تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۳۹۰۰۷
بررس حرکت‌های جهادی افغانستان در گفت‌و‌گوی «جوان» با محمدرحیم افضلی، رایزن سابق فرهنگی افغانستان

کرزای گزینه اجباری برای افغان‌هاست

حمداله عمادی حیدری اشاره: در بررسی انقلاب اسلامی ایران و تأثیرات آن بر کشورهای همسایه، ‌منطقه و جهان، ‌افغانستان جزء کشورهایی است که رخ دادن انقلاب در ایران بر روند حرکت آن تأثیرگذار بوده است. همزمانی وقوع انقلاب اسلامی در ایران با تهاجم اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان و پناه آوردن گروهی از رهبران سیاسی و مذهبی افغان و همچنین مردم این کشور به جمهوری اسلامی همگی بر دامنه تأثیرپذیری حرکت افغان‌ها در سی سال گذشته از ‌ایران افزوده است. حرکت جهادی افغانستان که در ابتدا علیه ورود کمونیسم و شوروی سابق شکل گرفت و پس از آن در مبارزه با طالبان هماهنگ شد، اکنون پس از سقوط طالبان نیز محوریت حرکت این کشور اسلامی را به سمت آرامش، ‌صلح و توسعه در دست دارد و خروج نیروهای اشغالگر به رهبری آمریکا ‌را در دستور کار قرار داده است. روزنامه جوان به منظور بررسی جهاد افغانستان با محمد رحیم افضلی یکی از رهبران جهاد این کشور و نویسنده کتاب «دفاع از ارزش‌های جهاد» که از سال 1374 تا سال 1380 نیز رایزن فرهنگی افغانستان در تهران بوده است گفت‌وگویی را انجام داده که مشروح آن در زیر آمده است.

* شما در ابتدای صحبت هایتان به خاطرات خود از جلساتی که با رهبران انقلاب اسلامی ایران داشتید اشاره کردید، ‌می‌توانید مقایسه‌ای بین حرکت انقلابی در ایران و جهاد در افغانستان برای ما داشته باشید؟
** ‌انگیزه‌ها و بسترهای انقلاب اسلامی در ایران وجهاد افغانستان یکی بود. انگیزه انقلابیون ایرانی وجهادگران افغان، تحقق ارزش‌های اسلامی بود. اندیشه اسلامی نه تنها وجه مشترک انقلاب اسلامی ایران و جهاد افغان است بلکه محرک تمامی جریان‌های تحول خواه در منطقه بوده است.
اما انقلاب ایران دارای تفاوت‌هایی با جهاد افغانستان نیز هست. ‌انقلاب ایران نظام شاهنشاهی را بر اساس الگوی ولایت فقیه تغییر داد و ولایت فقیه و رهبری توانست آن را انسجام بخشد اما حرکت جهادی در افغانستان فاقد یک رهبری واحد بود و همین به تفرق جهادگران دامن زد.
* ‌اندیشه‌های جهادی در افغانستان بیشتر تحت تأثیر چه جریان‌های فکری قرار داشتند؟
** ‌اندیشه‌های جهادی در افغانستان بسیار تحت تأثیر اندیشه‌های اخوان‌المسلمینی مثل اندیشه‌های سید قطب و محمد قطب قرار داشتند و تشکیل حکومت اسلامی هدف حرکت جهادی افغان‌ها بود.
* ‌نقش استعمار انگلیس در قبل و بعد از تهاجم شوروی با توجه به استقلال پاکستان و همسایگی این کشور و تأثیرگذاری آن بر افغانستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ‌بعد از استقلال پاکستان از هند، ‌انگلیسی‌ها توانستند دو نقطه بحران را در این کشور برجا گذارند که از طریق این دو نقطه بتوانند ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار دهند که یکی از این نقاط پشتونستان بین افغانستان و پاکستان بود و دیگری کشمیر بین هند و پاکستان که در دهه‌های اخیر همواره این دو منطقه مرکز تنش آفرینی و ایجاد بحران در شبه قاره بوده‌اند. ‌از دیگر اقدامات مشترک دستگاه‌های امنیتی پاکستان و انگلیس در دهه‌های اخیر، ‌تغییر فرهنگ خراسانی یعنی فرهنگ افغانی ایرانی به فرهنگ طالبانی بود که تخم آن در منطقه پشتونستان کاشته شد.
‌خط دیورند، ‌خطی که از سوی انگلیسی‌ها در صد سال قبل به عنوان خط مرزی پشتونستان افغانستان و پاکستان کشیده شد و این منطقه را بین دو کشور تقسیم کرد، ‌خطی بود که پایه اختلاف بین اسلام آباد و کابل را پایه نهاد و اکنون نیز بین دو طرف مورد مناقشه است. ‌تا رود سند فرهنگ خراسانی، ‌فرهنگ جاری مردم است چنانکه در زمان احمد شاه عبدالی نیز تا رود سند مربوط به افغانستان بوده است و در نتیجه حیله انگلیسی ها، ‌این قسمت‌ها به خاک پاکستان افزوده شده است. ‌تشکیلات سیاسی در پاکستان تشکیلاتی مافیایی و انگلیسی است و در نتیجه 90 سال حضور استعماری انگلیس در این منطقه بسیار تحت تأثیر نهادهای امنیتی و اطلاعاتی لندن هستند.
‌همانگونه که می‌دانید جریان طالبان نیز از منطقه پشتونستان پاکستان به منطقه پشتونستان افغانستان سرایت و سپس تمام این کشور را فرا گرفت که قسمت زیادی از مصیبت‌های افغان‌ها از این جریان نشأت می‌گیرد.
* شیعیان مجاهد افغان به ایران و مجاهدین سنی مذهب به پاکستان گریختند، نقش مذهب را در انتخاب خانه دوم مجاهدین در چه می‌بینید؟
** ‌در افغانستان اختلاف مذهبی کم است بر عکس پاکستان که اختلافات بیشتر ریشه مذهبی دارد و آنچه در افغانستان مطرح است، اختلافات قومی است. ‌گروه زیادی از مردم و همچنین رهبران مجاهد سنی مذهب افغان هم به ایران پناهنده شدند و از کمک‌های جمهوری اسلامی در مبارزه برای آزادی کشورشان استفاده کردند.
* ‌شما اشاره‌ای داشتید به مهاجرت برخی از سران سنی مذهب جهاد افغانستان به ایران، می‌توانید چند نفر از آنها را نام ببرید؟
** ‌افراد زیادی از رهبران جهادی افغانستان اعم از شیعه و سنی به ایران مهاجرت کردند و از حمایت‌های جمهوری اسلامی کمک گرفتند که برهان الدین ربانی از جمعیت اسلامی افغانستان و همچنین گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان از جمله آنها هستند.
* ‌شما به این موضوع اشاره کردید که طالبان از مهاجرت افغان‌ها به پاکستان در دوره داوود خان و در سال‌های حاکمیت چپگراها بر افغانستان به‌وجود آمد، می‌توانید مقایسه‌ای بین روش میزبانی ایران و پاکستان از مجاهدین و مردم افغان داشته باشید؟
** ‌تهاجم شوروی به افغانستان با انقلاب اسلامی در ایران همزمان بود و دقیقاً اردیبهشت سال 1357، ‌نورمحمد ترکی یک کودتای کمونیستی انجام داد و پس از آن نیز نظامیان روس در حمایت از وی، ‌کابل را اشغال کردند. ‌مردم و مجاهدین با شوروی درگیر شدند و مهاجرت‌ها آغاز شد. ‌رهبران انقلاب ایران در آن‌زمان تفکرات انقلابی داشتند و تلاش نکردند از افغان‌ها برای خود نیرو و پایگاهی برای بسط هژمونی تهران استفاده کنند.
‌انقلابیون ایران بیشتر به مجاهدین افغان و مردم افغان نگاه انسانی و اسلامی داشتند و جمهوری اسلامی بدون هیچ چشمداشتی و از روی انساندوستی افغان‌ها را یاری کرد اما موضوع در پاکستان چنین نبود، ‌پاکستانی‌ها اردوگاه برای افغان‌های مهاجر ساختند و روی آنها سرمایه‌گذاری کردند. ‌حتی ایران برای کمک به افغان‌ها از کمک‌های سازمان ملل نیز استفاده نکرد چرا که جمهوری اسلامی کمک به افغان‌ها را وظیفه انقلابی و انسانی خود می‌دانست و روابط ایران و سازمان ملل نیز در شرایط خوبی نبود. ‌به این ترتیب پاکستان از آب گل آلود ماهی گرفت، ‌از نهادهای بین‌المللی برای کمک به آوارگان افغان کمک گرفت و حتی خرج بازسازی کشور خود کرد.
