصادی روسیه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در بیانیه وزارت خارجه روسیه آمده بود: ورود گرجستان به ناتو، تأثیر منفی بر اوضاع سیاسی و امنیتی منطقۀ قفقاز خواهد داشت. این موضع در حالی اعلام شد که دور جدید مذاکرات میان مقامات ناتو و گرجستان برای الحاق گرجستان به این سازمان از هفته اول مهر ماه آغاز شده بود.
در واقع ساکاشویلی، رئیس جمهوری گرجستان همان اشتباهی را که شوارد نادزه مرتکب شده بود، مجدداً تکرار میکند. اعتماد به آمریکا برای آنکه گرجستان بتواند از طریق عضویت در ناتو، مناطق جداییطلب آبخازی و اوستیای جنوبی را به حاکمیت دولت مرکزی در تفلیس بازگرداند، اشتباهی جبرانناپذیر است. چرا که هم آمریکا اهل معامله با روسها بر سر مسائل کلانتر است و هم روسها میدانند چگونه میتوان در گرجستان تغییرات از طریق مداخلات پنهان بوجود آورد. بر این اساس کاملاً قابل درک است که چرا گرجستان تمایل دارد به ناتو بپیوندد، اما این در واقع از چاله به چاه افتادن است.
نقش آمریکا در بحران روابط روسیه و گرجستان
آمریکا که رویای بسط نفوذ خود را به منطقه استراتژیک قفقاز در سر میپروراند؛ تلاش میکند از طریق دامن زدن به اختلاف در روابط مسکو- تفلیس موقعیت مساعدتری را برای امتیاز گرفتن از هر دو طرف فراهم کند. به همین دلیل چند روز قبل پس از اجرای یک مرحله دیگر از خروج نیروهای روسیه از گرجستان، یک نشریه چاپ تفلیس اعلام کرد: آمریکا برای احداث آزمایشگاهی نظامی در گرجستان، 95 میلیون دلار اختصاص داده است. این آزمایشگاه در قالب اصلاح مفاد «موافقتنامه همکاری وزارت دفاع گرجستان و وزارت دفاع آمریکا در زمینه فناوریهای مربوط به توسعه سلاحهای بیولوژیک و عدم گسترش اطلاعات حساس» احداث میشود. شاید با توجه به این خبر «گنادی زوگانف» رهبر حزب کمونیست روسیه روز جمعه آمریکا را به دست داشتن در اقدامات ضد روسی گرجستان متهم کرد: زوگانف دستگیری شش افسر روس بدست سازمانهای امنیتی گرجستان را که به 4 تن از آنها اتهام جاسوسی وارد شده یک اقدام تحریکآمیز خواند که به دستور سازمانهای اطلاعاتی آمریکا انجام گرفته است. اگرچه در ظاهر این نظر زوگانف در راستای تئوری توطئه عنوان میشود، اما در این مورد خاص تمام قرائن و شواهد نشان میدهد افزایش تنش میان روسیه و آمریکا تنها به نفع کاخ سفید است که از مدتها قبل برای حضور گستردهتر در قفقاز از طریق گرجستان برنامهریزی کرده است.
علاوه بر این پوتین ضمن تروریسم دولتی خواندن این اقدام که از آن به عنوان گروگانگیری یاد کرد در اشارهای غیر مستقیم به نقش آمریکا گفت: «آنها خیال میکنند که در زیر سقف حامیان خارجی خود میتوانند احساس آرامش و امنیت کنند اما آیا واقعاً چنین است؟»
پاسخ این سئوال هرچه باشد این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت که اعتماد به دولت آمریکا برای درگیر شدن با روسیه در شرایط مشکلات سیاسی اقتصادی امروز گرجستان به نفع مردم این کشور نیست.
تأثیرات افزایش تنش
باید گفت بحران کنونی در روابط دو کشور و منطقه تأثیر عمیق خواهد داشت و اگر دو طرف تمایلی برای رفع تنش نشان ندهند به دلیل آنکه منطقه قفقاز حداقل با چهار بحران مهم (قره باغ، آبخازی، اوستیای جنوبی و چچن) روبرو است که در سالهای اخیر همچون آتش زیر خاکستر هر لحظه امکان شعلهور شدن دارند، نمیتوان نسبت به ایجاد تنشها، هرچند موقتی، بیتفاوت بود. بنابراین اگر این اختلافها کنترل نشود بدون شک بحرانهای آبخازی، اوستیای جنوبی و چچن که با گرجستان هم مرز است بار دیگر ابعاد گستردهتری پیدا خواهند کرد.
همچنانکه پوتین دو روز بعد از این جریان در بندر سوچی، با سرگی باگاپش و ادوارد کوکویتی رهبران آبخازیا و اوستیای جنوبی، ملاقات کرد. این ملاقات پیام روشنی را برای تفلیس ارسال کرد که در واکنش به آن گلا بژو آشویلی، وزیر امور خارجه گرجستان، گفت: این دیدار، حمایت آشکار از جداییطلبان توسط رهبری روسیه است.
از آنجا که روسیه میداند در پشت این صحنه آمریکا فعال است، متقابلاً این کشور سعی خواهد کرد از ابزارهای خود برای تحت فشار قرار دادن منافع آمریکا در منطقه استفاده کند. در این صورت امکان دارد سایر کشورهای منطقه نیز درگیر بحران ناخواسته شوند.
از نگاه گرجستان نیز این مساله در بلند مدت برای این کشور و منطقه دردسرساز خواهد بود. بنابراین مدیریت بحران در این مرحله میتواند از اینکه منافع ملی تفلیس قربانی چالشهای آمریکا و روسیه در قفقاز شود، ممانعت به عمل آورد.