محمد ملازهی
کشور عراق در حال تجربه دمکراتیک قدرت ملی است. این قدرت که در ذات خودش از نوعی توازن برخوردار است، امیدها و نگرانیهایی را به وجود آورده است. امید آن است که عراق سرانجام به ثبات سیاسی و اجتماعی لازم در سایه دولت جدید «نوری المالکی» دست بیابد و زمینه پایان رسمی اشغال این کشور فراهم شود. نگرانی اصلی این است که دولت جدید نتواند بر مشکلات موجود غلبه کند و عراق هم چنان درگیر بحران امنیتی باقی بماند و نیازمند حضور ارتشهای خارجی باشد.
این که دولت منتخب عراق و مردم این کشور چگونه راه برون رفت از وضعیت نامساعد کنونی خواهند یافت، به درستی روشن نیست، اما قدر مسلم آن است که عراقیها خواهان پایان دادن به شرایطی که به آنها تحمیل شده است، میباشند. دهها نفر در روز، قربانی خشونت در عراق می شوند. نه ارتش و پلیس ملی تاز تأسیس عراق قادر به کنترل اوضاع است و نه نیروهای آمریکایی و انگلیسی چنین توانی را در خود سراغ دارند. بنابراین آینده ثبات عراق هم چنان با ابهامات جدی روبرو است. این ابهام وقتی جدیتر میشود که توجه داشته باشیم دولتهای آمریکا و انگلیس در داخل بشدت تحت فشار قرار دارند که زمانبندی خروج ارتشهای خود را از عراق به اطلاع عموم برسانند.
اما اگر بحران امنیتی در عراق تداوم بیابد، از این ظرفیت بالقوه برخوردار است که محدود به این کشور باقی نماند و به سایر کشورهای منطقه و بویژه کشورهای عرب سرایت کند. عراق به دلیل ماهیت قومی و مذهبی و عدم توازنی که بین واقعیتها و انتظارات وجود دارد به غایت آسیبپذیر شده است. قدرت و سهمبری از قدرت مشکل اصلی عراق امروز است. مشکل دولت «المالکی» در این واقعیت نهفته است که هر کدام از گروههای قومی و مذهبی انتظاراتی فراتر از توان عملی دولت دارند. سهمبری از قدرت اگر متوازن و همخوان با واقعیتهای اجتماعی نباشد، به نوبه خود به صورت یک مشکل پیچیدهتر رخ خواهد نمود. ظاهراً برای گروههای قومی ـ مذهبی عراق این مطلب هنوز روشن نیست و به درستی نمیتوان گفت که تا چه زمانی چنین حالاتی تداوم داشته باشد.
از چنین زاویهای اگر به دولت جدید عراق توجه شود میتوان گفت که این دولت با مسئولیتهای بسیار سنگینی در شرایطی بسیار حساس روبرو است، موفقیت یا عدم موفقیت دولت منتخب عراق میتواند سرنوشت ساز باشد.
با درک همین مطلب است که «تونی بلر» اولین رهبر کشورهای حاضر در عراق بود که سرزده به بغداد آمد تا از نزدیک به ارزیابی شرایط نوین این کشور بپردازد. تداوم بیثباتی در عراق میتواند «بلر» و بوش را از اریکه قدرت به زیر بکشد.
با توجه به این گونه واقعیتها است که میتوان گفت عراقیها هیچ راهحلی جز سازماندهی قدرت متوازن ندارند. دولتی در عراق کارآمد خواهد شد که مورد قبول همه گروههای موجود سیاسی ـ قومی و مذهبی باشد و این امر محقق نمیشود مگر آنکه هر کدام از آنها خواستههای خود را تعدیل و برای یکدیگر قابل قبول سازند. قدرت در عراق نیازمند همکاری همه عراقیها است. هر گروهی که احساس کند به حداقل خواستههایش دست نیافته است، در مشارکت فعال دچار تردید خواهد شد.
منطق قدرت حکم میکند وحدت ملی و ارضی عراق در رأس همه امور قرار گیرد و گروهها ـ احزاب و جریانهای قومی ـ مذهبی و سیاسی خود را با این مهم هماهنگ سازند. تردیدی نیست که گروههای افراطی وجود دارند که میخواهند قواعد بازی را از اساس برهم بزنند. شرایط موجود تاکنون این فرصت را در اختیار همین گروهها قرار داده است. این وضعیت باید تغییر کند تا دولت وحدت ملی بتواند پا بگیرد و به مسئولیتهای مهمتر از جمله درخواست از آمریکا و انگلیس برای تخلیه عراق بپردازد.
در هر حال عراق سرنوشتسازترین روزهای حیات سیاسیاش را در حال تجربه کردن است این شرایط حساس آزمون دشواری برای مردم عراق «مردم منطقه» حکومتها و دولتها و مهمتر از آن آزمونی برای قدرتهای اشغالگر عراق است. توفیق یا عدم توفیق در این آزمون است که آینده صلح و ثبات خاورمیانه را نیز رقم خواهد زد.