تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۳۹۱۱۲
نگاهی بر مواضع امام خمینی (ره) در قبال جبهه ملی

امام و ملی‌گراها


ساناز علی محمدی
در انقلاب ایران - که به اذعان پژوهشگران و تحلیلگران انقلاب، انقلابی منحصر به فرد و متفاوت با سایر انقلابهای دنیاست - در عین حال که نیروهای متعدد و مختلف سیاسی با حکومت پهلوی مخالفت یا بعضا مبارزه مینمودند، یا تمارض به مبارزه می نمودند، اما هیچ گاه وزن سیاسی و اجتماعی این گروه ها به حدی نبود که بتوان آنها را یک نیروی مبارز جریان اصیل مبارز یعنی جریان اسلامی دانست.
اما این گروهها به واسطه برخوداری از تجربیات و تشکیلات منسجم خود را وزنه مهمی می پنداشتند. این گروهها که از قدرت و نفوذ معنوی امام در میان مردم به خوبی آگاه بودند سعی در نزدیک شدن و یا نزدیک نشان دادن خود با آراء و افکار خود با امام داشتند. اما امام خمینی (ره) با فراست خاص و منحصر به فردشان در عین تعامل با آنها هیچ گاه به قبول و تائید آنان نپرداختند. یکی از گروههای مذکور جبهه ملی بود که ذیلا به ذکر شرح مختصری از مواضع امام در قبال آنها می پردازیم.
به رغم همه تلاش هایی که از سوی رهبران جبهه ملی برای هماهنگ نشان دادن خود با نهضت روحانیت و جنبش انقلابی ایران صورت می گرفت روحانیت و بخصوص امام هیچ وقت به صورت کامل آنان را تائید نکردند. شاید بتوان یکی از دلایل این امر را در بی اعتمادی روحانیون نسبت به ملیون در جریان نهضت ملی شدن نفت و اختلافاتی دانست که آنان پس از رسیدن به اهداف مورد نظر خود با رهبرروحانی نهضت - آیت الله کاشانی- داشتند این حادثه که25 سال پیش رخ داده بود موجبات این بی اعتمادی را فراهم ساخته بود و شاید مسئله مهم تر را بتوان در عدم پشتیبانی جبهه ملی از قیام15 خرداد42 دانست که در زمان وقوع این حادثه و بعد از آن، افراد جبهه ملی هیچ گونه پشتیبانی و یا اعلامیه ای در تائید این قیام صادر نکردند و همین مسائل بود که باعث عدم توجه روحانیون به افراد جبهه ملی در ضمن مبارزاتشان با رژیم شد.
از طرف دیگر باید گفت، که امام و روحانیون قدرت مذهب را بسیار قوی تر از قدرت سیاسی و نظامی در ایران می دانستند و برای هیچ قدرتی جایگاهی بالاتر و یا حتی برابر با آن قائل نبودند. اما این نظر در تضاد با نظر و عقیده افراد جبهه ملی قرار داشت چون که آنان ایرانیت را مقدم بر مسلمان بودن می دانستند و در هویت خود برای آن جایگاه و مرتبه دوم را قائل بودند. به عنوان نمونه کریم سنجابی از رهبران جبهه ملی به صراحت اظهار می داشت: “ما به مسلمان بودن خود افتخار می کنیم ولی قبل از مسلمان شدن ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم بود”1
اما امام در مصاحبه ها و بیانیه های متعدد خویش سیاست های جبهه ملی را رد کردند. ایشان آشکارا به نفی سیاست تاکید بر قانون اساسی ملیون در مبارزاتشان و اینکه شاه باید سلطنت کند و نه حکومت، همچنین به سیاست سازشکارانه آنها با رژیم پرداخته و حکومت مورد نظر خود را چنین توصیف می کنند: “حکومت جمهوری، متکی بر آرای عمومی و اسلامی، متکی به قانون اسلام این را جمهوری اسلامی می گوییم و این مورد نظر ماست.”2
ایشان در مصاحبه ای در7 دی ماه57 ، که خبرنگاری نظرشان را درباره جبهه ملی پرسید؛ گفتند: “من نظر مثبتی ندارم و نفی اش هم نکرده ام.”3 همچنین در جواب این سوال که رهبران جبهه اشخاص مهمی هستند و باید به آنها قدرت داد و با آنها روابط نزدیک داشت گفتند: “با تمام اهالی ایران روابط مساوی داریم برای هیچ رهبر سیاسی و مذهبی، اتصال به یک جبهه خاص درست نیست با تمام ملت رابطه برقرار می ساریم و رابطه خاص را مخالف مصالح می دانند. ایشان در مصاحبه ای دیگر تاکید می کنند به همه افراد سیاسی نیاز داریم و با یک گروه خاص رابطه نداریم...”
علاوه بر این امام در20 مرداد57 در جواب یکی از پرسش های مطرح شده در نامه برادرشان آیت الله پسندیده گفتند: “اینجانب نمی توانم از جبهه ای ها و نه از بزرگشان ]مصدق[ اسمی ببرم و ترویجی بکنم؛ راه آنها با ما مختلف است.”4 امام دراین زمان شرط پذیرش جبهه ملی را همچون سایر گروه ها و دسته ها، در هماهنگ ساختنشان با خواسته های نهضت اسلامی قراردادند5.
بنابر آنچه گفته شد امام هیچ گاه ملیون و سیاست های مبارزاتی شان را درمبارزه علیه رژیم تائید نکردند و همواره به رد سیاست های آشتی جویانه آنان در مخالفت با رژیم پرداختند. مشی امام خمینی تغییر دادن همه گروه ها بود تا آنها را به سرنگونی حکومت ترغیب کنند البته در این زمان سیاست هوشمندانه ایشان این بود که در ضمن اعلام مواضع صریح و تشویق گروه ها و رهبران سیاسی، از ایجاد جبهه ای مخالف توسط آنها جلوگیری کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات