بسماللهالرحمنالرحیم
صحنه سیاسی لبنان در روزهای اخیر شاهد تحولات پرشتابی است که در طول تاریخ سیاسی این کشور، منجر بفرد است. از یکطرف دولت دست نشانده آمریکا قرار دارد که صراحتاً خواستههای واشنگتن را سرلوحه کارش قرار داده و از سوی دیگر مردم و نیروهای سیاسی برای روی کار آوردن «دولت وحدت ملی» تلاش میکنند ولی آمریکا نمیخواهد با روی کار آمدن دولتی که خواستههای عموم مردم را دنبال میکند، شکست تازهای را تجربه کرده باشد.
«فواد سینیوره» نخستوزیر دولت نیمبند لبنان در این زمینه جملات صریحی دارد، او میگوید: «ما هرگز نگفتیم که مخالف دولت وحدت ملی هستیم اما در عین حال نمیخواهیم کشور ما صحنهای برای شکست آمریکا باشد.»
این اظهارنظر «سینیوره» بعنوان رئیس دولت لبنان بسیار شرمآور است. چرا که وی در عین مشاهده شکست و ناکامی تلاشها برای به زانو در آوردن مقاومت اسلامی لبنان در برابر اشغالگران و در حالیکه شکست علنی و آشکار آمریکا در راه نابودی لبنان را به چشم خود میبیند، امیدوار است بتواند از اعلام شکست قطعی آمریکا در تلاش برای نابودی مقاومت در لبنان جلوگیری کند و این غیرممکن است.
مسئله اینست که سینیوره و معدود مدافعینش، چه بخواهند و چه نخواهند، هرگز نمیتوانند مانع شکست تلاشهائی شوند که برای نابودی لبنان و نابودی مقاومت اسلامی لبنان طراحی و اجرا شده بود و عملاً با ناکامی مطلق مواجه شد. سخنان افشاگرانهای که سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان در خصوص همراهی برخی گروهها و جناحها با آمریکا و اسرائیل در طول جنگ 33 روزه مطرح ساخته، آنچنان صریح، نافذ و اثربخش بوده و هست که دیگر جائی برای کتمان و پردهپوشی حقایق باقی نمیگذارد.
او میگوید برخی گروههای متعلق به جریان 14 مارس، با احساس ناکامی و ناتوانی از خلع سلاح مقاومت اسلامی، دست به دامان آمریکا و اسرائیل شدند تا بلکه این مأموریت را توسط اسرائیل به پایان برسانند و در واقع، اصل توصیه به انجام جنایات جنگی اسرائیل علیه لبنان، از داخل گروههای موسوم به 14 مارس مطرح شده است.
دبیرکل حزبالله همچنین یکی از گروههای جریان 14 مارس را متهم ساخت که مأمور شناسائی محل اقامت رهبران حزبالله و شخص وی و «گرا دادن به اسرائیل» در این مورد بود تا بعداً اسرائیل به کمک همین اطلاعات جاسوسی بتواند حزبالله را نابود و ریشهکن سازد. وی همچنین شخص «سینیوره» را متهم کرد که فرمان خلع سلاح حزبالله را داده و حتی برای روشن شدن موضوع، خواستار تشکیل گروه تحقیق در این زمینه شد.
او جناح 14 مارس را متهم کرد که به احساسات مذهبی و طایفهای دامن میزند تا بلکه بتواند بدون هیچگونه اقدامی در جهت تحقق خواست مردم با توسل به آشوب های طایفهای، به جنگ داخلی متوسل شود و جنبش مردم لبنان را سرکوب کند. او به مردم هشدار داد که جریان 14 مارس سرگرم انبار کردن و توزیع اسلحه در مناطق خاص برای «ایجاد کانون بحران» است.
نصرالله هرگونه قیمومیت خارجی را، خواه از جانب دوستان و خواه دشمنان باشد رد کرد و خواستار تشکیل «دولت وحدت ملی» با برپایی یک دولت خالص لبنانی شد و دولت «سینیوره» را دولت «جفری ویتلمن» سفیر آمریکا در لبنان خواند و تصریح کرد که وی اعتبار مردمی خود را از دست داده است.
تقریباً بلافاصله پس از سخنان نصرالله، سینیوره در یک واکنش شتابآلوده، سعی کرد با کلیگویی، از موضع کسی که ناصحانه دعوت به آرامش میکند، سخن بگوید و نصرالله را به تناقضگویی، برخورد از روی عصبانیت و رفتار تحریکآمیز متهم کرد. در میان اظهارات سینیوره حتی پاسخ یک مورد از اتهامات وارده توسط حزبالله نیز یافت نمیشود و در واقع سینیوره سعی کرده است با کلیگویی، مغلطه و از موضع فردی که دنبال مصالحه است، از کنار این مسائل بگذرد و این شگرد کسی است که حرفی برای گفتن ندارد.
با اینهمه، کاملاً بعید به نظر میرسد که این رفتار موذیانه و در عین حال انفعالی «سینیوره»، در بحران عمیق و ریشهدار لبنان، تأثیری به نفع مزدوران آمریکا در این کشور داشته باشد. سینیوره و دستیارانش به طرز ناشیانهای سعی کردند «مظلومنمایی» کنند ولی شدت و دامنه اظهارات نصرالله بقدری نافذ و موثر بود که آنها در موضع پاسخگوئی نتوانستند حرف قابل ذکری داشته باشند و به ناچار از موضع به اصطلاح ناصحانه وارد شدند ولی باز هم کاری از پیش نبردند.
نصرالله به عناصر برجسته در جریان 14 مارس هشدار داده است که تمامی کسانی که با سفارت آمریکا مراوده داشتهاند و با آمریکا و اسرائیل برای ضربه زدن به مقاومت اسلامی لبنان هم فکری و همکاری کردهاند و حتی به دشمن صهیونیستی «خط» دادهاند، به اسم میشناسد و تهدید کرد که نام آنها را معرفی خواهد کرد.
حزبالله عملاً تا عصر یکشنبه (امروز) برای دستیابی به نتایج روشن و کنارهگیری از قدرت، به دولت سینیوره فرصت داده است و به طور همزمان به تحصن در مرکز شهر بیروت ادامه خواهد داد.
یک نکته مهم، ناکامی جریان 14 مارس در ایجاد تفرقه و اختلاف در جناح 8 مارس است. جبهه مقاومت، با برپائی نماز جمعه به امامت یکی از رهبران اهل سنت بیروت و همراهی رهبران شیعه و همه مردم بیروت با آنها، عملاً تمامی تلاش های تفرقهافکنانه را خنثی کرد و عقیم ساخت. موضوع دیگر حمایت همزمان اسرائیل، آمریکا و برخی رژیمهای ارتجاعی عرب از موضع دولت نیمبند لبنان است و این در حالیست که رئیسجمهور لبنان، تمامی مصوبات احتمالی چنین دولتی را غیرقانونی و مخالف قانون اساسی دانسته و پیشاپیش آنرا رد کرده است.
هنوز معلوم نیست که دولت سینیوره اگر برای مردم لبنان و استقلال و حیات سیاسی این کشور ارزشی قائلست، چرا علناً برای «حفظ منافع آمریکا» تا این اندازه اصرار دارد و حتی بقای خود را هم بخاطر حفظ منافع آمریکا و جلوگیری از شکست آمریکا در لبنان ضروری میداند؟
بعلاوه، صرفنظر از لفاظیهای سیاسی ـ تبلیغاتی سینیوره و دستیارانش، هنوز مشخص نیست که پاسخ جریان 14 مارس به اتهامات وارده چیست و چه میتواند باشد. خوبست یکبار دیگر این اتهامات را مرور کنیم تا ببینیم سینیوره با این پرونده سنگین چطور میتواند منادی وحدت و استقلال لبنان باشد.
1- دولت سینیوره از سفارت آمریکا دستور میگیرد.
2- شخص سینیوره برای خلع سلاح حزبالله دستور صریح داده است.
3- برخی گروه های جریان 14 مارس پس از ناکامی از خلع سلاح حزبالله، برای نابودی آن به آمریکا توصیه کردند که تجاوزات اسرائیل به لبنان را سازماندهی و اجرا کند و در واقع آنها مسئول مستقیم آثار و تبعات جنایات اسرائیل در جنگ 33 روزه هستند.
4- همکاری یک گروه او جریان 14 مارس برای جاسوسی به نفع اسرائیل و شناسائی محل اقامت رهبران حزبالله و انعکاس آن به اسرائیل.
5- سوءاستفاده از قدرت و تلاش برای دامن زدن به احساسات مذهبی و طایفهای در لبنان
6- انبار کردن و توزیع سلاح برای ایجاد جنگ داخلی
به راستی اگر سینیوره برای این اتهامات پاسخی داشت، آیا تلاش نمیکرد با ارائه پاسخ، ذهن مردم لبنان را روشن کند؟ واکنش عجولانه و پاسخ شتابزده سینیوره به اظهارات افشاگرانه نصرالله نشان میدهد که دولت لبنان در موضع کاملاً انفعالی قرار گرفته و ناکامی خود را محرز میداند ولی مایلست به اربابان خود نشان دهد که تا آخرین لحظه به انجام مأموریتش برای جلوگیری از شکست آمریکا در لبنان ادامه داده و تلاش خود را کرده ولی دیگر بیش از این کاری از دستش ساخته نبوده است.
البته این اظهارات سینیوره که اجازه نمیدهد لبنان صحنه دیگری برای شکست آمریکا باشد، یک «بلوف سیاسی» است و صرفاً به عنوان خوشرقصی برای آمریکا بیان شده است. چرا که وقتی از اسرائیل و خود آمریکاییها کاری ساخته نیست، از مزدور بیاعتباری همچون سینیوره که آلتدست سفارت آمریکا در بیروت است، قاعدتاً هیچکس انتظار معجزه ندارد!