‌آمریکا ‌نیز که در آن‌زمان ضعیف شده بود و به هم‌پیمانی در شبه قاره در مقابل شوروی نیاز داشت، ‌پاکستان را به پایگاه مبارزه خود با مسکو تبدیل کرد و به این ترتیب در گذر زمان، ‌تفکر جهادی تضعیف و تفکر طالبانی رشد کرد. ‌پاکستانی‌ها در ابتدا نیتشان کمک به همسایگان افغان بود اما تحت تأثیر انگلیسی‌ها، ‌کمک‌های مالی برخی کشورهای عربی و نهادهای غربی، ‌پروژه ایجاد طالبان شکل گرفت.
* ‌می توانید مقایسه‌ای بین نقش دولت انگلیس و پاکستان در ایجاد طالبان و نقش این دولت‌ها در هدایت آن در شرایط کنونی داشته باشید؟
** ‌ اول از همه باید به این موضوع اشاره کنم که سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان تحت تأثیر و هدایت انگلیسی‌ها به‌وجود آمد و هم اکنون نیز ارتباطات خوبی با دستگاه اطلاعاتی و امنیتی انگلیس دارد. ‌پاکستانی‌ها استقلال خود از هند و پس از آن رشد خود را مدیون وقوع انقلاب اسلامی در ایران و جهاد در افغانستان هستند. ‌چرا که وقوع این دو حادثه در منطقه، ‌زمینه را برای توجه قدرت‌ها به آنها فراهم کرد و آنها نیز از توجه قدرت‌های فرامنطقه‌ای به نفع خود و حتی در مواردی علیه دیگران استفاده کردند.
‌اما درباره نقش انگلیس نیز باید گفت حتی هم اکنون نیز طالبان با انگلیسی‌ها همسو هستند و فشاری که بر حامد کرزای رئیس‌جمهوری افغانستان برای صلح با طالب‌ها وارد می‌شود نیز فشار انگلیسی‌هاست. ‌انگلیسی‌ها بنا به همان پیشینه تاریخی استعماری خود و حضور خود در شبه قاره، ‌همچنان این منطقه را از آن خود می‌دانند و در تقسیم قدرت با آمریکا ‌در این منطقه دچار اختلاف هستند. ‌انگلیسی‌ها سهمی را از این منطقه می‌خواهند که آمریکایی‌ها حاضر به دادن آن نیستند اما لندن از خواسته‌های خود کوتاه نمی‌آید و حتی در موضوع خروج از افغانستان در شرایطی که واشنگتن از خروج از افغانستان تا سال 2011 خبر داده، ‌انگلیسی‌ها بر ماندن در مناطق تحت کنترل خود تأکید‌ دارند.
‌حتی من معتقدم در بسیاری از مواردی که نیروهای آمریکایی یا انگلیسی در افغانستان کشته می‌شوند، ‌این دو طرف و نه طالبان و القاعده در کشتن نیروهای یکدیگر دست دارند. ‌آمریکا ‌منافع درازمدت در آسیای میانه، ‌چین و هند دارد و واشنگتن خواهان استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان برای تثبیت هژمونی خود در این منطقه است. ‌همسایگی افغانستان با ایران نیز می‌تواند از دیگر مسائلی باشد که تمایل واشنگتن را برای حضور در این منطقه افزایش می‌دهد. ‌اگر آمریکا ‌بتواند کنترل افغانستان را در دست بگیرد، ‌با نفوذی که در پاکستان و هند دارد در واقع از چند طرف به آب‌های گرم راه یافته است به آب‌های گرم هند، ‌خلیج فارس و به این ترتیب توانسته است اهرم‌های فشار بر ایران را نیز افزایش دهد.
* ‌چنین به نظر می‌رسد که باوجود اختلافات مرزی و همچنین تنش‌های سیاسی کنونی که در سخنان حامد کرزای رئیس‌جمهوری افغانستان نیز نمود پیدا می‌کند، ‌کابل سعی در راضی نگه داشتن اسلام آباد دارد، ‌دلیل این موضوع چیست؟
** ‌دلیل آن تجاری است و نه سیاسی. ‌مردم افغانستان برای اخراج خارجی‌ها مشکلی ندارند، ‌مردم افغانستان در مبارزه با طالبان تحت رهبری انگلیس و پاکستان نیز مشکلی ندارند، ‌تنها مشکلی که افغان‌ها در این رابطه دارند محصور بودن افغانستان به خشکی و راه نداشتن به آب است. ‌افغانستان برای تأمین‌ کالاهای اساسی خود به بنادر پاکستان نیاز دارد و همین وابستگی زمینه‌های دیگر وابستگی‌ها را نیز ایجاد کرده است. ‌به این ترتیب پاکستان توانایی فشار وارد آوردن بر افغانستان را دارد.
* ‌نقش فرهنگی انگلیس به عنوان استعمار پیر در ایجاد طالبان و گسترش اسلام طالبانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ‌تلاش انگلیسی‌ها به لحاظ سیاسی همواره این بوده است که افغانستان را نیز مثل پاکستان تبدیل به ابزاری در دست خود کنند و این موضوع را از گذشته‌های دور دنبال می‌کرده‌‌اند اما به لحاظ فرهنگی باید بگویم آنچه انگلیسی‌ها در گسترش طالبان جست‌وجو می‌کنند، ‌بسط و توسعه اسلام بدون فرهنگ است.
‌طالبان در واقع اسلام مبتنی بر ایدئولوژی است اما اسلام بدون فرهنگ. ‌انگلیسی‌ها حتی پس از استقلال پاکستان، ‌زبان اردو را که زبانی بدون ادبیات و پیشینه است برای این کشور انتخاب کردند و اینها همه بنای ایجاد طالبان متحجر را فراهم کرد. ‌در طالب‌ها اسلام هست اما فرهنگ اسلامی نیست. ‌البته به‌وجود آمدن طالبان بسیار تحت تأثیر برنامه ریزی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی است چرا که طالبان اعتقادی افغان است اما طالبان رهبری پاکستانی است. ‌القاعده و طالبان دقیقاً در یکی از همان نقاط بحرانی که استعمار پیر در شبه قاره باقی گذاشت یعنی پشتونستان با حمایت وهابی‌های عربستان شکل گرفت.
* ‌مبارزات جهادی‌های افغان را با توجه به طیف‌های مختلفی که به لحاظ اعتقادی در میان آنها وجود داشت، ‌چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ‌جهاد در افغانستان مراحل مختلفی داشت اما مبنای همه طیف‌های جهادی برقراری ارزش‌های اسلامی بود. ‌مبارزین سال 1350 به چالش‌های فکری در راه مبارزه مبتلا بودند. ‌گروهی از مبارزین که سید جمال الدین اسدآبادی الگوی مبارزاتی آنها بود اعتقاد به اصلاح سران کشورهای اسلامی داشتند و معتقد بودند اصلاح سران کشورهای اسلامی می‌تواند به اصلاح امت اسلامی و وحدت آنها در مقابل استعمار بینجامد. ‌به همین خاطر هم خود سید جمال با سران کشورهای مختلف اسلامی مثل سران ترکیه، ‌هند، ‌ایران، ‌عراق، ‌مصر و عربستان دیدار کرد.
‌اما سید جمال در اواخر کار خود به شیخ محمد عبده شاگرد خود درباره اشتباه بودن روش خود هشدار داد و این موضوع را یادآور شد که اصلاح امت اسلامی از پایین به بالا ممکن است و اصلاح خواص کاری بسیار دشوارتر از عوام است. ‌در کنار الگوهایی چون سید جمال‌الدین اسدآبادی، ‌امام خمینی (ره) الگویی بود که اشتباهات سید جمال را جبران کرد و از پایین شروع کرد و به خاطر همین هم توانست انقلاب اسلامی را رهبری کند و طاغوت را از ایران بیرون کنند. ‌امام در روش جهاد معتقد بودند، ‌اگر مردم اصلاح و متحد شوند، ‌سران را اصلاح و مجبور به وحدت می‌کنند.
* ‌از بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران و الگوپذیری جهاد افغانستان از وی سخن به میان آوردید، ‌تأثیرگذاری انقلاب ایران در جهاد افغانستان را در چه سطحی ارزیابی می‌کنید.
** ‌جهادی‌های افغانستان به‌ویژه جهادی‌های شیعه مذهب از سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن به شدت تحت تأثیر کتاب‌ها و سخنرانی‌های امام بودند که انتشار کتاب تحریرالوسیله امام ‌در سال 1348، ‌علاقه مندی جوانان افغان به اندیشه‌های امام (ره) درباره ‌تشکیل حکومت اسلامی را افزایش داد. ‌حتی افغان‌های اهل تسنن نیز به الگوی حکومت اسلامی مطرح شده توسط امام خمینی(ره) بسیار علاقه مند شدند. ‌از دیگر افرادی که در زمان جهاد، ‌کتاب‌هایشان بسیار مورد علاقه جهادی‌های افغان بود و بر جهاد افغانستان تأثیر گذاشت، ‌کتاب‌های آیت الله مکارم شیرازی، ‌شهید مطهری، ‌دکتر علی شریعتی و آیت‌الله سید جعفر سبحانی بودند.
‌کتاب‌های انقلابیون و رهبران انقلاب اسلامی در ایران به‌ویژه رهنمودهای امام (ره) درباره حاکمیت ولایت فقیه بسیار به جوانان افغان در پاسخ دادن به شبهاتی که کمونیست‌ها علیه تشکیل حکومت اسلامی وارد می‌کردند، ‌کمک کرد. ‌تأثیر سخنان امام و نمایندگان وی بر جهادی‌های افغان آنقدر زیاد بود که کمونیست‌ها، ‌سید شاه محمد حسین مصباح، ‌نماینده امام خمینی(ره) در کابل را شهید کردند.
* ‌نقش عامه مردم افغان در کمک به مجاهدین افغان در مبارزات علیه اشغال افغانستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
** ‌سال 1350 سال شروع حرکت‌های جهادی برای مبارزه با مارکسیست‌ها در افغانستان بود. از سال 1352 که داوود خان چپگرا قدرت را به دست گرفت، مهاجرت جهادی‌ها در نتیجه فشارهای وی شروع شد و سال 1354دستگیری‌ها و شهادت‌ها به اوج خود رسید و در همین سال‌ها هم بود که شاه احمد مسعود و یارانش در لقمان، ‌لگه و پنج شیر جهاد کردند که شکست خوردند و متواری شدند. ‌مبارزات جهادی‌ها علیه حاکمیت کمونیست‌ها از سال 1350 تا سال 1357 ادامه داشت تا اینکه در سال 57 اتحاد جماهیر شوروی در حمایت از چپگراها افغانستان را اشغال کرد.
‌در این زمان بود که مردم نیز به جهادی‌ها پیوستند و همه جهادی شدند. ‌تاریخ افغانستان ثابت کرده است که هر وقت صحبت از حضور بیگانه باشد، ‌مردم حضور بیگانه را تحمل نمی‌کنند و این در مورد آمریکایی‌ها و کشورهایی که اکنون در افغانستان حضور دارند نیز صادق است و تنها فرقی که دارد این است که افغان‌ها فعلاً بین دو دشمن طالبان و آمریکا ‌درگیر هستند و مجبورند با یکی سازش تا در زمان قدرت با دیگری بجنگند.
* جهاد افغانستان توانست شوروی سابق را شکست داده و از این کشور اخراج کند و دولت مستقل تشکیل دهد به نظر شما دلیل دوام نیاوردن جهاد از طالبان چه بود؟
** ‌نقش رهبری در جهاد تعیین کننده است و اگر انقلاب اسلامی توانست به ثمر بنشیند و در نهایت به تشکیل جمهوری اسلامی بینجامد به خاطر داشتن یک رهبر جامع الاطرافی مثل امام خمینی(ره) بود. ‌ ضعف رهبری باعث شکست جهادی‌ها از طالبان شد. ‌تجاوز شوروی سابق به افغانستان، ‌جهاد را قدرتمند کرد اما نبود یک رهبری جامع الاطرف و بصیر عامل شکست آن شد. ‌‌
* شما به این موضوع اشاره کردید که مبارزان جهادی در افغانستان یا تحت تأثیر تفکرات اخوانی بودند یا تحت‌تأثیر تفکرات شیعی متأثر از انقلاب اسلامی ایران، ‌طالبان با تفکرات وهابی چگونه توانست بر سرنوشت افغان‌ها مسلط شود؟
** ‌در افغانستان 25 میلیون پشتون وجود دارد که جمعیت زیادی را نسبت به کل جمعیت این کشور تشکیل می‌دهند، ‌همان طور که قبلاً توضیح دادم در زمان حکومت مارکسیست‌ها بر افغانستان در سال 1354، ‌عده‌ای از اسلامگرایان سنی و شیعه افغان به کشورهای ایران و پاکستان مهاجرت کردند و پشتون‌های جنوب و جنوب غربی افغانستان در مدارس پشتون پاکستان طالب شدند و به این ترتیب در طول سی سال با نقشه انگلیس با پول اعراب وهابی و با بدنه افغان به رهبری طالبان پاکستان، ‌طالبان افغانستان ایجاد شد. ‌در این بین پاکستان مجری طرح‌های انگلیس و عربستان شد.
‌رهبران جهاد افغانستان چه مولوی محمد نبی یا گلبدین حکمتیار یا برهان الدین ربانی همه جهادی‌های دارای تفکرات اخوانی بودند و همان گونه که می‌دانید اخوانی‌ها ربطی به وهابی‌ها ندارند. ‌وهابی‌های عربستان سعودی و امارات متحده عربی در تلاش برای تضعیف نقش مثبت ایران در معادلات افغانستان، ‌وهابیت را در این منطقه ترویج کردند.
* ‌نقش رهبران جهاد افغانستان در دولت کنونی این کشور به رهبری حامد کرزای چگونه است؟
** ‌حکمتیار اکنون اپوزیسیون سلاح به دست است و به خاطر اختلافاتی که با دولت مرکزی افغانستان دارد به مخالفت و تمرد از آن دست زده است اما ربانی اکنون نماینده منطقه بدخشان در مجلس افغانستان بوده و رهبری حزب «مقاومت جهاد» را در این کشور به عهده دارد. ‌وی هم اکنون رهبر بالقوه جهادی‌های افغانستان است که بسیار مورد احترام تمامی شخصیت‌های سیاسی داخلی افغان و حتی جامعه جهانی است. ‌ربانی هم اکنون رهبری بالقوه جهادی‌ها را در افغانستان به عهده دارد چرا که طبق توافقنامه بن، ‌جهادی‌های افغان قرار شد که تنها مبارزه سیاسی و فرهنگی کنند و سلاح را کنار بگذارند.
* ‌شما از متعهد شدن جهادی‌های افغان در نشست بن برای کنار گذاشتن سلاح سخن گفتید آیا جامعه جهانی به تعهدات خود در قبال افغانستان عمل کرد؟
** ‌آمریکایی‌ها در نشست بن تعهد کردند چهار مقوله را در افغانستان سامان دهند که برقراری امنیت، ‌ایجاد ارتش افغان و بازسازی و توسعه این کشور از جمله این تعهدات است که تاکنون هیچ کدام از آنها عملی نشده است.
* به نظر شما چرا اکنون بسیج مردم علیه اشغالگران آمریکایی و غربی سخت شده است؟
** ‌افغان‌ها اکنون شکننده شده‌اند، ‌آنها از سی سال جنگ داخلی آزرده خاطرند و کشورشان ویران شده است و وقتی به اخراج خارجی‌ها فکر می‌کنند و اینکه چه کسی جایگزین آنها خواهد شد برایشان پذیرش طالبان به عنوان گزینه جایگزین سخت است. ‌غربی‌ها که خود طالبان را به‌وجود آوردند اکنون هروقت از جهاد مردم افغان علیه خود احساس خطر کنند طالبان را به آنها یادآوری می‌کنند و به این ترتیب افغان‌ها اکنون بین دو گزینه بد قرار گرفته‌اند.
* ‌به نظر شما در شرایطی که افغان‌ها بین دو گزینه حاکمیت طالبان و حاکمیت غرب قرار گرفته‌‌اند آیا این دو یا یکی از آنها در افغانستان برای همیشه حاکم خواهد ماند؟
** ‌از شاخصه‌های افغان‌ها این است که هیچ دشمن خارجی در افغانستان دوام نمی‌آورد و اخراج آن دیر و زود دارد اما سوخت‌و‌سوز ندارد و اگر امروز افغان‌ها به خاطر نگرانی از بازگشت طالبان، ‌غربی‌ها را تحمل می‌کنند به معنای موافقت آنها با حضور غرب نیست بلکه آنها مترصد فرصتی برای به دست گرفتن سرنوشت خویش هستند و آن‌زمان زمان بیرون راندن بیگانه خواهد بود.
* ‌اتحاد جماهیر شوروی خیلی زود با بسیج مردم افغان علیه خود مواجه شد، به نظر شما دلیل موفقیت غرب به رهبری انگلیس و آمریکا ‌برای ورود به افغانستان و اشغال راحت آن چیست؟ تفاوت‌های حمله لندن و واشنگتن را با حمله مسکو در چه می‌بینید؟
** ‌انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها موذیانه وارد افغانستان شدند. ‌آنها به خوبی افغان‌ها را جامعه‌شناسی کردند و می‌دانستند که افغان در مقابل زور می‌ایستد به همین خاطر از در دوستی با افغان‌ها وارد شدند. ‌نهرو در نامه به دختر خود خیلی خوب جامعه افغان را توصیف می‌کند. ‌وی در این نامه می‌نویسد که مردم افغانستان مثل زنبورهای یک کندو هستند که هر بیگانه نیرومندی را که به لانه‌شان طمع کند نیش می‌زنند اما حیف که این کندو از درون خود پوسیده است. ‌انگلیسی‌ها به نام افغان و به نام مبارزه با طالبان آمدند و همین زمینه را برای مسلط شدن آنها بر کابل فراهم کرد.
* ‌نقش جهاد را در آینده افغانستان چگونه می‌بینید؟
** ‌افغان‌ها یک میلیون شهید داده‌‌اند و گذر زمان یا حضور نیروهای خارجی یا هیچ چیز دیگری نخواهد توانست خون این شهدا را پایمال کند و جهاد افغانستان زنده خواهد ماند تا پرچم این شهدا زمین نیفتد. ‌مشروعیت دولت کرزای و نیروهای خارجی حاضر در افغانستان اکنون با اقداماتی که علیه مردم افغان صورت می‌گیرد هر روز کم رنگ تر می‌شود و زمان به پاخاستن جهاد افغانستان علیه نیروهای آمریکایی در صورتی که خود نروند نزدیک است.
* ‌اخباری در رسانه‌های جهان مبنی بر انجام تقلب در افغانستان منتشر شد و در شرایطی که ابتدا حامد کرزای به عنوان پیروز اعلام شد، ‌بعد سازمان‌های بین‌المللی و از جمله کمیسیون انتخابات در کابل قسمت گسترده‌ای از آرا را باطل و مخدوش اعلام کرد و در نهایت انتخابات به دور دوم کشیده شد تا عبدالله عبدالله وزیر خارجه سابق و رقیب کرزای خود استعفا کند و کرزای برای دومین بار رئیس‌جمهور شود. ‌آیا به نظر شما این موضوعات مشروعیت را تحت تأثیر قرار نداده است؟
** ‌به هر حال آنچه اکنون وظیفه تمام افغان‌ها در شرایط کنونی است پرداختن به موضوع انجام تقلب در افغانستان نیست چرا که خود عبدالله عبدالله نیز باوجود اطمینان از انجام تقلب در انتخابات به خاطر حفظ آرامش کشور خواستار تمرد از دولت کرزای نشد. ‌اگرچه امکان انجام شدن تقلب در انتخابات افغانستان را رد نمی‌کنم اما باید بگویم کرزای از حمایت‌هایی برخوردار است که وی را گزینه اجباری برای ریاست جمهوری کرده است. ‌کرزای از حمایت پشتون‌های افغانستان و در نتیجه پاکستان برخوردار است که در گذشته بازوی طالبان بوده‌‌اند و ریاست جمهوری عبدالله عبدالله می‌توانست پشتون‌ها را در صورت پیروزی علیه وی به نفع طالبان بشوراند.
‌اما نکته دیگر حمایت آمریکا ‌و غرب از کرزای است اکنون وی بیشتر از دیگر نامزدها مورد حمایت غرب قرار دارد و مردم افغان در شرایط کنونی چاره‌ای جز کرزای ندارند و من به عنوان کسی که خود در انتخابات ریاست‌جمهوری از نامزد رقیب کرزای حمایت کرده‌ام اکنون معتقدم همه افغان‌ها باید رئیس‌جمهور وقت را برای پیشبرد اهداف افغانستان که همانا بازسازی است یاری کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات