تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۳۸۸۴۵

مرزبندی‌های جدید «اولمرت» در آمریکا


حسین رزمنده
«ایهود اولمرت» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که به آمریکا سفر کرده بود پس از دیدارش با بوش از مرزهای جدید رژیم اشغالگر قدس با فلسطین صحبت کرد.
رژیم صهیونیستی ظاهراً تنها کشور جهان است که مرزهای نهایی مورد ادعای خود را هنوز تعریف نکرده است. هر چند که بنابر قطعنامه‌های 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل بسیاری از کشورهای جهان مرز این رژیم غاصب را همان خطوط  مرزی چهارم ژوئن 1967 می‌دانند، اما دولت اشغالگر صهیونیستی با توسل به ابهام در برخی واژه‌های قطعنامه‌های فوق نسبت به بخشی از سرزمینهای اشغالی جنگ ژوئن و بویژه بیت‌المقدس شرقی ادعای ارضی دارد.
اینکه رژیم اشغالگر قدس بر چه بخشی از سرزمینهای اشغالی ادعای حاکمیت دارد، هنوز روشن نیست؛ زیرا دولتهای مختلف و احزاب گوناگون این رژیم هر کدام نگاه خاص خود را به این مسأله دارند. در سالهای نخستین پس از جنگ ژوئن، گلدامایر، نخست‌وزیر وقت اسراییل غاصب از حزب کارگر مدعی بود که این رژیم علاوه بر کرانه باختری، نوار غزه و بلندی‌های جولان، به بخش وسیعی از صحرای سینا هم نیاز دارد و از آنجا عقب نخواهد نشست.
روند این دیدگاه افراطی به جایی رسید که مناخیم بگین، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی از حزب لیکود در اواخر دهه هفتاد میلادی پذیرفت که در ازای امضای جنایتکارانه پیمان به اصطلاح صلح کمپ دیوید با انوار سادات، صحرای سینا را ترک کند. پس از امضای آن پیمان، صهیونیستها ضمن عقب‌نشینی از سرزمینهایی که قبلاً اشغال کرده بودند، بر لزوم حفظ کرانه باختری و نوار غزه و بلندی‌های جولان تحت حاکمیت دولت غاصب رژیم صهیونیستی اصرار داشتند.
پس از این مرحله، اسحاق شامیر نخست‌وزیر دیگر رژیم صهیونیستی از حزب لیکود در اوایل دهه 90 میلادی با سرعت بخشیدن به ساخت آبادی‌های یهودی‌نشین در کرانه باختری و نوار غزه تلاش کرد تا بافت جمعیتی این منطقه را به سود یهودیان و به زیان اعراب به هم بزند؛ به طوری که تخلیه این مناطق امری غیر ممکن شود.
این اقدام شامیر به صورت صوری با واکنش تند بوش پدر رئیس‌جمهور وقت آمریکا و وزیر خارجه‌اش جیمز بیکر روبه‌رو شد. شامیر نه فقط از اجرای سریع طرحهای شهرکسازی در نوار غزه و کرانه باختری موقتاً باز ماند بلکه سرانجام مجبور شد در سال 1991 بر اساس فرمول «زمین در برابر صلح» در کنفرانس به اصطلاح صلح مادرید با حضور کشورهای عرب و نمایندگان فلسطینی‌ها شرکت کند. پس از خیانتها و جنایتهای اسحاق شامیر نوبت به اسحاق رابین رسید که پیمان صلح اسلو را با عرفات امضا کند که روند جدید دیگری از پایمال شدن حقوق حقه فلسطینیان تحت پوشش عقب‌نشینی تاکتیکی و موقتی از برخی نقاط نوار غزه و کرانه باختری آغاز گردید. هر چند پیمان اسلو طبق جدول زمانی مورد توافق پیش نرفت، اما سبب شکل‌گیری دولت خودگردان فلسطین و عقب‌نشینی ارتش صهیونیستی از نوار غزه و کرانه باختری گردید.
اما آغاز انتفاضه دوم که به انتفاضه مسجدالاقصی معروف گردید، در سال 2000 میلادی باعث شد تا آریل شارون از حزب لیکود، با ورود به مسجدالاقصی خشم فلسطینی‌ها را برانگیخت. شکست مذاکرات باراک، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی از حزب کارگر در توافق با عرفات در کمپ‌ دیوید، باعث شد تا انتخابات زودرس برگزار شود و شارون به قدرت برسد.
