محمود عباس (ابومازن) اخیرا اظهارات خطرناکی را ارائه کرده است اظهاراتی که دولت و ملت فلسطین را به سوی پرتگاه جنگهای داخلی سوق خواهد داد و جالب آن است که نوع اظهارات ابومازن نه تنها از لحاظ محتوا خطرناک بوده است بلکه در جهت ارایه راهحل یا راهکار مناسب برای بحران فعلی فلسطین نیز قرار نمیگیرد. مضمون سخنان ابومازن در نشست مجمع عمومی سازمان ملل و نیز سخنان وی پس از بازگشت به فلسطین تنها و تنها به سود منافع اسراییل و آمریکا تمام میشود. احمد موسی تحلیلگر روزنامه الاهرام با ارایه تحلیلی تحت عنوان "منافع ملی فلسطین در تشکیل حکومت وحدت ملی است" مینویسد: مضمون و مفهوم دولت متحد ملی برای همگان روشن است دولتی که برسیاستهای بینالمللی و خط مشی خود تفاهم و اجماع دارد و تمامی ارکان این دولت موظف به احترام و تعهد نسبت به چارچوبهای تعیین شده در این حکومت هستند باتوجه به این معنا میتوانیم بگویم ابومازن به عنوان اولین نقضکننده گفتوگوهای انجام شده برای تشکیل دولت متحد ملی فلسطین است. چگونه است که ابومازن بدون مشورت و گفتوگو با دیگر طرفها که قرار است در تشکیل این دولت ملی سهیم باشند نطق بینالمللی را در مجمع عمومی سازمان ملل ارایه میدهد و با گفتن این جمله که دولت متحد ملی فلسطین اسراییل ر ابه رسمیت خواهد شناخت تمام طرفهای فلسطینی را غافلگیر میکند به رسمیت شناختن اسراییل و اعتراف به مشروعیت این رژیم یک موضوع بدیهی و ساده نیست که ابومازن بتواند به تنهایی برای حل آن وارد عمل شود.
تحلیلگر الاهرام مینویسد: سالهاست که زنان و مردان و کودکان فلسطینی با چنین مفهوم و مضمونی یعنی مشروعیت داشتن اسراییل میجنگند و امروز ابومازن بدون در نظر گرفتن اعتقادات و احساسات هزاران تن از مردم فلسطین پشت تربیون سازمان ملل میایستد و حتی بدون مشورت کردن با هریک از نمایندگان این مردم در دولت و پارلمان فلسطین میگوید دولت آینده فلسطین مشروعیت اسراییل را به رسمیت خواهد شناخت. کاملا مشخص است که ابومازن چنین سخن سنگین و بحرانسازی را بدون منظور ارایه نکرده است. اختلافات گسترده وی با جنبش حماس و تلاشهای مخفیانه و علنی جنبش فتح به رهبری ابومازن برای براندازی دولت حماس همه و همه این بدگمانی را به وجود میآورد که رهبر تشکیلات خودگردان درصدد جلوگیری از تشکیل حکومت متحد ملی در فلسطین و نیز در تلاش برای به دست آوردن قدرت کامل توسط جنبش فتح است. جالب آن است که سخنان ابومازن پس از بازگشت به فلسطین نیز خود به نوعی موید این نظریه است. ابومازن در بدو رسیدن خود به فلسطین و در جمع خبرنگاران خارجی و داخلی اعلام کرد که گفتوگوها با دولت حماس برای تشکیل دولت متحد ملی به نقطه صفر رسیده است. موسی در ادامه میآورد: دستگیری نمایندگان دولت حماس در پارلمان فشارهای اقتصادی به دولت و مردم فلسطین و گسترش دایره تحریمها علیه فلسطین همه و همه به یک هدف از سوی اسراییل و آمریکا انجام گرفته است و این هدف کاملا مشخص است برکناری دولت حماس از قدرت در فلسطین، امروز ابومازن در همان راستا قدم میگذارد و سیاست خود برای کنار گذاشتن دولت حماس را با نطق خود در سازمان ملل و اظهارات پس از آن در فلسطین علنی میکند و دیگر نمیتوان به تشکیل دولت متحد ملی فلسطین امید داشت. متاسفانه ابومازن از یاد برده است که ملت فلسطین در حال حاضر پیش از هرچیز دیگر نیازمند برقراری صلح و ثبات است.
مردم فلسطین در بدترین شرایط اقتصادی و معیشتی بسر میبرند در حالی که رهبران فلسطین بدون توجه به این معضل خطرناک موجود بر سر قدرت به رقابت میپردازند. ایجاد شکاف و اختلاف میان گروههای فلسطینی مردم فلسطین را در مرحله خطرناکی از جنگهای داخلی و بحران میگذارد و در صورت تحقق این امر تنها کسانی که از این وضعیت موجود در فلسطین سود میبرند آمریکا و اسراییل خواهند بود نه ابومازن یا رهبران دولت حماس. تحلیلگر روزنامه الاهرام مینویسد: گسترش دامنه بحران میان ابومازن جنبش فتح و دولت حماس مشروعیت فلسطین را به خطر میاندازد زیرا جهان به فلسطین با دیدی مبنی بر وجود دو قدرت درگیر نگاه میکند و بدینترتیب جامعه بینالمللی تا زمان وجود این رقابت و درگیری به صورت جدی قضایا و بحرانهای فلسطین را دنبال نمیکند و بازنده اصلی در این معادله مردم فلسطین هستند مردمی که باید جور و ستم دشمن خارجی یعنی آمریکا و اسراییل را بکشند و نظارهگر خودخواهی رهبران سیاسی خود باشند. ابومازن و نیز دولت حماس باید به این درک عمیق برسند که فلسطین در حال حاضر در مرحله بسیار حساس و خطرناکی قرار گرفته است و هرگونه موضعگیری نسنجیدهای مشروعیت حقوق ملت فلسطین را مخدوش خواهد ساخت. ابومازن فتح و حماس در حال حاضر باید بر سر مساله احیای روند صلح در منطقه و شکستن دایره تحریمها بر ملت فلسطین متمرکز شوند و در تلاش برای بهبود معیشتی مردم فلسطین باشند مصلحت ملی و آینده مردم فلسطین باید در اولویت اول تمام رهبران فلسطینی قرار گیرد.
در پایان این تحلیل آمده است: در زمانی که جمود حرکت کشورهای عربی درهم شکسته است و این کشورها درصدد حل بحران فلسطنی اقداماتی ولو ناچیز انجام دادهاند و در زمانی که شورای امنیت در بهترین حالت خود جهت حل قضیه فلسطین به سر میبرد رهبران فلسطینی باید از این فرصت بدست آمده بهترین استفاده را بکنند و با حفظ اتحاد و همبستگی خود موضع ضعف و اختلاف را به جامعه جهانی منتقل نکنند. ابومازن و جنبش فتح در حال حاضر پیش از آنکه به فکر موقعیت سیاسی خود باشند بهتر است به فکر منافع ملی مردم فلسطین باشند و نیز قبل از آنکه به جنبش حماس به عنوان یک رقیب سیاسی نگاه کنند به این گروه به عنوان یک رقیب سیاسی نگاه کنند به این گروه به عنوان یک جنبش ملی فلسطینی نگاه کنند جنبشی که از آغاز تاسیس تاکنون به هدف آزادسازی سرزمینهای اشغالی و برقراری یک کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس مبارزه کرده است و شهید داده است.
در صورت وجود چنین تصورات و اعتقاداتی میان دو طرف درگیر در فلسطین تمام مسایل و بحرانها به خودی خود حل خواهد شد زیرا در پایان هدف تمام گروههای فلسطینی و رهبران فلسطینی آزادسازی سرزمینهای اشغالی تاسیس کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیتالمقدس و بازگشت تمام آوارگان فلسطینی است. متاسفانه رهبران فلسطینی در حال حاضر از وجود چنین حقایقی چشم بستهاند و حس قدرت بیش از حس ملی به اعتقادات و خواستههای این افراد حاکم شده است. رهبران فلسطینی نباید فراموش کنند که ضعف و ناتوانی دولت آینده فلسطین مساوی با تجاوزات بیشتر اسراییل و به اشغال رفتن زمینهای بیشتر فلسطین خواهد بود.