از سال 1915 که هائیتی و جمهوری دومینیکن به اشغال ایالات متحده آمریکا درآمدند، زندگی سیاسی در این دوکشور زیر نگاه مراقب آمریکا جریان داشته است.
به گزارش فارس به نقل از آژانس خبری پرنسا لاتینا، "هیسپانیولا " جزیرهای است با مساحت 76900 کیلومتر مربع که بخشی از آن هائیتی و بخش دیگر، جمهوری دومینیکن را تشکیل داده است. هیسپانیولا یا "مراورید جزایر آنتیل " بر اثر استعمار و جنگهای استقلال تقسیم شد. از یک طرف، اولین جمهوری سیاهپوستان و از طرف دیگر، بازمانده استوایی اسپانیای قدیم از دل آن بیرون آمد.
در طول قرنها، این جزیره برای مستعمرهنشینهای اروپایی با ماجراجویی مترادف بود. خون و شکر به هم آغشته بود. گروه دریازنان در جزیره "تورتو " (Tortue) سنگر گرفته بودند، ارتش بردگان شورشی آنجا فعالیت داشت و اربابان اسپانیایی سانتودومینگو زندگی اشرافی سبکسرانهای را میگذراندند.
اما روح هیسپانیولا روح آفریقا است. قبل از استقلال، اربابان کشتزارها که تعدادشان به چهل هزار نفر میرسید رونق کشاورزی خود را مدیون حدود نیم میلیون بردهای بودند که آنان را سنگال و داهومه به آنجا آورده بودند. سپاهپوستان در سال 1791، مانند یکی از گروههای انقلابی بنیادگرای پاریس، فرانسویان را به قتل رساندند و کشتزارها را به آتش کشیدند. "توسن لوورتور " و یارانش، سپاهیان فرانسوی ناپلئون را شکست دادند. در 1804، اولین جمهوری آزاد آمریکای لاتین اعلام شد.
سیل سپاهپوستان همه چیز را در مسیر خود روفت. همین ارتش سیاه هائیتی بود که سرزمین مجاور جمهوری دومینیکن را، که در اشغال اسپانیا بود، آزاد کرد. در هیسپانیولا، این بردگان بودند که استعمارگران سفید را از سلطه مام میهن نجات دادند. جزیره گذشتهای دشوار پشت سر نهاده است. تمام تاریخ جزیره با این نشان مشخص شده است. اهالی سفید و دو رگه برای از میان بردن قدرت سیاهان متحدا تلاش کردند. کرئولهای دومینیکن تا آنجا پیش رفتند که برای مسلح شدن در برابر بردگان پیشین، در خواست پیوستن به ایالات متحده و اسپانیا را کردند.
نیروی طبلها و آیین وودوی آفریقا حتی ایالات متحده آمریکا را نگران کرده بودند. از سال 1915 هائیتی و جمهوری دومینیکن به اشغال ایالات متحده آمریکا در آمد. از آن پس، زندگی سیاسی زیر نگاه مراقب "عمو سام " جریان داشته است.
هیسپانیولا سرزمین باستانی "کوکاین " (Cocagne) امروزه فقیر است. (در هائیتی یکی از پایینترین سطح زندگیهای جهان حاکم است) مردم این دو جمهوری جزیره هیسپانیولا، ناچار به تحمل نظام دیکتاتوری خونینتر "وخیلو " و "پاپادوک " بودهاند که مسخرهترین مستبدان تاریخ آمریکای لاتین به شمار میروند. اهالی دومینیکن در سال 1965 ناگزیر شاهد مداخله نیروهای نظامی آمریکا شدند که مامور سرکوب تمام آمال استقلالطلبانه بود.
در پسِ هیاهوی مداخلات بیگانه و نظام دیکتاتورهای سفاک، ترس نهفته است. همه ساله صدها هزار کارگر سیاه مخفیانه از مرزهای جمهوری دومینیکن میگذرند. همین افرادند که محصول کشتزارهای نیشکر، یعنی منبع اصلی ثروت را برداشت میکنند. همین جمعیت سیاهپوست و متحرک و بالقوه "خطرناکی " که مراقبشان هستند و تنبیهشان میکنند و در صورت لزوم قتلعام میشوند. اما نیروی عصیان که میراث آفریقا است هنوز در سیاهپوستان زنده است و رایحهاش در بازارهای خوشبوی پورتو پرنس و روستاهای سوخته از آفتاب قبل هیسپانیولا میپیچید. "اگُوم فرای " (Agum Feraille)، خدای جنگ، سلاحهایی را که در گذشته به توسن لوورتور و یارانش داده بود باز صیقل میدهد.