در همان زمان، باراک و مشاورانش بارها ادعا کردندکه در کمپ‌ دیوید پیشنهاد «سخاوتمندانه‌ای» به عرفات ارایه کرده‌اند، اما رهبر ساف از پذیرش آن سرباز زده است. دنیس راس، هماهنگ‌کننده وقت سیاست آمریکا در خاورمیانه که در کمپ دیوید حضور داشته نیز ادعای مشابهی را اعلام کرد و از پیشنهاد واگذاری 95 درصد خاک کرانه باختری و تمام نوار غزه به علاوه بخشی از شرق بیت‌المقدس از سوی باراک به عرفات سخن گفت، اما محمود عباس که در آن زمان، معاون عرفات بود این ادعاها را تکذیب کرد و به نوبه خود مدعی شده که باراک در کمپ دیوید پیشنهاد قطعی و روشنی به طرف فلسطینی ارائه نکرده است.
پس از آغاز نخست‌وزیری آریل شارون در سال 2000 میلادی، وی تلاش کرد تا راه‌های باز پس دادن و تخلیه سرزمینهای کرانه باختری و نوار غزه را به فلسطینی‌ها سد کند. لذا با آغاز انتفاضه مسجدالاقصی حتی همان مقدار سرزمینهایی را که در گذشته تخلیه شده بود، مجدداً به اشغال ارتش رژیم صهیونیستی درآورد.
مقاومتها و مبارزات شجاعانه ملت مسلمان فلسطین باعث شد صهیونستها نوار غزه و بخشی از شمال کرانه باختری را تخلیه کنند. شارون پس از اجرای عقب‌نشینی از نوار غزه به مرگ مغزی مبتلا شد و در اغما فرو رفت. حال آن که به طور علنی هرگز نگفت که چه مرزی را برای رژیم صهیونیستی در نظر دارد.
با مرگ مغزی شارون، معاون وی ایهود اولمرت جانشین او شد و در انتخابات سراسری از حزب کادیما ـ که توسط شارون بنیان گذاشته شده بود ـ به پیروزی رسید و نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس شد. اولمرت که نخست‌وزیری‌اش با پیروزی حماس در انتخابات مصادف شد، ادعا کرد که اگر دولت اسماعیل هنیه این رژیم را به رسمیت نشناسد، وی تا ابد منتظر نخواهد ماند و مرزهای اسراییل را تا سال 2010 به صورت یکجانبه ترسیم خواهد کرد. اولمرت سپس این تاریخ را تا پایان سال 2008 به جلو انداخت.
آنچه اولمرت تاکنون از طرح یکجانبه خود فاش کرده، به هیچ وجه برای اعراب امیدوارکننده نبوده است؛ زیرا تأکید کرده که افزون بر الحاق بلوکهای بزرگ یهودی‌نشین در کرانه باختری به خاک اسراییل از جمله شهرک آریل که در عمق نسبی از کرانه باختری قرار دارد، دره اردن را نیز به اسراییل ضمیمه خواهد کرد و هیچ بخشی از بیت‌المقدس را به فلسطینی‌ها نخواهد داد.
به هر حال مسلم است که فلسطینی‌ها در آن بخش از کرانه باختری که اولمرت قصد تخلیه آن را دارد، قادر به تأسیس یک کشور مستقل متکی به خود نخواهد بود و از همین رو نه فقط فلسطینی‌ها که اغلب کشورهای جهان از جمله آمریکا طرح اولمرت را نخواهند پذیرفت. لذا اولمرت در دیدار با بوش ادعا کرد که طرح یکجانبه، سیال و دینامیک است و متناسب با شرایط تغییر خواهد کرد. اولمرت گفته است که اگر حماس همچنان از پذیرش موجودیت رژیم اسرائیل خودداری ورزد، طرح خود را برای خروج یکجانبه از کرانه باختری به اجرا خواهد گذاشت.
اگر چه به ظاهر وی برای اجرای طرح خود به حمایت آمریکا نیاز داد و تلاش کرد تا در دیدار با بوش موافقت اصولی را در خصوص طرح خود از کاخ سفید بگیرد، اما گویا آمریکایی‌ها برای انجام برخی سیاستهای صوری از طرح وی استقبال نکره‌اند، بویژه آنکه ادامه تخلیه و عقب‌نشینی از کرانه باختری هنوز نیازمند چانه‌زنی زیادی می‌باشد؛ بویژه که آمریکایی‌ها می‌دانند که صلح پایدار در خاورمیانه بدون تخلیه کرانه باختری و بازپس دادن بیت‌المقدس شرقی به فلسطینی‌ها امکان‌پذیر نخواهد بود. هر چند که آمریکا و متحدانش در نهایت، برخی تغییرات جزیی در خط مرزی ژوئن 1967 را برای الحاق بعضی شهرکهای پرجمعیت یهودی در کرانه باختری نزدیک خط سبز خواهند پذیرفت.
