تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۳۸۸۴۳
در گفت‌و‌گوی اختصاصی آیت‌الله مصباح یزدی با پرتو سخن عنوان شد:

دشمنان درصدد حذف تدریجی ولایت فقیه هستند

گفت‌وگو: قاسم روان‌بخش ـ علی‌اکبر عالمیان اشاره: اخیراً آیت‌الله مصباح یزدی سفری به سه کشور کویت، سوریه و لبنان داشتند. این سفر به ویژه به کشور لبنان از جهاتی دارای اهمیت است ایشان از اماکن آسیب دیده از تجاوز 33 روزه ارتش رژیم صهیونیستی بازدید کرده و با فرماندۀ شجاع و روحانی وارسته یعنی سیدحسن نصرالله دیدار کردند. بر این اساس تصمیم‌ گرفتیم تا در مورد این سفر مصاحبه‌ای با ایشان ترتیب دهیم. اما واقعیت آن است که فرصت را غنیمت شمرده، علاوه بر آن پرسش‌هایی مهم در مورد مجلس خبرگان مطرح کردیم. به محض آغاز پرسش در مورد خبرگان، استاد با مزاح گفتند که: «قرار نبود غیر از جریان سفر، در مورد مسأله دیگری بپرسید.» اما درخواست همکاران ما نتیجه داد و ایشان اجازه دادند پرسش‌هایی در زمینه مجلس خبرگان مطرح شود. آیت‌الله مصباح در این گفت‌وگوی 5/1 ساعته ـ که البته نیم ساعت بیش از وقت معمول طول کشید ـ به ذکر خاطراتی از سفرشان به لبنان پرداختند. از اهداف این سفر سخن گفتند، در مورد روحیه بالا و شخصیت مثال زدنی سیدحسن نصرالله بیاناتی ابراز نمودند، تحلیل خودشان را از جنگ نابرابر اسرائیل علیه مقاومت حزب‌الله بیان داشتند. نتایج این مقاومت را مورد بررسی قرار دادند و این مسأله را که یکی از آثار این مقاومت، گرایش شدید به تشیع در کشورهای اسلامی بوده است، مورد تأکید قرار دادند. ایشان از نقش معنوی و مؤثر رهبر معظم انقلاب در پیروزی‌های حزب‌الله سخن گفتند و در انتها نیز ـ همان‌طور که گفته شد ـ در مورد مجلس خبرگان به چند پرسش ما پاسخ دادند. نگرانی‌های استاد در مورد توطئه‌های دشمنان داخلی و خارجی در تضعیف اصل ولایت فقیه همچنان پابرجاست و این که عده‌ای در صدد حذف تدریجی ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران هستند. ایشان همچنین از توطئه دشمنان در جلوگیری از انتخاب اصلح ابراز ناخرسندی کردند و همگان را به دقت در انتخاب اصلح دعوت کردند. مصاحبه ما با آیت‌الله مصباح یزدی دارای نکات جالب دیگری نیز هست که توجه شما عزیزان را بدان جلب می‌نماییم.

* مطلع شدیم که حضرت عالی اخیراً سفری به کشورهای سوریه، لبنان و کویت داشته‌اید. لطفاً بفرمایید این سفر به دعوت چه شخصیت‌ها و کدام مجامع علمی سیاسی صورت گرفته و هدف شما از این سفر چه بوده است؟
** بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. بعد از پیروزی حزب‌الله لبنان در جنگ با اسرائیل، مجمع جهانی اهل‌بیت مصوبه‌ای داشتند که هیأتی برای عرض تبریک خدمت جناب آقای سیدحسن نصرالله برسند مخصوصاً با توجه به این که ایشان از اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت هم هستند. دبیرکل مجمع جهانی اهل‌بیت هم جناب آقای اختری هستند که موقتاً یک سال سفیر ایران در سوریه بودند. قرار شد که بنده به اتفاق معاون فرهنگی مجمع جناب آقای رئیس‌زاده به سوریه برویم و از آن‌جا همراه با آقای اختری به لبنان برویم و خدمت آقای سیدحسن نصرالله شرفیاب شویم. و تبریک عرض کنیم.
