تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۳۹۱۰۳

مثلث قدرت در قرن 21


حسام‌الدین برومند
از بهمن 57 که جمهوری اسلامی بر خلاف عرف معمول-و البته تحمیلی زمانه- مدل های حکومتی لیبرالیستی یا سوسیالیستی را برنتافت و با یک «نه بزرگ» هر دو اردوگاه شرق و غرب را نفی کرد؛ داستان دشمنی نظام سلطه به سرکردگی «شیطان بزرگ» با نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز گشت.
از آنجا که این دشمنی نه ظاهری و مقطعی بلکه ماهوی و پایان نا پذیر است -مگر اینکه یکی از طرفین تغییر ماهیت بدهند- از همان ایام سکانس اصلی این داستان پرماجرا و پرتنش «تغییر رژیم ایران» بوده که البته هیچ گاه سلطه گران نتوانسته اند- و نخواهند توانست- به آن دست یابند و بارها نیز به محال بودن آن اعتراف کرده اند.
طی سه دهه گذشته «نظام سلطه» و در رأس آن آمریکا از راههای مختلف و بالطایف الحیل و بهره گیری از تاکتیک های سیاسی، اقتصادی و نظامی تمام همت خود را بکار بسته و از همه توان و ظرفیت خود یاری جسته تا استراتژی دگرگونی ساختار حکومتی ایران را عملیاتی و اجرایی کند.
شرح این داستان بلند و گلاویز شدن خوی استکباری نظام سلطه با فطرت عدالت خواهی نظام اسلامی و پای فشردن به حقیقت و مقاومت و باج ندادن به زورگویان و زیاده خواهان نه در این مقال می گنجد و نه نیازی به تکرار دارد.
از بهمن ماه سال گذشته که ایران اسلامی به قوت و با اقتدار سی امین سالگرد انقلاب را جشن گرفت و در دهه موسوم به «پیشرفت و عدالت» بر شتاب حرکت خود افزود قدرت های استکباری این بار حیله دیگری به صحنه آوردند، نه برای فروپاشی- که آرزوی ناممکن آنهاست- بلکه برای کاستن از اقتدار نظام و از همین روی؛ برای تحقق خواسته شان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را نشانه رفتند.
آنچه امروز پس از گذشت قریب به 8 ماه از انتخابات می توان بدون تردید و ابهام دریافت این است که طراحی های چند لایه و تودرتوی دشمنان که جماعتی در داخل- خواسته یا ناخواسته- ماموریت اجرایی کردن آن را داشتند بر حول خدشه در مشروعیت نظام در راستای تضعیف اقتدار زبانزد ایران اسلامی متمرکز بود.
شواهد و قرائن غیرقابل انکاری وجود داشت که نشان می داد هدف یک جریان سیاسی شرکت کننده در انتخابات پیروزی در انتخابات نبود و فارغ از نتیجه انتخابات خروجی آنچه از سوی این جریان دنبال و پی گیری می شد با هدف طراحی ها و طرح ریزی های دشمنان خارجی منطبق بود: «تضعیف ساختار حکومتی نظام جمهوری اسلامی».
البته دشمنان خارجی پس از حوادث و وقایع انتخابات با استفاده از پروپا گاندای رسانه ای خود و بنگاه های خبری دروغ پراکن به غلو و بر پایه جنگ روانی سخن از «تغییر رژیم ایران» را مطرح می کنند!
«ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا هفته گذشته در مطلبی در هفته نامه نیوزویک در حالی که خود را یک رئالیست! معرفی کرد خواستار تغییر رژیم ایران از طریق اعمال تحریم های شدید شد! جالب اینجاست که مجله آمریکایی «فارین پالیسی» در مقاله ای تحلیلی راهکار این آقای واقع گرا و رئالیست! علیه ایران را احمقانه دانست.
از سوی دیگر؛ بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان غربی که «واقع گرایی» را متفاوت از «ریچارد هاس» دریافته اند معتقدند «واقعیت» آن است که «تغییر رژیم در ایران» با توجه به دلایل متعدد عملی نخواهد شد.
در همین زمینه، «دیلیپ هیرو» نویسنده روزنامه های آمریکایی نیویورک تایمز و واشنگتن پست دو هفته گذشته با انتشار مقاله ای در پایگاه اینترنتی «آسیا تایمز» تغییر رژیم در ایران را بیش از حد خوش بینانه -غیرواقع بینانه- دانست و تاکید کرد غرب باید تصور آن را هم از ذهن خود بیرون کند.
نظام سلطه و قدرت های خارجی در تمام ماه های گذشته و از زمان بروز برخی ناآرامی ها و اغتشاشات در پی انتخابات اخیر ایران به صورت پیدا و پنهان از بلواها و آشوب ها حمایت کردند تا آنجا که حتی تشریفات و عرف دیپلماتیک که خود از آن دم می زنند را رعایت نکردند و گستاخانه و بی شرمانه در اوضاع داخلی ایران دخالت کردند و سیاست بازانی چون باراک اوباما، سارکوزی، گوردن براون، بنیامین نتانیاهو، شیمون پرز و... رسماً حمایت خود از آشوبگران و اغتشاشگران را به اسم «مردم دموکراسی خواه»! علنی کردند.
اکنون پس از سیلی محکم و پرمعنای ملت در 9 دی که نظام سلطه از سرضعف و ناتوانی و شکنندگی این نمایش عظیم اقتدار را در رسانه های خود سانسور کرد! یا در پوششی تحریف شده و تنزیل یافته بازتاب داد آنها علاوه بر استفاده از فضای سایبری به دو اهرم نخ نما شده «تحریم» و «حقوق بشر» متمسک شده اند که نشان از سردرگمی آنان در رویارویی با نظام جمهوری اسلامی دارد. چرا که نظام سلطه و بخصوص آمریکا علی رغم تمام تکاپوها و تلاش هایش در هفت، هشت ماه گذشته که قصد داشتند از طریق خدشه در مشروعیت نظام در راستای تضعیف اقتدار ایران اسلامی به اهداف شوم خود برسند بار دیگر ناکام ماندند و دیدند که القای شبهه در سلامت انتخابات به منظور زیر سأال بردن مشروعیت نظام کارگر نیفتاده و امروز قاطبه ملت علی رغم شکل گیری فضای فتنه- که خروجی جنگ نرم است- در پس از انتخابات به سلامت انتخابات اطمینان و باور دارند.
رهبر معظم انقلاب در دیدار هفته گذشته مردم مازندران با ایشان، عبرت نگرفتن دشمنان ملت ایران از بی اثر بودن توطئه های قبلی و تلاش برای برنامه های جدید و در عین حال تکراری را ناتوانی دشمن در فهم واقعیت انقلاب اسلامی دانستند و درباره تلاش آمریکایی ها برای استفاده از فضای اینترنت علیه ایران تأکید کردند: «آمریکایی ها می گویند 45 میلیون دلار بودجه تصویب کرده اند تا از طریق اینترنت جمهوری اسلامی را شکست دهند که این نشان دهنده اوج درماندگی دشمن است زیرا آنها تاکنون دهها 45 میلیون دلار صرف مقابله با نظام اسلامی از طریق کار دیپلماسی، تحریم، اعزام جاسوس، استخدام مزدور و روش های دیگر کرده اند ولی به هیچ نتیجه ای نرسیده اند».
«آقا» تأکید کردند نتیجه طراحی دشمن برای ایجاد آشوب در تهران منجر به بیداری و هوشیاری بیشتر مردم در دفاع از جمهوری اسلامی شده است و تصریح کردند: «حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه کنند.»
جالب اینجاست که درباره اعمال تحریم های شدید علیه ایران بارها و به کرات مقامات و شخصیت ها و تشکل های تجاری و اقتصادی غربی بر ناکارا بودن و بی فایده بودن آن تأکید و تصریح دارند. تا آنجا که هفته پیش گروه های تجاری برجسته آمریکا (همچون اتاق بازرگانی آمریکا، شورای تجارت بین المللی آمریکا، انجمن ملی کارخانه داران، کمیته اضطراری تجارت آمریکا و...) طی نامه ای رسمی نه تنها تحریم ها علیه ایران را بی فایده و ناکارآمد دانستند بلکه به کاخ سفید هشدار دادند که تحریم جمهوری اسلامی منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا را متزلزل می کند.
درباره حقوق بشر هم ناگفته پیداست که غرب از آن به عنوان یک ابزار سیاسی استفاده می کند و در واقع اسم مستعاری برای باج خواهی ها و افزون طلبی ها است که البته در افکار عمومی ملت ها این حنای غربی ها دیگر رنگی ندارد. امروز ایران اسلامی در بهمن 88 به اعتراف دوست و دشمن قابل مقایسه با 31 سال پیش (بهمن 57) نیست. در بعد منطقه ای و بین المللی از ایران به عنوان یک نقش آفرین مقتدر و توانمند یاد می شود.
همین ماه گذشته بود که یوگنی پریماکوف نخست وزیر سابق روسیه در گفت وگو با خبرگزاری یونایتدپرس تصریح کرد که تهدید علیه ایران کارگر نیست، بلکه باید با ایران به مثابه یک قدرت منطقه ای کنار آمد.
وزیر امور خارجه ژاپن نیز دو هفته پیش در سخنانی ایران را یک ابرقدرت منطقه ای دانست.
طرفه آنکه سه روز پیش نویسنده برجسته آمریکایی و خبرنگار کهنه کار روزنامه نیویورک تایمز در تازه ترین کتاب خود پیرامون قدرت های بزرگ جهان در قرن 21، ایران را یکی از سه ضلع مثلث قدرت قرن 21 معرفی کرد. «استفن کینزر» همچنین در کتاب دیگر خود درباره ایران تحت عنوان «عصر دیپلماسی واقعی» خطاب به سیاستمداران و اعضای کنگره آمریکا می نویسد: «با کمک هم می توانیم از رهبران خود بخواهیم که از گفت وگوهای واقعی و بدون پیش شرط با ایران حمایت کنند». امروز تنها راه باقی مانده برای نظام سلطه و غرب این است که در رویارویی با جمهوری اسلامی بر مسیر واقعیت حرکت کنند و توانمندی ایران هسته ای را به رسمیت بشناسند وگرنه کماکان دچار عارضه سردرگمی خواهند بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات