پرونده هستهای ایران در مسیر خود فراز و نشیبهای متعددی را تاکنون تجربه نموده است؛ از دورانی که مشکلات حقوقی و تخصصی آن با مشکلات سیاسی تمایز داشت تا امروز که معضلات و برخوردهای سیاسی تنها دلیل حساسیت پرونده شده است. البته از همان روز اول نیز معلوم بود که پرونده هستهای ایران سیاسی است. بازیگران این پرونده اعم از ایران، اروپا، آمریکا، کشورهای غیرمتعهد، سازمانهای بینالمللی و بویژه آژانس، هر یک نقش و رفتارهای قابل مطالعهای را از خود بروز دادند که باید مورد تحلیل دقیق و کارشناسانه قرار گیرد.
اما آنچه در این میان مهم و ضروری است، توجه به پیشنهادهای کشورهای اروپایی در برخورد با پرونده هستهای ایران است. سه کشور اروپایی و بعداً اتحادیه اروپا در طول دوران مذاکرات رفتارهای گوناگونی را نشان دادهاند. در مقاطعی آنها فعالیتهای ایران را مشکوک دانسته و خواستار ایجاد اعتماد از طریق تعلیق فعالیتهای غنیسازی شدند. با طولانی شدن مذاکرات، مشخص گردید که فرایند اعتمادسازی آن قدر پیچیده شده که آنها پس از گذشت چندین ماه و بهتر است بگوییم چند سال از مذاکره و مقدمات آن، هنوز نتوانستهاند به گزارش مدیر کل آژانس نیز که بر پاک بودن فعالیتهای ایران و برطرف شدن بسیاری از مسایل و مشکلات قبلی اذعان داشت، اعتماد کنند تا چه رسد به فعالیتهای ایران.
از اینرو، سناریوی جدید اروپا، تهدید، ارایه پیشنهادهای کوچک و جذاب، نظیر پیوستن ایران به «WTO»، همکاریهای فنی و تجاری و در نهایت تداوم تعلیق حتی در بعد تحقیقات، توأم با چماق شورای امنیت، این بار با کارگردانی مستقیم و مشهود آمریکا کلید خورد و موج رسانهای شدیدی آن را حمایت نمود.
تجربه نشان داد که اروپا در این مسیر چیزی کم نگذاشت و با ارایه پیشنهادهای فریبنده و تهدیدهای گسترده عرصه را بر کشور تنگ نمود. ایستادگی دولت و ملت ایران و آغاز عملیات غنیسازی در روزهای آخر دولت جناب آقای خاتمی، مهر ابطالی بود بر این فرضیه که رویکرد دولت هشتم و دولت نهم در پرونده هستهای ایران متفاوت است و نشان داد آنجا که پای حقوق مسلم و قطعی ملت در میان باشد، اختلاف نظرها به وحدت نظر تبدیل شده و ثمره این وحدت، در پیوستن ایران به باشگاه کشورهای صاحب فناوری هستهای تبلور خواهد یافت.
حملات رسانه ای و تخریبی غرب به سرکردگی آمریکا و فرمانبرداری اروپا پس از این وقایع شدت پیدا کرد و تا حدی جدیت یافت که برخی از تحلیلگران داخلی و خارجی شروع تحریمهای جهانی و حتی جنگ را علیه ایران، آغاز مرحله جدید پرونده ایران قلمداد نمودند. اما در دیگر سوی این میدان، ایستادگی توأم با اقتدار، تدبیر، صبر و دیپلماسی فعال همراه با وحدت ملی کشور و حتی ایرانیان خارج از کشور باعث گردید تا سرانجام جلسات متعدد شورای امنیت به نتیجه نرسیده و غرب در مواجهه با قدرت مثالزدنی ایران که به تعبیر دقیق رهبر معظم انقلاب نشان از عمق استراتژیک ایران در صحنه سیاست دارد، با بازی جدیدتری روی آورد.
روسیه و چین که از آغاز پرونده مواضع مختلفی را نشان دادند، این بار در قالب پیشنهاد جدید اروپا در موضع جدیدتری قرار گرفتند. پیشنهاد غنیسازی در خاک روسیه هر چند پیشتر نیز بیان شده بود، اما در موقعیت کنونی و با توجه به الزام ایران به پذیرش شرایط اروپا که در نگاه اول منطقی هم به نظر میرسد، شرایط جدید را برای ایران مهیا میسازد، پیشنهاد اروپا، ایران و روسیه و در نتیجه چین را در موقعیتی قرار میدهد که اگر طرح غنیسازی در خاک روسیه از طرف ایران مردود شمرده شود، ممکن است به سیاست روسیه در قبال پرونده هستهای ایران خلل وارد کند و اگر پذیرفته شود نه تنها الزامی برای اجرا ندارد، بلکه نحوه، کمیت و کیفیت و تداوم آن در ابهام است. امروز پرونده هستهای ایران در شرایط بسیار دشواری قرار دارد. در این فضا، هر کدام از طرفین که توانایی جلب افکار عمومی و نظر نخبگان جهان را کسب کند، موفق عمل خواهد کرد.
از این رو، به نظر میرسد بهترین راه ممکن آن باشد که:
1- ایران تمام تلاش و کوشش خود را جهت عمومی نشان دادن نحوه برخورد با پرونده هستهای ایران به جهانیان انجام داده و برخلاف تبلیغات غرب این تفکر را در بین کشورها و نخبگان تحکیم کند که اگر امروز ایران از حق خود محروم میشود، فردا نظیر این مسأله برای آنان نیز متصور است. این مهم از طریق رایزنی و عملیات رسانهای در ابعاد خارجی متصور است.
2- ایران باید پذیرش شرایط اروپا را در گرو به رسمیت شمردن حق کشورمان، زمانبندی نمودن ادامه مذاکرات، اخذ تضمین عینی و اعتمادساز اروپا در خصوص غنیسازی در خاک روسیه و استفاده ایران از بانک سوخت، مدیریت غنیسازی در خاک روسیه توسط دانشمندان و محققان ایرانی و خروج پرونده از روند کنونی و بازکشت آن به آژانس، نماید.
در صورت تحقق این موارد که البته موارد اصلی است و جزییات دیگری نیز در سطح مذاکرات باید بدان افزوده شود، اروپا پیشنهاد قابل مطالعهای به ایران داده است. در غیر این صورت، بیشک پیشنهاد جدید اروپا در همان مسیر تحقیر ملت ایران خواهد بود و اثر اجرایی در حل مشکل ندارد. در هر صورت، عزت، مصلحت و اقتدار نظام حکم میکند که پیشنهاد اروپا پس از برخورد آنها با نظرات ایران سنجیده شود و قبل از آن پیشنهادشان به عنوان رهگشا یا تضمین حمایت اروپا از ایران، تحلیل نشود.