 البته ملاقات با آقای نصرالله کار آسانی نیست و ایشان سخت در تهدید هستند؛ اسرائیل برای ترور ایشان جایزه‌های سنگینی تعیین کرده و الحمدالله تا به حال موفق نشده و ان‌شاءالله نخواهد شد. به هر حال ما در خدمت آقای اختری به لبنان رفتیم و مقدمات ملاقات با سیدحسن نصرالله فراهم شد و خدمت ایشان شرفیاب شدیم. بعد هم سفری به جنوب لبنان و مناطق جنگی رفتیم، مخصوصاً مناطقی که هم عرض اسرائیل است و می‌شد قوای اسرائیل را در مرز دید. به مرکز فرماندهی حزب‌الله در شهر سور هم رفتیم که بمباران کرده بودند، ساختمان چند طبقه‌ای بود که گفتند هنوز اجسادی را از این ساختمان بیرون نیاورده‌ایم؛ یا باید این را منفجر کرد که طبعاً اجساد هم از بین می‌رود و یا باید جرثقیل‌های خیلی بزرگی نصب کنیم تا آرام آرام آواربرداری کنند. بمباران‌ها به قدری سخت بوده که آهن‌ها به هم پرس شده و بعضی جاها هم آب شده و جوش خورده است! با این که شاید حدود یک ماه از این‌ها گذشته، هنوز حدود 30 جنازه در این ساختمان هست. به هر حال هدف از سفر سوریه و لبنان، استفاده از فرمایشات و روحیات ایشان و عرض تبریک بوده است.
* همان طور که فرمودید یکی از ملاقات‌های مهم شما دیدار با سیدحسن نصرالله بوده است. با توجه به این که حضرت عالی چند سال قبل هم با ایشان دیدار داشته‌اید، در این سفر ایشان را چگونه یافتید؟
** بعد از شهادت مرحوم آقای سیدعباس موسوی که عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت بودند، سیدحسن نصرا... به عنوان عضوی از شورای عالی این مجمع از طرف مقام معظم رهبری تعیین شدند. چند سال پیش دعوت کردند که من چند روز در لبنان برای کادرهای آن‌جا بحث‌های اعتقادی و مسائل ایدئولوژیک داشته باشم. بحث‌ها آن‌جا نوشته و چاپ شد، بعد هم از عربی به فارسی ترجمه و چاپ شد، ایشان واقعاً شخصیت ممتاز و برجسته‌ای است که باید مدت‌ها بگذرد و درباره ایشان فکر بشود تا بتوان مقداری از دیدگاه و شخصیت ایشان را بیان کرد. با این که ایشان در سنین جوانی به رهبری حزب‌الله انتخاب شدند اما بسیار فرد شایسته، مدیر و مدبر، شجاع، دارای ایمان فوق‌العاده و تقوای ممتاز است و چیزهایی که برای یک رهبر اسلامی در چنین موقعیتی لازم است خدا به ایشان مرحمت کرده است.
البته مقداری از تحصیلات ایشان در قم بود و در جبهه‌های جنگ ایران هم مشارکت داشتند. من پیش خودم تصور می‌کردم مثلاً یک عالم دینی که هنوز در سنین جوانی است و چنین جنگی را اداره کرد که از توان دولت‌های بزرگ هم خارج بود، چه رسد به گروه کوچکی که تجهیزات ندارد، پیروزی ایشان باعث شد که شهرت جهانی و محبوبیت فوق‌العاده‌ای در همه کشورهای اسلامی و حتی نزد غیرمسلمان‌ها پیدا کند که الان مسیحیان لبنان هم به ایشان عشق می‌ورزند، من تصور می‌کردم که به طور طبیعی کسی که چنین نعمتی را به دست می‌آورد، کم‌کم روش و رفتارش تغییر کند ولی آن‌چه موجب تعجب من شد، این بود که نه تنها به اصطلاح خودمان خودش را نگرفته و احساس بزرگی نمی‌کند بلکه بر تواضع ایشان افزوده شده است. تواضعی که در این سفر از ایشان دیدم هیچ‌گاه ندیده بودم.
