مدتی پیش، «آدام ارلی»، از مقامات آمریکا، اعلام کرد: آمریکا دفترهای ویژهای را در شهرهای ایرانینشین جهان، از جمله «باکو» و «دبی» دایر خواهد کرد. سخن ارلی، این بود که آمریکا در شهرهای کشورهای گوناگون، که ایرانیان زیادی در آنها زندگی میکنند، دفترهای ویژهای ایجاد کرده و به وسیله این دفترها با ایرانیان ساکن در آن شهرها ارتباط برقرار خواهد ساخت و همچنین از ایرانیان ساکن در کشورهای دیگر، که رفتوآمد آنها به داخل کشور آزاد است، همچون اهرمی برای دخالت در امور داخلی ایران استفاده خواهد کرد.
همچنین اعلام شد که آمریکا، بودجه خاصی در حدود 75 میلیون دلار برای حمایت از گروههای ضدایرانی اختصاص داده است. اعلام مقامات رسمی آمریکا، مبنی بر اختصاص میلیونها دلار کمک به مخالفان ملت ایران، حرکتی در راستای تشویق مخالفان ایران بود. نیز اعلام شد که بخشی از این پول در اختیار رسانهها قرار میگیرد که این نیز حاکی از آن بود که رسانهها (شبکههای تلویزیونی ضدانقلابی، تجزیهطلب، مطبوعات فعال در راستای اهداف جریان تجزیه قومی و...)، جایگاه ویژهای در طرح جدید آمریکا دارند. به بیان دیگر، عملیات روانی و جنگ رسانهای، یکی از گرایشهای پررنگ فعالیت دفترهای ویژه آمریکا در شهرهای ایرانینشین است.
در تاریخ 29 آبان 1385، «روزنامه نیویورک تایمز»، اطلاعات دقیقتری درباره طرح ویژه آمریکا در شهرهای ایرانینشین منتشر کرد. البته با گذشت مدتها از گشایش دفترهای ویژه آمریکا در برخی شهرهای ایرانینشین، اطلاعات منتشر شده در نیویورک تایمز برای تحلیلگران سیاسی به ویژه پژوهشگران مسائل ایران، اطلاعات مهمی به شمار نمیرفت، زیرا طبیعی است که با گذشت مدتها از فعالیت برخی دفترهای ویژه ضدایرانی آمریکا، اطلاعات پیرامون آنها، رفتهرفته منتشر میشد. البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که آمریکا از آغاز، قصد پنهان کردن فعالیت این دفترها را نداشت و چنان که گذشت، آدام ارلی و رایس آشکارا اعلام کرده بودند که دفترهای ویژه آمریکا در شهرهای ایرانینشین، به ویژه باکو و دبی دایر خواهد شد.
با این حال، مقاله نیویورک تایمز نکاتی دارد که آگاهی از آنها مفید است. این روزنامه درباره فعالیتهای ضدایرانی دفتر ویژه آمریکا در دوبی مینویسد:
«مشکل این است که شما در داخل این کشور (ایران) نمیتوانید فعالیت کنید؛ بنابراین، به فعالیت در کشورهای اطراف روی میآورید.
نیکلاس برنز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در مسایل سیاسی، گفت: دفتر دوبی، نقش مشابه ایستگاه ریگا در لیتوانی را دارد که در زمان قطع روابط سیاسی بین مسکو و آمریکا، مهمترین مرکز جمعآوری و به دست آوردن اطلاعات درباره اتحاد جماهیر شوروی بود. یکی از «NGO»های فعال در دوبی، ایرانیان (ساکن در دوبی) را به کارگاههایی دعوت میکند که در آنها، ایجاد شورشهای صلحآمیز در گرجستان، فیلیپین و دیگر نقاط به آنها آموزش داده میشود.
مرکز درگیریهای غیرخشن بینالمللی آمریکا نیز در برگزاری جلسات به آنها کمک میکند. جدای از اینگونه فعالیتهای آمریکا، دولت بوش از کنگره چندین میلیون دلار بودجه تقاضا کرده تا بتواند برنامههای خود را به خوبی اجرا کند. از جمله آنها بودجهای 75 میلیون دلاری است که به گفته برنز، هماکنون در اختیار آنان است».
تأمل در سخنان معاون وزیر امور خارجه آمریکا، از جمله در «فعالیت در کشورهای اطراف ایران»، «ایستگاه ریگا به عنوان مهمترین مرکز جمعآوری و به دست آوردن اطلاعات در مورد اتحاد شوروی»، به روشنی حاکی از آن است که دفترهای ویژه ضدایرانی آمریکا، تنها منحصر به دوبی نبوده و کشورهای «اطراف ایران» را در برمیگیرد و دیگر آن که این دفترها مراکز جمعآوری و به دست آوردن اطلاعات و به عبارت روشنتر، مراکز جاسوسی و براندازی آمریکا علیه ایران است.
اطراف ایران
تلاشهای جدید آمریکا برای سازماندهی شورشهای گسترده سیاسی، مذهبی و قومی در ایران از راه کشورهای اطراف، حاکی از آن است که تلاشهای چندساله آمریکا برای محاصره نظامی ایران (استقرار نیروهای نظامی در افغانستان، عراق، خلیجفارس، کشورهای حاشیه خلیجفارس، جمهوری آذربایجان و...) نتیجه مطلوب را در برنداشته است. این دلیلی بر ثبات و استحکام ملت ایران و حکومت جمهوری اسلامی است.
حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران، نتیجهای جز نظامی شدن منطقه و گسترش تروریسم و تهدید ثبات و امنیت در بر نداشته است. گشایش دفترهای ویژه برای آموزش شورش به افراد و اعزام آنان به داخل ایران و جمعآوری اطلاعات و جاسوسی درباره این کشور، نشان میدهد که آمریکاییها به رویکرد نظامی درباره ایران امید زیادی نبستهاند.
اطلاعات منتشر شده در مطبوعات و رسانههای ایران از تحرکات آمریکا در اطراف ایران، نشان میدهد که ایرانیها اقدامات آمریکا را به دقت زیرنظر گرفته و اقدامات ویژهای برای مقابله با کشورهای همسایهای که برخلاف اصول همسایگی و حسن همجواری، خاک خود را برای تهدید امنیت ملی ایران در اختیار آمریکاییها قرار دادهاند، آغاز کردهاند. برخی کشورهای همسایه، از جمله امارات که حکومت آنها استقلال سیاسی لازم را ندارد، تسلیم زیادهخواهیهای آمریکاییها شده و اجازه دادهاند تا آمریکا از خاک آنها برای تهدید امنیت ملت ایران استفاده کند.
به نظر میرسد ایرانیها اقدامات هشداردهندهای در حق امارات انجام دادهاند، اماراتیها این هشدارها را درک کردهاند و طبیعی است که اگر این هشدارها به حد کافی درک نشود و اماراتیها همچنان به همکاری با آمریکا برای تداوم فعالیت «ریگای دوبی» ادامه دهند، ایرانیها باید «شوکهای تازهای» به امارات وارد کنند، چرا که امارات به ویژه اقتصاد آن به شدت تهدیدپذیر است.
ریگای استانبول
نبود رژیم ویزا بین ایران و ترکیه و سفر سالانه صدها هزار ایرانی به نقاط گوناگون ترکیه به ویژه استانبول و سکونت هزاران ایرانی در آن، استانبول را به شهری پروسوسه برای آمریکا تبدیل کرده است. مقالات و مطالب متعددی که درباره استانبول و ایران در آمریکا منتشر شده، از جمله کتاب «دشمنت را بشناس»، نوشته «ادوارد شرلی»، نام مستعار یکی از کارکنان سیا در کنسولگری آمریکا در استانبول، حاکی از آن است که استانبول، شهر پروسوسهای برای آمریکا جهت جاسوسی درباره ایران، جذب افراد و سازماندهی شورشهای قومی و سیاسی بوده است.
در دوره جنگ تحمیلی، رژیم صدام نیز تلاش کرد تا از استانبول برای ضربه زدن به ایران استفاده کند. دستگاه اطلاعاتی صدام نیز اقداماتی را در این شهر انجام داد، اما صدای ماجرا، هنگامی پیچید که برخی از عوامل خرابکاری صدام در استانبول به دست افراد ناشناس کشته شدند و امنیت استانبول زیر سؤال رفت.
حکومت ترکیه در مقایسه با برخی کشورهای کوچک اطراف ایران، از استقلال سیاسی بیشتری برخوردار است و میتواند با لحاظ منافع ملی خود و اقدامات احتمالی متقابل ایران، اجازه ندهد آمریکا «ریگای استانبول» را همچون «ریگای دوبی» فعال کند.
ریگای باکو
قراین و شواهد، حاکی از آن است که آمریکا ایستگاه ویژه ضدایرانی خود را در باکو فعال کرده است. در یک سال گذشته، فعالیتهای ضدایرانی در باکو تشدید شده است. این فعالیتها با هدایت ایستگاه آمریکا، هم از سوی برخی احزاب غیردولتی (طرفدار و یا مخالف حاکمیت باکو) و نیز برخی نهادهای دولتی مانند کمیته دولتی رسیدگی به امور آذریهای خارج از کشور انجام گرفته است. در اسفند 1384 همایشی به نام «دومین همایش آذریهای جهان» در باکو برگزار شد که در آن، عدهای از تجزیهطلبانی که در کارگاههای آموزشی سیا در آمریکا برای ایجاد اغتشاش در ایران تعلیم دیدهاند، حضور داشتند.
برخی از این افراد در همایش یاد شده و در حضور الهام علیاف علیه تمامیت ارضی ایران سخن گفتند. گزارشهای منتشر شده در مطبوعات و پایگاههای اینترنتی، حاکی از آن است که برخی افراد از ایران به باکو سفر کرده و در این شهر با دریافت گذرنامه جعلی از راه عوامل آمریکا و اسرائیل به کشورهای دیگری سفر کرده و تحت آموزشهای ویژهای قرار گرفتهاند.
این افراد در اغتشاشاتی که در خردادماه 1385 در برخی شهرهای ایران از جمله تبریز و اردبیل رخ داده، دست داشتند. این اغتشاشات به صورت آشکار از سوی شبکههای تلویزیونی تجزیهطلبی که از آمریکا پخش میشدند، حمایت میشد و از سوی دیگر، گردانندگان این تلویزیونها به صورت مکرر در باکو حضور یافته و از سوی برخی شبکههای تلویزیونی و احزاب باکو مورد حمایت و تبلیغ واقع میشوند.
در آستانه وقوع اغتشاشات خرداد ماه در برخی شهرهای شمال غرب ایران، یکی از احزاب باکو (حزب استقلال ملی به مدیریت فردی به نام اعتبار محمداف) به طور رسمی در حمایت از اغتشاشات وارد عمل شد و همایشی را در یکی از گرانترین هتلهای باکو (هتل اروپا) با هدف ایجاد هماهنگی برای تداوم شورش و خرابکاریها در ایران با حضور عناصر ضدایرانی و عوامل آمریکا و اسرائیل برگزار کرد.
حزب یاد شده مدتها بود که به دلیل عدم استطاعت مالی، عملاً تعطیل شده بود و مدیر آن، اعتبار محمداف، در انزوا بود. فعال شدن ناگهانی این حزب با استفاده از منابع مالی نامعلوم و با هدف سازماندهی شورش و خرابکاری در ایران، پرسشهای زیادی را در محافل سیاسی باکو برانگیخت و برخی مطبوعات باکو به صراحت یادآور شدند که آمریکا، ماموریت ویژهای را به این حزب محول و هزینه آن را نیز پرداخت کرده است.
از جمله فعالیتهای ایستگاه اطلاعاتی آمریکا در باکو، راهاندازی سایتهای اینترنتی تجزیهطلبانه است تا بر حال و هوای سیاسی آذربایجان ایران تأثیر بگذارد. ایجاد زمینه برای اغتشاشگری از طریق گسترش قومگرایی، تضعیف وحدت ملی و تخریب مبانی هویت ملی ایرانیها به وسیله به کارگیری مطبوعات محلی، کمک مالی به مطبوعات و افرادی که در سازماندهی اغتشاشات فعال هستند، از دیگر اقدامات دفتر ویژه آمریکا در باکو است.
این دفتر همچنین در راستای حمایت سیاسی و تبلیغاتی از عناصر تجزیهطلب فعالیت کرده و هنگامی که این افراد به جرم انجام کارهای غیرقانونی دستگیر و زندانی شوند، از طریق نهادهای غربی و بینالمللی برای آزادی آنها تلاش میکند. برقراری پیوندی نزدیکتر میان دستگاههای دولت باکو و آمریکا با تجزیهطلبان، یکی دیگر از خطوط فعالیت دفتر آمریکا در باکو است. ایستگاه یاد شده فعالیتهای ویژهای را نیز در نقاط نزدیک به مرز ایران آغاز کرده است.
همانگونه که گذشت، آدام ارلی، رسماً اعلام کرده بود که دفتر ویژه آمریکا در امور ایران، در شهر باکو دایر خواهد شد. هرچند وجود این دفتر در باکو، بنا به ملاحظاتی توسط آمریکا علنی نشده، شواهد نشان میدهد که دفتر یاد شده به صورت پنهان ـ اما آزاد ـ در حال فعالیت است. بیتردید فعالیتهای دفتر ضدایرانی آمریکا در باکو، نمیتواند از دید دولت باکو پنهان باشد و بیگمان، آمریکا نمیتواند بدون موافقت دولت باکو، چنین دفتری را در این شهر دایر کند. از این روست که ایرانیها دولت باکو را مسئول میدانند. این دولت نباید خاک خود را در اختیار آمریکاییها قرار دهد تا امنیت ملی ایران مورد تهدید قرار گیرد. آیا دولت باکو اندیشیده است که همکاری با آمریکا برای لطمه زدن به امنیت ملت ایران، چه پیامدهای سنگینی میتواند داشته باشد؟