والتر سیمپسون
برگردان: پوراندخت مجلسی
نفت چیز غیرقابل اعتمادی است. رسانهها نفت گالنی 3 دلار و یک پاداش 400 میلیون دلاری برای مدیر عامل پیشین امور اکسان را در خبرهای خود برجسته کرده و مهم دانستهاند . ولی این مسایل در مقایسه با داستان واقعی نفت که همه از آن غافلند بسیار بی اهمیتاند. جنگ در عراق جنگ نفت است و لازم نیست قول مرا در این مورد بپذیرید، کتاب جدید برنامهریز برجسته سابق جمهوریخواهان کوین فیلیپس را بخوانید . رسانهها ممکن است ما را به اشتباه انداخته باشند ولی کسانی که مانند کوین فیلیپس تحلیلهای لازم را ارائه میدهند.
بوش، چنی، رایس و سایر بازیگران اصلی کابینه بوش، صلاحیت بیعیب و نقص و کاملی را در مورد نفت دارند. چنی، رامسفلد و سایرین همچنین پیوندهای محکمی با «برنامه قرن جدید آمریکا» دارند - که سازمانی متعلق به نومحافظهکاران است - و بدون شرمندگی طرفدار و مبلغ تفوق جهانی آمریکا از طریق جنگهای پیشگیرانه، تغییر رژیم در مورد دولتهایی که مطابق میلشان نیستند و ایجاد پایگاههای دائمی نظامی در خلیج فارس برای امنیت منافع آمریکا - و بیش از همه نفت هستند.
سلطه جهانی آمریکا مستلزم نه فقط دستیابی به منابع نفت بلکه کنترل آن است. اغراق نیست اگر گفته شود که 65 درصد ذخایر نفت جهان در معدودی کشور عربی واقع شده است.
کوین فیلیپس تشریح میکند که آرزوی داشتن و حفاظت نفت خلیج فارس شالوده و اساس سیاست خارجی آمریکا بوده است: ما در کشورهای نفت خیز نفوذ کردهایم، خانوادههای سلطنتی را در این کشورها سرپا نگه داشتهایم. از کودتاها پشتیبانی کردهایم و دیکتاتورها را مسلح. همه این کارها برای این که ادامه جریان نفت را به آمریکا و سود کمپانیهای آمریکایی را تضمین کرده باشیم. ما دست کم تاکنون یک جنگ پیشگیرانه برای نفت راه انداختهایم - اولین جنگ خلیج در 1991، اگر بوش وقتی تصمیم گرفت به عراق حمله کند نفت را در نظر نگرفته باشد، این اولین بار بوده است در 50سال گذشته که تضمین جریان بدون وقفه نفت خلیج فارس، عنصر اصلی سیاست خارجی آمریکا نبوده است.
موضوع نفت بسیار وخیم شده است. هم اکنون ایالات متحده گرسنه نفت، مصرف کننده 25 درصد استخراج سالیانه نفت است و هر روز 10 میلیون بشکه نفت وارد میکند . گروه ضربت انرژی دیک چنی پیشبینی کرد که در سال 2020 واردات نفت آمریکا به 17 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. بدون کنترل ذخایر نفت خارجی به دست آوردن این اندازه نفت غیرممکن خواهد بود زیرا تقاضا برای نفت در کشورهایی نظیر چین و هند هم افزایش مییابد و در عین حال بزودی انتظار نقطه اوج نفت (Peak oil) هم می رود نقطهای که پس از آن تولید نفت سیر نزولی را میپیماید.
چیزی که اوضاع را بدتر کرده است این است که دیگر به عربستان سعودی، به دلیل افزایش عدم ثبات سیاسی آن، به عنوان یک متحد قابل اتکا و میزبان پایگاه های نظامی نمیتوان تکیه کرد. با تهاجم، اشغال و ایجاد دولت وابسته در عراق ، کابینه بوش امیدوار بود که نه تنها کنترل ذخایر نفت عراق را به دست آورد، که از لحاظ ذخایر نفتی مقام دوم را در جهان دارد، بلکه همچنین پایگاه عملیاتی جدیدی در خلیج فارس به دست میآورد.
کوین فیلیپس و سایر تحلیلگران فکر نمیکنند، امری تصادفی بوده است که سربازان آمریکایی هنگام تهاجم به عراق ابتدا چاه های نفت را زیر حفاظت قرار دادند، در حالی که از نیاز به حفظ نظم عمومی غافل ماندند. ارتش، فرمانهای خود را داشت وباید به مسایل نفت میپرداخت. رامسفلد ممکن است این امر را انکار کند (و اخیرا هم این کار را کرد) ولی ایالات متحده اکنون مشغول ساختن تعدادی پایگاه بزرگ نظامی است - برای تحقق قدرت آمریکا در عراق ،توزیع نفت و کنترل بهای آن - تا از جانشین کردن یورو به جای دلار به عنوان پول بینالمللی در تجارت نفت، مانع شود و حق امتیاز و سود را برای کمپانیهای آمریکایی تضمین کند. از آنجایی که جنگ و اشغال به تباهی و سقوط کشیده شده است، نومحافظهکاران امیدوارند از این مهلکه نجات یابند ولی فعلا تنها صحبت از عقبنشینی است.
انگیزه این جنگ نفت همچنین از وقتی به وجود آمد که صدام حسین تصمیم گرفت به محض این که تحریمها برداشته شود، امتیا نفت عراق را به شرکتهای فرانسوی، روسی و چینی بدهد و بدین ترتیب میخواست دست کمپانیهای نفتی را از معاملات سودآور عراق که بالقوه میلیاردها دلار ارزش آن بود، کوتاه کند.
کوین فیلیپس از نقشهای نفتی سال 2003 که در اختیار گروه ضربت دیک چنی قرار داشت، پرده برداشته است . این نقشهها که حوزههای نفتی عراق، حوزههای احتمالی جدید آن و جزییات مناقصههای خارجی برای نفت عراق را نشان میدادند به وسیله پنتاگون تکمیل شدند. پل اونیل ویر دارایی کابینه پیشین بوش. وقتی این نقشهها را دید گفت برای او روشن است که این نقشهها پیش از حمله 11 سپتابر تهیه شدهاند و برای حمله به عراق به خاطر نفت آن و نه به دلیل تروریسم.
شکی وجود ندارد که بنزین 3 دلاری که ما در باکهای اتومبیلهای مان میریزیم با خون سربازانمان و دهها هزار عراقی که در این جنگ به هلاکت رسیدهاند رنگین شده است لازم است که چشمهایمان را بر روی این حقیقت تلخ بگشاییم.