در این مدت که خدمت ایشان بودیم و از قضایای جنگ تعریف می‌کردند، روح کلام ایشان این بود که پیروزی‌ها عنایت الهی بود و ما هیچ کاره بودیم و در عمل و رفتار هم خیلی متواضع‌تر از همیشه مرحمت می‌کردند. من از این ملاقات چند نکته را دریافتم: یکی همین روحیه تواضع و فروتنی فوق‌العاده، دیگر ایمان و توکل و باور توحیدی و یکی هم ارادت فوق‌العاده ایشان به مقام معظم رهبری. با این که شخصیت جهانی است و محبوبیت خاصی دارد، خودش را به عنوان سرباز کوچکی برای مقام معظم رهبری معرفی می‌کرد و این‌ها نشان می‌دهد که واقعاً فرد وارسته و از خود رهیده‌ای است. من که در خدمت ایشان بودم احساس می‌کردم گویا در خدمت یکی از اصحاب امام زمان(عج) هستم، مردی نورانی، پاک و مجسمه همه خوبی‌ها و ارزش‌هایی که ما سراغ داریم. این است که از عمق دل برای ایشان طول عمر و سلامتی و توفیق بیش‌تر مسألت دارم و آرزو می‌کنم ای کاش سایر کشورهای اسلامی هم دست کم یک چنین رهبر و شخصیتی داشتند. الحمدا... ما به واسطه وجود امام و بعد هم جانشین شایسته ایشان نعمت خیلی بزرگ‌تری داریم، نعمتی که حتی مثل ایشان خودش را سرباز معظم رهبری می‌داند و ما غافلیم از این که خدا چه نعمت عظیمی را به ما مرحمت کرده است. شخصیت آقای نصرا... هم واقعاً ممتاز و قابل ارادت ورزیدن است؛ خدا ان‌شاءا... بر توفیقات ایشان بیفزاید.
* حضرت استاد! بفرمایید روحیه مردم لبنان را بعد از این جنگ سخت و سنگین چگونه دیدید؟
** البته ما تماس زیادی با مردم نداشتیم. زیرا یک روز بیش‌تر در لبنان نبودیم و فقط از مناطق جنگی و جنگ‌زده‌هایی که در همان مناطق بودند، بازدید کردیم. ولی خُب! در تلویزیون‌ها بخصوص تلویزیون المنار صحنه‌هایی از حالات مردم منعکس می‌شود که در ایران هم قابل مشاهده است. کسانی بودند که خانه‌هایشان به کلی ویران شده بود، چند شهید داده بودند، آواره بودند و مشکلات مادی فراوانی داشتند ولی از همه این‌ها جز روی گشاده و شکر خدا به واسطه پیروزی بر این دشمن شیطانی چیز دیگر مشاهده نمی‌شد! حتی کسانی بودند که ما طبعاً انتظاری نداشتیم، مسیحی بودند و یا از لحاظ فرهنگی و رعایت حجاب واین‌ها چندان تقیدی نداشتند، اما در مقام عشق‌ورزی به آقای نصرالله و راضی بودن از این جریان با همه مشکلاتی که برایشان پیش آمده بود ممتاز بودند و من نمونه این را در هیچ جای دنیا سراغ ندارم که چنین جنگ ویرانگری از سوی چنین وحشیان بدمنشی انجام گرفته باشد و مردم با قیافه‌های باز برخورد کنند و دائماً خدا را شکر گویند که در جنگ پیروز شدند و اصلاً خسارت‌های خودشان را به حساب نیاورند. با بزرگانی از علما هم ملاقات داشتم که خانه، دفتر، مؤسسات و مدارسشان، با خاک یکسان شده بود ولی اصلاً از این‌ها صحبتی نمی‌کردند و فقط درباره پیروزی حزب‌ا... سخن می‌گفتند و این که باید بیدار باشیم برای وقایع بعدی که ممکن است اتفاق افتد.
* همان طور که مستحضرید، سال‌های متمادی تبلیغ کرده بودند که اسرائیل به دلیل حمایت‌های سیاسی و نظامی آمریکا و اروپا دارای یک ارتش شکست ناپذیر است و در عمل هم اثبات شده بود. در سال‌های گذشته هم که اعراب علیه اسرائیل متحد شده بودند، شکست خوردند. در جنگ حزب‌الله نیز سیاسیون دنیا پیش‌بینی می‌کردند با توجه به امکانات بسیار پیشرفته اطلاعاتی و نظامی رژیم صهیونیستی و حمایت‌های دولت‌های غربی و بخصوص آمریکا، حزب‌الله به طور کامل نابود شود ولی دیدیم که عکس آن اتفاق افتاد و طی سی و سه روز مقاومت، حزب‌الله بر چنین ارتشی پیروز شد. به نظر حضرتعالی، عامل این پیروزی چه بود؟
**معروف شده که ارتش اسرائیل، ارتش چهارم جهان است، البته شاید این مبالغه باشد ولی در این که در ارتش‌های منطقه برتری دارد جای شکی نیست؛ نشانه‌اش هم جنگ شش روزه بود که کشورهای عربی مغلوب شدند، از آن زمان برتری داشت، حالا که از سلاح‌های پیشرفته‌تر و سلاح‌های اتمی و غیرهم برخوردار شده، اگر نگوییم ارتش چهارم جهان است، قطعاً ارتش اول منطقه است. غیر از آن چه خودش دارد، از آمریکا و اقمارش هم استفاده می‌کند. در همین جنگ آمریکا با کمک اقمارش در منطقه از اسرائیل حمایت می‌کرد و معلوم شد که نقشه حمله به لبنان و نابود کردن حزب‌الله، از مدت‌ها پیش طراحی شده و موافقت بعضی از دولت‌های منطقه را هم جلب کرده بودند و حتی از آن‌ها قول همکاری‌هایی در جهت تأمین سوخت هواپیماها و... گرفته بودند. به هر صورت نقشه کامل و جامعی برای براندازی حزب‌الله از صحنه سیاست بلکه از صحنه وجود در لبنان طرح کرده بودند. اقدام حزب‌الله برای گرفتن دو اسیر اسرائیلی در مقابل اسرای فراوانی که اسرائیل از مسلمان‌ها گرفته بود، باعث شد که آن‌ها زودتر از موعدی که در نظر گرفته بودند، به جنگ بپردازند؛ اگر این کار انجام نگرفته بود آن‌ها برای جنگ مهیاتر می‌شدند، شاید به حسب ظاهر عواملی برای پیروزی بر حزب‌الله بیش‌تر فراهم می‌شد.
این که با وجود این همه عوامل پیروزی در جبهه اسرائیل و پشتیبانی‌هایی که قدرت‌های دیگر از آن می‌کردند، چه طور حزب‌الله پیروز شد، برای ما مسلمان‌ها بخصوص شیعیان مسأله حل شده‌ای است. نصوص قرآنی داریم مبنی بر این که پیروزی در جنگ در گرو برتری نظامی یا نیروی انسانی و تاکتیک‌های جنگی و این‌ها نیست. اراده خدای متعال بر همه این‌ها حاکم است: «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله» منتها کار خدا بی‌حکمت نیست و چنین نیست که او جبراً کسانی را پیروز کند یا شکست دهد، شرایطی برای این وجود دارد که اگر فراهم شود، خدا نصرت خودش را نازل می‌کند و دشمن را شکست می‌دهد.‌ این‌ها هم در قرآن بیان شده «بلی ان تصبروا و تتقوا» (1)، دو تا شرط عمده دارد برای این که از نصرت الهی استفاده شود: یکی صبر و مقاومت و دیگر تقوا و پارسایی، اگر کسانی باتقوا باشند، احکام الهی را رعایت کنند، هدف‌شان پیروزی کلمه حق باشد نه هوس‌های شخصی و صبر و شکیبایی هم داشته باشند، خدا حتماً آن‌ها را یاری می‌کند. نمونه بارزش در صدر اسلام، جنگ بدر و جنگ‌های دیگر بود، و در زمان ما یکی پیروزی ایران بر رژیم صدام در عراق و یکی هم در این زمان پیروزی حزب‌الله بر این ارتش نیرومند اسرائیل. بنابراین براساس منطق قرآنی می‌توان گفت: دو چیز موجب پیروزی این‌ها بوده؛ یکی روح تقوا و توکل بر خدا و دیگری پایمردی و مقاومت و تحمل سختی‌ها.