مردم مسلمان فلسطین هفته جاری در تشییع پیکرهای شهدایشان با فریادهای مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا، بر ادامه مبارزات خود تا آزادسازی کامل سرزمینهای اشغالی تأکید کردند.
اسماعیل هنیه، نخست وزیر خودگردان فلسطین نیز اظهار داشت که برای هزارمین بار می‌گوییم که ما هرگز با رژیم تروریستی صهیونیستی مذاکره نمی‌کنیم و آن را به رسمتی نمی‌شناسیم.
اولمرت نیز با اعلام آمادگی خود برای مذاکره مستقیم با محمود عباس گفت: من دست خود را به نشانه صلح به سوی محمود عباس (ابومازن) دراز می‌کنم. او نیز به محمود عباس پیشنهاد کرد که حاضر است تا با کمکهای تسلیحاتی خود مقادیری سلاح و مهمات در اختیار نیروهای امنیتی وفادار به وی قرار دهد تا در مقابله با نیروهای حماس با قدرت بیشتری بجنگند. اما ابومازن گفته است که من نمی‌خواهم به عنوان فردی نگریسته شوم که برای دفاع از خود در مقابل فلسطینی‌های مظلوم از اسراییل غاصب کمک بگیرم.
ابومازن در عین حال تهدید کرد که اگر چه 40 روز از فرمان مهلت همه‌پرسی آینده کشور فلسطینی می‌گذرد و هنوز نیروهای مخالف وی نظر خود را در این باره اعلام نکرده‌اند، اما من در همین جا در اجلاس حل اختلاف فتح و حماس در شهر رام الله اعلام می‌کنم که موضوع همه‌پرسی وجود دو کشور مستقل فلسطینی و اسراییل در کنار هم را تا 10 روز دیگر برگزار می‌کنم. چنانچه نیروهای حماس و سایر مخالفان این همه‌پرسی در آخرین مهلت مقرر به این مسأله ملحق نشوند، من خود یک طرفه آن را اجرا خواهم کرد.
حماس در پاسخ اعلام کرد که نه تنها اسراییل را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه تمامی توافقهای قبلی تشکیلات خودگردان را نیز قبول ندارد. صهیونسیتها نیز از پرداخت مالیاتها و عوارضی که از سوی تشکیلات خودگردان جمع می‌کند به این تشکیلات خودداری می‌نماید و آنها را در شدیدترین وضعیت اقتصادی قرار داده است. صهیونیستها که اوضاع را وخیم می‌دانند تلاش دارند تا قبل از رسیدن به توافق نهایی با فلسطینی‌ها، با خرید خانه‌های بیت‌المقدس شرقی، در آینده با دست باز وارد مرحله بعدی شوند. از جمله اینکه یک مؤسسه غیردولتی صهیونیستی به نام «الاد» دو عمارت مسکونی را از فلسطینی‌ها تحویل گرفته است و به جای آن ساکنان یهودی در این دو ساختمان که روی کوه زیتون واقع است، ساکن شده‌اند که خشم فلسطینیان را برانگیخته است. هدف مؤسسه ایجاد منازل یهودی در بیت‌المقدس شرقی است که از سال 1967 در اشغال صهیونیستها قرار دارد.
مالکیت زمین در شرق بیت‌المقدس موضوعی بسیار حساس است. بیشتر ساکنان این محل فلسطینی‌ هستند که امیدوارند روزی پایتخت خود را در آن برپا کنند. اما صهیونیست‌ها تمام بیت‌المقدس را پایتخت دایمی خود می‌دانند. بیت‌المقدس شرقی مانند کرانه باختری در سال 1967 به اشغال اسراییل درآمد. دولت اسراییل در سال 1981 بیت المقدس شرقی را به خاک خود ملحق کرد. اما از نظر بین‌المللی این امر به رسمیت شناخته شده است.
در نقشه عقب نشینی که توسط حزب کادیما و توسط اولمرت طراحی شده است، وی ادعا نمود که شرق بیت‌المقدس و قسمت زیادی از کرانه باختری رود اردن همچنان زیر سلطه او در قلمرو اسراییل باقی خواهد ماند.
اما چنانچه شرایط و اوضاع فلسطین و سرزمینهای اشغالی به همین منوال پیش برود، انتفاضه سوم در راه خواهد بود؛ زیرا فشارهای مالی بر دولت خودگردان فلسطینی که با تحریم کشورهای غربی تشدید شده است و نیز بلوکه نمودن دارایی‌های دولت اسماعیل هنیه توسط صهیونیستها و فشارهای نیروهای فتح بر سرکردگی محمود عباس، رئیس حکومت خودگردان فلسطینی، انتفاضه سوم با وجود تمام ترفندهای تل‌آویو ـ واشنگتن شعله‌ور می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات