روحالله جمعهای، کارشناس ارشد روابط بینالملل
آیا پیروزى دموکراتها در انتخابات مجالس قانونگذارى و کسب اکثریت فرماندارىهاى ایالات متحده آمریکا تاثیر قابل توجهى بر سیاست خارجى این کشور به جاى خواهد گذاشت؟
این سئوالى است که همواره در ذهن کارشناسان سیاسى و بینالمللى وجود داشت و هیچ پاسخ واضح و روشنى براى این سئوال وجود نداشت. اگر از کسانى که امروزه به واسطه شکست سنگین جمهوریخواهان ابراز شادمانى مىکنند؛ علت شادى آنها را بپرسید صرفا اینگونه پاسخ مىدهند که دوران حاکمیت نئومحافظه کاران جنگطلب به سر آمده است و دنیا شرایط دیگرى را از جانب ایالات متحده تجربه خواهد کرد. اما اگر این سئوال را مطرح کنید که کدام تجربه؟ بىشک جوابى نخواهید یافت.
واکاوى علل حاکمیت نئومحافظهکاران بر کاخ سفید پیش از آنکه یک رویداد حزبى مربوط به جامعه آمریکایى باشد ما را به این نتیجه مىرساند که نئومحافظهکاران جمهوریخواه در شرایطى پا به عرصه ظهور و بروز گذاشتند که جامعه آمریکایى به شدت به دنبال ایفاى نقش ژاندارمى جهان و ایجاد جهانى تک قطبى با قیمومیت ایالات متحده و نظام سرمایهدارى بود. نظریاتى مانند پایان تاریخ و نبرد تمدنها که از سوى نظریهپردازان نظام لیبرال دموکرات آمریکایى مطرح مىشد؛ سیادت ایالات متحده را بر جهان مشروعیت علمى و تئوریک مىبخشید. فروپاشى شوروى و خلاء وجود قطبهاى دیگر عرصه را براى ایالات متحده به وجود آورده بود تا با ترکتازى نظم نوین جهانى را منطبق بر سلطه طلبى آمریکایى به وجود آورد.
سیاست پیشگان ایالات متحده به خوبى به این امر واقف بودند که تسلط بر جهان به جز از مسیر سیطره بر منابع انرژى و ذخایر بىبدیل خاورمیانه ممکن نیست لذا با تغییر تعریف جغرافیایى این منطقه و وسعتدادن به این بخش استراتژیک از جهان کوشیدند تا در گام اول با نفوذ فیزیکى و حضور نظامى در این منطقه طرحى نو را براساس خواستهاى خود به وجود آورند و لذا به لشگرکشى و تهاجم وحشیانه به این منطقه از جهان روى آوردند و تمامى دولتهاى منطقه را تهدید به رفرم مطلوب آمریکایى کردند و در گام بعدى بى توجه به نظرات کشورها و اتحادیههاى تاثیرگذار بینالمللى مانند روسیه و چین و اروپا عرصه بینالملل را صحنه تاخت و تاز خود قرار دادند؛ اقدامى که سرانجام آن در نوامبر 2006 به شکست جمهوریخواهان منجر شد.
اما آیا دموکراتهاى پیروز در انتخابات مجالس قانونگذارى و فرماندارىهاى ایالات متحده؛ این پیروزى را محصول شکست استراتژى ایالات متحده در ایجاد نظام تک قطبى مىدانند و یا آن را به منزله پایان دادن به تاکتیک به کار گرفتهشده از سوى جمهوریخواهان تلقى مىکنند. در صورت اول جهان به پیروزى قابل توجهى دست یافته است؛ اما در صورت دوم جهان باید در انتظار ارائه شیوه نوینى از نیت سیطرهجویانه و سلطهگرایانه ایالات متحده بر جهان باشد تا همچنان نظریات برترى نظام لیبرال دموکراسى آمریکایى در جهان زنده بماند و رشد و نمو داشته باشد. نظریاتى که جهان را تا مرز جنگ جهانى پیش برد و این بار نوبت این بازى مرگبار به دموکراتهاى آمریکایى رسیده است...
آیندهاى نه چندان دور روشن خواهد ساخت که تغییرات در هیئت محاکمه آمریکا در چهرهها و شخصیتها بوده و یا به تفکرات و نگرشها نیز سرایت کرده است.