* نقش ولی‌امر مسلمین، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را در پیروزی حزب‌الله چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟
** بنده اطلاع دقیقی از جزئیات این کارها ندارم، اما خود آقای نصرالله تصریح کردند بعد از این که دو تا اسیر اسرائیلی گرفتیم و اسرائیل حمله کرد و بمباران‌های خیلی فجیعی انجام داد و خسارات زیادی به شیعیان وارد شد، این شبهه به ذهن بعضی از دوستان آمد که آیا ما کار به جایی کرده‌ایم؟! و وقت مناسبی نبود که مثلاً آن دو تا اسرائیلی را اسیر بگیریم، چون باعث شد که این همه خسارت به شیعه وارد شود و... . بعضی دوستان، یک حالت نگرانی و شکی درونشان پیدا شد. بعد از دو روز نامه‌ای از مقام معظم رهبری برای ما رسید که فرموده بودند آن‌ها قصد داشتند در پاییز حمله کنند و به خیال خودشان فاتحه شما را بخوانند ولی این باعث شد که آن‌ها نتوانند نقشه‌های خودشان را تکمیل کنند و مجبور شدند زودتر اقدام کنند و در پیام‌شان فرمودند جنگ سختی در پیش دارید و کار به آن‌جایی می‌رسد که «بلغت القلوب الحناجر» ولی اگر مقاومت کنید پیروز خواهید شد.
ایشان فرمودند من همه این مطالب را بدون ذکر نام مقام معظم رهبری در سخنرانی‌ها و بیانات، تکرار کردم، خیلی با قاطعیت روی این‌ها مانور دادیم و به نیروهای خود امید بخشیدیم و بسیار مؤثر بود. این تحلیل و آن امیدی که به نیروها دادیم، در روحیه رزمندگان ما بسیار مؤثر بود و این‌ها چنان آماده مقاومت بودند که حتی در بعضی از مناطق که شرایط بسیار سختی برایشان پیش آمده بود ما به ایشان پیام دادیم که یک عقب‌ نشینی تاکتیکی بکنند ولی جواب دادند: اگر دستور است اطاعت می‌کنیم اما اگر دستور نیست و ما اختیار داریم، علاقه داریم همین جا بمانیم و مقاومت کنیم، و ماندند و سختی‌های زیادی را تحمل کردند و بالاخره پیروز شدند. نظر آقای نصرالله این است که پیام مقام معظم رهبری و حمایت‌ها و راهنمایی‌های قبلی ایشان نقش بسیار مؤثری در این پیروزی داشت.
* پیروزی حزب‌الله در منطقه، معادلات جهانی را به زده است. حضرتعالی وضعیت تشیع را در جهان و منطقه بعد از پیروزی حزب‌الله چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** این پیروزی نه تنها پیروزی یک گروه به نام حزب‌ا... در لبنان بود بلکه پیروزی برای تشیع و اسلام علیه استکبار جهانی بود و آثارش هم در همه جا قابل رؤیت است، حتی بعضی از گروه‌هایی که هم از نظر مبانی فکری و اعتقادی و هم از نظر موازین سیاسی با حزب‌الله مخالفت داشتند، بعد از این پیروزی بسیار اظهار علاقه و خضوع کردند و در بعضی جاها شعار دادند که «نحن کلنا شیعه»! بدون شک، این تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه یک پیروزی فکری، اعتقادی و مذهبی برای شیعه و اسلام در مقابل استکبار جهانی و کفر بود. از یک راه می‌توانیم اهمیت این را بیش‌تر درک کنیم؛ همان راهی که از امام(ره) آموختیم: دشمنان روی هرچه تکیه می‌کردند و می‌خواستند آن را تخریب کنند، امام می‌فهمید که اهمیت موضوع بیش‌تر است.
بعد از این پیروزی، حتی در بعضی کشورهای اسلامی حملات شدید علیه شیعه و ایران به عنوان مرکز تشیع صورت گرفت و نقشه‌های شومی برای به ضعف کشاندن ایران اسلامی و شیعه به طور کلی طراحی و اجرا شد. و اخیراً هم آقای شیمون پرز صریحاً گفته که استراتژی ما و آمریکا ایجاد تفرقه در ایران است؛ یعنی از همه چیز مأیوس هستیم و این تنها چیزی است که ما را از این باتلاق نجات می‌دهد. بزرگ‌ترین خطری که این‌ها برای خودشان احساس می‌کنند، عظمتی است که شیعه و ایران اسلامی در جهان پیدا کرده، یعنی شیعه آینده آن‌ها را به شدت تهدید می‌کند. بنابراین نباید این پیروزی را فقط پیروزی نظامی حساب کنیم بلکه باید پیروزی فرهنگ شیعه بدانیم و البته آثارش در همین مدت کوتاه ظاهر شده که در تمام کشورهای اسلامی گرایش شدیدی به تشیع و علاقه فوق‌العاده‌ای به حزب‌الله و بخصوص شخص آقای نصرالله حاصل شده است.
* حضرت عالی قبل از سوم تیر سال 84 هم سفرهایی به کشورهای سوریه و لبنان داشتید. بعد از سوم تیر سال 84 به نظر شما دولت آقای احمدی‌نژاد چه تأثیراتی در مواضع سیاسی آن کشورها و روحیات مردم منطقه گذاشته است؟
** اطلاعات من در این قسمت‌ها ضعیف است؛ چون سفرم به دعوت شخصیت‌های روحانی و دانشگاهی بوده و حضورمان فقط در همین مجامع بوده است و در سفر اخیر هم غیر از یکی دو جلسه‌ای که با عموم مردم در مساجد داشتم، بقیه ملاقات‌ها با اساتید دانشگاه و فرهنگیان یا با روحانیون بود.
* رویکرد آن‌ها چگونه بود؟
** در حدی که بنده اطلاع دارم و قبلاً در مالزی و اندونزی مشاهده کردم، مردم مسلمان به آینده اسلام فوق‌العاده خوش‌بین شده‌اند و این که اسلام می‌تواند به عنوان یک ایدئولوژی حاکم و یک فرهنگ پیشرو در جهان مطرح شود و فرهنگ‌های معارض را تحت‌الشعاع قرار دهد. این چیزی است که در همه کشورهای اسلامی بخصوص در این یک سال اخیر مشاهده می‌شود و طبعاً بیان شعارهای اسلامی، ارزش‌های اسلامی، آرمان‌های عدالت و توحید که از طرف مقامات ایرانی مطرح می‌شود، در روحیه مردم مسلمان تأثیر فوق‌العاده داشته است.
* آیا از این سفرهایی که حضرت عالی داشتید، نکته و خاطره جالبی هم دارید که بفرمایید؟
** من هیچ نکته‌ای زیباتر از آن حالی که از آقای نصرالله مشاهده کردم سراغ ندارم. من ایشان را می‌شناختم و با منش، شخصیت، روح تقوا، توکل و انقطاع الی‌الله و این که همه را از خدا ببیند و خودش را چیزی حساب نکند، برای من خیلی جالب بود.
* همان طور که مستحضرید، در آستانه انتخابات خبرگان رهبری و شوراها هستیم. اگر حضرت عالی توصیه‌ای به مردم و نیروهای ارزشی دارید، بفرمایید.
** به قدر کافی مقام معظم رهبری سفارش فرموده‌اند. الحمد‌الله هرچه باید بیان شود و مردم لازم داشتند، از مدت‌ها پیش به تناوب بیان کردند و مردم هم گوش دادند و فرمایشات و نصایح ایشان را آویزه گوششان کردند و در مقام عمل به کار بستند. امیدواریم که در این دوره سالم‌ترین انتخابات را داشته باشیم و مردم با حضوری چشمگیر، حمایت خودشان را از نظام، مقام معظم رهبری و مسئولان دلسوز کشور ابراز کنند.
* در این انتخابات لیست‌های مختلفی برای انتخابات خبرگان ارائه شده است، مردم در چنین شرایطی چگونه اصلح را تشخیص دهند؟
** شرایط با سابق فرقی نکرده، اگر کسی مریض باشد دنبال پزشک حاذق می‌گردد. باید مردم این احساس مسئولیت را داشته باشند که اصلح را پیدا کنند، همان طور که برای تشخیص پزشک حاذق و مرجع تقلید تحقیق می‌کنند، باید برای شناخت اعضای خبرگان هم که عالی‌ترین نهاد کشور را تشکیل می‌دهند و در سرنوشت کشور مؤثر هستند، تحقیق و اصلح را انتخاب کنند. اگر خدای نکرده کوتاهی شود و غیراصلح جای اصلح را بگیرد، ممکن است خطرهایی نظام را تهدید کند که به هیچ‌وجه قابل جبران نباشد. باید در مردم احساس مسئولیت را بیدار کرد که می‌خواهند این انتخابات آینده کشور و اسلام را بسازند. باید کسانی را انتخاب کنید که مطمئن هستید برای حفظ نظام و حفظ‌ مقام ولایت و حراست از آرمان‌های انقلاب دلسوزانه کار می‌کنند.
* به نظر شما، دشمن در شرایط کنونی برای انتخابات خبرگان و مجلس آینده چه توطئه‌هایی را طراحی کرده است؟
** عمده کار دشمن، فریب دادن دیگران و جلوگیری از انتخاب اصلح است و اگر بتوانند آشوبی ایجاد کنند که بهانه‌ای شود برای به هم زدن نظم و راه انداختن تبلیغات خارجی. این‌ها همه کارهایی است که شیاطین از قدیم می‌کردند؛ من چیز تازه‌ای سراغ ندارم، فقط شکل کارها عوض شده است.
* از مدت‌ها پیش کسانی بحث شورایی کردن رهبری یا زمینی بودن مشروعیت و اعتبار ولایت فقیه را مطرح کردند. این گونه اظهارنظرها با چه انگیزه و چه اهدافی صورت می‌گیرد؟
** پاسخ دادن مشکل است. برای این که ما از اعماق دل افراد خبر نداریم؛ ولی دو عامل ممکن است موجب این اظهارنظرها شود؛ یکی جهل است یعنی نمی‌دانند که حقیقت ولایت فقیه از دیدگاه اسلام چیست و مقصود امام و سایر علما و مراجع از زمان ائمه معصومین (علیهم‌السلام) تا به حال از ولایت و سلطان عادل و تعبیراتی از این قبیل چه بوده است. از بعضی افراد چنین احتمالی بعید نیست؛ کسانی که تخصصشان در مسائل فقهی نبوده و بیش‌تر با فرهنگ غربی آشنا بودند، تحت تأثیر شعارهای پرزرق و برق حقوق بشر و دموکراسی و این حرف‌ها بودند، باور کردند که مطرح کردن نظریه دیگری در مقابل لیبرال دموکراسی، جا ندارد. عامل دیگری که احتمال دارد و حالا ما نمی‌خواهیم تعیین مصداق کنیم، این است که کسانی نمی‌خواهند این نظام سرکار باشد. مسلماً مصداق این احتمال، دشمنان خارجی اسلام هستند. آن‌ها هرگز نمی‌خواهند نظامی به نام ولایت فقیه و اسلامی که در ایران وجود دارد در عالم وجود داشته باشد. آن‌ها بیش از همه فهمیدند که سرّ پیروزی انقلاب اسلامی ایران، مسأله ولایت فقیه و وجود فقیهی مثل امام در رأس انقلاب بوده است. به همین سبب دشمن سعی می‌کند این را به هم بزند و بهترین راهش این است که اصل فکر را زیرسؤال برند و زمینه‌ای فراهم آورند که مردم تصور کنند بهترین نظام، نظام لیبرال دموکراسی است. بعد هم دیگر مبانی اسلامی و ولایت فقیه را کنار بگذارند.
ایجاد شبهه کردن کار مشکلی نیست و طبعاً برای خیلی‌ها تشکیک در اصل این نظام کارساز نیست؛ زیرا مردمی که برای این نظام صدها هزار شهید داده‌اند، حاضر نیستند به این حرف‌ها گوش دهند. ولی می‌توانند شاخ و برگ‌های این نظام را مورد هجوم قرار دهند، مثل درختی که می‌خواهند بخشکانند اگر نتوانند از ریشه بکنند، شاخ و برگ‌هایش را می‌زنند، شاخ و برگ‌ها که زده شود دیگر رشد نمی‌کند و کم‌کم مانع رسیدن مواد غذایی و بخصوص نور و حرارت به ریشه می‌شود؛ آن‌وقت در فرصت مناسبی ریشه‌اش را هم می‌کنند. کسانی که می‌خواهند اصل این نظام از بین برود، شروع کرده‌اند به زدن شاخ و برگ‌هایش، اول این که مثلاً حالا چرا ولی‌فقیه دورانش محدود نباشد؟! دوم این که اختیاراتش محدود و مشخص باشد.
از اول انقلاب تا به حال حتی دولت‌های اصلاح‌طلب هم از اختیارات ولایت فقیه استفاده کردند، هرجا به بن‌بستی دچار شدند و خودشان را در خطر دیدند، به اختیارات مقام معظم رهبری متوسل شدند؛ یکی در همین انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی بود که تقلباتی انجام گرفته و بنا بود به درازا بکشد، و به ایشان متوسل شدند که قضیه را خاتمه دهند، ایشان هم فرمودند به همین جا اکتفا کنید و مجلس را به رسمیت بشناسید و نظیر این کارها که در طول این چند سال همین کسانی که با ولایت مطلقه فقیه مخالف بودند ناچار شدند از همین قدرت‌ها استفاده کنند.
سوم این که قابل استیضاح باشد یعنی همان طور که وزرا استیضاح می‌شوند، رهبری را هم بشود استیضاح کرد! این‌ها می‌خواهند شاخ و برگ‌های درخت را بزنند تا کم‌کم ریشه‌اش را برکنند. این کارها سابقه طولانی دارد بخصوص در دهه اخیر خیلی رواج پیدا کرده و بعد از رحلت امام زمینه برای این افکار فراهم شده است. اخیراً هم تصریح کردند که آمریکا برای براندازی نظام بودجه گذاشته و آقای شیمون پرز هم تصریح کرد که تاکتیک‌ آن‌ها ایجاد تفرقه است. بله! این خطرها وجود دارد و خلاف انتظار هم نیست. مهم این است که ما وظیفه خودمان را در مقابل این‌ها بهتر بشناسیم و بخصوص ما طلبه‌ها راجع به تحکیم مبانی فکری و نظری ولایت فقیه ـ که عمود خیمه انقلاب است ـ بیش‌تر بکوشیم و عموم مردم را نسبت به این مسأله و اهمیتش آگاه کنیم.
* در پایان از شما تقاضا داریم که اگر توصیه‌ای دارید بفرمایید.
** تجربه نشان داده که هر راهی به حق نزدیک است، پیمودن آن دشوارتر است. و هر راهی سخت‌تر است رسیدن به آن نیز سخت‌تر خواهد بود. از سختی‌ها نهراسید و از تنهایی‌ها هم وحشت نکنید. آن‌چه باید از آن بترسیم، وسوسه‌های شیطانی است و راه حق متعلق به خداست و نهایتاً پیروز خواهد شد.
* بسیار متشکریم که وقت شریفتان را در اختیار هفته نامه پرتو سخن قرار دادید؛ امیدواریم که خدای تبارک و تعالی بر طول عمر حضرت عالی بیفزاید و جهان اسلام و تشیع را از اندیشه‌های شما بیش‌تر بهره‌مند کند.
** خدا ان‌شاءالله به شما توفیق خدمت مقبول و نیت خالص مرحمت کند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات